تبليغاتX
حقوق بین الملل
حقوق
مرکز و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهیدبهشتی و مجمع جهانی صلح اسلامی در مهرماه ۱۳۸۸ همایش «حق بر صلح» را برگزار خواهد نمود. مقرر گردیده است که در این همایش سخنرانی های زیر ارائه شود:

دکتر سیدباقر میرعباسی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

کارکردهای سیستم حل و فصل اختلافات بین المللی از منظر صلح: قوت ها و ضعف ها

دکتر محمدجواد جاوید، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

تکاپوی صلح در مکاتب  فلسفی

دکتر عباسعلی کدخدائی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

آسیب شناسی صلح جهانی و بایسته های نظری و عملی

دکتر سیدقاسم زمانی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

تفسیر صلح و امنیت بین المللی در منشور ملل متحد

دکتر عبدالمجید میردامادی، عضو هیات علمی دانشکده روابط بین الملل

صلح عادلانه در گستره حق بر صلح

دکتر رضا کلهر، عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین (ع)

تحلیل صلح از نگاه نظامی-امنیتی

دکتر حسن سواری، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان

حق بر صلح و حقوق بین الملل معاصر

دکتر ستار عزیزی، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان

حق بر صلح و دموکراسی اجماعی

دکتر سید حسین سادات میدانی، محقق و پژوهشگر حقوق بین الملل

 دیوان بین المللی دادگستری و صلح جهانی

جعفر برمکی، پژوهشگر حقوق محیط زیست، و عضو اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN)

محیط زیست و صلح جهانی

 

زمان ارسال مقالات:

5 مهرماه  1388

ارسال با تاخیر برای انتشار در مجموعه مقالات: 25/8/1388

 زمان برگزاری همایش:

25 مهرماه 1388

 محل برگزاری:

تهران، اوین، دانشگاه شهید بهشتی، سالن همایش های مرکز و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی

نشانی الکترونیکی:

peace.chpd@mail.sbu.ac.ir

تلفن:   12-22431911

حضور همه علاقمندان در این همایش آزاد است و به دانشجویان، گواهی شرکت در همایش اعطا خواهد شد


در ضمن، مقالات برگزیده ضمن انتشار در مجموعه مقالات همایش، مورد تقدیر نیز قرار خواهند گرفت. لطفاً جهت تسهیل برنامه ریزی های همایش، مشارکت خود را قبلاً از طریق ایمیل یا تلفن، به دبیرخانه همایش اطلاع دهید.

 

+ نوشته شده در  Tue 22 Sep 2009ساعت 7:5  توسط علی شیروانی  | 

یوکیا آمانوی 63 ساله ، كانديداى ژاپنى مدير كلى آژانس بين المللى انرژى اتمى، روز پنجشنبه با اكثريت آراء ۳۵ عضو شوراى حكام آژانس به عنوان جانشين محمد البرادعى انتخاب شد.

بر اساس گزارش هاى منتشره، آقاى آمانو توانست در چهارمين دور راى گيرى دو سوم آراء اعضاى شوراى حكام آژانس را كسب كند و عبدالصمد مينتى، رقيب آفريقاى جنوبى خود را شكست دهد.

مدير كل جديد آژانس پس از اين راى گيرى به خبرنگاران گفت: «امروز بعد از ظهر من حمايت ۲۳ كشور را كه تعداد لازم براى انتخاب به عنوان مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى است را بدست آوردم.»

با اين حال روند انتخاب مدير كل آژانس هنوز به پايان نرسيده است و ۱۴۵ كشور عضو آژانس جمعه بعد از ظهر گردهم خواهند آمد تا به صورت رسمى انتخاب یوکیا آمانو را تاييد كنند.

به گزارش خبرگزارى ها، با وجود اين آقاى آمانو تا زمانى كه نشست عمومى آژانس بين المللى انرژى اتمى در ماه سپتامبر به او چراغ سبز ندهد، مدير كل آژانس نخواهد بود.

وى در گفت و گو با خبرنگاران اظهار داشت كه تلاش خود را براى جلوگيرى از گسترش سلاح هاى اتمى به كار خواهد گرفت و براى انجام چنين كارى، «همبستگى همه كشورهاى عضو از شمال، جنوب، شرق و غرب ضرورى است.»

مديركل جديد آژانس بين المللى انرژى اتمى از ماه نوامبر جانشين محمد البرادعى خواهد شد كه سه دوره چهار ساله رياست اين نهاد ناظر بر فعاليت هاى اتمى كشورهاى جهان را بر عهده داشت.

برادعى در دوران مدير كل خود توانست جايزه صلح نوبل را در سال ۲۰۰۵ بدست آورد ولى به دليل اظهار نظرهاى سياسى خود همواره مورد انتقاد قرار داشت.

يوكيا آمانوی ، جانشين وى، در راى گيرى روز پنجشنبه از سوى كشورهاى صنعتى مورد حمايت كامل قرار داشت. براى تصدى مقام مدير كلى آژانس پنج كانديدا با يكديگر به رقابت پرداختند ولى ژان پل پونسلت از بلژيك و ارنست پتريك از اسلونى اوايل هفته جارى از نامزدى اين مقام انصراف دادند.

لوئيس اخاوارى از اسپانيا نيز به دليل كسب آراء پايين در راى گيرى اوليه از دور رقابت ها حذف شد.

هرچند هنوز تا انتخاب نهایی آمانو یک گام باقی متنده است اما شواهد نشان می دهد که او دبیکل آینده آژانس خواهد بود،در مورد آمانو همه بر یک موضوع تاکید دارند آن هم اینکه این دیپلمات کارکشته ژاپنی بیشتر به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس شناخته می شود تا چهره ای سیاسی،این موضوع در ظاهر می تواند پیام خوبی برای ایران داشته باشد، زیرا ما معتقدیم موضوع ایران فنی است و برخی قدرتها بیشتر علاقه دارند آنرا سیاسی جلوه دهند.

 بنابراین وجود یک شخصیت فنی در این جایگاه در ظاهر امر به نفع ایران خواهد بود اما پیشینه رفتار ژاپنی ها درباره پرونده هسته ای ایران و همراهی بی چون و چرای آنها با کشورهای مخالف برنامه هسته ای کشورمان در عمل این نگرانی را ایجاد می کند که آمانو نتواند استقلال نسبی البرادی را در این باره داشته باشد.
نقل از تابناک.
+ نوشته شده در  Fri 3 Jul 2009ساعت 9:28  توسط علی شیروانی  | 

بنا بر نوشته های اخیر پروفسور شاباس

Amnesty International has submitted a brief in the Bemba case on the proper interpretation of article 28 of the Rome Statute, which codifies the concept of command responsibility: http://www.icc-cpi.int/iccdocs/doc/doc669669.pdf. Several prominent international criminal law experts were involved in its preparation, including Mike Newton, Patty Sellers and Charles Garraway. The big issue seems to be whether there is a requirement of causation, a hypothesis that the brief rejects. In other words, the crime of the commander is failure to exercise effective control over those under his or her command, regardless of whether there is any connection to the crime committed by the subordinates. The Prosecutor has filed a short document essentially endorsing the analysis of Amnesty International: http://www2.icc-cpi.int/iccdocs/doc/doc673528.pdfB.
Although this is certainly correct, in a theoretical sense, the question that then needs to be addressed is whether absent any causal link between the atrocities committed and the negligence of the commander, such a case is sufficiently serious to warrant the attention of the Court. Case law of the International Criminal Tribunal for the former Yugoslavia shows that in the relatively rare cases where offenders are convicted on the basis of command responsibility, the sentences have been relatively low, indicating that they were not of comparable gravity to those involving intentional criminal conduct.
The Prosecutor has declined to prosecute cases of wilful killing (see, for example, his February 2006 statement on Iraq) because the number of victims was not large enough. An explanation as to why a negligent commander, whose troops commit atrocities but where no causal connection is established with the failings of the commander, is of higher than wilful killers would be appreciated. I would be inclined to the view that if it cannot be proven that Bemba actually ordered or otherwise was involved in the direct commission of the crimes, then the Court might direct its attention elsewhere.
This is not to dispute that Bemba may be guilty in accordance with article 28 of the Statute. But maybe his case isn't high enough on the Richter scale of gravity if the Prosecutor can only prove negligence.

http://www.humanrightsdoctorate.blogspot.com/

+ نوشته شده در  Mon 11 May 2009ساعت 1:2  توسط علی شیروانی  | 

به گزارش وبلاگ موسسه حقوق بین الملل پارس-تهران

موضوع فعالیتهای هسته ای ایران یکی از جنجال برانگیزترین مسایل بین المللی در سالهای اخیر بوده است. در حالی که برخی از دولتها با استناد به نگرانی جامعه بین المللی نسبت به فعالیتهای هسته ای ایران درخواست توقف این فعالیتها را داشته اند و برخی نهادهای بین المللی و به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه هایی را در این خصوص به تصویب رسانیده اند جمهوری اسلامی ایران با استناد به ماده ۴ معاهده منع اشاعه هسته ای این درخواستها را غیرقانونی دانسته و به فعالیتهای خود ادامه داده است.

این اختلاف مجموعه ای از ابهامات و سئوالات حقوقی را مطرح ساخته است. دکتر ممتاز طی سخنرانی در مرکز مطالعات عالی بین المللی تلاش نموده اند که به برخی از این ابهامات و سئوالات بپردازند. گزارش این سخنرانی به همت جناب آقای نوری کیا تهیه شده است که در ادامه مطلب در دسترس می باشد.


ادامه مطلب

علاقمندان به مباحث حقوق بین الملل می توانند متن کامل سخنرانی هفته گذشته دکتر ممتاز در ارتباط با برنامه هسته ای ایران و نظام خلع سلاح هسته ای را در این آدرس دریافت نمایند. از زحمات اعضاء گروه پژوهش موسسه حقوق بین الملل بابت تهیه سریع متن سخنرانی سپاسگذاری و قدردانی می نماید.

+ نوشته شده در  Mon 11 May 2009ساعت 0:53  توسط علی شیروانی  | 

Articles

Human Rights of Women and Children under the Islamic Law of Personal Status and Its Application in Saudi Arabia

Zainah Almihdar

From Perversion to Pathology: Discourses and Practices of Gender Policing in the Islamic Republic of Iran

Raha Bahreini

Use of Force in the Sudan: Between Islamic Law and International Law

Sean Hilhorst

Reconsidering Gender Inequality and Honour Suicide within the Frame of Different Liberal Theories: Turkey-Batman Case

Hatice Karacay Cakmak and Nezahat Altuntas

From the Field

Implementing International Human Rights Law in Post Conflict Settings - Backlash without Buy-In: Lessons from Afghanistan

Leanne M. Smith

Book Reviews

Review of Sharia Implementation in Northern Nigeria 1999-2006: A Sourcebook

Mashood A. Baderin

+ نوشته شده در  Sun 26 Apr 2009ساعت 0:52  توسط علی شیروانی  | 

فراخوان           

همایش علمی حق بر صلح

مرکز و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی و مجمع جهانی صلح اسلامی برگزار می کنند:

 محورهای همایش:

- حق بر صلح: مبنا، چارچوب و ماهیت

- حق بر صلح و نظم عمومی بین المللی

- حق بر صلح در گستره حقوق بین المللی بشر

- الگوهای صلح جویی در اندیشه ها و مکاتب حقوقی جدید و قدیم

- مناسبات صلح،  عدالت،  توسعه و دین

- حق بر صلح و عملکرد سازمان ملل متحد

- صلح عادلانه: الگوی جایگزین در افق امروز و فردا

 علاقمندان برای ارایه مقاله در همایش می توانند مقالات تحقیقی خود را در محورهای فوق تا تاریخ 5/6/1388 به نشانی تهران ، اوين ، دانشگاه شهيد بهشتي ، مرکز وکرسي حقوق بشر صلح و دموکراسی يا به نشانی الکترونيکي گروه صلح        ارسال نمایند. peace.chpd@mail.sbu.ac.ir

زمان ارسال مقالات: تا تاريخ 5  شهریور 1388مي باشد.

زمان برگزاری همایش:آخر مهر 1388

مقالات برگزیده ضمن چاپ در مجموعه مقالات همایش مورد تقدیر قرار خواهند گرفت. جهت کسب اطلاعات  مراجعه نماييد. http://chpd.sbu.ac.ir بيشتر به سايت مرکزوکرسی

تلفکس  دبیرخانه همایش: 12-22431911

+ نوشته شده در  Wed 8 Apr 2009ساعت 5:57  توسط علی شیروانی  | 

رابطه دیوان بین المللی دادگستری و کمیسیون حقوق بین الملل

روزالین هیگینز

رییس (سابق) دیوان بین المللی دادگستری

ترجمه: علی شیروانی

اشاره: متن ذیل، سخنرانی خانم روزالین هیگینز، قاضی و رییس دیوان بین المللی دادگستری است که به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس «کمیسیون حقوق بین الملل در سازمان ملل متحد» روز 30 اردیبهشت 1387 (19 may 2008)، در ژنو ایراد شده است. ..

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 28 Mar 2009ساعت 19:1  توسط علی شیروانی  | 

A couple of upcoming conferences that may be of interest.

The need to eradicate impunity. In Berlin, 0n 23 March, co-sponsored by the Bundestag's Human Rights & Humanitarian Aid Committee and the Committee on Legal Affairs and Human Rights of the Parliamentary Assembly of the Council of Europe. According to Andrew Drzemczewski, 'the participation of persons other than the keynote speakers & AS/Jur members is encouraged (especially that of NGOs, academics etc., with a specific interest inthe subject)'. If you are interested in participating, please inform Sally-Ann Honeyman (sally-ann.honeyman@coe.int), preferably by Friday 6 March.The conference is to serve as a forum of open debate which will 'feed into' a report to be presented on this subject by the Committee's Rapporteur & Chairperson, Mrs Däubler-Gmelin, at the Parliamentary Assembly's June 2009 session in Strasbourg. Those wishing to participate will need to cover their own expenses.

The Future of International Criminal Justice. Organised by the Santa Clara Journal of International Law, in Santa Clara, California, on 13-14 March. Keynote speaker is M. Cherif Bassiouni. For further details: http://law.scu.edu/international-criminal-justice-symposium/index.cfm. The IntLawGrrls blog also has a summary of the Symposium here: http://intlawgrrls.blogspot.com/2009/02/go-on-future-of-international-criminal.html.
 
http://www.humanrightsdoctorate.blogspot.com/ 
 
+ نوشته شده در  Tue 3 Mar 2009ساعت 0:13  توسط علی شیروانی  | 

In a SPIEGEL interview, Polish Prime Minister Donald Tusk, 51, discusses the US missile defense shield, Eastern Europe's precarious situation in the global economic crisis and the concern in Warsaw over a German monument to those expelled from Poland after World War II. more...

+ نوشته شده در  Tue 3 Mar 2009ساعت 0:0  توسط علی شیروانی  | 

دانشگاه تهران

دانشکده حقوق و علوم سیاسی

جلسه دفاع رساله دکتری حقوق بین الملل

 

عنوان:

قواعد ادله اثبات دعوی

در رویه دیوان بین المللی دادگستری

 

استاد راهنما:

دکتر سید باقر میرعباسی

دانشجو:

سید حسین سادات میدانی

زمان:

29 بهمن ماه 1387                                               8 صبح

مكان:

دانشكده حقوق و علوم سياسي

ساختمان جديد، طبقه دوم، سالن مركز مطالعات عالي بين المللي

+ نوشته شده در  Thu 12 Feb 2009ساعت 7:32  توسط علی شیروانی  | 

دیوان بین المللی دادگستری، در تاریخ 6 فوریه 2009، قاضی هیساشی اووادای ژاپنی را به عنوان رئیس دیوان برگزید. وی که از ششم فوریه سال 2003 عضو تیم قضات دیوان است جانشین روزالین هیگینز انگلیسی خواهد شد که از 12 جولای 1995 در دیوان مشغول خدمت بوده است. قاضی اووادا معتقد به نوعی تحول در روش ها و طرق حقیقت یابی در آیین رسیدگی های دیوان است. این دیدگاه قاضی اووادا که در نظریه جداگانه ایشان در پرونده سکوهای نفتی (ایران علیه ایالات متحده)  نیز به وضوح مطرح شده، از یک طرف معطوف به واقعیت دسترسی نابرابر طرفین به اسناد و از طرف دیگر، متوجه محدودیت های توانایی خود دیوان در احراز و ارزیابی حقایق مربوطه است. پیش بینی می شود با توجه به نقش و تاثیر گذاری عملی رئیس دیوان در این زمینه، دیدگاه وی نسبت به حقیقت یابی در پروندهای مطروحه نزد دیوان نیز طی ریاست ایشان مورد آزمون و سنجش قرار گرفته و از جنبه عملی طرفین پرونده ها تاکتیک های خود را با توجه به این حقیقت پی ریزی نمایند. برخی معتقدند، اگرچه دیدگاه قاضی اووادا بیشتر بر جنبه شکلی حقیقت یابی تاکید دارد اما تغییر در شکل و نحوه حقیقت یابی فی نفسه معیارهای ماهوی دخیل در وزن دهی به ادله اثبات مربوطه را نیز متاثر خواهد ساخت.

  لینک شده از مرکز مطالعات حقوق بین الملل

Press Releases

Press Release 2009/11   

 6 February 2009

Judge Hisashi Owada (Japan) elected President of the International Court of Justice
Judge Peter Tomka (Slovakia) elected Vice-President


Document

This Press Release
is available only in PDF format.

+ نوشته شده در  Thu 12 Feb 2009ساعت 7:4  توسط علی شیروانی  | 


عكس: خبرگزاري مهر، سيدمحسن سجادي.

دنياي اقتصاد- احمدي‌نژاد در ديدار با ليويالوي آگوستي سفير جديد سوئيس ونخستين سفير زن در ايران بعد از انقلاب از آمادگي ايران براي استقبال از تغييرات در دولت جديد آمريكا سخن به ميان آورد. سفارت سوئيس در تهران به عنوان حافظ منافع آمريكا در ايران شناخته مي‌شود. از اين رو احمد‌ي‌نژاد هم در ديدار با سفير جديد اين كشور، بخشي از صحبت‌هاي خود را به روابط ايران و آمريكا اختصاص داد. رييس‌جمهور ديروز در اين ديدار شرايط امروز جهان را كه فرصتي مناسب براي تغيير در رفتار برخي كشورهاي زورگو است، تصريح كرد: جمهوري اسلامي ايران آماده استقبال از تغييرات واقعي و صحيح در دولت جديد آمريكا و مشاركت براي حل مشكلات اساسي جهان در فضاي احترام متقابل و عادلانه است. به گزارش ايسنا، احمدي‌نژاد پس از دريافت استوارنامه ليويالوي آگوستي سفير جديد سوئيس در تهران با بيان اين كه امروز بوش با تفكر خودبرتربيني و حل مسائل جهان با زور به تاريخ پيوسته است، اظهار كرد: اميدواريم اخلاق، انديشه و عمل بوش نيز به تاريخ بپيوندد و درس عبرتي براي ساير دولتمردان آمريكا باشد.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=144694

Switzerland has appointed what is believed to be the first female ambassador to Iran since the 1979 Islamic revolution.

Livia Leu Agosti arrived in Iran this week as Berne's woman in Tehran, drawing criticism from Swiss conservative politicians and pleas for solidarity from Iranian women's rights campaigners.

She met the Iranian foreign minister, Manouchehr Mottaki, for talks on expanding bilateral economic ties and is expected to present her diplomatic credentials formally to President Mahmoud Ahmadinejad in the coming weeks. Iran has on occasion rejected ambassadors' credentials.

The Iranian students' news agency ISNA, citing "informed sources", said yesterday that Leu Agosti had been accepted by the foreign ministry.

Her appointment puts her in charge of one of the most strategically placed diplomatic missions in Tehran. The Swiss embassy has represented US interests since 1980, when Washington severed diplomatic ties with Iran after the takeover of its embassy by Islamist revolutionaries. Swiss diplomats have frequently acted as a conduit for messages between the two countries.

Leu Agosti, 47, was head of the Swiss foreign ministry's Africa and the Middle East department. The US president-elect, Barack Obama, is expected to explore ways of engaging Iran's theocratic government. Leu Agosti told SonntagsZeitung newspaper her appointment struck a blow for "women's equality in a man's world".

But Swiss critics claim that her agreement to observe Iran's laws requiring women to wear the hijab represents surrender to radical Islam. Switzerland's foreign minister, Micheline Calmy-Rey, a vocal women's equality advocate and a member of the Council of Women World Leaders, provoked controversy during a visit to Tehran last year by wearing a headscarf to meet Ahmadinejad.

Exiled Iranian female campaigners have urged Leu Agosti to challenge Iran's official position that the headscarf is a "cultural" issue. In an open letter to Leu Agosti and Calmy-Rey, the international network of solidarity with the Iranian women's movement accused the government of practising "gender-specific apartheid" against women.

Leu Agosti has said she will wear the hijab to maintain her diplomatic status.

+ نوشته شده در  Sat 7 Feb 2009ساعت 7:42  توسط علی شیروانی  | 

لیویا لئو آگوستی اولین سفیر زن از یک کشور اروپایی که پس از انقلاب اسلامي‌ عازم ماموريت به ایران شده، با ارائه رونوشت استوارنامه خود به منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران، کار خود را در اين كشور آغاز کرده است.

به گزارش بی.‌بی.‌سی به نقل از منابع خبري ايران، خانم آگوستی و آقاي متكي در اين ديدار، درباره لزوم گسترش همكاري اقتصادي ايران و سوئيس هم گفت‌وگو كردند. خانم آگوستی طی هفته‌های آینده، اصل استوارنامه خود را به محمود احمدی‌نژاد، ريیس‌جمهوری ايران ارائه خواهد کرد. سوئیس از سال ۱۹۸۰ که رابطه ایران و آمریکا قطع شد، حافظ منافع ایالات متحده در ایران بوده است.دولت سوئیس انتصاب لیویا لئو آگوستی، سفیر این کشور در تهران را اواخر تابستان امسال اعلام کرد.خانم آگوستی، انتصاب خود را نشانه توانایی زنان در ایفای نقش‌های مهم در دنیایی توصیف کرده که تحت تسلط مردان قرار دارد.او پیش‌تر به رسانه‌های سوئیسی گفته بود که برای حفظ موقعیت دیپلماتیکش در تهران مطابق با قانون جمهوری اسلامي‌روسری به سر خواهد کرد.چند سیاستمدار سوئیسی از جناح راست انتصاب خانم سفیر را تسلیم شدن وزارت خارجه این کشور در برابر فشار یک کشور اسلامي‌خوانده‌اند.پیش از این نیز سفر سیاستمداران سوئیسی که در ایران حجاب به سر کرده بودند، انتقاد برخی از رسانه‌ها و سیاستمداران سوئیسی را به دنبال داشت. سیاستمداران و رسانه‌های سوئیس از حضور میشلین کالمي‌ری، وزیر خارجه این کشور در تهران که اواخر سال گذشته خورشیدی، با روسری به دیدار مقام‌های ایرانی رفته بود، انتقاد کردند.خانم کالمي‌ری در حالی که روسری سفید رنگی به سر داشت با محمود احمدی‌نژاد، ريیس‌جمهوری و منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران دیدار کرد.ماریا رات برناسکونی، نماینده سوسیالیست پارلمان، گفته بود این خوب نیست که خانم کالمي‌ری، با این کار خود در تهران فمینیست‌های ایرانی را آزرده‌خاطر کرد. خانم کالمي‌ری گفته بود او فقط پروتکل کشور میزبان را رعایت کرده است: «وقتی شما مهمان هستید به رسوم محلی احترام مي‌گذارید.» مطابق قوانین ایران استفاده از حجاب اسلامي‌ برای خانم‌ها در این کشور الزامي ‌است و دیپلمات‌ها و مقام‌های زن خارجی که به این کشور سفر مي‌کنند هم باید تابع این قانون باشند.

منبع:روزنامه دنیای اقتصاد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=141128


+ نوشته شده در  Thu 15 Jan 2009ساعت 1:16  توسط علی شیروانی  | 

Despite the horrifically high death toll among civilians, Israel continues its war in the Gaza Strip, even threatening to launch a full invasion. So far the United Nations and the European Union have failed in their attempts to bring about a cease-fire. By SPIEGEL Staff more...

+ نوشته شده در  Wed 14 Jan 2009ساعت 10:51  توسط علی شیروانی  | 

WHEN marine ecologist Enric Sala first set eyes on Kingman Reef, a remote spot in the Pacific, his heart started to beat like a drum. “I jumped into the water and I was surrounded by reef sharks and red snappers. The snappers started nibbling at my ponytail, they had never seen humans. It was like getting into a time machine and going back 500 years.” He adds, poignantly, “I knew the marine life would be more abundant, but I couldn’t imagine it would be so spectacular”.

Such lost worlds are vanishingly rare. But this week marine biologists received some glad tidings, which may help to preserve a few more such places. George Bush, using executive privilege, ordered the creation of three giant marine reserves in American waters in the Pacific. In total some 500,000 square kilometres, roughly equivalent to the size of Spain, will be better protected in the three zones. Reefs, islands, and the ocean around the Mariana Islands, Palmyra Atoll and Rose Atoll will be covered.

The announcement had been expected for months, amid wrangling over the level of protection that would be given. Recreational fishermen demanded access to the remote waters, if only for the sake of avoiding a precedent that could affect what they do elsewhere. A compromise was reached that will let them fish in the reserves, with a permit, if they can prove that they would cause no harm. In contrast, commercial fishing, tourism, and the extraction of oil and gas will all be forbidden. In a few places, including Kingman, such protections already existed out to a 12 nautical mile (22.2km) limit, but the new reserves will extend these limits to 50 nautical miles, creating vast new protected areas. The many birds on Kingman should now thrive, benefiting from valuable fishing grounds.

Mr Bush has done this before: in 2006 he created a marine reserve in north-western Hawaii, the Papahanaumokuakea Marine National Monument. Although it is relatively easy for a president to order environmental protection in the ocean, he did so only after heavy lobbying by green groups, such as the Marine Conservation Biology Institute, the Pew Environmental Group and the Environmental Defence Fund. Such groups have generally campaigned to raise concerns about the oceans.

The departing president is presumably thinking of his legacy, as he may now at least claim to have done some environmental good for the seas. Less happily, the changing global climate is already doing great damage. A report this week suggests that the growth of coral on the Great Barrier Reef, off Australia, has slowed by 13% since 1990. Marine scientists attribute this to the fact that the ocean is increasingly acidic, as a side-effect of rising CO2 levels in the atmosphere.

It will be up to Mr Bush’s successor, Barack Obama, to work out some important details for the new reserves, such as where to find resources needed to protect these new areas. After Mr Bush created the Hawaii reserve there were actually fewer funds provided for the clean-up of 28 tonnes of debris, some of it hazardous to marine life, that wash up on the islands every year.

The next challenge will be creating marine reserves in areas where lots of people live by exploiting fish stocks. Dr Sala, who has studied marine reserves around the world, believes that such reserves can help to reduce poverty by ensuring that marine stocks are sustained in the long term. Persuading people to make sacrifices in the short term, however, will require more political leadership yet.

http://www.economist.com/daily/news/displaystory.cfm?story_id=12916869&fsrc=nwl

+ نوشته شده در  Tue 13 Jan 2009ساعت 11:49  توسط علی شیروانی  | 

رئيس‌جمهور، قانون الحاق ايران به كنوانسيون حفاظت از ميراث فرهنگى زير آب را كه به تصويب مجلس شوراى اسلامى و تاييد شوراى نگهبان رسيده است، برای اجرا ابلاغ کرد. بر اساس ماده واحده اين قانون، كنوانسيون حفاظت از ميراث فرهنگى زير آب مشتمل بر(35) ماده و يك ضميمه تصويب و به دولت اجازه داده مى‌شود ‌اسناد تصويب کنفوانسيون را توديع کند. اين کنوانسيون با هدف همکارى کشورها براى حفاظت از ميراث فرهنگى زير آب به عنوان بخش لاینفک ميراث بشریت توسط يونسکو در نوامبر 2001 به تصويب رسيده است. بر اساس بند ۱ ماده ۱ کنوانسیون مزبور میراث فرهنگی زیر آب این کونه تعریف شده است: به هرگونه رد یا اثری از هستی بشری اطلاق می شود که دارای ویژگی فرهنگی، تاریخی یا باستانی بوده، تمام یا بخشی از آن بطور دائمی یا ادواری حداقل به مدّت یک صد سال در زیر آب بوده باشد و این بخصوص شامل موارد ذیل می شود: اول، اماکن، ساختارها، ساختمان ها، اشیاء یا بقایای بشری و همچنین ساختار باستانی و طبیعی آن ها دوم، کشتی ها، هواپیماها یا سایر وسایل نقلیه یا بخشی از آن و محموله و سایر محتوا و همچنین چارچوب باستانی و طبیعی آن ها و سوم، اشیاء ماقبل تاریخ. منظور از چارچوب باستانی و طبیعی در این تعریف: محدوده جغرافیایی که این آثار در آن قرار گرفته است و تجاوز به این محدوده به جهت شرایط خاصی که این آثار در آن قرار گرفته اند، موجب ازبین رفتن این آثار می شود. باتوجه به تعریف فوق، لوله های نفتی، کابل های زیردریا و همچنین تجهیزات مستقر در زیر دریا که همچنان مورد استفاده قرار می گیرند، نمی توانند به عنوان میراث فرهنگی تلقی شوند. به علاوه، بر اساس مقررات کنوانسیون هواپیماها و کشتی های دولتی غیرتجاری، مصونیت های مقرر در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریا مجری بوده و در صورت وجود مقررات دیگر در حمایت از این اقلام، کنوانسیون حاضر خدشه ای بر آن ها وارد نخواهد ساخت و به نوعی در صلاحیت کشور صاحب پرچم باقی خواهد ماند و در صورتی که در آب های تحت حاکمیت کشور دیگری یافت گردند به مقامات کشور صاحب پرچم به طرق مقتضی اطلاع داده خواهد شد. نظام حمایتی طراحی شده در این کنوانسیون هم معطوف به خروج اقلام مذکور و هم نگهداری در جای خود (in situ) است. با توجه به اختیار اعضاء در انتخاب روش حل و فصل اختلافات، ایران روش داوری! را برگزیده است.

منبع: مرکز مطالعات حقوق بین الملل

+ نوشته شده در  Tue 13 Jan 2009ساعت 11:44  توسط علی شیروانی  | 

Kamran Hashemi’s book, Religious Legal Traditions, International Human Rights law and Muslim States, published by Martinus Nijhoff (http://www.brill.nl/product_id29152.htm) was launched yesterday at the Irish Centre for Human Rights. Dr Hashemi obtained his PhD at the Irish Centre for Human Rights, and the book is based on its doctoral thesis. The book includes a very nice introduction by Prof. Abdullai An-Naim, of Emery University. Kamran has returned to his job as an Iranian diplomat, and he is active in education at the foreign ministry in Tehran. The book is a very important contribution to the literature on the interface between Islamic law and traditions and contemporary human rights norms. The photo at the book launch shows Kamran, Dr. Ray Murphy and myself.

+ نوشته شده در  Sat 20 Dec 2008ساعت 0:10  توسط علی شیروانی  | 

 


In November, I had the honour of speaking in Courtroom 600 in the Nuremberg Palace of Justice. This is where the famous post-war trials took place. The courtroom is still in use today. My talk was entitled: ‘From the Holocaust to the Genocide Convention: A Human Rights Learning Process’: متن PDF
+ نوشته شده در  Thu 4 Dec 2008ساعت 23:24  توسط علی شیروانی  | 

protocol-on-economic-social-and 
+ نوشته شده در  Fri 21 Nov 2008ساعت 5:29  توسط علی شیروانی  | 

Germany's lower house of parliament has approved a hotly debated law vastly expanding the surveillance capabilities of the federal police. Opponents lambaste the measure as an effort to create a "super police" -- and look forward to their day before the Constitutional Court.

Many Germans worry that expanding the powers of the federal police will lead to infringements upon privacy rights.
Zoom
DPA

Many Germans worry that expanding the powers of the federal police will lead to infringements upon privacy rights.

For months, a large number of Germans have fretted over whether federal lawmakers would grant federal police aggressive evidence-gathering abilities to combat terrorism. They feared they could be similar to the highly developed -- and criticized -- ones enjoyed by the FBI or those portrayed in "The Lives of Others," the Oscar-winning film about an eavesdropper working for the Stasi, the secret police of the former East Germany.

On Wednesday, a partial answer finally came, when the lower house of the German parliament, the Bundestag, approved anti-terrorism legislation that will vastly expand the cyber-spying powers of the federal police to gather information from the computers, telephone lines and homes of suspected terrorists.

The measure passed 375-168 with the strong backing of Chancellor Angela Merkel's grand coalition government pairing her conservative Christian Democrats with the center-left Social Democrats. The measure's backers hope to get the stamp of approval of the Bundesrat, the upper house of parliament, before Christmas so that it can go into effect in early 2009.

Before that happens, opposition parties and privacy rights advocates hope to bring the issue before the Federal Constitutional Court in an attempt to have it blocked for infringing upon privacy rights guaranteed by the constitution.

New Investigative Powers

The measures are specifically aimed at increasing the investigative powers of Germany's Federal Criminal Police Office (BKA). Among the increased powers would be the right to spy on people's computers using Trojans carrying so-called "Remote Forensic Software" that can clandestinely search through hard drives and send potentially incriminating evidence back to investigators. However, the measure does not allow the police to enter a home in order to put monitoring equipment or software on a computer.

The measure also allows the BKA to bug, film or photograph the homes of suspected terrorists or places where they are staying. Also permissible is the tapping of suspects' telephones and cell phones as well as tracking the location of mobile phone calls.

WHAT THE BKA LAW ENTAILS

The lower house of the German parliament has approved a new law that increases the investigative powers of Germany's Federal Criminal Police Office (BKA). The bill is awaiting the approval of the Bundesrat, the upper house of parliament, but opposition groups are trying to block the bill in the Federal Constitutional Court.

The measure will also permit the BKA to perform data-mining searches as a preventative measure rather than as part of criminal proceedings following terrorist attacks. In certain cases, such data-mining can also include the use of data seized from private institutions.

All of these activities still require court approval. However, in cases of emergency, the measure allows the BKA to undertake activities without immediate court approval if such approval is obtained within three days.

According to the Interior Ministry, similar investigative powers are already enjoyed by the police forces of Germany's federal states as well as the other federal intelligence services, including Germany's Federal Intelligence Service (BND), the German army's military security service (MAD), and the Federal Office for the Protection of the Constitution (BfV).

A German FBI?

Among the measure's main backers is Interior Minister Wolfgang Schäuble -- known for his provocative, US-inspired anti-terror tactics -- who has steadfastly insisted that legal changes are necessary in order to target people suspected of using sophisticated means to plan terror attacks.

While discussing the issue Wednesday on the Berlin-based radio station RBB-Inforadio, Schäuble praised the measure, although he lamented that the approval process had already taken "far too long." In response to accusations that the measures infringe upon privacy rights, Schäuble responded: "We know … what the constitution allows and what it doesn't allow, and we find (the delay) embarrassing."

Following the vote, leaders from the major opposition parties were quick to repeat their long-standing opposition to the measure. Gisela Piltz, spokesperson on domestic politics for the business-friendly Free Democratic Party (FDP), criticized the vote as displaying "disregard for the core areas of leading a private life."

Ulla Jelpke, a domestic-policy expert with the Left Party, labelled the measure a "license for arbitrariness" and described it as having the air of an "authoritarian state."

Renate Künast, the Green Party's parliamentary leader, told the eastern German public television station MDR that the measure was unconstitutional and accused Schäuble of wanting "to create a German FBI."

Pandora's Box or Governmental Power Struggle?

In response to such accusations, Schäuble has responded that opposition is based on a misunderstanding of the circumstances. "The majority of people who criticize (the measure)," Schäuble said, "haven't understood that, in principle, the BKA has no more authority than each state police has had for 50 years."

Schäuble also told the center-left Süddeutsche Zeitung that it was unacceptable for people "to defame our liberal constitutional state to the point that young people think that the matter is related to something like what the Stasi would do."

Schäuble added the states would not lose any power on account of the BKA's expanded powers.

As some critics see it, however, Schäuble's characterization of the issue as one revolving around state-versus-federal issues ignores the fact that the real change comes in the relationship between the Interior Ministry, which oversees the BKA, and the Office of the Federal Prosecutor. In effect, the BKA will no longer have a subordinate position to the prosecutor's office in conducting vaguely defined terror investigations.

 
"The new division of power turns the BKA into a federal super-police with comprehensive authority," a critical assessment of the measure in the Süddeutsche Zeitung said Wednesday. "The BKA may now use secret investigative methods that up until now have been primarily the hallmarks of the intelligence services -- without there being any of the parliamentary controls such as those underlying intelligence service activities." Germany's intelligence agencies are subject to rigid oversight in the Bundestag.

Non-governmental protests against the measure have been led by groups representing the interests of doctors, lawyers and journalists, who worry the measure will infringe upon the privacy rights of patients and clients.

jtw -- with wire reports


+ نوشته شده در  Fri 14 Nov 2008ساعت 1:54  توسط علی شیروانی  | 


دبير كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري اصفهان از برگزاري يك همايش با موضوع حقوق كودك در اواخر ماه جاري در اصفهان خبر داد.

عباس شايسته‌مهر در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا تصريح كرد: همايشي با موضوع حقوق كودك در روزهاي دوشنبه وسه‌شنبه (۲۷ و۲۸ آبان‌ماه) در دو نوبت صبح و بعدازظهر از سوي كانون وكلاي دادگستري اصفهان و با همكاري كميسيون حقوق بشر كانون در مجموعه اداري ۲۲ بهمن با حضور استادان دانشگاه در رشته حقوق و روانشناسي كودك برگزار مي‌شود.

دبير همايش حقوق كودك افزود: در همايش مذكور نكات محوري از جمله حكم اعدام اشخاص زير ۱۸ سال، رويه‌ي بين‌المللي و نگاهي به بخشنامه اخير قوه قضاييه مبني بر خودداري از اعدام افراد زير ۱۸ سال به بحث و تبادل‌نظر گذاشته مي‌شود.

شايسته‌مهر با اشاره به ديگر نكات مورد بحث در اين همايش خاطر نشان كرد: در همايش حقوق كودك، دكتر محمود جلالي، استاد حقوق بين‌الملل دانشگاه اصفهان پيرامون شرط حق تحفظ ايران براي پيوستن به كنوانسيون حقوق كودك به بحث مي‌پردازد.

وي ادامه داد: شرط عمومي ايران براي الحاق به كنوانسيون حقوق كودك اين است كه مغاير با شرع نباشد اما اين شرط بسيار كلي است و معلوم نيست دقيقا ناظر به كدام مواد كنوانسيون است لذا شرط حق تحفظ كلي الحاق ما به كنوانسيون ياد شده از نظر حقوق بين‌الملل دچار يكسري ابهامات است كه پيرامون اين مساله در همايش حقوق كودك بحث خواهد شد.

شايسته مهر خاطر نشان كرد: حقوق كودك در ارتباط با حقوق بشر دوستانه، يكي ديگر از محورهاي مورد بحث در همايش حقوق كودك است كه دكتر آرش‌پور، عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان در اين زمينه به بحث درخصوص نگاه حقوق بشردوستانه به نقش اطفال در مخاصمات مسلحانه خواهد پرداخت.

اين وكيل دادگستري، مباحث مربوط به مسايل كيفري اطفال و مقوله كودك‌آزاري را از ديگر محورهاي مورد بررسي در همايش حقوق كودك برشمرد و اظهار كرد: در اين زمينه دكتر وامغي و چند نفر ديگر از اعضاي هيات علمي دانشكده علوم بهزيستي و توانبخشي تهران با محوريت حقوق كودكان كار و خيابان به سخنراني خواهند پرداخت.

دبير همايش حقوق كودك با بيان اينكه در برگزاري همايش از همكاران اسكودا نيز بهره‌مند خواهيم شد، ابراز اميدواري كرد كه اين همايش گامي در جهت شناخت هرچه بيشتر مشكلات حقوق كودك باشد.

انتهاي پيام - كد خبر: ۸۷۰۸-۱۰۴۲۳
+ نوشته شده در  Mon 10 Nov 2008ساعت 5:29  توسط علی شیروانی  | 

 اجازه برای ساخت مسجد در آلمان در سال‌های گذشته به شکل گسترده‌ای مورد بحث قرار گرفته است.  کنفرانس اسقف‌های آلمان در تاریخ 26/9/2008 رهنمونی ارائه نمود که در آن بنا به خواست کلیسای مسیحی به برقراری روابط خوب با مسلمانان تأکید کرده است.

+ نوشته شده در  Tue 28 Oct 2008ساعت 21:54  توسط علی شیروانی  | 

* / روزالین هیگینز؛ رییس دیوان بین المللی دادگستری

ترجمه: علی شیروانی

اشاره: متن ذیل، سخنرانی خانم روزالین هیگینز، قاضی و رییس دیوان بین المللی دادگستری است که به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس «کمیسیون حقوق بین الملل در سازمان ملل متحد» روز 30 اردیبهشت 1387 (19 may 2008)، در ژنو ایراد شده است.

KEYNOTE ADRESS BY JUDGE H.E ROSALYN HIGGINS, President of the International Court of Justice at sixtieth anniversary of the International Commission of International Law

19 May 2008

GRUNDSATZREDE DURCH JUDGE H.E ROSALYN HIGGINS, Präsident des Internationalen Gerichtshofs am sechzigsten Jahrestag der internationalen Kommission des internationalen Gesetzes

19. Mai 2008

برای اطلاع از  متن ترجمه می توانید به این شماره ماهنامه بین المللی حقوق مراجعه نمایید.

+ نوشته شده در  Tue 14 Oct 2008ساعت 21:44  توسط علی شیروانی  | 

بررسی شکل گیری تعهد دولت ها در رابطه با حفظ و نگهداری محیط زیست سالم با

توجه به  نسل سوم حقوق بشر

 

متن کامل مقاله را می توانید در شماره اخیر ماهنامه بین المللی حقوق  مطالعه نمایید.

چکیده

 

یکپارچگی و خصوصیت منحصر بفرد مسائل مربوط به حیات انسانی و حقوق بشر باعث گردیده تا از ورای مسئله حقوق بشر و مسئله امنیت انسانی به اهمیت بسار زیاد مسایل مربوط به حقوق بشرهمچون امنیت زیست محیطی به عنوان زمینه اصلی آن توجه گردد. تفکیک ناپذیری و جهانی بودن حقوق بشر نیز سبب می گردد که اینگونه مسائل مربوط به حقوق بشر جمعی تلقی گردند و به آنها بصورت جهانی و بین المللی نگریسته شود.

پیشرفت حقوق بشر با توجه به رشد آن تا کنون، باعث تاکید جامعه بین المللی بر پیوند تنگاتنگ و جدا ناپذیر میان توسعه، حفاظت از محیط زیست و حقوق بشر گردیده است.

کنفرانس ملل متحد برای محیط زیست انسان از همه دولت ها خواست در حمایت از محیط زیست با یکدگر همکاری کنند و اعلام داشت راهبری محیط زیست، جهانی است؛ زیرا متعلق به همه ساکنان کره زمین است.

در این رابطه شناخت منشأ تعهد دولت ها به حفاظت از محیط زیست وگسترش همکاری های بین المللی در همین راستا منابع مختلفی را شامل می شود. موضوع دیگر که با توجه به جهانی شدن حقوق و پیشرفت و افزایش  مفاهیم حقوق بشر می بایست به آن پرداخته گردد، تعهد و مسئولیت دولت ها در حفظ و نگهداری محیط زیست سالم است. این مقاله سعی در بررسی مبانی تعهد و مسئولیت دولتها و پاسخ به سؤالات اساسی زیر را دارد.

1-                   تعهدات و وظایف دولت ها در رابطه با محیط زیست چگونه بوجود آمده است؟

2-                   امنیت زیست محیطی در حقوق بشر نسل سوم و جهانی شدن حقوق  چه جایگاهی دارد؟

 

واژگان کلیدی:حقوق بشر، حق توسعه، حقوق محیط زیست، میراث مشترک بشریت.

 

+ نوشته شده در  Fri 1 Aug 2008ساعت 16:40  توسط علی شیروانی  | 

French President Nicolas Sarkozy is, it is safe to say, something of an ideas man. His latest brainwave is sure to make waves -- he plans to propose the creation of a European naval unit. more...

+ نوشته شده در  Tue 17 Jun 2008ساعت 2:0  توسط علی شیروانی  | 

دوره آموزشی

با توجه به اهمیت روزافزون دیپلماسی چندجانبه دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه جهت دانش افزایی کارشناسان امور   بین الملل وزارت خانه ها و سازمانها علاقمندان پژوهشگران و دانش پژوهان روابط بین الملل دوره ای با عنوان «دیپلماسی چندجانبه در نظریه و عمل» برگزار می کند. در این دوره علاوه بر طرح بنیادهای نظری، بر مهارت های عملی در دیپلماسی چندجانبه نیز تأکید     می شود. برای شرکت در این دوره داشتن مدرک کارشناسی و سابقه علمی و عملی در زمینه های بین المللی ضروری است.

اهم عناوین دوره

·         چارچوبها و بنیادهای دیپلماسی چندجانبه

·         آیین کار در دیپلماسی چندجانبه

·         فنون مذاکره در دیپلماسی چندجانبه

·         قطعنامه و تدوین اسناد در دیپلماسی چندجانبه

·         جنبه های اداری و مدیریتی جلسات در دیپلماسی چندجانبه

·         فنون تدوین نطق در دیپلماسی چندجانبه

 

اساتید دوره



دکتر جواد ظریف و دکتر سیدکاظم سجادپور

 

  زمان برگزاری



5 الی 12 تیرماه 1387

از ساعت 13 الی 17

 

مدارک لازم برای ثبت نام



فرم تکمیل شده ثبت نام (قابل دریافت از طریق پایگاه اینترنتی دانشکده یا از طریق مراجعه حضوری)،

اصل فیش بانکی به مبلغ -/000/000/1 به حساب شماره 66/1430 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به نام

دانشکده روابط بین الملل قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی

کارشناسان وزارت خارجه از 40%  تخفیف و دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی از20 % تخفیف برخوردار می شوند.     

گواهینامه شرکت در دوره

دانشکده روابط بین الملل به شرکت کنندگان در دوره بسته آموزشی وگواهینامه پایان دوره اعطا می نماید.

آخرین مهلت ثبت نام

دوشنبه 3 تیرماه  1387

نشانی: تهران- خیابان شهید باهنر (نیاوران) جنب پمپ بنزین، کوچه مینا، شماره 12 کد پستی: 19395

تلفن: 1-22802650  (روابط عمومی)  نمابر:  22802747

پایگاه اطلاع رسانی:  www.sir.ac.ir         پست الکترونیکی: info@sir.ac.ir

+ نوشته شده در  Sun 8 Jun 2008ساعت 0:34  توسط علی شیروانی  | 

 

پس از شروع انقلاب اسلامی بسیاری از خارجیان به ویژه آمریکاییان به تدریج از کشور خارج شده و تقریباً کلیه طرحها و قراردادهای منعقده با طرفهای ایرانی تعطیل و رها شد.
 
با پیروزی انقلاب اسلامی بر رژیم پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی ایران تعدادی از قراردادهای منعقده با خارجیان مورد تجدیدنظر قرار گرفت و با تصمیم دولت فسخ شد یا اینکه عملاً به حالت تعلیق درآمد.
 
همچنین شورای انقلاب با تصویب قوانینی بانکها، بیمه ها و صنایع و کارخانجات بزرگ را ملی اعلام کرد و در تعدادی از شرکتها و مؤسسات اقتصادی مدیر موقت دولتی منصوب گردید. در مواردی اموال وابستگان به رژیم سابق و یا بعضی از خارجیان توسط دادگاههای انقلاب توقیف یا مصادره گردید.
 
 همزمان با تحولات مزبور برخی اتباع یا شرکتهای آمریکایی که مدعی ورود خسارت به خود در نتیجه حوادث انقلاب یا تصمیمات مراجع دولتی یا قضایی بودند به طرح دعوی علیه ایران و مؤسسات دولتی در دادگاههای آمریکا مبادرت نمودند.
 
چند روز پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران و تشدید بحران در روابط دو کشور رئیس جمهور وقت آمریکا ضمن اعلام وضعیت فوق العاده درباره روابط ایران و آمریکا، کلیه داراییها و اموال دولت ایران و سازمانها و شرکتهای دولتی در آمریکا و نزد بانکهای آمریکایی خارج از آمریکا را مسدود کرد.
 
پس از آن روند طرح دعاوی مختلف در محاکم آمریکا شتاب بیشتری گرفت به طوری که در آستانه امضای بیانیه های الجزایر بیش از 440 دعوی علیه سازمانها و مؤسسات دولتی ایرانی طرح شده بود.
 
در بیست و نهم دیماه 1359 دولتین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده به منظور حل و فصل بحران موجود در روابط دو کشور که با گروگان گیری پنجاه و دو تن تبعه ایالات متحده در سفارت سابق آمریکا در تهران به وسیله دانشجویان پیرو خط امام (ره) تشدید شده بود با میانجیگری دولت الجزایر ترتیبات و تعهداتی را درقالب بیانیه های الجزایر پذیرفتند که از جمله انها ارجاع اختلافات حقوقی فیمابین به داوری مرضی الطرفین است. ذیلا خلاصه ای از تعهدات مذکور را در دو بخش مطرح نموده و سپس صلاحیت، تشکیلات و عملکرد دیوان داوری مورد بحث قرار می گیرد.
تعهدات مالی
 به موجب بیانیه های الجزایر آمریکا متعهد گردید که با اعاده وضع مالی ایران به قبل از 14 نوامبر 1979 کلیه اموال و دارائیهای مسدود شده ایران پس از گروگانگیری را آزاد و به ایران منتقل کند.
 
متقابلاً ایران نیز تعهد کرد که گروگانهای آمریکایی را تحویل دهد. اموال و دارائیهای ایران مشتمل بود بر وجوه نقدی (شامل اوراق بهادار و طلا)، اموال نظامی، اموال غیرنظامی و اموال دیپلماتیک. ایالات متحده وجوه نقدی ایران را که بالغ بر حدود 10 میلیارد دلار بود طبق ترتیبات مقرر در بیانیه ها در دو نوبت آزاد و به بانک مرکزی پرداخت کرد.
 
 در نوبت اول همزمان با امضای بیانیه ها حدود 8 میلیارد دلار از وجوه نزد بانکهای آمریکایی خارج از آمریکا آزاد و به حساب امانی نزد بانک اف انگلند واریز گردید. ازا ین حساب حدود 7/3 میلیارد دلار برای تسویه بدهی ایران ناشی از وام های سندیکایی به بانک فدرال رزرو نیویورک پرداخت گردید؛ حدود 418/1 میلیارد دلار نیز برای تسویه بدهی بانکهای ایرانی به بانکهای آمریکایی در حسابی بنام بانک مرکزی الجزایر در بانک اف انگلند به امانت گذارده شد؛ و بالاخره مابقی وجوه حدود 87/2 میلیارد دلار نقداً به ایران پرداخت شد.
 
 البته بعداً پس از تسویه وامهای سندیکایی مبلغ حدود 545 میلیون دلار (اصل و بهره) و تسویه بدهی بانکهای ایرانی مبلغ حدود 810 میلیون دلار (اصل و بهره) به ایران اعاده گردید. در نوبت دوم شش ماه بعد از انعقاد بیانیه ها حدود دو میلیارد دلار از وجوه نزد بانکهای آمریکایی داخل آمریکا آزاد شد که یک میلیارد دلار آن به حساب تضمینی جهت پرداخت احکام دیوان داوری دعاوی علیه ایران اختصاص یافت و بقیه نیز به ایران پرداخت گردید.
 
در خصوص سایر اموال ایران وضع به گونه دیگری است. ایالات متحده آمریکا برخلاف تعهداتی که در بیانیه های الجزایر بر عهده گرفته با طرح پاره ای استدلالات حقوقی غیرموجه از تحویل اموال نظامی ایران امتناع ورزیده و بجز غرامت قسمتی از این اموال که مطابق رأی دیوان داوری صادره در پرونده ب/1 (ادعای چهارم) محکوم به پرداخت آن شده بود و آن را پرداخته، از اجازه صدور و خارج کردن بقیه اموال نظامی ایران که در آمریکا است، خودداری می کند که همین امر موضوع دعوایی است که ایران علیه آن کشور در دیوان داوری مطرح نموده و در حال حاضر تحت رسیدگی است (پرونده ب/61) .
 
 در خصوص اموال و داراییهای دیپلماتیک ایران در آمریکا، نیز دولت آمریکا استرداد و تحویل آنها را موکول به عمل متقابل از سوی ایران می کند و در این مورد به کنوانسیون وین در مورد روابط دیپلماتیک و کنسولی (1961) استناد می جوید و استدلال می کند که اموال دیپلماتیک مشمول احکام خاص کنوانسیون مذکور بوده و از شمول بیانیه های الجزایر خارج است (پرونده های الف 4 و الف 7).
 
درباره اموال غیرنظامی ایران نیز، چون نحوه عمل آمریکا در مورد ترتیب استرداد این اموال بین طرفین محل اختلاف بود و آمریکا ترتیبات لازم را برای انتقال آنها مطابق بیانیه ها نداده بود، ایران دعوایی علیه آن کشور در دیوان داوری مطرح کرد و دیوان هم پس از رسیدگیهای لازم سرانجام آمریکا را مسئول دانست و به نفع ایران رأی داد و ایالات متحده را ملزم به پرداخت غرامت بابت این قبیل اموال دانست که در حال حاضر پرونده از حیث تقویم مبلغ خسارت تحت رسیدگی می باشد (پرونده الف/15 ـ دو: الف).
 
تعهدات حقوقی          
 به موجب بیانیه های الجزایر ایالات متحده متعهد گردید که 1) در امور داخلی ایران مداخله نکند 2) مجازاتهای تجاری و اقتصادی وضع شده پس از 14 نوامبر 1979 علیه ایران را لغو نماید 3) برای توقیف و استرداد اموال خانواده پهلوی و نزدیکان آن در آمریکا با ایران با شرایط مقرر در بیانیه ها همکاری کند 4) از دعاوی ایالات متحده یا اتباع آن کشور علیه ایران به علت تصرف سفارت سابق آمریکا یا گروگانگیری اتباع آمریکایی یا حوادث واقع شده در جریان انقلاب اسلامی تا زمان انعقاد بیانیه ها صرفنظر نماید و 5) به دعاوی حقوقی اتباع آمریکایی در محاکم آمریکا خاتمه داده و آنها را به داوری مرضی الطرفین ارجاع دهد.
 
 تفصیل و نحوه اجرای هریک از تعهدات مالی و حقوقی در بندهای مختلف بیانیه کلی (طی 15 ماده) آمده است .
 
همچنین ترتیبات لازم در اجرای توافق دولتین برای ایجاد داوری مرضی الطرفین جهت رسیدگی به دعاوی اتباع آمریکایی و اختلافات مالی و حقوقی فیمابین دو کشور در بیانیه حل و فصل دعاوی پیش بینی گردیده است.
 
 به غیر از این دو سند، راه و روشهای اجرایی بعضی توافقات مالی طرفین در سندی بنام «سند تعهدات» مشخص گردیده و همزمان با بیانیه ها منتشر و اجرا شده است.
 
تعدادی موافقتنامه فنی و تکنیکی و بانکی هم بین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، بانک مرکزی الجزایر، بانک اف انگلند، فدرال رزرو نیویورک، بانک مرکزی هلند، و بانک تسویه هلند تنظیم و امضا شده که موضوع آنها نحوه آزاد شدن دارائی ها و حسابهای بانکی ایران و نگهداری حساب امانی اولیه و نیز نگهداری حساب تضمینی دیوان داوری می باشد.
 
دیوان داوری دعاوی ایران ـ ایالات متحده
 
1 – صلاحیت وتشکیلات دیوان
 
صلاحیت و وظایف دیوان طبق بیانیه ها اجمالاً عبارت است از رسیدگی به:
 
- ادعاهای اتباع ایالات متحده علیه دولت ایران و ادعاهای اتباع ایران علیه دولت ایالات متحده و هرگونه ادعای متقابل ناشی از قرارداد، معامله یا واقعه ای که مبنای تشکیل این ادعاها باشد
 
- ادعاهای دولتین ایران و آمریکا علیه یکدیگر ناشی از قراردادهای فیمابین در مورد خرید و فروش اجناس و خدمات و
 
- هرگونه اختلاف دولتین درباره تفسیر یا اجرای بیانیه ها.
 
از حیث تشکیلات دیوان دارای دو بخش حقوقی و اداری است. بخش حقوقی دیوان از سه شعبه مستقل هریک با سه عضو تشکیل شده است.. در هر شعبه یک داور آمریکایی، یک داور ایرانی و یک داور از کشور ثالث عضویت دارند. مشخصات اعضای کنونی شعب دیوان به شرح زیر است:
 
شعبه اول: آقای اسداله نوری (ایرانی)، آقای براوئر (امریکایی) و آقای برومس (فنلاندی)
 
شعبه دوم: آقای کوروش حسین عاملی (ایرانی)، آقای آلدریچ (امریکایی) و آقای اسکوبیشفسکی (لهستانی)
 
شعبه سوم: آقای محسن آقاحسینی (ایرانی)، خانم مک دانل (امریکایی) و اقای آرانجیو روئیز (ایتالیایی)
 
ریاست هر شعبه با داور بیطرف بوده و ریاست دیوان با آقای اسکوبیشفسکی است. همچنین هر شعبه دارای تعدادی دستیار حقوقی و منشی می باشد. به پرونده های مربوط به نقض یا تفسیر بیانیه های الجزایر در هیأت عمومی دیوان متشکل از نه نفر داوران سه شعبه رسیدگی می گردد.
 
 
امور اداری تحت نظر دبیرکل دیوان آقای پینتو از کشور سریلانکا فعالیت می نماید و شامل بخش های دبیرخانه، ترجمه، کارکنان و حسابداری است.
عملکرد دیوان
 دیوان داوری فعالیت خود را از دهم تیر ماه 1360 آغاز کرد. تعداد دعاوی که از بدو امر تاکنون نزد دیوان اقامه گردیده جمعاً بالغ بر 3963 فقره دعوی می گردد. طبقه بندی این دعاوی به حسب اصحاب دعوی و میزان خواسته به شرح زیر است:
 
   - تعداد 2884 فقره دعوی کمتر از 250 هزار دلار (دعاوی کوچک) و تعداد 961 فقره دعوی بیشتر از 250 هزار دلار (دعاوی بزرگ). اکثریت قریب به اتفاق این دعاوی توسط خواهانهای آمریکایی (اشخاص حقیقی و حقوقی) علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و سازمانها و مؤسسات دولتی اقامه گردیده و دعاویی که توسط اتباع ایرانی علیه دولت آمریکا طرح شده، انگشت شمار بوده اند.
 
معهذا دعاوی دولت و سازمانها و مؤسسات ایرانی علیه اتباع آمریکایی در قالب دعاوی متقابل اقامه گردیده است. همچنین حدود 269 فقره از دعاوی کوچک و بزرگ مربوط به اتباع مضاعف بوده است. با توجه به اینکه این دعاوی توسط اتباع علیه دولتین اقامه گردیده، به دعاوی خصوصی نیز معروف می باشند.
 
- تعداد 20 فقره دعوی ناشی از اختلافات تفسیری یا نقض بیانیه های الجزایر (دعاوی الف) و 72 فقره دعوی ناشی از نقض قراردادهای خرید و فروش کالا و خدمات بین دولتین (دعاوی ب). چون اصحاب دعوی در این پرونده ها دولتین یا مؤسسات تحت کنترل آنها به مفهوم ماده (4) (3) 7 بیانیـه حل و فصل دعـاوی می باشند، از آنها به عنوان دعاوی دولتی نیز نام برده می شود.
 
دعاوی مذکور را از حیث موضوع نیز می توان در سه گروه دسته بندی کرد 1) دعاوی بانکی بین بانکهای آمریکایی و ایرانی که به علت انسداد دارائیهای ایران توسط دولت آمریکا پس از قضیه گروگانگیری بلاتسویه مانده و نیز مطالبات و اختلافات ناشی از وامهای سندیکایی که مؤسسات ایرانی از سندیکای متشکل از بانکهای آمریکایی یا با عضویت در بانکهای آمریکایی گرفته بودند 2) دعاوی ناشی از قراردادهای منعقده بین دولت آمریکا با اتباع آمریکایی با دولت ایران یا دستگاهها و مؤسسات ایرانی مانند قراردادهای خرید و فروش کالا و خدمات 3) دعاوی سلب مالکیت و ناشی از اقدامات مؤثر در حقوق مالکانه.
 
این دعاوی ناشی از اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران در ملی کردن بانکها، بیمه، صنایع، قراردادهای نفتی و نیز ناشی از اقدامات دیگر دولت یا مراجع انقلابی مانند دادگاهها و دادسراهای انقلاب اسلامی بوده است. از حیث تعداد ، دعاوی ناشی از نقض یا فسخ یا تعلیق قراردادهای منعقده بین دولت آمریکا یا اتباع آمریکایی با طرفهای ایرانی یا اختلافات ناشی از بجا ماندن اموال شخصی آمریکائیان در ایران بیشترین تعداد دعاوی را تشکیل می داده است.
 
تعداد دعاوی که تاکنون توسط دیوان مورد رسیدگی و حکم قرار گرفته و یا بوسیله اصحاب دعاوی حل و فصل گردیده، بالغ بر 3936 فقره می گردد که به ترتیب 960 دعوی بزرگ، 2884 دعوی کوچک و 91 دعوی دولتی بوده است.
 
همچنین تعداد احکام و قرارهای صادره توسط دیوان تا 22 آبان 1383 به ترتیب 600 حکم (شامل احکام ترافعی یا احکام مبتنی بر شرایط مرضی الطرفین) 83 قرار (شامل قرارهای اعدادی یا موقت) 1013 تصمیم یا دستور می باشد.          
 
در حال حاضر دعاوی خصوصی بطور کامل خاتمه یافته و تنها دعاوی باقیمانده نزد دیوان 17فقره دعوی دولتی است که جمهوری اسلامی ایران در 16 فقره آن خواهان و در یک فقره دیگر خوانده می باشد. در بین این دعاوی پرونده های ب/1، ب/61، الف/15 (دو: الف) ، الف/4 و الف/7 و الف/30 حائز اهمیت بیشتری می باشند.
 
 
دیپلماسی ایرانی : منبع : این بخش توسط شعبه لاهه دفتر خدمات حقوقی بین المللی سفارت ایران در لاهه تهیه شده است
+ نوشته شده در  Fri 6 Jun 2008ساعت 4:48  توسط علی شیروانی  | 

Clinton advisers have said she will bow out of the hard-fought race on Saturday. While the news pleases the millions of Obamanaics here, German commentators don't think Obama is in the clear yet. more...

+ نوشته شده در  Fri 6 Jun 2008ساعت 4:36  توسط علی شیروانی  | 

                  

 تهران  تیر 1387 

انجمن دفاع شهری نوین ایران با طرح برگزاری اولین کنفرانس اجتماعی صلح در ایران در نظر دارد به آنالیز پژوهشی وعلمی علل ناپایداری صلح در جهان بپردازد وبا یافتن علل اصلی رخدادهای خشونت بار نظامی در جهان که مکررا با طرح های مشابه اجتماعی تکرار می گردد به ارائه راهکارهای عملی حل بحرانهای نظامی وپیشگیری ازمواجهه با موارد جدید از طریق ارائه طرح های صلح بپردازد ، لذا مشارکت جدی پژوهشگران وصاحب نظران ایرانی ازسراسرجهان در این کنفرانس ملی توصیه می گردد .

 محورهای اساسی كنفرانس صلح :

 -1بررسی مفهومی : 

مفهوم صلح ،پايداری وناپايداری صلح

2-بررسی تاريخی :

پيشينه پايداری وناپايداری صلح در جهان

3 - بررسی اجتماعی :

بررسي رويكردهای جامعه شناختی  ،روانشناختی و انسانشناختی در رابطه با پایداری  و ناپایداری صلح در جهان

4- بررسی فاكتور های موثر در پایداری وناپایداری صلح در جهان ،همچون نقش تكنولوژی ، مديريت،اقتصاد، سياست، فرهنگ ، دين ، رسانه، معنويت وغيره

5- بررسی نظارتی وحقوقی

  •  بررسی حقوق بين الملل ناظر برشروع وخاتمه مخاصمات وخلا های احتمالی

  •  نقش تشكل های  غير دولتی (( NGO بعنوان نهاد های ناظر مردمی در پايداری وناپایداری صلح در جهان

  •  ارزيابی عملكرد شورای امنيت در تحقق صلحی پايداردر جهان وكاستی های احتمالی

  •  بررسی نقش نیروهای حافظ صلح در پایداری  و ناپایداری صلح در جهان

  •  ارزیابی عملکرد سازمان ملل در ایجاد وحفظ  صلحی پایدار در جهان

 6- بررسی تحليلی

  •  تحليل ناپايداری صلح درمواردی همچون : افغانستان،عراق، لبنان، سومالی ،فلسطین وغیره

  •  تحليل وضعيت آتی صلح در جهان

7- بررسی كاربردی وپيشگيرانه

پيشنهاد راهكارها ی عملی دستيابی به صلحی پايدار در جهان

پيشگيری درمواجهه با مخاصمات جديد، در مواردی همچون ايران ، سوريه، كره شمالی وغیره

 

 بدين وسيله از استادان وپژوهشگران وساير علاقمندان، دعوت بعمل می آيد تا طرح های صلح خود را در چهارچوب مقاله علمی تايپ شده درمحیط 3word 200  به هر دو زبان فارسی وانگليسی همراه با شرح فعاليت های علمی در ارتباط با عنوان های ياد شده به آدرس الکترونیکی دبیرخانه کنفرانس صلح peaceconference10@gmail.com ارسال نمايند. ارائه سخنرانی ها ترجیحا به زبان انگليسی است

 

  زمان بندی کنفرانس صلح:

آخرین مهلت ارسال مقالات:30 /3/87

تاریخ برگزاری کنفرانس: 30،31/4/87

اخرین مهلت ثبت نام در کنفرانس صلح:15/3 /87

 ثبت نام:

متقاضیان شرکت در همایش با واریز مبلغ 500000 ریال به حساب شماره  385658 ، بانک سپه  ، شعبه ملاصدرا، بنام انجمن دفاع شهری نوین ایران حداکثر تا تاریخ 15/3/87 وارسال فیش ثبت نام به آدرس peaceconference10@gmail.com می توانند در این کنفرانس شرکت نمایند

50% تخفیف ویژه جهت دانشجویان ، جانبازان ، خانواده معظم شهدا ومصدوین شیمیایی با ارسال مدرک معتبراز طرف انجمن دفاع شهری نوین ایران در نظر گرفته شده است

 نمایشگاه دستاوردهای صلح :

فعالان صلح می توانند دستاوردهای خود در رابطه با صلح شامل تالیفات ، پژوهش ها،هنرهای تجسمی ( تندیس های صلح ، آثار نقاشی)، سروده های موسیقی وشعرو غیره را جهت نمایش در حاشیه کنفرانس ارائه نمایند و در رابطه با رزرو غرفه با انجمن دفاع شهری نوین ایران تماس گیرند

  ثبت نام در کانون صلح:

انجمن دفاع شهری نوین ایران در حاشیه برگزاری کنفرانس صلح در نظر دارد کانون صلح انجمن دفاع شهری را فعال نماید . حمایت ازبرقراری صلح ، پژوهش در رابطه با صلح ، ارسال سفیران صلح به مناطق بحران خیز ، تلاش در جهت حل وفصل اختلافات در پیشگیری از جنگ ها وغیره از اهداف این کانون است ، متقاضیان فعالیت در این کانون با ارسال مدارک لازم وعضویت در انجمن دفاع شهری، فعالیت خود را در این کانون را آغاز می کنند

 صندوق جمع آوری کمک های مردمی:

انجمن دفاع شهری نوین ایران ،تشکلی غیر دولتی وغیر انتفاعی است که به دفاع غیر نظامی وایمنی شهر وشهروندان در برابرکلیه موارد حوادث غیر مترقبه بویژه مقابله با جنگ ها وجنگ های نوین می پردازد، حمایت از صلح بخش مهمی از فعالیت های این انجمن است،کلیه فعالیت های نهاد های مدنی باید توسط حمایت های مردمی به انجام رسد،بوروکراسی اداری وعدم مشارکت  مراجع دولتی در تقسیم عادلانه قدرت وامکانات اجتماعی باعث تاخیر در برگزاری کنفرانس صلح گردیده ،طرح اجرای این کنفرانس در اسفند 1385 از طرف انجمن دفاع شهری نوین ایران ارائه گردید وضمن مکاتبه بسیار با واحد های اداری دولتی در راستای بهره مندی از امکانات عمومی جامعه، با گذشت بیش از یکسال از طراحی کنفرانس صلح تا کنون رسما مساعدتی اعلام نگردیده،برخی از مراجع معتبر دولتی موافقت ضمنی خود را با برگزاری این کنفرانس شفاها اعلام نموده اند وتا کنون هیچگونه تفاهم نامه یا قراردادی با این مراجع به امضاء نرسیده، از آنجا که فعالیت های تشکل های غیر دولتی عموما باید توسط مردم تامین گردد لذا جهت تامین مخارج برگزاری این کنفرانس صندوق جمع آوری کمک های مردمی اعلام می گردد وداوطلبان می توانند کمک های مالی خود را به حساب شماره 385658 بانک سپه شعبه ملاصدرا بنام انجمن دفاع شهری نوین ایران واریز نمایند، حمایت مردمی در پشتیبانی مالی ومشارکت در اجرای کنفرانس صلح برایجاد اتمسفر مستقل ومردمی برای اعلام نظرات پژوهشگران کمک می نماید،لذا از حمایت های مردمی شما استقبال می نماییم .

 مشارکت در گروه موسیقی فرشتگان صلح:

آموزش وفعالیت در زمینه صلح از اوان کودکی باید آغاز گردد تا در آینده شاهد حضورانسانهای صلح جو در جامعه  باشیم لذا شرکت کنندگان کنفرانس صلح می توانند با معرفی کودکان خود به انجمن دفاع شهری در تشکیل گروه کر فرشتگان صلح مشارکت نمایند

 مشارکت در امور اجرایی کنفرانس صلح:

جهت برگزاری کنفرانس صلح نیاز به نیروی انسانی داوطلب وفعال در امور اجرایی کنفرانس می باشد ،داوطلبان می توانند تجربه کاری وسابقه فعالیت های خود را به انجمن اعلام نمایند ودرکمیته اجرایی کنفرانس صلح مشارکت داوطلبانه داشته باشند

 مشارکت در گروه ترجمه:

جهت ترجمه متون ومقالات واشعار صلح نیاز به همکاری داوطلبانه درگروه ترجمه می باشد ،داوطلبان همکاری خود را به انجمن اعلام نمایند

 نکته ای مهم برای پژوهشگران:

در طی یکسال فعالیت برای برگزاری این کنفرانس در برخورد با جامعه پژوهشگر به این نتیجه رسیدیم که برای انجام پژوهش وارسال مقالات در خواست پرداخت وجه ودریافت امتیازات اداری می نمایند ،ورغبتی به انجام کارهای ملی بدون دریافت حق الزحمه ندارند وشاهد آن بودیم که دلزدگی ورکود بر فکرهای خلاق واندیشمند ایرانی سایه افکنده، باید پژوهشگران عزیز را متوجه این نکته ساخت که فعالیت در ساختار تشکل های مدنی مستقل با  چهار چوب قوائد کلیشه ای ومنجمد سازمانهای اداری رسمی بسیار متفاوت است در تشکل های غیر دولتی افراد ایثارگر وداوطلب که عاشقانه در پی خدمت به میهن ومردم می باشند جای فعالیت دارند ، طرح کنفرانس صلح با توجه به تهدیدهای مهمی که جمهوری اسلامی ومردم ایران با آن مواجه می باشند، مسئله ای است که ایرانیان  با تمام وجود باید به طرح مسئله وارائه طریق برای پیشگیری از مواجهه کشور با مخاصمات نظامی باشند وازفرصت برگزاری این کنفرانس در جهت کمک به میهن خود استفاده نمایند همچنین با ارائه راهکارهای عملی به حل بحران های نظامی در سایر کشور های جهان نیز کمک کرده باشند. لذا بر هر ایرانی واجب است که نظرات خود را برای حل وفصل معضلات نظامی جهان در این کنفرانس اعلام نماید

 اولویت با پژوهشگران ایرانی:

برگزاری کنفرانس صلح در سطح ملی  و ویژه جامعه ایرانیان است ،ایرانیان مقیم کشوروپژوهشگران ایرانی مقیم سایر کشورها می توانند با ارائه طرح های صلح ،نظرات خود را در رابطه با حل وفصل اختلافات جهان اعلام نمایند،از آنجا که صلح مسئله ای جهانی است و ارائه نظر برای صلح ملیت خاصی نمی شناسد ،لذا اعلام نظرات ملیت های دیگر غیر ایرانی ساکن ایران وسایر کشورها پذیرفته می گردد ، در رابطه با اخذ ویزا واقامت در ایران ،  انجمن دفاع شهری نوین ایران  مسئولیتی ندارد ، وداوطلبان شرکت در کنفرانس صلح می توانند راسا اقدام نمایند.

 نکته ای مهم برای ایرانیان سراسر جهان:

ایرانیان در سراسر دنیا در هرمقطع تحصیلی که باشند،پیر،جوان،زن یا مرد،می توانند نظرات خود را برای کمک به حل وفصل معضلات جهان وبرقراری صلح پایدار به انجمن دفاع شهری نوین ایران اعلام نمایند

  کمک به اطلاع رسانی:

از آنجا که فراخوان این کنفرانس بعلت تعرفه های بسیار بالای روزنامه های کثیر الانتشار وعدم وجود قوانین حمایتی برای تشکل های غیر دولتی در روزنامه ای به چاپ نرسیده وهمچنین انجمن های غیر دولتی از داشتن روزنامه ، رادیو وتلوزیون مستقل محروم می باشند ،خواهشمند است کلیه دوستان وآشنایان خود را از برگزاری این کنفرانس مطلع سازید واز آنها بخواهید با مشارکت همه جانبه در برگزاری این کنفرانس بر غنای مردمی و غیردولتی آن بیفزایند

 

  در صورت لزوم می توانید با شماره 88033336  - 021 یا 09123348368 تماس حاصل نمایید.

جهت عضویت در انجمن دفاع شهری نوین ایران به آدرس www.citydefence.com مراجعه نمایید.

        باتشکر ، دکتر هما ناصری ، دبیر کنفرانس صلح

+ نوشته شده در  Sat 24 May 2008ساعت 13:27  توسط علی شیروانی  | 

چکیده

اهميت فوق العاده تنگه هرمز بر هيچ کس پوشيده نيست. طبق آمارهاي غير رسمي در هر ده دقيقه يک کشتي غول پيکر از اين ابراه بين المللي مي گذرد و اين نبض حياتي جهان را مانند شاهرگ اصلي  دنياي صنعتي در دريافت مايحتاج خود و همچنين فروش محصولات  و از طرف ديگر براي کشورهاي ساحلي خليج فارس در فروش نفت و دريافت کالاهاي اساسي قرار داده است. عرض اين تنگه در کوتاهترين فاصله 38 کيلومتر يعني 5/20 مايل دريايي است.تنگه هرمز، آبهاي آزاد اقيانوس هند و درياي عمان را به منطقه انحصاري اقتصادي خليج فارس متصل مي کند، پس مي تواند مشمول تعريف کنوانسيون 1982 درباره تنگه هاي بين المللي و تابع رژيم حقوقي آن باشد. اهميت تنگه هرمز مربوط به روابط تاريخي غرب و کشورهاي همسايه خليج فارس و صدور نفت از اين منطقه به ساير مناطق جهان است. ارزش تنگه هرمز در طول تاريخ به گونه اي بوده است که به عقيده يک تاريخ نويس پرتغالي در قرن هفدهم ميلادي، اگر جهان را يک انگشتري طلا فرض کنيم، نگين آن «هرمز» خواهد بود.

تهديد ايران در سال هاي اخير به بستن و يا به عبارت ديگر ناامن کردن اين تنگه و ابهاي ان که قسمت از ان جز ابهاي ساحلي ايران مي باشد و خود جزيره نيزکه خاک ايران مي باشد فرصتي شد براي اين جانب که به عنوان دانشجوي حقوق بين الملل  به بررسي حقوقي اين موضوع بپردازم.

 


واژگان کليدي:

خليج فارس، تنگه هرمز، کنوانسيون 1982 حقوق درياها، ايران، امنيت.

متن کامل مقاله را که با همکاری دوست عزیزم امیر مقامی تهیه شده است رامی توانید در این شماره(اردیبهشت) ماهنامه بین المللی حقوق مطالعه کنید.

 

+ نوشته شده در  Sun 18 May 2008ساعت 1:19  توسط علی شیروانی  | 

 

 

سخنرانی جناب آقای دکتر محمد حسین رمضانی قوام آبادی عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی تحت عنوان " فرآیند شکل گیری حقوق بین الملل کیفری محیط زیست " در روز یکشنبه 5 خرداد ماه 1387 راس ساعت
 30/16 در دانشکده حقوق برگزار می شود.


      منبع خبر : پژوهشکده علوم محیطی
+ نوشته شده در  Wed 14 May 2008ساعت 20:22  توسط علی شیروانی  | 

اطلاعيه

به مناسبت شصتمین سالگرد اشغال فلسطین

دانشکده روابط بین الملل با همکاری کمیته ملی حقوق بشردوستانه برگزار می کند:




کارگاه بین المللی

« فلسطین از دیدگاه حقوق بین الملل »

با حضور

اساتید برجسته داخلی و خارجی

                   زمان برگزاری

دوشنبه 23 لغایت سه شنبه 24 اردیبهشت ماه 1387  

از ساعت 9 الی 16

 

مدارک لازم برای ثبت نام

فرم تکمیل شده ثبت نام (قابل دریافت از طریق پایگاه اینترنتی دانشکده یا از طریق مراجعه حضوری)،

اصل فیش بانکی به مبلغ -/000/600 ریال به حساب شماره 66/1430 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به نام

دانشکده روابط بین الملل قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی.

کارشناسان وزارت خارجه از 40%  تخفیف و دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی از50 % تخفیف برخوردار می شوند.   

گواهینامه شرکت در دوره

دانشکده روابط بین الملل و کمیته ملی حقوق بشردوستانه به شرکت کنندگان در کارگاه، بسته آموزشی وگواهینامه اعطا می نمایند.

 

آخرین مهلت ثبت نام

شنبه 21 اردیبهشت ماه  1387

نشانی: تهران- خیابان شهید باهنر (نیاوران) جنب پمپ بنزین، کوچه مینا، شماره 12 کد پستی: 1936783114

تلفن: 1-22802650  (روابط عمومی)  نمابر:  22802747

پایگاه اطلاع رسانی:  www.sir.ac.ir    

    پست الکترونیکی:

+ نوشته شده در  Sun 4 May 2008ساعت 5:16  توسط علی شیروانی  | 

 

 سران کشورهای اروپا در 13 دسامبر 2007 قرار داد لیسبون را امضا کردند. این قرارداد به اتحادیه اروپا زمینه جدیدی برای اصلاحات می دهد. مقدمات این قرار داد در دورانی که اتحادیهاروپا  تحت ریاست آلمان بود، فراهم شد. هدف آلمان از این قرارداد که اکنون تامین شده است، ایجاد پیشرفت در قانون اساسی اتحادیه است.

+ نوشته شده در  Wed 30 Apr 2008ساعت 14:37  توسط علی شیروانی  | 

مترجم: عليرضا عبادتي
اساسا مسائل تاکتیکی به قدری اوضاع را احاطه کرده که هنوز فرصت طرح چالشی که کابینه جدید(رئيس جمهور آينده آمريكا) با آن رو به رو خواهد شد پیش نیامده و آن چالش از این قرار است: چگونه مي‌توان از سه انقلاب در حال وقوع در جهان، نظم و نظام جدید بین‌المللی بیرون کشید.


این سه انقلاب عبارتند از:
الف: دگردیسی در سیستم سنتی و متعارف دولت-ملت در اروپا
ب: چالش تندروها درباره حق حاکمیت
ج: انتقال مرکز ثقل مسائل بین‌الملل از اقیانوس اطلس به اقیانوس هند و آرام (منظور از آمریکا به آسیا)
خرد عادی و متعارف معتقد است که نارضایتی از یکجانبه‌گرایی جورج‌دبلیو بوش، موضوع اصلی اختلافات آمریکا و اروپاست. اما به زودی با تغییر ریاست‌جمهوری و کابینه در آمریکا روشن خواهد شد اختلاف اصلی بین این دو قاره در دو سوی اقیانوس اطلس این است که آمریکا هنوز به شکل سنتی «دولت- ملت» است که مردمش به درخواست‌های دولت برای فداکاری و جانسپاری و دفاع از منافع ملی بیشتر وقع مي‌نهند تا اروپا.
ملت‌های اروپا که دو جنگ جهانی را از سر گذرانده اند به فراست دریافته اند که باید بخشی از جنبه‌های چشمگیر و با اهمیت حق حاکمیت خود را به اتحادیه اروپا بسپارند. از قضا وفاداری سیاسی که از خصلت‌های نظام «دولت- ملت» است به طور خودکار قابل انتقال به وضعیت در حال گذار نیست.
اروپا در حال گذار است از گذشته‌اي که هنوز بر مشکلات آن فائق نیامده، به آینده‌اي که به آن هنوز نرسیده است. در این روند، ماهیت دولت اروپایی دچار دگردیسی شده است. با توجه به این حقیقت که هنوز آینده اروپا به درستی تعریف و معین نشده و معلوم نیست و با توجه به این که چنین نظم و نظامی در هیچ جا امتحان خود را پس نداده، به ناچار اکثر حکومت‌های اروپایی نمي‌توانند از مردم خود انتظار فداکاری و جان نثاری داشته باشند.
عدم توافق کشورهای اروپایی در استفاده از نیروهای ناتو در افغانستان، مثال واضحی از این حقیقت است. بعد از حادثه یازده سپتامبر، پیمان آتلانتیک شمالی، بدون درخواست ایالات متحده، با توسل به اصل پنجم از پیمان ناتو پیشنهاد کمک متقابل را مطرح کرد.
اما وقتی ناتو در شرف قبول مسوولیت بود، محدودیت‌های داخلی کشورهای عضو، آنان را وادار ساخت تعداد محدودی از سربازان را در اختیار بگذارند و به تعداد محدودتری از ماموریت‌ها بسنده کنند. در نتیجه، این اتحاد آتلانتیک در شرف تبدیل به سیستمی با دو لایه یا دو سطح است که قابلیت‌های آن با الزامات و تعهداتش همخوانی ندارد.
با گذشت زمان دو راه باقی مي‌ماند: یا باید الزامات و تعهدات ناتو مورد بازنگری قرار گیرد و از نو تعریف شود یا آن که به طور رسمی روی سیستم جدید با دو لایه یا دو سطح کار شود و بین الزامات سیاسی و قابلیت‌های نظامی آن هماهنگی به عمل آید. در آن صورت باید به نیروهای واکنشی اروپایی پروژه‌هایی خارج از محدوده محول شود که در این شرایط، اتحاد بین اعضا، جنبه موقتی و اختیاری پیدا خواهد کرد.
در حالی که نقش سنتی دولت در کشورهای اروپایی در اثر انتخاب حکومت‌های جدید روز به روز کاهش مي‌یابد، در خاورمیانه این کاهش نقش دولت، بیشتر از ماهیت ذاتی و نحوه پیدایش دولت‌ها در این ناحیه ناشی مي‌شود. دولت‌هایی که جانشین امپراتوری عثمانی شدند، قدرت‌هایی بودند که با پایان جنگ جهانی اول به پیروزی رسیدند.
کشورهای خاورمیانه برخلاف کشورهای اروپایی، مرزهایشان بر اساس تفاوت‌های قومی و زبانی شکل نگرفت بلکه این مرزبندی‌ها متناسب با تعادلی بود که قدرت‌های اروپایی در رقابت‌هایشان خارج از آن منطقه به دست آورده بودند. امروز ساختار دولت‌های اروپایی را، که بسیار آسیب‌پذیر شده‌اند، تندروها با تفسیرهای بنیادگرایانه، به عنوان پایه و اساس نهاد سیاسی جهانی، تهدید مي‌کند.
از آن جایی که نه سیستم بین‌المللی و نه ساختار داخلی کشورها و دولت‌های موجود در نگاه تندروها مشروعیت ندارد، ایدئولوژی آن جایی برای مباحث غربی نظیر گفت‌و‌گو، مذاکره و ایجاد تعادل در منطقه باقی نمي‌گذارد، در حالی که این مباحث برای امنیت، پویایی و منافع کشورهای صنعتی در منطقه بسیار حساس و کلیدی است.
این مسائل در این منطقه بسیار شایع و رایج است و گزینه عقب‌نشینی، پیش روی ما وجود ندارد. ما مي‌توانیم از هریک از این مناطق در خاورمیانه مثل عراق عقب‌نشینی کنیم اما به این ترتیب فقط شکل مقاومت در برابر آنها و مواضع فرق خواهد کرد و در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نخواهد شد. حتی حامیان ایده عقب‌نشینی یک جانبه و بي‌قید و شرط هم معتقدند که باید تعداد محدودی از آمریکایی‌ها در عراق باقی بماند تا از رشد و بازگشت القاعده و رادیکالیسم جلوگیری کند.این دگردیسی‌ها در سبک و سیاق دولت در اروپا همزمان شده با گرایش سوم یا شیفت در مرکز ثقل مسائل بین‌الملل از آتلانتیک به اقیانوس هند و آرام.
نکته متناقض گونه آن این است که توزیع قدرت در این منطقه (منظور چین، ژاپن و هند است)بر اساس همان خصلت‌های سنتی کشورهای اروپایی است. کشورهای عمده آسیا – چین، ژاپن، هند و احتمالا گاهی اندونزی- خود را در همان رقابتی مي‌بینند که روزگاری در تعادل قدرت کشورهای اروپایی مطرح بود، آنها یکدیگر را ذاتا رقیب مي‌بینند و فقط گاه گاهی مخاطره کرده و دست به همکاری مي‌زنند. در گذشته تغییر در ساختار قدرت عموما به جنگ منجر مي‌شد، همان طور که با ظهور آلمان به عنوان قدرتی مطرح در اواخر قرن نوزدهم اتفاق افتاد. امروز ظهور چین به عنوان قدرت، نقش آلمان در آن زمان را تداعی مي‌کند با این تفاوت که این بار زنگ خطر باید بلندتر به صدا درآید.
درست است که روابط چین- آمریکا عناصر رقابتی و ژئوپلتیکال قدیمی و همیشگی دارد اما ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ نباید مورد غفلت قرار گیرد. هرچند عناصر جبران‌کننده دیگری هم وجود دارند. جهانی شدن اقتصادی و مالی، الزامات محیط زیستی، نیاز به انرژی و قدرت مخرب سلاح‌های مدرن نیاز به همکاری جهانی بین ایالات متحده و چین را ناگزیر کرده است.
روابط خصومت‌آمیز بین آمریکا و چین هر دو کشور را در وضعیتی قرار مي‌دهد که کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم با آن مواجه شدند، وضعیتی که در آن کشورهای اروپایی به جان هم افتادند در حالی که سایر جوامع به شان و منزلتی رسیدند که اروپايیان در جست‌وجوی آن بودند.
هیچ یک از نسل‌های گذشته ناچار نبودند که با سه انقلاب همزمان در نقاط مختلف جهان دست و پنجه نرم کنند. رسیدن به یک راه حل همه جانبه، و دارویی برای هر سه درد، خیلی خیال‌پردازانه و موهوم است.
در اروپا جامعه مدنی با ساختار سیاسی دولت سازگاری بیشتری دارد تا ساختار سیاسی اتحادیه اروپا. در خاورمیانه جامعه مدنی را نیروهای فراملیتی‌اي شکل مي‌دهند که با ساختار داخلی کشورهایشان در تضاد است.
در حوزه اقیانوس اطلس، چالش این است که چگونه نهادهایی به تکامل برسند که بتوانند تعادل را برقرار کنند یعنی هم اشتیاق به فداکاری و جانفشانی برای آینده را حفظ کنند (که خصلت جوامعی است که هنوز وضعیت سنتی دارند و دولت- ملت هستند)و هم در نظم جدید بین‌المللی سنخیت داشته باشند (که متعلق به وضعیت بعد از گذار از دولت- ملت است).
تندروها نیز حاضرند کل ایده جامعه مدنی را فدای اتوپیایی خود کنند.
از لحاظ دیپلماسی کلاسیک، دیپلماسی قرن بیست و یکم در آسیا را دو نوع تغییر یا انطباق معین خواهد کرد: یکی برقراري ارتباط همکاری بین قدرت‌های آسیایی نظیر چین، هند، ژاپن و احتمالا اندونزی و دیگری برقراری ارتباط بین آمریکا و چین.
در دنیایی که تنها ابرقدرت جهان حامی و پشتیبان حفظ وضعیت دولت- ملت به همان سبک سنتی است و اروپا در دوران گذار از این وضعیت سنتی است و در جهانی که خاورمیانه در مدل ملت- دولت نمي‌گنجد و با انقلابی روبه‌رو است که انگیزه مذهبی دارد، و همچنین در شرایطی که ملت- دولت‌های آسیای جنوبی و شرقی هنوز در فکر ایجاد تعادل قدرت هستند، ماهیت نظم نوین بین‌المللی در آن چگونه خواهد بود و چطور این همه جنبه مختلف را در خود خواهد گنجاند؟
آیا سازمان‌های بین‌المللی موجود برای این منظور کافی هستند؟ اگر نه، کدام تغییرات، مطلوب به حساب مي‌آیند؟ آمریکا چه اهدافی را مي‌تواند به شکل واقع بینانه برای خود و سایر جوامع دنیا ترسیم کند؟ آیا ما مي‌توانیم از دگردیسی در کشورهای عمده موقعیتی برای پیشرفتِ قابل اعتماد بسازیم یا آن که لازم است نیروهای خود را کمتر در جهت مقاصد جهادی و جهادگونه متمرکز کنیم؟
در این کنسرت جهانی چه اهدافی را باید جست‌وجو کنیم؟ کدام وضعیت افراطی مي‌تواند وسیله توجیه اقدام یک جانبه قرار گیرد؟ برای دستیابی به این اهداف کدام سبک رهبری به احتمال زیاد بهتر است؟
این همان بحثی است که ما به آن نیاز داریم نه شعارهایی که گروه‌های سیاسی برای تیترشدن در رسانه‌ها مطرح مي‌کنند.
منبع: irdiplomacy.ir

+ نوشته شده در  Mon 28 Apr 2008ساعت 7:36  توسط علی شیروانی  | 

Nato's expansion is both a threat and an opportunity for Iran
Translator : Ali Attaran
Interview with Iran's former ambassador to Romania on latest NATO developments
Interview by Hossein Sarrafi
The NATO Summit in Bucharest ended 2 weeks ago. Due to its importance, Iranian Diplomacy had an interview with Ali Akbar Farazi, Iran's former ambassador to Romania on NATO. Mr. Farazi has also been Iran's ambassador to Hungary and Cyprus.
 
NATO has approached Iran's frontiers. Is that a threat or an opportunity?
 
Nothing is absolute in diplomacy and no event is threat or opportunity per se. Everything depends on the actors, whether they grasp the opportunities, they turn threats into opportunities or on the contrary, they turn opportunities into threats because of their incapability.
 
To elaborate on your question, first let me give an introduction.
 
NATO's formation had clear historical reasons. After the Second World War, NATO was formed to confront communism in Western Europe. In fact, with United States' leadership, NATO increasingly cemented its position in Western Europe.
 
After Soviet Union's dissolution, the existential philosophy of NATO was questioned. Some European countries thought that there may be no need for the existence of NATO in its current form. So they were after a new definition for the activities of this organization.
 
The fortunate event for U.S. was that the young Europe, that NATO was formed to stand against them, had become friends with this country and NATO. This was a golden opportunity for United States to justify its presence in Europe. It wanted to support the young Europe, former satellite states of Soviet Union.
 
But this was not enough. After 11th of September 2001 United States seeks for other existential reasons for NATO and wants to convince others that the organization's activities must not decrease, otherwise they must expand.
 
The current focal point for United States is geographical and political expansion of NATO. This has caused reactions from Russia and even some U.S. allies.
 
But what relates to Iran is that is this expansion for or against the country? I think it's both. It can be a threat if we still ignore what's happening around us, and if we analyze the reality from our current viewpoint.
 
It can be a golden opportunity if we look move beyond our current viewpoint. If we manage to convince NATO members that Iran is not a hostile country or a possible threat, as America believes, then we can act positively. We must convince NATO that Iran has a constructive role in developments of the region, as obvious in Iraq and Afghanistan.
 
The United States and NATO must come to this understanding that they can't solve regional crises without Iran's cooperation, and Iran's constructive presence can help to establishment of security and stability in the region. In areas such as control of drug trafficking, training forces to fight against drug trafficking and establishment of security in Afghanistan, with its facilities Iran can convince NATO members to cooperate within this framework.
 
It was a pity that NATO secretary general didn't name Iran in Bucharest Summit Declaration. The declaration pointed to the new comprehensive approach in Afghanistan and security affairs which will be gradually conferred to Afghan forces. The declaration supported constructive talks between Afghanistan and Pakistan but it intentionally ignored Iran. Whether during Soviet era or the present, Iran has always had a constructive role and its presence in Afghanistan affairs has been always beneficial for this country and also the region. What has prevented NATO secretary general from referring to Iran? We must follow an active diplomacy and make NATO aware of our potentials. This is not possible unless we follow a realistic approach. Being inept and awaiting for better days to come will bring us no good.
 
In the global stage of diplomacy we must be more active that before, show our positive side, and remind others of our cooperation in Afghanistan and Iraq.
 
Are there any advantages for Iran in U.S.-Russia face-off especially on the missile defense shield? How do you see the deployment of the defense shield in Azerbaijan?
 
Most of the predictions by political analysts became true in Bucharest Summit. Russians will persistently stand against deployment of United States' missile defense shield in Europe, but their persistence will vanish if they receive grants.
 
The Bucharest Summit showed that Russians are ready to put aside their sensitivities if they receive what they demand. That's because they act within the framework of their national interests. We should not expect other countries to prioritize our national interests over theirs. We are the ones who must reflect more on our own interests.
 
In my idea, what happened in Bucharest was ironic. Russians allowed NATO to use their territory and send it logistic commodities to Afghanistan. The commodities are passing a country that occupied Afghanistan due to its confrontation with NATO.
 
We see that the membership of Georgia and Ukraine in NATO has been postponed and at the same time Bush has stated that Iran is NATO's target. But Putin has answered that Iran can not be a target and it is not a threat to United States. If we put all these together we find out that U.S. has taken the first step towards deployment of the missile defense shield. What I want to say is that we must know what's happening around. We must think of our own interests. This will not happen unless we enter the regional frameworks.
 
Do you think NATO's eastward expansion is against the interests of Turkey and states of Caspian Sea eastern coast? Can economic-security pacts like Shanghai Cooperation Organization or regional economic treaties like Economic Cooperation Organization (ECO) be NATO's rival bring closer the interests of countries of the region?
 
The existential philosophy of NATO is questioned by its founders and new members. According to various articles in NATO's charter if a member is attacked by another country, the organization is obliged to support its member. Such a threat doesn't currently exist for NATO members, but they are following another aim by expansion of the organization. Cooperation within the framework of economic pacts like ECO and security-regional pacts like Shanghai is beneficial for Iran, but definitely it doesn't mean that multilateral economic organizations can be a rival for NATO.
 
Don't forget that NATO's agenda is totally different from that of economic-regional cooperation organizations. The post-Cold War atmosphere tends towards regional cooperation. Naturally interests of every region, every group are different from others.
 
Iran's membership in Shanghai organization, ECO or D8 (Developing 8) is advantageous per se. But does sole membership in Shanghai Cooperation Organization stop NATO's progress eastwards? I don't think so.
 
Do you believe in a new Cold War?
 
I believe that new blocs are getting shaped. As I said, after Soviet Union's dissolution, new states were born out and former members of East Bloc entered the international stage with new policies. These countries bluntly state that their security depends on their relations with the United States. The day NATO's flag was raised in Sofia, international media released photos of the Bulgarian Prime Minister's tears. It was like tears of joy the lovers shed when they see each other after years.
 
These states seek their welfare through membership in EU and their security through membership in NATO. Germany's opposition to membership of Ukraine and Georgia shows that long-time members of NATO need to redefine their objectives.
 
On the other hand, it seems that differences are rising among NATO members in fulfilling their missions.
 
By all this I want to tell you new developments are on the way. Will they lead to a new cold war? There isn't a definite yes or no answer. I think Russia can't further extend its cooperation with U.S. So formation of new blocs and emergence of another Cold War is possible.
 
How should Iran act in the current circumstances?
 
Iran must participate in every multilateral regional pact even as an observer state. Avoiding multilateral and regional pacts is against the interests of Iran.
 
What are the goods and bads of military cooperation between NATO and the Republic of Azerbaijan for Iran and Turkey?
 There are no possible threats for Turkey because this country is a NATO member. But the republic of Azerbaijan has its own policies. This country is not a threat for Iran per se, unless other countries want to take advantage of it. Being the neighbor of a powerful country like Iran is a good opportunity for Azerbaijan, since Iran has always supported its neighbors.
+ نوشته شده در  Sat 19 Apr 2008ساعت 20:30  توسط علی شیروانی  | 

 

'If the Games Fail, Human Rights Will Suffer'

With the Olympic Games rapidly approaching, more attention than ever is being focused on China's handling of protests in Tibet and on the state of human rights in the Communist country. SPIEGEL spoke with human rights advocate Liu Xiaobo about what to expect. more...

+ نوشته شده در  Tue 8 Apr 2008ساعت 0:42  توسط علی شیروانی  | 

 

German Case to Test Boundaries of Discrimination Law

How much should discrimination cost? In Germany, it has long been cheap. But a case currently working its way through the courts may provide expensive teeth to the country's 19-month-old anti-discrimination law. By Charles Hawley more

+ نوشته شده در  Tue 8 Apr 2008ساعت 0:40  توسط علی شیروانی  | 

اگر من رييس‌جمهور شوم

بخش دوم
بالاخره اینکه، ما باید استراتژی جامعی برای نابود کردن تروریست‌های جهانی بیابیم. استراتژی ای که بر انواع گوناگون قدرت آمریکایی تکیه داشته باشد و نه فقط قدرت نظامی. به قول یک فرمانده ارشد نظامی آمریکایی، «هنگامی که مردم از احترام و امکانات برخوردارند، افراط‌گرایی جای ظهور و برخورداری از استقبال عمومی را از دست مي‌دهد.»


به همین دلیل است که ما باید به کمک متحدین خود در تقویت کشورهای ضعیف و بازسازی کشورهایی که خود قادر به آن نیستند، بکوشیم.
در جهان اسلام و فراتر از آن، مبارزه با رسولان ترور نمی‌تواند به سخنرانی پیرامون دموکراسی محدود ‌شود. ما باید دانش خود را از موقعیت‌ها و باورهایی که افراط گرایی را دامن مي‌زنند، بالا ببریم. بحث‌های گوناگونی در اسلام وجود دارد. برخی به آینده‌ای صلح آمیز، تفاهم و تساهل، توسعه و دموکراسی سازی باور دارند. برخی نیز از عدم تساهل و سرسختی در مقابل آزادی‌های فردی و جهان پیروی مي‌کنند.
برای تقویت گروه‌های معتدل آمریکا باید همتش را به گستراندن فرصت‌ها، دسترسی به آموزش و مراقبت‌های بهداشتی، تجارت و سرمایه‌گذاری و حمایت مداوم از اصلاح‌طلبان سیاسی و جامعه مدنی که پیروزی ما را در جنگ سرد رقم زد، معطوف گرداند. باورهای ما بر امید متکی است؛ حال آن که تروریست‌ها بر ترس تکیه دارند. به همین دلیل است که ما قادر به پیروزی در این نبرد هستیم و خواهیم شد.
بازسازی همکاری‌ها
به منظور تجدید حیات رهبری آمریکایی، من قصد دارم ائتلاف‌ها و همکاری‌ها و نهادهایی را که مي‌توانند با تهدیدهای مشترک رویاروی شوند و امنیت مشترک را گسترش دهند، بازسازی کنم. اگر بخواهیم با تهدید و ارعاب سایر کشورها این اصلاحات در ائتلاف‌ها و نهادها را ایجاد کنیم، منزوی خواهیم شد. اصلاحات هنگامی تحقق مي‌پذیرد که ما بتوانیم به دولت‌ها و مردم دیگر اطمینان دهیم که آنها نیز نقش شایسته‌ای در همکاری‌های موثر دارند.
ما غالبا پیامی مغایر با این به شرکای بین‌المللی خود فرستاده‌ایم. در مورد اروپا، ما به نظرات اروپایی‌ها در مورد منطق و ضرورت جنگ عراق اعتنایی نکردیم. در آسیا، ما به تلاش‌های کره جنوبی برای بهبود روابط با کره شمالی وقعی ننهادیم. در آمریکای لاتین، از مکزیک گرفته تا آرژانتین، ما به دغدغه‌های مردم این کشورها درباره مهاجرت و برابری و رشد اقتصادی اهمیت چندانی ندادیم.
در آفریقا، ما اجازه دادیم که نسل کشی در دارفور به مدت چهار سال ادامه یابد و به دعوت اتحادیه آفریقا برای حمایت بیشتر از توقف کشتار توجه کافی نشان ندادیم. من پیوندهایمان را با متحدینمان در اروپا و آسیا بازسازی خواهم کرد و در تقویت همکاری‌ها در سراسر آمریکا و آفریقا خواهم کوشید. ناتو در پانزده سال گذشته قدم‌های مهمی در تغییر ساختارهای خود از شکل امنیتی به ائتلاف برای صلح برداشته است.
اما امروز، به قول سناتور لوگار «تفاوت فزاینده میان گسترش رسالت ناتو و ظرفیت‌های اندکش» به وجود آمده است. برای پر کردن چنین شکافی، من متحدین خود در ناتو را به فرستادن نیروهای بیشتر در عملیات امنیت مشترک و سرمایه‌گذاری بیشتر در بازسازی و تثبیت ظرفیت‌ها بسیج خواهم کرد.
ما باید هم زمان با تقویت ناتو، متحدین بیشتري در مناطق گوناگون جهان بیابیم. با خیزش چین و قدرت گرفتن بیشتر ژاپن و کره جنوبی، من تلاش خواهم کرد که شبکه روابط موثرتری در آسیا ایجاد کنم. ما به شالوده‌های ارتباطی فراگیرتری با کشورهای آسیای شرقی نیاز داریم که بتوانند رفاه و ثبات را در منطقه گسترش دهند و به مواجهه با تهدیدهای بین منطقه‌ای، از گروه‌های تروریستی گرفته تا آنفلوآنزای مرغی در اندونزی، یاری رسانند.
من همچنین چین را تشویق خواهم کرد که به عنوان یک قدرت رو به رشد، نقش مسوولانه‌تری در برخورد با مسائل مشترک در قرن بیست و یکم ایفا کند. ما در جاهایی با چین رقابت و در جاهای دیگری همکاری مي‌کنیم. وظیفه ما ایجاد روابطی است که همکاری را گسترش دهد، و هم زمان توانایی رقابت ما را بالا ببرد.
به علاوه، ما به همکاری موثر بر سر مسائل مهم جهانی در میان همه قدرت‌های بزرگ از جمله قدرت‌های تازه‌ای مانند برزیل، هند، نیجریه، و آفریقای جنوبی نیاز داریم. ما باید به تمام این کشورها سهمی در برقراری نظم جهانی بدهیم. برای این منظور سازمان ملل نیز نیاز به اصلاحات دارد. عملکرد مدیریت دبیرخانه سازمان ملل ضعیف است. عملیات حفظ صلح نیز کارایی چندانی ندارد. شورای جدید حقوق بشر سازمان ملل هشت قطعنامه در محکومیت اسرائیل صادر کرده است، اما حتی یک قطعنامه در محکومیت نسل کشی در دارفور یا نقض حقوق بشر در زیمبابوه صادر نکرده است. هیچ یک از این مشکلات بدون دخالت آمریکا ممکن نیست. اگر ما قصد داریم که تهدیدهایی را که از سوی انسان‌ها در این دوران سیاره مان را تهدید مي‌کند از میان برداریم باید به تشکیل نهادهای قدرتمند و ائتلاف‌های محکم همت بگماریم. اگر تغییرات بنیادین انجام نگیرد سرزمین‌های ساحلی جهان با بالا آمدن سطح دریاها به زیر آب خواهند رفت. گرم شدن کره زمین و کاهش باران به کشاورزی آسیب خواهد رسانید و جنگ، قحطی، بیماری و فقر را افزایش خواهد داد. تا سال 2050 قحطی بیش از 250‌میلیون انسان را در سراسر جهان آواره خواهد ساخت. و این به بی‌ثباتی کشورهای ثروتمند و مرفه نیز دامن خواهد زد.
آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای وظیفه دارد در راه برطرف کردن این مشکلات نیز پیشقدم باشد. در حالی که بسیاری از شرکای صنعتی ما به شدت تلاش مي‌کنند تولید این گازها را کاهش دهند، ما همچنان بر آن مي‌افزاییم. اگر من به ریاست‌جمهوری برسم در راه کاهش این مشکلات گام برخواهم داشت و در راه رها کردن آمریکا از وابستگی به نفت خارجی تلاش خواهم کرد. با استفاده بهینه از انرژی در اتومبیل ها، کارخانه‌ها و خانه‌ها و اتکای بیشتر بر منابع قابل تجدید برق به‌این مهم دست خواهیم یافت.
منبع: irDiplomacy.ir

+ نوشته شده در  Tue 8 Apr 2008ساعت 0:19  توسط علی شیروانی  | 

اگر من رييس‌جمهور شوم

به منظور تجدید حیات رهبری آمریکا در جهان، ما باید با تهدیدهای جدی که امنیت آمریکا و جهان را به خطر مي‌افکنند - همانند تهدید سلاح‌ها، مواد و تکنولوژی هسته‌ای و خطر افتادن ابزارهای هسته‌ای به دست تروریست‌ها - رودررو شویم.

چنان که جورج شولتز، ویلیام پری، هنری کیسینجر و سام نان خاطرنشان کرده‌اند، اقدامات کنونی ما برای رویارویی با تهدید هسته‌ای کافی نبوده است.
رژیم منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای با چالش مواجه شده است و طرح‌های جدید هسته‌ای به توسعه ابزارهای ساخت سلاح‌های هسته‌ای کمک کرده است. القاعده خلق «هیروشیما»یی برای ایالات‌متحده را آرمان خود قرار داده است. تروریست‌ها نیازی به ساخت سلاح هسته‌ای ندارند. آنها تنها مي‌خواهند آن را بربایند یا بخرند.
هم‌اکنون مقادیر زیادی اورانیوم غنی شده در جهان وجود دارد که بعضا مراقبت کافی از آن نمی شود و در پایگاه‌های هسته‌ای 40 کشور جهان نگهداری مي‌شود. در ایالات جماهیر شوروی سابق حدود پانزده تا شانزده هزار سلاح هسته‌ای و ذخایر اورانیوم و پلوتونیوم با ظرفیت تولید چهل هزار سلاح دیگر وجود دارد. تاکنون افراد بسیاری به خاطر قاچاق مواد هسته‌ای و در حال خرید و فروش آن در بازار سیاه دستگیر شده‌اند.
اگر من ريیس‌جمهور بشوم، همراه با سایر کشورها در جهت جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای و کاستن خطر ناشی از آن برای آمریکا و جهان تلاش خواهم کرد. آمریکا باید تلاشی جهانی را برای ایمنی سلاح‌های هسته‌ای در پایگاه‌هایی که مي‌توانند خطرساز باشند رهبری بنماید و این تنها راه موثر برای جلوگیری از دسترسی تروریست‌ها به بمب هسته‌ای است.
این هدف نیازمند همکاری فعالانه روسیه است. هر چند ما از تلاش‌های خود برای وادار ساختن آن کشور به‌ایجاد دموکراسی و پاسخگویی و رفتار مسوولانه فروگذار نمی کنیم، اما باید در جاهایی که منافع مشترک داریم، به خصوص به منظور اطمینان یافتن از ایمنی سلاح‌ها و مواد هسته‌ای، با آن کشور همکاری کنیم.
ما همچنین با همکاری روسیه باید مواضع قدیمی و کهنه جنگ سردی را کنار بگذاریم و از اهمیت و نقش سلاح‌های هسته‌ای بکاهیم. آمریکا نباید به تولید کلاهک‌های بیشتر هسته‌ای بشتابد... در همان حال که ما باید ذخایر موجود هسته‌ای را حفظ و مراقبت کنیم، باید هم زمان برای ممنوعیت جهانی تولید سلاح‌ها و مواد هسته‌ای جدید با سایر کشورها همکاری کنیم.
ما همچنین باید گسترش تکنولوژی تولید سلاح هسته‌ای را متوقف سازیم و نباید بگذاریم که کشورها به نام فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای به تولید سلاح دست بزنند. به همین جهت من در صورت انتخاب به عنوان ريیس‌جمهور، قصد دارم 50‌میلیون دلار از همان آغاز برای ایجاد یک بانک سوخت هسته‌ای تحت کنترل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اختصاص دهم و در جهت روزآمد کردن عهدنامه منع تکثیر سلاح‌های هسته‌ای گام بردارم. ما همچنین باید قانونی را که من و سناتور ریچارد لوگار برای کمک به آمریکا و متحدانش در متوقف ساختن قاچاق سلاح‌های کشتار جمعی و هسته‌ای در جهان به تصویب رساندیم به طور کامل به اجرا بگذاریم.
مبارزه با تروریسم جهانی
برای تجدید حیات رهبری آمریکایی ما باید در جست‌وجوی یک واکنش موثرتر جهانی در مقابل تروریسمی که در یازدهم سپتامبر به ما حمله‌ور شد، باشیم. تنها در همین دهه اخیر، از بالی تا لندن، بغداد تا الجزیره، بمبئی تا مومباسا و مادرید، تروریست‌ها با مدرنیته به مقابله پرداخته و با درآویختن به چهره خشنی از اسلام ده‌ها هزار انسان را از میان برده و مورد آزار و شکنجه قرار داده‌اند. از آنجا که‌این دشمن در سطح بین‌المللی اقدام مي‌کند، ما نیز باید واکنشی در سطح بین‌المللی نشان دهیم.
ما باید دوباره توجه خود را به افغانستان و پاکستان - کانون مبارزه ما با القاعده - معطوف کنیم، زیرا ریشه تروریسم در این جا عمیق‌تر است. هنوز امید به پیروزی در افغانستان وجود دارد، تنها باید سریع و مصمم و سنجیده عمل کرد. استراتژی ما باید به گونه‌ای باشد که به تقویت نیروهای ما در افغانستان بیانجامد و محدودیت‌هایی را که برخی از متحدان ناتو بر نیروهای خود وارد مي‌کنند از میان بردارد. استراتژی ما همچنین باید دیپلماسی مداوم برای ایزوله کردن طالبان و طرح‌های موثر در جهت توسعه و کمک رسانی به مناطقی که طالبان بیشترین نفوذ را در آنها دارد، باشد.
من همچنین بر سرکوب طالبان و تعقیب و دستگیری اسامه بن لادن و نیروهایش از سوی پاکستان و قطع رابطه آن کشور با تمام گروه‌های تروریستی تاکید دارم و در این راه همکاری با متحدان را ضروری مي‌دانم. هم زمان، من تلاش خواهم کرد دیالوگ میان پاکستان و هند به منظور حل اختلافاتشان بر سر کشمیر و دیالوگ میان افغانستان و پاکستان برای حل تفاوت‌های تاریخی شان و مساله منطقه مرزی پشتون را تقویت کنم. اگر پاکستان بتواند با اطمینان ارتباط بیشتری با هندوستان برقرار کند، احتمال آن کم خواهد بود که منافع خود را در همکاری با طالبان ببیند.
هر چند عملکردی قوی در آسیای جنوبی و مرکزی نقطه شروع ما است، اما تلاش‌هایمان باید از این گسترده تر باشد. هیچ فضای امنی برای کسانی که قصد کشتار آمریکایی‌ها را دارند، نباید وجود داشته باشد. برای به زانو درآوردن القاعده، من یک ارتش قرن بیست و یکمی و همکاری‌های قرن بیست و یکمی به قدرت اتحاد ضد کمونیست که منجر به پیروزی جنگ سرد شد و خطر آن را همه جا از جیبوتی تا قندهار از میان برد، ایجاد خواهم کرد.
اینجا در داخل آمریکا، ما باید به تقویت امنیت داخلی و حفاظت از تاسیسات نظامی که تمام جهان بر آن تکیه دارد، همت گماریم. ما مي‌توانیم این مهم را با هزینه کردن دلارهای امنیتی برای جلوگیری از خطر به انجام برسانیم. و این از طریق اقداماتی مانند اختصاص منابع سرمایه‌گذاری بیشتر برای دفاع از مسیرهای ترانزیتی، پر کردن شکاف‌ها در امنیت هوایی از طریق بازرسی تمام محموله‌های مسافران هوایی و چک کردن تمام مسافرین در یک سیستم بازرسی کامل امکان‌پذیر است. برای توفیق در این کارها امنیت داخلی و اقدامات ضدتروریستی ما باید به واسطه یک اجتماع اطلاعاتی که به نحو موثری با تهدیدها مواجه شود، همراه گردد. امروز، ما عمدتا بر همان نهادها و عملکردهایی که پیش از یازده سپتامبر وجود داشت، تکیه داریم. ما باید اصلاح سیستم اطلاعاتی را مورد بازبینی
قرار دهیم.
برای مواجهه با دشمنانی که خود را با دوران سازگار مي‌کنند، نیاز به تکنولوژی‌ها و عملکردهایی داریم که ما را قادر به جمع‌آوری موثر اطلاعات و به اشتراک گذاشتن اطلاعات در درون آژانس‌های اطلاعاتی‌مان گرداند. ما باید بر دانش انسانی و به کار گرفتن نیروهای آموزش دیده و دیپلمات‌هایی که دانش تخصصی در زمینه‌های فرهنگی و زبان‌های بومی دارند، سرمایه‌گذاری کنیم.
منبع: irDiplomacy.ir

+ نوشته شده در  Mon 7 Apr 2008ساعت 4:9  توسط علی شیروانی  | 

مجمع عمومي سازمان ملل متحد روز دوشنبه 31 مارس 2008 با حضور نمايندگان دولت‌هاي عضو سازمان ملل متحد تشكيل جلسه داد و پيش‌نويس قطعنامه «بهبود ايمني جاده‌اي در سطح جهان» را با اجماع تصويب كرد.
+ نوشته شده در  Wed 2 Apr 2008ساعت 6:15  توسط علی شیروانی  | 

7-8 April 2008 Sydney, Australia

The Global Impact of Private Equity

A conference co-presented by the Legal Practice Division of the International Bar Association and the Business Law Section of the Law Council of Australia and supported by the IBA Asia
Pacific Regional Forum

*************************************************

10-11 April 2008 London, England

Globalisation – Ramifications for Employment and Discrimination Law

A conference co-presented by the IBA Employment and Industrial Relations Law Committee and the Discrimination and Gender Equality Committee and supported by the IBA European
Regional Forum

*************************************************

11 April 2008 Barcelona, Spain

Corporate Social Responsibility and the Business Lawyer
A conference presented by the IBA Corporate Social Responsibility Committee and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************

17 April 2008 Tokyo, Japan

International Competition Conference
A conference presented by the IBA Antitrust Committee in collaboration with the Global Competition Law Forum and supported by the IBA Asia Pacific Regional Forum

*************************************************

23-25 April 2008 Paris, France

6th Annual Anti-Corruption Conference –

The Awakening Giant of Anti-Corruption Enforcement
Presented by the IBA Public and Professional Interest Division and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************

28-30 April 2008 Copenhagen, Denmark

Biennial Conference of the Section on Energy, Environment, Natural Resources
and Infrastructure Law

A conference presented by the IBA Section on Energy, Environment, Natural Resources and Infrastructure Law and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************

12-13 May 2008 Amsterdam, Netherlands

Technology and Sourcing in the Financial Services Sector: New Challenges and
Solutions

A conference presented by the IBA Technology Law Committee and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************

18-20 May 2008 Stockholm, Sweden

14th Annual Global Insolvency and Restructuring Conference

The conference is being presented by the IBA Section on Insolvency, Restructuring and Creditors Rights (SIRC) and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************

19-20 May 2008 Munich, Germany

19th Annual Communications and Competition Law Conference

A conference presented by the IBA Communications Law Committee and the Antitrust Committee and supported by the IBA European Regional Forum

*************************************************
*************************************************

IBA Annual Conferences
12-17 October 2008 Buenos Aires, Argentina

IBA Annual Conference 2008
(further details to follow)

4-9 October 2009 Madrid, Spain
IBA Annual Conference 2009
(further details to follow)

3-8 October 2010 Vancouver, Canada
IBA Annual Conference 2010

 

+ نوشته شده در  Wed 2 Apr 2008ساعت 6:13  توسط علی شیروانی  | 

 

Top Court to Consider Ban on Ruling Party

Turkey's highest court will consider a ban on the nation's ruling political party, the AKP. The decision marks an escalation in the feud between Turkey's secular elite and the Islamic-oriented ruling party and could drag the nation into political stagnation. more...

+ نوشته شده در  Tue 1 Apr 2008ساعت 15:33  توسط علی شیروانی  | 

 

AFP
Dan McNeill is the commander of the International Security Assistance Force (ISAF) in Afghanistan, making him responsible for 43,000 men and women from 40 countries. His decades- long career in the US military has seen him stationed in Vietnam, Panama and Iraq. In June, McNeill is set to be succeeded in Afghanistan by another American general, David McKiernan.
+ نوشته شده در  Tue 1 Apr 2008ساعت 15:32  توسط علی شیروانی  | 

چه کسى از افزايش قيمت نفت سود مى برد؟
رشد قيمت نفت سبب شد تا بسيارى از تحليل هاى روزنامه ها و مجلات به تبعات اقتصادى اين مساله اختصاص داده شود.در اين مقاله با ذکر تاريخچه کوتاهى از تغييرات قيمت نفت در بازارهاى جهانى، به تفصيل، تاثير اين عامل را روى اقتصادهاى توليد کننده و مصرف کننده شرح مى دهيم.
افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی بحثهای زیادی را در میان کارشناسان اقتصادی و صنعتی جهان بر انگیخت. اصلی ترین محور بحثها تبعات افزایش قیمت روی عملکرد اقتصادی جهان و تاثیر آن روی تورم بود .
 
یک نظریه عنوان شده در مورد تبعات افزایش قیمت نفت روی اقتصاد این است که افزایش قیمت نفت می تواند باعث شکوفایی اقتصاد کشورهای مالک ذخایر نفتی شود، ولی اقتصاد کشورهای مصرف کننده را با مشکل تورمی مواجه می کند.
 
جان اسمیت، اقتصاددان، در این مورد می گوید:" در صورتیکه کشورهای تولید کننده نفت از درآمدهای نفتی استفاده صحیحی داشته باشند و این درآمدها را در توسعه زیر ساختهای صنعتی و اقتصادی سرمایه گذاری نمایند می توانند از این درآمد استفاده بهینه نمایند."
 
وی بر این باور است، اگر کشورهای نفت خیز به جای سرمایه گذاری در توسعه زیر ساختهای صنعتی اقدام به درون ریز کردن درآمدهای نفتی به نظام مالی و اقتصادی خود کنند نه تنها از این عرصه منتفع نمی شوند بلکه فشارهایی را متحمل خواهند شد که اقتصاد آنها را تحت تاثیر فشارهای تورمی قرار می دهد.
 
نظریه دیگری نیز در این مورد وجود دارد. بر طبق این نظریه، رشد قیمت نفت، هم اقتصاد کشورهای تولید کننده و هم اقتصاد کشورهای مصرف کننده را با بحران تورمی مواجه می کند.
 
این گروه از اقتصاددانان در این مورد می گویند:" افزایش قیمت نفت و به دنبال آن فرآورده های نفتی باعث افزایش هزینه مصرفی صنایع مختلف و به دنبال آن ارتقای نرخ تورم در اقتصاد می شود که به خودی خود موضوعی آسیب رسان است."
 
این گروه با اشاره به وضعیت صنایع مصرف کننده فرآورده های نفتی از قبیل صنایع هوایی می گویند:" رشد قیمت سوخت سبب می شود تا هزینه خطوط هوایی بالا رود و به دنبال آن بهای بلیط ها نیز ارتقا یابد. از طرف دیگر صنایع دیگری از قبیل فولاد و دیگر صنایع فلزی نیز که برای طی شدن مراحل مختلف نیاز به سوخت دارند نیز در اثر رشد قیمت نفت با افزایش قیمت روبرو شدند و هزینه اولیه صنایع مصرف کننده فلزات را نیز تغییر دادند."
 
اینان معتقدند رشد قیمت نفت نه تنها به نفع مصرف کنندگان نیست بلکه اقتصاد کشورهای تولید کننده را هم با بحران مواجه می کند. زیرا فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمت نفت دامان این کشورها را نیز می گیرد.
 
مصرف کننده یا تولید کننده  
گاهی تفکیک تاثیر افزایش قیمت نفت روی اقتصاد کشورهای مصرف کننده و تولید کننده کاری عبث است.
 
زیرا آمریکا که بزرگترین مصرف کننده جهان است می تواند تاثیر بزرگی روی اقتصاد دنیا داشته باشد و اگر رشد قیمت نفت و هزینه های ناشی از آن باعث تشدید فشارهای تورمی در این کشور شود، رابطه اقتصادی گسترده آمریکا با دیگر کشورهای جهان به صادرات تورم این سرزمین خواهد انجامید.
 
از طرف دیگر بهبود اوضاع اقتصادی کشورهای تولید کننده نفت از طریق توسعه زیر ساختهای صنعتی و راه اندازی پروژه های صنعتی بزرگ و کارآمد که زمینه ساز ایجاد فرصتهای شغلی بسیار خواهد بود می تواند اقتصاد جهانی را متحول کند.
 
اجرای این پروژه ها زمینه ساز ایجاد فرصتهای شغلی و همکاری اقتصادی با شرکتهای و پیمانکاران کشورهای دیگر می شود که به انتقال درآمدهای نفتی به کشورهای دیگر می انجامد.
 
به عبارت صحیح تر در شرایط کنونی که جهان به دهکده جهانی تبدیل شده است و اقتصاد هر کشور به دیگر کشورها وابسته است نمی توان ضرر یا سود اقتصادی را تنها برای یک کشور خاص دانست.
 
هم اکنون اقتصادهای دنیا درهم تنیده هستند و تعاملات تجاری که سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارد به عملکرد اقتصادی دیگر کشورها وابسته است.
 
در این شرایط، بحران اعتباری و اقتصادی آمریکا سبب بحران اقتصاد جهانی و به دنبال آن آسیب اقتصادی تک تک کشورهای طرف معامله با این کشور می شود و سود اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری صحیح درآمدهای نفتی در کشورهای تولید کننده می تواند به بهبود راندمان اقتصادی همه کشورهای جهانی بیانجامد.
 
تاثیرات افزایش قیمت نفت در جهان
سایت Currency Trading در گزارش اخیر خود تاثیرات رشد قیمت نفت بر اقتصاد جهانی را به ترتیب زیر نوشت:  
1-   کاهش نرخ رشد اقتصادی کشورهای بزرگ آسیایی - کشورهای چین و هند در زمره کشورهای پر رونق آسیایی هستند که اقتصاد آنها وابستگی زیادی به نفت و فرآورده های نفتی دارد. رشد قیمت نفت سبب می شود تا هزینه فعالیتهای تولیدی در این کشورها افزایش یابد و از سرعت رشد اقتصادشان کاسته شود.
 
2-   کشورهای نفت خیز قدرت برتر معاملات می شوند - با افزایش قیمت نفت کشورهای صادر کننده نفت قدرت زیادی در عرصه اقتصاد جهانی بدست می آورند که این می تواند به درخواست تاثیرگذاری بیشتر این کشورها در عرصه سیاسی نیز بیانجامد.  
 
3-   منابع انرژی جایگزین - با ارتقای قیمت نقت جهانیان به دنبال استفاده از منابع جایگزین انرژی خواهند بود. در این شرایط سرمایه گذاری و اشتغال و بهره گیری از تکنولوژیهای پاک بیشتر می شود و سوختهای دیگری که اغلب سوختهای پاک خواهند بود جایگزین نفت و منابع انرژی می شوند.
 
4-   اقتصاد کشورهای اروپایی کمترین آـسیب را می بینند - با کاهش ارزش دلار در برابر یورو کشورهای اروپایی کمترین آسیب را از افزایش قیمت نفت در بازارهای بین المللی متحمل خواهند شد.
   
5-   اقتصاد آمریکا آسیب چندانی نمی بیند - اقتصاد آمریکا در مقایسه با دیگر کشورهای وارد کننده نفت آسیب کمتری می بیند. زیرا این کشور مصرف کننده نفت در بخش تولید نیز نقش بسزایی ایفا می کند که رقم قابل توجهی است.
 
6-   نرخ بهره جهانی ارتقا می یابد - با افزایش قیمت نفت و منابع نفتی در جهان نرخ تورم در اقتصادهای مختلف ارتقا می یابد. در این شرایط کشورهای مختلف برای کنترل نرخ تورم مجبور خواهند شد تا نرخ بهره بانکی را افزایش دهند. این مساله ای است که جهان در آینده ای نزدیک تجربه می کند.
   
7-   بازپرداخت بدهی های بین المللی متوقف می شود- با افزایش قیمت نفت و افزایش هزینه مصرف کنندگان آنها مجبور می شوند بین بازپرداخت بدهی های بین المللی و پرداخت هزینه واردات نفت یکی را انتخاب کنند و اغلب مجبور هستند برای ادامه بقا به پرداخت هزینه واردات نفت اکتفا کنند. این موضوع موسسات مالی بین المللی را با مشکلات بسیار زیادی مواجه می کند.
  
تاریخچه تحولات قیمت نفت
در سال 1999 میلادی متوسط قیمت نفت در بازارهای جهانی برابر با 11 دلار آمریکا بود، اما در سال 2000 میلادی قیمت نفت به یکباره صعود کرد و به 36 دلار آمریکا رسید. در این سال نیز قیمت نفت صعود بی سابقه ای کرد و بسیاری از تحلیل گران بر این باور بودند اقتصاد جهان در اثر قیمت 36 دلاری با بحران مواجه می شود.
 
اما در این سال عملکرد اقتصاد جهانی چندان نامطلوب نبود و علیرغم اینکه آمریکا بحرانی چند ماهه را در اقتصاد خود تجربه کرد ولی مشکلی جدی در اقتصاد جهانی ایجاد نشد.
 
این روند ادامه یافت تا اینکه در سال 2004 میلادی رسیدن قیمت نفت به مرز 50 دلار به یک فاجعه بدل شد. در این سال نیز تصور می شد قیمت 50 دلاری به معنای زیر رو روز شدن اقتصاد جهان است. البته در این سال اقتصاد آمریکا به دنبال پشت سر گذاشتن یک جنگ در خاورمیانه قدرت بزرگی بدست آورده بود.
 
در این سال ارزش دلار در بازارهای بین المللی بالا بود و اقتدار اقتصادی آمریکا این کشور را در راس اقتصادهای جهانی حفظ کرده بود. شایان ذکر است آمریکا این اقتدار را در سال 2004 میلادی مدیون جنگ با عراق بود زیرا کشوری که اقتصادی وابسته جنگ دارد با کمک این حربه می تواند خود را قدرتمند نگاه دارد.
 
در سال گذشته میلادی نیز رشد قیمت نفت به محافل اقتصادی جهان کشیده شد. در این سال تصور می شد رشد قیمت نفت و گذشتن آن از مرز 100 دلار تحولی بزرگ در جهان ایجاد کند. اما امروز، یعنی سه شنبه یازدهم مارس سال 2008 میلادی، قیمت هر بشکه نفت در بازارهای جهانی به مرز 108 دلار رسید.
 
امسال نیز اقتصاد آمریکا در مرحله رکود قرار دارد که انتظار می رود چندین ماه به طول بیانجامد ولی آیا این قیمت نفت سبب می شود تا اقتصاد جهانی ویران شود یا کشورهایی که نحوه استفاده بهینه از این فضای جدید را می دانند از سودهای کلان نفتی منتفع شوند؟
 
به نظر می رسد فضای کنونی حاکم بر اقتصاد جهانی نه یک فضای خموده و مرگبار که یک فضای اقتصادی در حال گذار باشد و تنها کشورهایی در این فضا وارد مرداب نابودی می شوند که اصول اقتصادی را نمی دانند و یا آنها را بکار نمی گیرند. 

+ نوشته شده در  Fri 14 Mar 2008ساعت 1:12  توسط علی شیروانی  | 

Security Council Resolution 1803 imposing further sanctions on Iran (PDF)
- Statements by national governments on resolution
- UN press release summarizing resolution and Council discussion
+ نوشته شده در  Fri 7 Mar 2008ساعت 0:35  توسط علی شیروانی  | 

DAMNING REPORT

Gaza Humanitarian Crisis Worst in 40 Years

A report sponsored by eight British-based aid agencies and human rights groups has described the humanitarian situation in the Gaza Strip as the worst in 40 years. And a senior UN official has warned that the entire infrastructure there is close to collapse. more...

 

+ نوشته شده در  Fri 7 Mar 2008ساعت 0:32  توسط علی شیروانی  | 

Throughout February, it looked as though Barack Obama was beginning to run away with the Democratic nomination. But after winning primaries in both Texas and Ohio on Tuesday, Clinton is back. more...

+ نوشته شده در  Wed 5 Mar 2008ساعت 13:39  توسط علی شیروانی  | 

در ادامه مطلب می توانید ترجمه متن کامل قطعنامه ۱۸۰۳ دور سوم تحریم های شورای امنیت علیه برنامه های هسته ای و موشکی ایران را دروبلاگ حقوق بین الملل ملاحظه نمائید سومین قطعنامه تحریم شورای امنیت علیه ایران با ۱۴ رای موافق به تصویب رسید و تنها اندونزی به این قطعنامه رای ممتنع داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 5 Mar 2008ساعت 13:34  توسط علی شیروانی  | 

IBA Middle East Office opens in Dubai IBA Middle East Office opens in Dubai  
+ نوشته شده در  Sun 2 Mar 2008ساعت 20:53  توسط علی شیروانی  | 

 

«انجمن ایرانی مطالعات ملل متحد»

 

همایش یک روزه:

«نقش دیوان بین المللی دادگستری در تداوم و توسعه حقوق بین الملل»

 

اساتید سخنران:

دکتر ممتاز، دکتر فلسفی، دکتر میرعباسی، دکتر ضیایی بیگدلی، دکتر بیگ زاده، دکتر سیفی، دکتر موسی زاده، دکتر جلالی، دکتر زمانی و دکتر عبداللهی  

 

زمان:

پنجشنبه 2 اسفند 1386 از ساعت 30/8 الی 30/16

 

مکان:

باشگاه دانشگاه تهران تالار بعثت

+ نوشته شده در  Sun 17 Feb 2008ساعت 7:16  توسط علی شیروانی  | 

نویسنده: نائومی کلین
طی چند دهه گذشته بسیاری از ایده‌ها و نظریه‌هایی که نخستین‌بار از سوی تئوریسین‌های چپ رادیکال مطرح شدند، کارکرد خود را در نظام‌های دست راستی پیدا کردند.


برای مثال لنین اعتقاد داشت که بشر در موقعیت آشوب و دگرگونی‌های فاجعه‌بار سریع‌تر از هر زمان دیگری پیشرفت می‌کند و حال این ایده که پیشرفت اقتصادی از طریق نابودی کامل جوامع قابل دستیابی است، به یکی از محورهای پیشبرد پروژه بازار آزاد نئولیبرال‌ها تبدیل شده است.
پیشرفت‌های اقتصادی به شیوه اتحاد جماهیر شوروی میراثی از نابودی بشری و اکولوژیک از خود باقی گذاشته است و در همین حال سیاست‌های نئولیبرالی نیز در بسیاری از کشورها نتایج نسبتا مشابهی به بار آورده است. اما در حالی که اعتقاد مارکسیستی نسبت به طرح‌ و برنامه‌ریزری مرکز محور هر روز بیش از گذشته رنگ می‌بازد، اعتقاد متعصبانه به سیاست‌های بازار آزاد مقبولیت و مشروعیتی روزافزون پیدا می‌کند.
بسیاری از کارشناسان و نویسندگان به ویرانه‌هایی که پیامد تحمیل سیاست‌های بازار آزاد در اقصی‌نقاط جهان بوده‌اند، اشاره کرده‌اند. در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و اروپای شرقی، خصوصی‌سازی‌های کورکورانه و تحمیل تغییرات ساختاری منجر به رکود اقتصادی و فروپاشی اجتماعی در ابعاد وسیع شده است.
«دکترین شوک» که تازه‌ترین و مهم‌ترین کتاب نائومی کلین، نویسنده و فعال سیاسی، محسوب می‌شود، به تاریخ‌نگاری اقتصاد جهان طی نیم قرن گذشته و چگونگی ظهور بنیادگرایان معتقد به بازار آزاد می‌پردازد. «سرمایه‌داری مصیبت‌بار»، نامی که کلین به فرآیند تحمیل اقتصاد نئولیبرال و مبتنی‌بر بازار آزاد داده است، گاه برای پیشبرد خود محتاج ترور و ایجاد رعب و وحشت همگانی است: خرابی‌های ناشی از توفان کاترینا در نئواورلئان باعث مهاجرت بسیاری از سیاه‌پوستان فقیر و جایگزینی مدارس دولتی با مدارس خصوصی شد؛ شکنجه‌ها و کشتارهایی که در شیلی دوران حکومت پینوشه و آرژانتین تحت حاکمیت ژنرال‌ها صورت می‌گرفت، همگی در واقع راه‌هایی برای از بین بردن مقاومت در برابر بازار آزاد بودند؛ نابسامانی و بی‌ثباتی اقتصادی روسیه و لهستان در پی سقوط کمونیسم، باعث شد تا حکومت‌های این دو کشور بتوانند از طریق نوعی «شوک‌درمانی»، اصلاحات اقتصادی مورد نظر نظام سرمایه‌داری را به اجرا بگذارند.
کلین بر این اعتقاد است که نئولیبرالیسم در زمره «دکترین‌های بسته و بنیادگرایانه‌ای» قرار دارد که قادر به همزیستی با دیگر نظام‌های اعتقادی نیستند. به این ترتیب چاره‌ای جز این نمی‌ماند که «جهان موجود محو و نابود شود تا راه برای ابداعات پیوریتنی نئولیبرالیسم هموار شود: نظامی که با منطق انجیلی خود و استعاره‌هایی چون آتش بزرگ و سیل بزرگ، به ناچار منجر به خشونت خواهد شد.»
به اعتقاد کلین، فروپاشی‌های اجتماعی که سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال را همراهی کرده‌اند، نتیجه ضعف مدیریت و ناکارآمدی مجریان این سیاست‌ها نیست. این تخریب‌ها و فروپاشی‌ها جزء ذاتی پروژه‌های بازار آزاد است که تنها در محیطی ویران‌شده و فاجعه‌دیده قادر به پیشرفت است: «یک نظام اقتصادی که نیازمند رشد پایدار و پیوسته است و در عین حال در برابر هرگونه برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی زیست‌محیطی نیز مقاومت می‌کند، به خودی خود موجب ایجاد جریان پیوسته‌ای از فجایع کوچک و بزرگ مالی، نظامی و اکولوژیک می‌شود. ولع بیش از حد برای دستیابی به سودهای آسان و کوتاه مدت، بازار سهام، ارز و مستغلات را به ماشین‌های ایجاد بحران بدل می‌کند.»
کتاب‌های بسیار معدودی هستند که به ما کمک می‌کنند درک بهتری از جهان اطراف‌مان داشته باشیم و «دکترین شوک» بی‌شک یکی از این کتاب‌ها است. کلین با گردش در سراسر جهان، سیاست‌های دقیقا یکسانی را آشکار می‌کند که برای تحمیل اقتصاد مبتنی‌بر بازار آزاد در کشورهای متفاوتی چون شیلی زمان پینوشه، روسیه زمان یلتسین، چین و عراق پس از سقوط صدام به اجرا گذاشته شدند.
«دکترین شوک» بی‌شک بخشی از قدرت و تاثیرگذاری خود را مدیون تشابهات و تناظرهایی است که کلین در زمینه‌های ظاهرا مستقل از یکدیگر تشخیص می‌دهد. یکی از تشابهات هشداردهنده، نزدیکی و قرابت فراوان سیاست‌های شوک‌درمانی برای تحمیل اقتصاد نئولیبرال و مبتنی‌بر بازار آزاد و تکنیک‌های شکنجه‌ای است که در جنگ علیه تروریسم از سوی نظامیان آمریکایی به کار گرفته می‌شود.
اما آیا پروژه بازار آزاد شکست خورده است؟ آنچنان که کلین به ما نشان می‌دهد، شوک‌درمانی بازار آزاد در عمل به اهداف تعیین‌شده‌اش دست یافته است. در حالی که عراق امروز جامعه‌ای خشونت‌زده و ناامن است که در آن حضور در یک جلسه تجاری می‌تواند منجر به مرگ شما شود، شرکت‌هایی مانند هالیبرتون که در ویرانه‌های جامعه عراق عمل می‌کنند، به سودهای سرشاری دست پیدا می‌کنند.
به این ترتیب «دکترین شوک» هم به رغم محدودیت‌ها و کاستی‌هایش، در کنار دیگر کتاب‌ها و ایده‌های ارزنده‌ای قرار می‌گیرد که به فهم ما از جهان پس از جنگ سرد کمک کرده‌اند: ایده‌ «پایان تاریخ» که از سوی فرانسیس فوکویاما مطرح شد و اشاره به این داشت که تمامی جوامع در نهایت تحت کنترل لیبرال دمکراسی و بازارآزاد در می‌آیند؛ مفهوم «برخورد تمدن‌ها» که از سوی ساموئل هانتینگتون مطرح شد و نشان داد که طرح ایده پایان تریخ از سوی فوکویاما تا حد زیادی ساده‌انگارانه و اغراق شده است.
و اکنون نیز مباحث مطروحه از سوی کلین در برابر ایده جهان تختی که جهانی‌سازی تا اعماق آن نفوذ کرده و از سوی متفکرینی چون توماس فریدمن (در کتاب «جهان مسطح است») بیان شده‌اند، قرار می‌گیرد؛ به این ترتیب هنگامی که فجایع به تخریب و تسطیح جوامع می‌پردازند، سرمایه‌داری از راه می‌رسد و از موقعیت برای بهره‌مندی مادی و گسترش نفوذ خود استفاده می‌کند. به این ترتیب هر چند هر یک از این فرضیه‌ها کاستی‌ها و نقايص خاص خود را دارند، اما همگی آنها به ما کمک می‌کنند تا شکل و مسیر تحولات جهان ناپایدار و متزلزل معاصر را بهتر درک کنیم.
منبع: Irdiplomacy.ir

+ نوشته شده در  Sat 26 Jan 2008ساعت 23:23  توسط علی شیروانی  | 

ARAB PRESS REACTIONS TO BUSH VISIT

'An Absurd, Sadistic Image'

Papers in the Middle East are sharply critical of Bush's current Middle East visit, saying the United States is obsessed with Iran and that he is backpedaling on the positions he staked out at Annapolis. more...

+ نوشته شده در  Fri 18 Jan 2008ساعت 6:24  توسط علی شیروانی  | 

SPIEGEL ONLINE
+ نوشته شده در  Fri 4 Jan 2008ساعت 18:40  توسط علی شیروانی  | 

اطلاعيه

دوره آموزشی

«دیپلماسی چندجانبه در نظریه و عمل»

با توجه به اهمیت روزافزون دیپلماسی چندجانبه دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه جهت دانش افزایی کارشناسان امور   بین الملل وزارت خانه ها و سازمانها علاقمندان پژوهشگران و دانش پژوهان روابط بین الملل دوره ای با عنوان «دیپلماسی چندجانبه در نظریه و عمل» برگزار می کند. در این دوره علاوه بر طرح بنیادهای نظری، بر مهارت های عملی در دیپلماسی چندجانبه نیز تأکید     می شود. برای شرکت در این دوره داشتن مدرک کارشناسی و سابقه علمی و عملی در زمینه های بین المللی ضروری است.

 

اهم عناوین دوره

·         چارچوبها و بنیادهای دیپلماسی چندجانبه

·         آیین کار در دیپلماسی چندجانبه

·         فنون مذاکره در دیپلماسی چندجانبه

·         قطعنامه و تدوین اسناد در دیپلماسی چندجانبه

·         جنبه های اداری و مدیریتی جلسات در دیپلماسی چندجانبه

·          فنون تدوین نطق در دیپلماسی چندجانبه

 

اساتید دوره

دکتر جواد ظریف و دکتر سیدکاظم سجادپور

 

                                              زمان برگزاری

سه شنبه های هرهفته از  2 بهمن ماه الی 7  اسفندماه 1386  

از ساعت 13 الی 16

 

مدارک لازم برای ثبت نام

فرم تکمیل شده ثبت نام (قابل دریافت از طریق پایگاه اینترنتی دانشکده یا از طریق مراجعه حضوری)،

اصل فیش بانکی به مبلغ -/000/000/1 به حساب شماره 66/1430 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به نام

دانشکده روابط بین الملل قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی 

 

گواهینامه شرکت در دوره

دانشکده روابط بین الملل به شرکت کنندگان در دوره بسته آموزشی وگواهینامه پایان دوره اعطا می نماید.

 

آخرین مهلت ثبت نام

سه شنبه 25 دی ماه  1386

نشانی: تهران- خیابان شهید باهنر (نیاوران) جنب پمپ بنزین، کوچه مینا، شماره 12 کد پستی: 19395

تلفن: 1-22802650  (روابط عمومی)  نمابر:  22802747

پایگاه اطلاع رسانی:  www.sir.ac.ir         پست الکترونیکی: info@sir.ac.ir

+ نوشته شده در  Fri 4 Jan 2008ساعت 18:39  توسط علی شیروانی  | 

عكس: رويترز

 

عكس: رويترز

ديدن تمام عكسها

+ نوشته شده در  Wed 12 Dec 2007ساعت 12:24  توسط علی شیروانی  | 

Vienna - International activists hope for a global ban on cluster munitions by late 2008, non-governmental organization (NGO) representatives said in Vienna on Tuesday. One day before the kick-off of a three-day international conference in Vienna, the activists are hopeful that the participants from 127 countries will be able to discuss a treaty text.

"The Vienna conference should be a great step forward," the head of the Austrian NGO campaign said, "We expected 80 participants and now they are 127."

Civilians are the main victims of cluster munition, experts said, accounting for 98 per cent of all victims, and more than one quarter of them are children.

A cluster bomb consists of hundreds of small, conventional explosives. Up to 10 per cent of these bombs fail to explode, making them highly dangerous for civilians on the ground.

Cluster munitions have been used in the recent past by Israel during its campaign against Lebanon, and by the United States in Iraq.

Main arms producers like the United States, Britain or Russia are opposed to a ban on cluster munitions. Germany, another major producer, recently called for a ban, German activists said at a press conference in Vienna.

A major problem was that states are seeking broad exemptions to a ban, Thomas Nash, coordinator of the international anti-cluster bomb campaigns, said. "This will be unacceptable."

"These weapon must be stigmatized. If we can stigmatize this weapon, the we can stop countries like the US from using it."

During a follow-up conference in Dublin in May 2008 a treaty text could be finalized, the NGOs hoped.

Austria's parliament will pass a law on Thursday, banning the production, acquisition or sale of cluster munitions, making it only the second country worldwide to do so.
+ نوشته شده در  Sat 8 Dec 2007ساعت 0:11  توسط علی شیروانی  | 

دانشکده روابط بین الملل برگزار می کند:

دوره پيشرفته تحولات حقوق بين الملل بشر دوستانه
فرم ثبت نام

دوره پیشرفته

«تحولات حقوق بین الملل بشردوستانه »

دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه با همکاری کمیته بین المللی صلیب سرخ به مناسبت سی امین سالگرد تصویب پروتکل های الحاقی به کنوانسیون های 1948 ژنو، دوره آموزشی پیشرفته حقوق بین الملل بشردوستانه را با حضور استادان برجسته و متخصصان برگزار می کند:

اهم عناوین دوره

 

کلیات و مبانی حقوق بین الملل بشردوستانه          دیوان بین المللی دادگستری و رابطه حقوق بین الملل بشردوستانه و حقوق بشر             حقوق بین المللی بشردوستانه در مبارزه با تروریسم  حقوق بین المللی بشردوستانه و حمایت از زنان، کودکان و روزنامه نگاران            حقوق بین المللی بشردوستانه و بازیگران غیر دولتی  مراعات حقوق بین المللی بشردوستانه و اصول ناظر بر کاربرد تسلیحات

حقوق بشردوستانه از دیگاه اسلام                   محاکم کیفری بین المللی در مواجهه با جنایات جنگ

 

                                              زمان برگزاری

سه شنبه 13 آذرماه ماه لغایت چهارشنبه 14 آذرماه 1386

از ساعت 9 الی 16:30

 

مدارک لازم برای ثبت نام

فرم تکمیل شده ثبت نام (قابل دریافت از طریق پایگاه اینترنتی دانشکده یا با مراجعه حضوری)، اصل فیش بانکی به مبلغ -/000/700 (هفتاد هزار تومان) برای کارشناسان و مبلغ -/000/350 ریال (سی و پنج هزار تومان)

برای دانشجویان دانشگاهها، قابل واریز به حساب شماره 66/1430 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به نام

دانشکده روابط بین الملل قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی 

 

گواهینامه شرکت در دوره

دانشکده روابط بین الملل به شرکت کنندگان در دوره ضمن ارائه بسته آموزشی،گواهینامه پایان دوره اعطا می نماید.

 

آخرین مهلت ثبت نام

شنبه 10 آذرماه 1386

نشانی: تهران- خیابان شهید باهنر (نیاوران) جنب پمپ بنزین، کوچه مینا، شماره 12 کد پستی: 19395

تلفن:1-22802650  (روابط عمومی)  نمابر: 22802747

پایگاه اطلاع رسانی:  www.sir.ac.ir

پست الکترونیکی: info@sir.ac.ir

 

+ نوشته شده در  Tue 20 Nov 2007ساعت 7:8  توسط علی شیروانی  | 

U.S. prison system a costly and harmful failure: report
+ نوشته شده در  Tue 20 Nov 2007ساعت 6:43  توسط علی شیروانی  | 

كميته يي در سازمان ملل با هدف امحاي نهايي حكم اعدام در سراسر جهان، راي به تعليق مجازات اعدام در جهان داده است. اين راي كه بعد از دو روز بحث پرحرارت از سوي مخالفان و موافقان عملي شد، كشورها را قانوناً ملزم به متوقف كردن حكم اعدام نمي كند با اين همه از نظر حاميان حقوق بشر همين مرحله هم نشانه تغيير جدي ديدگاه جهاني در خصوص مجازات اعدام است.

كمتر پيش مي آيد كه هيات هاي ايران و امريكا در سازمان ملل در خصوص قطعنامه يي هم نظر باشند اما موافقت با مجازات اعدام از معدود موضوع هايي است كه مي تواند مقامات اين دو كشور را هم راي نشان بدهد.

ايران و امريكا از جمله ۵۲ كشوري بودند كه در كنار چين، هند، سنگاپور و اغلب كشورهاي مسلمان با تعليق مجازات اعدام كه با پيشنهاد ايتاليا به راي گذاشته شد، مخالفت كرده اند. براساس استدلال اين كشورها مجازات اعدام بخشي از قانون جزايي اين كشورهاست و بايد در داخل هر كشور مستقلاً درباره آن تصميم گيري شود.


نماينده هيات چين اعلام كرده به هيچ وجه مايل نيست دوباره شاهد چنين بحث هايي در مقر سازمان ملل باشد.

باربادوس برخي كشورهاي حامي اين قطعنامه را متهم كرده كه كشورهاي مخالف را تهديد كرده اند در صورت اصرار بر مجازات اعدام كمك هاي اقتصادي خود را قطع خواهند كرد. هيات هند در سازمان ملل متحد نيز اعلام كرد اين سازمان بايد تفاوت كشورها را در اين زمينه به رسميت بشناسد و گفت؛ «بايد متوجه باشيم كه اين حق هر كشور و در دايره استقلال آن است كه درباره نظام حقوقي اش تصميم بگيرد و در حال حاضر درباره مجازات اعدام اجماعي جهاني وجود ندارد.»

با اين همه ۹۹ كشور ديگر از فيليپين گرفته تا گابون اين طور استدلال كردند كه اين مجازات نقض حقوق اوليه انسان ها است. سنگاپور كه هيات هاي موافق حكم اعدام را رهبري مي كرد اتحاديه اروپا را متهم كرد كه سعي دارد ارزش هاي خود را به ديگران تحميل كند.

اين اتهام توسط مانوئل گوئرا سالگوئيرو نماينده پرتغالي اتحاديه اروپا در سازمان ملل متحد رد شد.

سالگوئيرو گفت؛ «بعيد مي دانم بتوان ثابت كرد هر بار من ارزش هايم را بيان مي كنم قصد تحميل آن را دارم؛ حق داريد استدلال كنيد و عليه ارزشي كه من مطرح مي كنم دليل بياوريد اما اينكه من ارزش كشورم را بيان و ارائه مي كنم به معني تحميل آن ارزش نيست.»

سازمان عفو بين الملل كه اين قطعنامه را گامي تاريخي در مسير محو مجازات اعدام در سراسر جهان دانسته، مي گويد ۱۳۳ كشور مجازات اعدام را منسوخ كرده اند.

اين قطعنامه از ۶۳ كشور و منطقه باقيمانده مي خواهد كه مجازات اعدام را با هدف امحاي نهايي موقتاً به حالت تعليق دربياورند. از ويژگي هاي ديگر اين بيانيه اين است كه از كشور ها مي خواهد تعداد احكام اعدام و جرم هايي را كه ارتكاب آنها شامل حكم اعدام مي شوند كاهش دهند. اين قطعنامه قرار است در شصت و سومين مجمع عمومي سازمان ملل در سپتامبر آينده اين بحث را پيگيري كند.
+ نوشته شده در  Mon 19 Nov 2007ساعت 8:18  توسط علی شیروانی  | 


شورای عالی امنیت ملی ایران از زمان فعال شدن پرونده هسته‌ای ایران در طول چهار سال گذشته تاکنون چند قربانی گرفته است. اگر «سیدحسین موسویان» سخنگوی سابق تیم هسته‌ای «مغبون بزرگ» این پرونده نام گرفت و سر از بازداشتگاه درآورد، بی‌شک «علی لاریجانی»، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی را باید «ناکام بزرگ» این پرونده و شورای مذکور بخوانیم. لاریجانی که با انتقاد صریح از مسوولان سابق پرونده هسته‌ای، مسوولیت این پرونده را به دست گرفت، تلاش داشت تا با ارائه برخی ایده‌ها، پرونده هسته‌ای ایران را برای همیشه ببندد اما به جای آنکه پرونده هسته‌ای بسته شود، پرونده دبیری لاریجانی در شورای امنیت بسته شد و مسوولیت از او ستانده شد و به سعید جلیلی معاون وزیر خارجه ایران سپرده شد. بدین ترتیب لاریجانی خسته از دو سال و نیم تلاش بی‌دریغ، بی‌هیچ تقدیری کیف خود را برداشت و دفتر خود را ترک کرد تا معتمد رئیس‌جمهور محمود احمدی‌ جای او بنشیند. پس اگر برای حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی بعد از پایان ماموریتش، جلسه تودیع باشکوهی برگزار شد که از خاتمی تا هاشمی رفسنجانی در آن شرکت کنند و به تقدیر از وی سخن بگویند، برای لاریجانی، هیچ مقام دولتی جلسه تودیع برگزار نکرد و از درایت او سخن نگفت. علی لاریجانی بی‌سروصدا آمد و با سروصدا رفت. بی‌حاشیه آمد و باحاشیه رفت. تنها اتفاقی که رخ داد اعلام نام جایگزین وی بود.

سعید جلیلی به خواست احمدی‌نژاد تنها چند ساعت پس از آنکه لاریجانی دفتر خود را ترک کرد، به آن ساختمان رفت.

سخنگوی دولت ایران در اعلام دلایل استعفای لاریجانی، عنوان کرد که «آقای لاریجانی مشکل شخصی داشت. مایل بود که در حوزه‌های دیگری فعالیت‌های سیاسی و مدیریتی داشته باشد.» اگرچه این سخن در ابتدا با سکوت لاریجانی اما او پس از سفر از ایتالیا تاکید کرد که هیچ مشکل شخصی نداشته و حتی آنچنان که گفته شد قصد شرکت در انتخابات مجلس را نداشته و می‌توانست بدون آنکه از دبیر شورای عالی استعفا دهد، در انتخابات مجلس شرکت کند.

شورای عالی امنیت ملی، اگرچه این سال‌ها بیش از گذشته نامش مطرح است و دبیر آن از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شده اما نهادی برآمده از انقلاب است. در ابتدای پیروزی انقلاب، این شورا زیر نظر نخست‌وزیر اداره می‌شد و او ریاست آن را بر عهده داشت. در آن سال‌ها از تنها دبیری که نام برده شده «مسعود کشمیری» عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری است. او یکی از نیروهای سازمان مجاهدین خلق است که توانسته بود اعتماد محمدعلی رجایی نخست‌وزیر ایران و محمدجواد باهنر رئیس‌جمهور را کسب کند به گونه‌ای که بسیاری او را از نیروهای انقلابی دانستند و شرکت وی را در تمام جلسات شورای امنیت ملی ضروری می‌خواندند. حتی پس از انفجار نخست‌وزیری نیز برخی برای او گریستند و تصور کردند جنازه سوخته‌ای که در یک نایلون در کنار آثار به جا مانده از بدن رجایی و باهنر قرار گرفته جنازه کشمیری است. پس برای او نیز تابوتی در نظر گرفتند و تشییع باشکوهی برگزار کردند. در حالی که کشمیری در حال فرار از ایران بود.

در اطلاعیه‌ای «آیت‌الله ربانی املشی»، دادستان وقت کل کشور منتشر کرد یادآور شد که کشمیری از یک سال قبل وارد نخست‌وزیری می‌شود و خیلی خوب نقش بازی می‌کند و خیلی چهره کریه خود را مخفی می‌دارد. به طوری که یکی از مسوولین امر در نخست‌وزیری می‌گفت که در بین هزار احتمال یک احتمال انحراف درباره او نمی‌دادیم... در ظرف یک سال آنقدر پیشرفت می‌کند که دبیر شورای امنیت هم می‌شود.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 23/6/60).

مسعود کشمیری «قبل از پیروزی انقلاب در یک شرکت خارجی کار می‌کرد و با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجیان به کشورشان، شرکت مذکور منحل و بنا بر اظهارات خودش بعد از پیروزی انقلاب، در جهاد سازندگی کار می‌کرده.» وی قبل از انقلاب توسط پسردایی و برادر همسر خود، ابوالفضل دلنواز، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. «ابتدا در بحث‌های خانوادگی از منافقین حمایت می‌کرد، لیکن به مرور زمان چهره حزب‌اللهی و حمایت از نظام را یافت. مدتی در نیروی هوایی، سپس در رکن 2 ارتش جمهوری اسلامی و همچنین در دفتر نخست‌وزیری شاغل می‌شود و تا دبیر شورای عالی امنیت ملی ارتقای شغلی پیدا می‌کند. بعد از انفجار دفتر نخست‌وزیری، از بازرسی منزل مسعود در شهرستان کرج مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد.» (خاطره 4، محمدی ری شهری).

شورای عالی امنیت ملی از آن پس تقریبا تمام فعالیت‌‌ها و جلساتش در تعلیق ماند و رفته‌رفته به نهادهای غیرضروری تقلیل یافت. روحانیون انقلابی و بزرگان نظام ترجیح می‌دادند به علت عدم اعتماد و اطمینان، جلسات خود در مکان‌هایی که ضریب امنیتی آن بالا است، برگزار کنند. بدین ترتیب عموم جلسات در دفتر حزب جمهوری اسلامی یا دفتر هاشمی رفسنجانی در مجلس برگزار می‌شد. به موازات تقلیل فعالیت‌‌های شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع که از ابتدای جنگ شکل گرفته بود، تقویت شد و رفته‌رفته این شورا، نقش شورای عالی امنیت ملی را ایفا کرد. چون عموم سران نظام، وزرا، فرماندهان سپاه و ارتش در آن حضور داشتند و پرونده جنگ را بررسی می‌کردند. وظایف شورای عالی دفاع به گونه‌ای بود که رفسنجانی در ذکر خاطرات سال 60 خود، از تلاش بنی‌صدر برای افزایش اختیارات خود از طریق این شورا سخن گفته است.

ترکیب اعضای شورای عالی دفاع نیز متشکل از نماینده امام (آیت‌الله خامنه‌ای) رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، وزیر خارجه، وزیر دفاع، فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران بودند. البته به ضرورت افراد دیگر نیز به این جمع افزوده می‌شدند.

شورای عالی دفاع تا سال 68، زمان بازنگری قانون اساسی فعال بود. اما پس از آنکه قرار شد قانون اساسی بازنگری شود و برخی از مواد و اصول تغییر یابند، این شورا نیز به شورای عالی امنیت ملی ارتقا یافت و تاکید شد: «به منظور تامین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور تشکیل می‌شود.» وظایف شورای عالی امنیت ملی نیز بنا بر آنچه که قانونگذاران تعیین کردند، «تعیین سیاست‌های دفاعی – امنیتی کشور در محدوده سیاست‌های کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری، هماهنگ کردن فعالیت‌های سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی – امنیتی و بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی» عنوان شد. در واقع شورای عالی امنیت ملی بایستی سیاست خارجی، دفاعی و سیاست‌های امنیتی ایران را تدوین کند.

اعضای ثابت شورای عالی امنیت ملی، روسای قوای سه‌گانه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، رئیس سازمان برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای خارجه، کشور و اطلاعات هستند. بر حسب نیاز نیز وزیر مربوط به بحث و همچنین عالی‌ترین مقام‌های ارتش و سپاه پاسداران به این جمع اضافه می‌شوند. مصوبات شورا باید به تایید رهبری برسد و پس از آن قابل اجراست.

***

اگرچه تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی به دستور امام خمینی بنیانگذار انقلاب، صورت گرفت اما عمر ایشان کفاف نداد تا نتیجه آن را ببیند. لذا با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به مقام رهبری، هاشمی‌رفسنجانی طی یک انتخاب به ریاست جمهوری رسید. او بلافاصله حسن روحانی را به دبیری شورای عالی امنیت ملی برگزید و بدین ترتیب، روحانی اولین دبیر این شورا پس از بازنگری قانون اساسی شد و توانست نزدیک به 16 سال در این نهاد ایفای نقش کند. در واقع شورای عالی امنیت ملی برخلاف اسم پرطمطراق خود یک «ستاد» بیشتر نیست. اعضای آن اگرچه ثابت هستند، اما هیچکدام در آن نهاد مستقر نیستند. هر یک رئیس یک قوه یا وزارتخانه است و در جای دیگری وظایف خود را دنبال می‌کند. تنها دبیرخانه این شورا فعال است که علی ربیعی نقش بسزایی در تشکیل آن داشت. او پس از خروج از وزارت اطلاعات به این دبیرخانه آمد تا تحت زعامت حسن روحانی فعالیت‌های خود را آغاز کند و تا پایان فعالیت روحانی نیز در این دبیرخانه ماندگار شد.

در دوره علی لاریجانی، البته قرار بر این شد که شورا کمی گسترش پیدا کند و به لحاظ ساختاری شکل خود را بیابد. به همین دلیل لاریجانی، همزمان با هدایت پرونده هسته‌ای، چندین معاونت نیز برای شورای عالی امنیت ملی تعریف کرد. معاونت راهبردی، سیاسی، امنیت، بین‌الملل، اقتصادی، امور بین‌الملل، داخلی معاونت‌های این شورا شدند.

***

با این حال شورای عالی امنیت ملی تا سال 82 و از زمان گشایش پرونده هسته‌ای ایران، چندان پرکار نبود. پرونده ویژه‌ای که ساعات بیشتری از وقت اعضا را به خود اختصاص دهد وجود نداشت و عموما مباحث امنیتی بررسی می‌شد اما از اواخر دهه 70 (حدودا سال 79) یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، طی یک کنفرانس مطبوعاتی، مباحث را در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران عنوان کرد. از آن تاریخ، توسط آمریکا و برخی کشورهای غربی در خصوص این فعالیت‌ها، اتهامات مختلفی به ایران زده شد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز فعالیت‌های ایران را در دستور کار خود قرار داد و از سال 82 رسما این پرونده گشوده شد. از آن تاریخ، شورای عالی امنیت ملی مسوول پیگیری این موضوع شد. سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران، حسن روحانی را به رهبری معرفی کرد تا با تایید ایشان وی پیگیر پرونده ایران شود.

روحانی با تشکیل یک تیم مذاکره‌کننده که متشکل از «علی‌اکبر صالحی»، «سیدحسین موسویان»، «سیروس ناصری» و «محمدجواد ظریف» هدایت این پرونده را بر عهده گرفت. تاکتیک آنها بر گفت‌وگو و اعتمادسازی استوار بود. استدلال می‌کردند باید ابتدا اعتماد غرب را جلب کنیم و سپس فعالیت‌های صلح‌آمیز خود را ادامه دهیم به همین علت در چند مقطع فعالیت‌های هسته‌ای ایران تعلیق شد. اتخاذ این سیاست البته علی لاریجانی، رئیس سابق صدا و سیما را برانگیخت تا جمله تاریخی خود را بیان کند: «در پرونده هسته‌ای در غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم.»

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد و سپس انتخاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، لاریجانی عهده‌دار پیگیری پرونده هسته‌ای شد. او در طول دو سال و نیم گذشته چند سیاست اتخاذ کرد. ابتدا نزدیکی به شرق از طریق روسیه به چین و تشکیل بلوک شرق مقابل بلوک غرب. به اعتقاد او از این طریق ایران می‌تواند سیاست برد – برد را برای خود رقم بزند. سیاستی که نه تنها ایران از آن منتفع می‌شود بلکه غربی‌ها نیز به خواسته خود می‌رسند. اتخاذ این تاکتیک معنای دیگری نیز داشت که ایران سر جنگ با هیچ کشوری ندارد و منافع خود را در راستای منافع دیگران تعریف می‌کند. به همین علت او تاکید داشت که تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران هیچ‌گاه اتفاق نمی‌افتد اما می‌توان از طریق مذاکره و گفت‌وگو به نتیجه رسید. با این حال در زمان او دو قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر شد. گرچه برخی از بیانیه‌های سازمان ملل نیز مستقیما تحت اظهارات احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران صادر شده بود.

اما او با وجود آنکه نگاه اصولگرایانه داشت نتوانست با محمود احمدی‌نژاد کار کند. احمدی‌نژاد، از مدتی پیش اعلام کرده بود که «پرونده ایران بسته شده» و آن را تمام شده می‌خواند. این در حالی بود که در همین ایام علی لاریجانی مرتب به سفر می‌رفت، با غربی‌ها مذاکره می‌کرد و قرار دیدارهای بعدی را می‌گذاشت. اظهارات احمدی‌نژاد همچون «قطار هسته‌ای ایران ترمز ندارد» گاه برخی مذاکرات و دیدارهای لاریجانی را تحت تاثیر قرار می‌داد و او مجبور بود که در جلسات مختلف در خصوص این نوع اظهارات سخن بگوید. ناهماهنگی بین دولت و شورای عالی امنیت ملی در این ایام به اوج رسیده بود. در آستانه کنفرانس شرم‌الشیخ علی لاریجانی اعلام کرد که ایران در آن اجلاس شرکت نمی‌کند اما همزمان منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران خبر از شرکت ایران در آن اجلاس را می‌داد. پس طبیعی بود که حدود یک سال پیش ناگهان خبر استعفای لاریجانی در سراسر شهر بپیچد. خبری که البته تایید نشد و لاریجانی فعالیت‌های خود را ادامه داد اما اکنون غلامحسین الهام، سخنگوی دولت محمود احمدی‌نژاد خبر می‌دهد که لاریجانی چند بار استعفا داد که با آن موافقت نشد. غلامحسین الهام دلیل استعفای آخر لاریجانی را «دلایل شخصی» عنوان کرد. در حالی که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس برای اولین بار رسما از اختلاف لاریجانی با احمدی‌نژاد خبر داد و پرده از آن برداشت که «آن دو دیگر نمی‌توانستند با هم کار کنند.» در عین حال پایگاه خبری عصر ایران 29 مهرماه در دلایل برکناری لاریجانی توسط احمدی‌نژاد خبر داد که «رئیس‌جمهور دبیر شورای عالی امنیت ملی را به مماشات با طرف‌های مذاکره متهم می‌کرد.» علی‌اکبر ولایتی مشاور مقام رهبری نیز ضمن حمایت از لاریجانی گفت: «بهتر بود در فضای منفی موجود بین‌المللی علیه ایران، مسوولان با کمر خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند.»

اما به هر حال آنچنان که ولایتی گفته بود، کسی خویشتن‌داری نکرد. لاریجانی خسته از اختلافات استعفا داد تا احمدی‌نژاد بلافاصله استعفا را بپذیرد و سعید جلیلی معاون وزیر خارجه را جانشین او اعلام کند.

سعید جلیلی حدود 42 سال سن دارد. دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق در مقطع دکتری علوم سیاسی است. او جانباز است و یک پای خود را در عملیات کربلای 5 از دست داده. سابقه 16 سال حضور در وزارت خارجه را دارد. همکاری با مجتبی ثمره هاشمی مشاور عالی رئیس‌جمهور، در بازرسی وزارت خارجه از افتخارات اوست. هواداران دولت، پس از انتصاب او به این سمت، از «سالم بودن، مومن بودن، باشخصیت بودن، فهیم بودن، جوان و پرانرژی بودن» او سخن گفتند. گویی که علی لاریجانی یا حسن روحانی، دبیران اسبق شورای عالی امنیت ملی فاقد این ویژگی‌ها بوده‌اند. حامیان دولت تاکید دارند که «جلیلی همه روزه با خودرو پراید خود از ساعات اولیه طلوع آفتاب تا انتهای شب در وزارت خارجه به کار و تلاش می‌پردازد. همچنین وی از هیچ کدام از امکانات معاونان وزارت خارجه استفاده نمی‌کند. جلیلی حتی در ساعات نماز و نهار، شخصا به همراه پرسنل عادی وزارت خارجه در صف نهار می‌ایستد و در میان آنها نماز می‌گذارد.»

پایان‌نامه جلیلی نیز در حوزه سیاست خارجی بود. چنانکه عنوان آن «سیاست خارجی پیامبر» است و اکنون دارای کرسی تدریس «دیپلماسی پیامبر» در دانشگاه امام صادق است. می‌گویند جلیلی یکی از منابع جدی اندیشه‌های رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی است. عبارت دکترین «صلح بر مبنای عدالت و معنویت» در عرصه سیاست خارجی که بارها توسط احمدی‌نژاد اعلام شده متعلق به سعید جلیلی است. حتی برخی از نامه‌هایی که احمدی‌نژاد به سران دنیا نوشته نیز از ابتکارات جلیلی قلمداد می‌شود تا آنجا که به عنوان نمونه متن نامه ارسالی احمدی‌نژاد به جرج بوش، حاوی نکاتی از جزوات درسی جلیلی در دانشگاه امام صادق است.

از آنجا که جلیلی در معاونت اروپا و آمریکا وزارت خارجه مشغول بود، گاهی به همراه علی لاریجانی به سفر می‌رفت و از جمله در اغلب ملاقات‌های لاریجانی – سولانا حضور داشته و به خوبی واقف به مذاکرات هسته‌ای است. جلیلی در سن 30 سالگی به ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه برگزیده می‌شود و تا سال 75 رئیس این اداره بود.در آن زمان مجتبی ثمره هاشمی در سمت مدیرکلی بازرسی و رسیدگی به شکایات در وزارت خارجه فعالیت می‌کرد. از آن سال به بعد او معاون اداره اول آمریکا تا سال 76 که خاتمی به ریاست جمهوری برگزیده شد و کمال خرازی به وزارت خارجه، او در این سمت قرار داشت که این پست از او گرفته می‌شود. سعید جلیلی به دفتر رهبری رفت و در سمت مدیریت بررسی‌های جاری این دفتر فعالیت کرد.

در زمانی که محمود احمدی‌نژاد کابینه خود را تشکیل می‌داد، او از سوی ثمره هاشمی به عنوان وزیر خارجه مطرح شد اما از آنجایی که شناخت کمی نسبت به وی وجود داشت، بحث وزارت وی با تردید روبه‌رو شد. نهایتا او به معاونت اروپا – آمریکا برگزیده شد. در زمانی که بحث ترسیم کابینه مطرح شد نام او در لیست کسانی قرار گرفت که قرار بود جایگزین منوچهر متکی، وزیر خارجه شوند اما بحث ترسیم کابینه به وزارت خارجه کشیده نشد و سعید جلیلی در سمت خود ماندگار شد تا آنکه علی لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی رفت.

بدین ترتیب جلیلی که قرار بود در سمت وزیر قرار بگیرد و شانه به شانه وزرای اطلاعات، کشور، اقتصاد و... در هیات دولت بنشیند، اکنون در شورای عالی امنیت ملی، بالادست آن وزرا قرار گرفته است و قرار است مهمترین پرونده‌های سال‌های اخیر در جمهوری اسلامی را هدایت کند. گرچه حدود یک سال و نیم از عمر دولت احمدی‌نژاد بیشتر باقی نمانده است و معلوم نیست که رئیس‌جمهور بعدی چه کسی باشد هرکس دیگر جز محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شود احتمال تغییر و جابه‌جایی سعید جلیلی بسیار است. اکنون همگان منتظر اعلام راهبردها و برنامه‌های جلیلی در پرونده هسته‌ای هستند. پرونده‌ای که به‌زعم رئیس‌جمهور تمام شده است اما او مجبور است در صحنه جهانی با افراد قدری همچون سولانا، محمد البرادعی و وزرای کشورهای اروپایی بنشیند و مذاکره کند. آیا او می‌تواند همچون روحانی و لاریجانی ابتکاراتی داشته باشد؟ باید منتظر ماند و دید این شورا چه سرنوشتی را برای سعید جلیلی رقم می‌زند. برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که شورای عالی امنیت از این پس به لحاظ ساختاری، اهمیت سابق خود را از دست می‌دهد و وزارتخانه که به علت فعالیت‌های اخیر شورای عالی امنیت ملی، کم‌فروغ شده بود مجددا جایگاه خود را به دست می‌آورد. برخی نیز تاکید دارند که شورای امنیت به مانند گذشته با اقتدار فعالیت خود را ادامه می‌دهد. با این حال هنوز برای قضاوت زود است. باید منتظر ماند و دید که چه کسی مقهور می‌شود. آیا جلیلی می‌تواند پرونده هسته‌ای را مقهور خود کند یا آنکه خود مانند روحانی و لاریجانی مقهور پرونده می‌شود. گرچه نام جلیلی این روزها به نام محمود احمدی‌نژاد رئیس وی ضمیمه می‌شود.

+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 7:26  توسط علی شیروانی  | 

 دكتر علي صباغيان:
واژه جهاني شدن در سال‌هاي اخير يكي از پركاربردترين واژه‌هاي عرصه سياستگذاري اقتصادي،فرهنگي و سياسي داخلي و بين المللي كشورها و نيز موضوع بحث‌هاي آكادميك و ژورناليستي بوده است.

برغم كاربرد گسترده اي كه واژه جهاني شدن (Globalization)در بيش از يك دهه گذشته پيدا كرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آميز است و بسته به اينكه از چه زاويه و با چه نگرشي به آن نگريسته شود معنا و مفهوم متفاوت پيدا خواهد كرد كه ظهور واژه هاي مختلفي همچون "جهاني شدن"،"جهاني سازي"،"جهانگرايي"،"غربي شدن" و "آمريكايي" شدن در بسياري از جوامع از جمله ايران بيانگر اين امر مي باشد.

اين اختلاف ديدگاهها باعث شده تا در حالي كه گروهي از جوامع و افراد با نگاه كاملا مثبت به پديده جهاني شدن مي نگرند و آن را يك فرايند مي دانند كه در بردارنده فرصت هاي زيادي براي جوامع است گروه ديگري از افراد و جوامع اين پديده را يك امر منفي تلقي مي كنند و آن را پروژه اي مي دانند كه از سوي صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحي شده است كه طرفداران اين ديدگاه در مقابله با جهاني شدن از جنبش مخالفان جهاني شدن كه طيف متنوعي از افراد و گر وهها را در خود دارد حمايت مي كنند.البته در بين اين دو ديدگاه يك ديدگاه بينا بيني هم بر اين باور است كه جهاني شدن همچون هر پديد ديگري در ذات خود فرصت و چالش هايي دارد و كشورها و جوامع بايد با شناخت دقيق آن از فرصت هاي آن به نفع خويش سود جويند و از چالش هاي احتمالي آن بدور مانند.

صرف نظر از اين اختلاف نظرها،پديده جهاني شدن شامل طيف گسترده اي از روندهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه در كاربرد عمومي خود بر معاني مختلفي همچون تعقيب سياست  هاي ليبرالي كلاسيك (سياست هاي بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازي اقتصادي)، سيطره روزافزون اشكال سياسي، اقتصادي و فرهنگي غربي (و حتي آمريكايي) (غربي شدن يا آمريكايي شدن)، گسترش تكنولوژيهاي جديد اطلاعاتي (انقلاب اينترنتي) و نيز اين كه بشريت در آستانه تحقق يك جامعه واحد متحد كه در آن عوامل عمده منازعه اجتماعي از بين رفته اند (همبستگي جهاني) قرار گرفته، دلالت مي كند.

در خصوص اين كه چه عاملي باعث ايجاد وضعيتي كه از آن به وضعيت جهاني شدن ياد مي شود شده، بين نظريه پردازان اختلاف نظر است. همچنين اين اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآيند جهاني شدن نيز وجود دارد. اين اختلاف نظرها در خصوص ماهيت جهاني شدن موجب شده تا بحث ها بيشتر بر آثار جهاني شدن همچون افزايش تجارت كالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نيروي انساني،  گسترش جابه جايي سرمايه، تقويت نفوذ شركت هاي چند مليتي و سازمانهاي بين المللي، تأثير فزاينده تكنولوژي و در مجموع وابستگي متقابل بيشتر نظام بين المللي متمركز شود تا جهاني شدن به مثابه يك نظريه.

جهاني شدن در عرصه سياست هم تحول جدي ايجاد كرده است. به طور سنتي سياست هاي هر كشور در چارچوب نظام هاي سياسي داخلي آن ترسيم مي شده است و دولت هاي ملي مسئوليت نهايي براي حفظ امنيت و رفاه اقتصادي شهروندان و نيز حفظ حقوق بشر و محيط زيست در درون مرزهاي خود را داشته اند. تحولات ناشي از روند جهاني شدن به نوعي تصميم گيري هاي سياسي كشورها را به كاركرد نظام بين الملل نزديك كرده و نقش نهادها و سازمانهاي بين المللي را پر رنگتر كرده و به نوعي حاكمين ملي كشورها را فرسايش داده است.

در عرصه فرهنگي نيز نوآوري هاي تكنولوژيكي همچون اينترنت، دستگاههاي فاكس، تلويزيون هاي ماهواره اي و كابلي، شبكه اينترنت و ظهور رسانه هاي جهاني موجب شده تا مرزهاي فرهنگي كشورها درنورديده شود.

گستردگي زواياي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فرآيند جهاني شدن از جهات مختلف بر زندگي اجتماعي و فردي شهروندان كشورهاي مختلف تأثير گذاشته است. اين امر طي چند سال گذشته موجب شده كه برخي مؤسسات براي سنجش جايگاه كشورها در فرآيند جهاني شدن يك شاخص تركيبي ايجاد كنند و براساس آن به ارزيابي بپردازند.

اگر چه مجموع اين روندها موجب شده تا كارشناسان سياستمداران و انديشمندان اين وضعيت را، «جهاني شدن» بنامند، اما همچنان اين پرسش مركزي مطرح است كه معني «جهاني شدن» واقعاً  چيست؟ و در مرحله بعدي اهميت، برندگان و بازندگان جهاني شدن به عنوان يك روند واقعي چه كساني هستند و چگونه مي‌توان حركت اين روند را هدايت كرد؟

+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 7:12  توسط علی شیروانی  | 

تحليل اكونوميست:

در اواخر قرن يازده، زماني كه اروپايي‌ها زمان را با ساعت‌هاي آفتابي محاسبه مي‌كردند، سوسانگ چيني شاهكار خود را به پايان رساند.

يك ساعت آبي پيچيده و بسيار دقيق. «موتور عظيم» سو با تقريبا 12متر (40فوت) ارتفاع، تنها چند دقيقه در هر 24ساعت خطا داشت. از دو مخزني كه توسط خدمتكاران پر مي‌شد، جريان منظم آب به وسيله يك سري سطل كه روي چرخ‌ها نصب شده بود، روي آنها ريخته مي‌شد.
گردش چرخ‌ها ساعت و گوي‌هاي نجومي و كره‌هايي را كه نمودار حركت خورشيد، ماه و سياره‌ها را رسم مي‌كردند، به حركت درمي‌آورد. طبل‌ها 100بار در روز نواخته مي‌شدند و زنگ‌ها هر دو ساعت به صدا درمي‌آمدند. مدلي كه از اين ساعت به دقت و با روش‌هاي معاصر ساخته شده است، اكنون در موزه ملي علوم طبيعي تايوان قرار دارد.
ساعت‌سازي تنها يكي از تلاش‌هاي علمي‌اي بود كه چين و هند در آن قبل از قرن پانزدهم در جهان پيشتاز بودند. چين از اروپا در فهم از هيدروليك، ذوب‌آهن و كشتي‌سازي پيش افتاد. چين ماشين‌هايي براي پاك كردن پنبه، ريسندگي، ريسيدن ابريشم داشت. به نظر مي‌رسيد فقط يك ماشين پرنده كم داشت تا با ماشين‌هاي عجيب و غريب قرن هجدهم كه انقلاب صنعتي انگلستان را به راه انداختند، هماهنگ شود. تميز كردن دندان‌ها با مسواك، استفاده از چتر تاشو براي خيس نشدن زير باران، برزدن ورق‌هاي بازي، روشن كردن كبريت، نوشتن، پرداخت پول، همه اينها را مديون توانايي اختراع چيني‌ها هستيم.
نبوغ هند در نرم‌افزار بود، نه در ابزارآلات. تمدن‌هاي باستاني هندوستان «انقلاب رياضي» را از قرن پنجم به وجود آوردند. در اين زمان آريايي‌ها چيزي شبيه به سيستم اعشاري را ابداع كرد. در قرن هفتم براهماگوپتا شرح داد كه هر عددي كه در صفر ضرب شود، حاصل‌ضرب صفر مي‌شود. در قرن پانزدهم مادهاوا عدد پي را تا بيش از 10رقم اعشار محاسبه كرد.
اما پس از قرن پانزدهم حركت ماشين تكنولوژي در هند و چين متوقف شد؛ در حالي كه اين حركت در اروپا تسريع شد. جوزف نيدهام تاريخدان برجسته علوم چيني مي‌گويد: از دست دادن غيرعادي قدرت، نيازمند توضيح است. چرا علم گاليله در پيزا آشكار شد، اما در پاتنايا پكينگ ظاهر نشد؟
ژول موكاير در كتاب خود در مورد ركود تكنولوژي در چين به يك توضيح ساده رسيده است. حكومت امپراتوري اين كشور منافع خود را از دست داد، اهداف آنها بيشتر با استمرار دنبال مي‌شد تا آنكه پيشرفتي داشته باشد و يك رقيب قدرتمند يا يك حامي براي جمع كردن طناب‌هايي كه حكومت پاره كرده بود، وجود نداشت. رودام ناراسيم‌ها از موسسه ملي مطالعات پيشرفته هند، در مورد اين كشور به نتيجه مشابهي رسيده است: تا قرن هجدهم، شرق به طور كلي قدرتمند و ثروتمند بود، وضع موجود مطلوب بود و فشار داخلي براي تغيير نظم جهان وجود نداشت.
ديگر فقدان اعتمادبه‌نفس مانع اين دو كشور نمي‌شود. هند و چين اكنون با روياي تكنولوژي بي‌قرار هستند. دولت چين از نعمت انتخاب بين پيشرفت و پايداري برخوردار نيست. اين كشور نمي‌تواند بدون پيشرفت اقتصادي از آرامش اجتماعي بهره‌مند شود. چين در 30سال گذشته سعي كرده است، ماشين تكنولوژي را پيش ببرد. تا سال 2015 تعداد دانشمندان محقق و مهندسان چيني بيشتر از دانشمندان و مهندسان ديگر كشورها خواهد بود.
اين كشور قصد دارد تا سال 2020 بيشتر از مبلغي كه اتحاديه اروپا صرف تحقيق و توسعه مي‌‌كند، از سهم توليد ناخالص داخلي خود به اين امر اختصاص دهد.
هندوستان به نوبه خود، آينده را با خوش‌بيني غيرعادي ارزيابي مي‌كند. اعتماد به نفس هندوستان در مورد تكنولوژي به دليل موفقيت‌‌هاي شركت‌هاي نرم‌افزار و آي‌تي افزايش يافته است. نمايندگان صنعت ديجيتال هند كه وارثان آريابهاتا و برهماگوپتا هستند؛ به دليل مهارتشان در صفر و يك‌ها مورد تحسين قرار گرفته‌اند.
اما با وجود اينكه قدرت تكنولوژي هند جهان را تكان داد، اما اين تكان فقط سطح اين جامعه پهناور را به حركت درآورد. هند بيشتر از آمريكا فارغ‌التحصيل مهندسي دارد؛ اما براي هر 1000نفر، 24كامپيوتر شخصي و كمتر از سه مركز اتصال پرسرعت وجود دارد. جمعيت زياد هند دو بعد دارد. هر گاه جمعيت در صورت كسر قرار گيرد، عدد به دست آمده بزرگ خواهد بود؛ اما هر گاه جمعيت در مخرج كسر قرار گيرد، عدد به دست آمده كوچك به نظر مي‌رسد؛ مثل اين است كه به يك پديده از طرف ديگر تلسكوپ نگاه شود. تاكنون هند بيشتر از آنچه كه تكنولوژي براي اين كشور انجام داده، به آن اهميت داده است.
ساكنان خارجي مي‌گويند: يك سال چين مثل ده سال خارج از چين است. ساعت چين بسيار سريع حركت مي‌كند؛ اما اهرم‌هايي كه پيشرفت تكنولوژي را به حركت در مي‌آورند، به پيچيدگي و دقت ساعت سوسانگ است. دولت چين در خطر تلاش بيش از اندازه است. تلاش‌هاي جاودان اين كشور براي آموزش، مخزن‌هاي موتور ابداع را پر مي‌كند. اكنون زمان آن است كه آب جاري شود.

+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 6:57  توسط علی شیروانی  | 

 

A UN resolution cleared by the controversial Human Rights Committee to ban the death penalty could soon go up for a vote in the General Assembly. But a roster of countries that include China, Iran, Syria and the US are opposing it.

Criminals sentenced to death during an open trial in December 2006 in Zhuzhou, China. The country was one of 52 to vote against the resolution to abolish the death penalty.
REUTERS

Criminals sentenced to death during an open trial in December 2006 in Zhuzhou, China. The country was one of 52 to vote against the resolution to abolish the death penalty.

It isn't the first time that a majority of the Human Rights Committee of the United Nations has voted against capital punishment, but each time brings renewed promise to opponents of the practice. On Thursday, after two days of heated debate, the committee passed a draft resolution calling for a worldwide end to the death penalty. The question remains as to whether the resolution will earn the approval of a majority of the UN's General Assembly.

Ninety-nine of the committee's member states voted in favor of the resolution, 52 against. Strange bedfellows were made as the United States sided with countries like Syria and Iran in the pro-death penalty camp. Thirty three countries abstained.

The resolution expressed "deep concern" about the death penalty, contended that it violates human dignity and challenged the notion that capital punishment has a preventative impact on crime. It calls on countries practicing capital punishment to "establish a moratorium on executions with a view to abolishing the death penalty."

The countries opposed to the resolution, led by Singapore, maintain that it is morally righteous and impinges on national sovereignty.

More than a dozen amendments were proposed and rejected during the discussions, which took place at the UN headquarters in New York. One of these was the right to life of unborn children, which was introduced by the American delegation and echoes the abortion debate going on in the 2008 presidential election campaign. It found little traction among committee members.

Marcello Spatafora, Italy's ambassador to the UN and one of the sponsors of the resolution for a moratorium on capital punishment (more...), said, "I strongly hope that, in approving this resolution, we will be starting a process in which we will all ... (be) walking together along the same path."

The draft resolution was co-sponsored by European Union states and 60 other countries. It must now be voted on by the entire 192-member General Assembly, which has rejected similar initiatives twice before, in 1994 and 1999. The first was defeated by eight votes, and the second was withdrawn at the last minute. If the General Assembly votes in favor this time, the resolution would be legally nonbinding, but would carry moral weight.

 
Robert Hagan, the US representative in the committee stated after the vote, "The United States recognizes that the supporters of this resolution have principled positions on the issue of the death penalty. But nonetheless it is important to recognize that international law does not prohibit capital punishment." The US Supreme Court is scheduled to debate the constitutionality of lethal injections (more...) next year.

Human rights groups celebrated the draft resolution, which Amnesty International called "a clear recognition of the growing international trend toward worldwide abolition of the death penalty." The human rights organization reports that more than 90 percent of all executions last year took place in China, Iran, Iraq, Sudan and the US. The total number of recorded executions, however, has dropped from 2,148 in 2005 to 1,591 in 2006. One hundred and thirty countries have abolished capital punishment, including the 27-member European Union, which has become a major force (more...)behind its abolition.

nmb/ap/reuters

+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 6:55  توسط علی شیروانی  | 

 

Memory Train to Auschwitz

A unique traveling Holocaust exhibition sets off on a six-month journey Friday. The 'Train of Commemoration,' which is dedicated to the Nazi deportation of children and young people, will visit 30 cities between Frankfurt and its final destination of Auschwitz. more...

+ نوشته شده در  Sat 10 Nov 2007ساعت 5:58  توسط علی شیروانی  | 

 
گروه اجتماعي، مريم حسين خواه؛ با نتيجه ندادن اعتراضات به اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور امسال، نهادهاي مدني زنان درصدد سازماندهي اعتراض حقوقي به اين اقدام تبعيض آميز هستند.

کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت، شبکه وکلاي داوطلب و گروه ميدان زنان با انتشار فراخواني از دختران شرکت کننده در آزمون دانشگاه که به سبب سهميه بندي جنسيتي در رشته هايي پايين تر از رتبه علمي شان پذيرفته شده يا به کل از کنکور سراسري رد شده اند، درخواست کرده با ارائه پرونده علمي خود به ديوان عدالت اداري شکايت کرده و از نظر حقوقي مساله را پيگيري کنند.

«شادي صدر» عضو شبکه وکلاي داوطلب با اعلام اين مطلب به اعتماد گفت؛«برنامه ما اين است که هر يک از وکلاي داوطلب پيگير پرونده يکي از شاکيان باشد و با ارائه کارنامه آن فرد به يک کارشناس رسمي آموزش در دادگستري و تطبيق آن با رشته يي که قبول شده، نسبت به سهميه بندي جنسيتي اعمال شده به ديوان عدالت اداري شکايت شود.» به گفته وي با وجود اينکه سازمان سنجش به صورت رسمي اعمال سهميه بندي را نپذيرفته است، اما در پاسخ به اعتراضات دختران مراجعه کننده، اين مساله را دليل پذيرفته نشدن آنها يا پذيرفته شدن در رشته هاي پايين عنوان کرده است.

از همين رو اين نهادهاي مدني با صدور فراخواني خواستار توجه عمومي به اين گونه اعمال تبعيض ها و نيز اقدام عملي در اعتراض به آن شده اند. در اين فراخوان آمده است؛ «اطلاعات جمع آوري شده از دانشگاه هاي مختلف حاکي از آن است که اين سهميه بندي نه فقط در رشته هاي پزشکي بلکه در تمامي رشته هاي فني و مهندسي و حتي علوم انساني نيز اعمال شده است. نحوه اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور امسال به اين ترتيب بوده که براي پسران يک سهميه حداقل 40 درصدي در نظر گرفته شده است؛ به صورتي که در تمام رشته ها تعداد پسران پذيرفته شده، حتي اگر رتبه هايشان بسيار پايين تر از دختران باشد، نبايد کمتر از 40 درصد کل ظرفيت شود.»

اين فراخوان، آمادگي اعضاي شبکه وکلاي داوطلب را براي برعهده گرفتن وکالت داوطلبان دختر کنکور امسال که به سهميه بندي جنسيتي معترض اند و قصد شکايت به ديوان عدالت اداري و پيگيري حقوقي پرونده خود را دارند اعلام کرده است. نهادهاي مدني صادرکننده اين فراخوان در حال حاضر در پي جمع آوري مدارک لازم هستند و اعلام شکايت از سازمان سنجش به ديوان عدالت اداري از اواخر آبان ماه آغاز خواهد شد. دختران داوطلبي که به سبب اين سهميه بندي مورد تبعيض قرار گرفته اند مي توانند از طريق نشاني پست الکترونيکي sahmieh@gmail.com با شبکه وکلاي داوطلب در ارتباط باشند.

با وجود اينکه در دفترچه آزمون سال جاري، ظرفيت ها به نسبت پنجاه - پنجاه بين پسران و دختران اعلا م شده بود اما در عمل و براساس شواهد و قرائن موجود، 70 درصد ظرفيت رشته هاي پزشکي (شايد هم بيشتر)به پسران و مابقي به دختران اختصاص داده شد که اين نحوه گزينش، تعداد قابل توجهي از دختران مستعد را از ورود به رشته پزشکي محروم کرده است تا آنجا که برخي پسران با رتبه 3000 و حتي بنا بر بعضي شنيده ها با رتبه 4000 در رشته پزشکي پذيرفته شده اند اما دختران داوطلب با رتبه هاي بين 1200 تا 1900 از اين قافله عقب مانده اند. بر اساس اعتراضات دختران دواطلب کنکور، در بسياري ديگر از رشته ها نيز وضعيت به همين منوال بوده است.

اين در حالي است که سال گذشته و در پي طرح سهميه بندي جنسيتي در مجلس، نمايندگان مجلس و مسوولان وزارت علوم به شدت با اجراي اين طرح مخالفت کرده و مانع از تصويب آن شدند، با اين وجود سازمان سنجش امسال، بدون اعلام قبلي و به صورت غيررسمي اقدام به اعمال اين سهميه بندي کرده است.
+ نوشته شده در  Sun 4 Nov 2007ساعت 5:42  توسط علی شیروانی  | 

بيزينس ويك منتشر كرد:

مترجم: شادي آذري
كار با كارآفرينان جوان بسيار لذت‌بخش است؛ چون آنها انرژي، شور و ايده دارند. اما اگر آنها والدين معروف، ارتباطات مهم يا ابداعي در تكنولوژي مانند اسكايپ نداشته باشند، با چالش ارائه ايده‌هايشان به مخاطبان بدبين مواجه خواهند شد.


به همين دليل، «توري جانسن» مديركل يك شركت خدمات استخدامي به نام ويمن فورهاير مي‌گويد كه كارآفرينان جوان بايد مهارت خود را در سخنراني براي عموم افزايش دهند.
او مي‌گويد: «حتي اگر شما بهترين ايده روي كره زمين را هم داشته باشيد؛ اگر مطمئن و با آگاهي به نظر نرسيد، كسي به ايده شما گوش نخواهد داد. البته روي ديگر سكه اين است كه گاهي ايده‌اي كه چندان هم بي‌نظير نيست، موردتوجه قرار مي‌گيرد؛ چون ارائه‌دهنده آن توانسته است شخصا با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند. نبايد قدرت و اهميت اين مهارت‌ها را ناچيز بشماريد.» در اينجا چهار استراتژي به كارآفرينان جوان ارائه مي‌شود تا بتوانند به وسيله آنها با اطمينان به ارائه نظرات و ايده‌هاي خود بپردازند و خود را مطرح كنند.
1 - از شور و هيجان خود تبعيت كنيد
«دانلد ترامپ» به تبليغ كتاب جديد خود پرداخت و ميليون‌ها نفر از خواندن ايده‌ها و تماشاي سخنراني او لذت مي‌برند. پيام كليدي ترامپ اين نبود كه چگونه در زمينه املاك و مستغلات ثروتمند شويد، بلكه پيام كليدي او تنها اين بود كه «به آنچه انجام مي‌دهيد عشق بورزيد»، به نظر مي‌رسيد كه همه اصول ديگر ترامپ براي موفقيت بر پايه همين مفهوم كليدي استوار بودند. او در مصاحبه تلويزيوني اخير خود از كارآفرينان جوان خواست «موضوع مدنظر خود را به خوبي بشناسند.» اما در كنار آن افزود: اگر نسبت به آن موضوع شور و هيجان داشته باشيد، قادر خواهيد بود هر كاري انجام دهيد تا بر همه نكات مربوط به آن موضوع اشراف پيدا كنيد. خواهيد ديد كه همه‌چيز به شور و علاقه بستگي دارد. مي‌توان به مردم آموخت كه چگونه نظرات خود را موثرتر بيان كنند؛ اما نمي‌توان به آنها شور و هيجان را درس داد و بدون شور و هيجان شما بسيار سخت‌تر موفق مي‌شويد. توجه افراد را به ايده‌هايتان جلب كنيد.
2 - يك ديدگاه خلاصه براي يادآوري به رشته تحرير درآوريد
ارائه ديدگاه با بيانيه ماموريتي كاملا متفاوت است. بيانيه ماموريتي يك پاراگراف طولاني و پيچيده است كه معمولا كميته‌اي آن را تنظيم مي‌كند. اما ديدگاه، يك تصوير خلاصه‌شده و فشرده از آينده‌اي روشن‌تر است كه با محصول يا خدمات شما محقق خواهد شد. ارائه ديدگاه در شرايط مطلوب بايد حدود ده كلمه يا كمتر باشد. سرمايه‌گذاران معمولا بر اين باورند كه اگر يك كارآفرين نتواند محصول خود را در ده كلمه يا كمتر توصيف كند، نبايد بر آن محصول سرمايه‌گذاري كرد.
3 - از قانون 10/20/30 پيروي كنيد
اگر به استفاده از نرم‌افزارهاي ارائه مطلب چون پاورپوينت عادت نداريد، هم‌اكنون استفاده از آن را تمرين كنيد. سرمايه‌گذاران، شركا و مشتريان بالقوه شما دوست دارند اطلاعات شما را به صورت بصري دريافت كنند و يك كپي از آن را براي خود داشته باشند.
اما به خاطر داشته باشيد كه ارائه ايده شما مي‌تواند خوب يا بسيار ضعيف انجام شود.
يكي از روساي سابق اپل به نام گاي‌كاواساكي، به صدها ارائه نظر گوش داده است كه اغلب آنها «آنچنان كسالت‌بار بوده است كه قادر به ادامه گوش دادن به آنها نبوده است». او به قانون 10/20/30 اشاره مي‌كند. اين قانون بسيار ساده است. وقتي سميناري بايد ارائه دهيد، بايد 10 اسلايد را در 20دقيقه با فونت 30 ارائه دهيد. استفاده از اين قانون به شما در احياي روش سخنراني‌تان كمك مي‌كند.
4 - مانند يك رهبر لباس بپوشيد
مخاطبان شما در 90 ثانيه اول جلسه در موردتان به قضاوت مي‌نشينند. اين به شما زمان زيادي براي ارائه محتواي سخنانتان نمي‌دهد. معناي اين نكته اين است كه مخاطبان براساس حركات بدن و لباس شما در موردتان قضاوت مي‌كنند. يك قهرمان ارتش گفته است كه رهبران بزرگ هميشه نسبت به حضار در يك اتاق كمي بهتر به نظر مي‌رسند.
سرانجام آنكه اگر بتوانيد با موفقيت به ابراز عقيده خود بپردازيد، موفقيت شما در رسيدن به اهدافتان تضمين مي‌شود.

+ نوشته شده در  Thu 1 Nov 2007ساعت 21:20  توسط علی شیروانی  | 

324522.jpg
] مهدى صمدى‎/ كارشناس ارشد حقوق بين الملل [

اگر سابقه دادگاه ها مربوط به حقوق كيفرى بين المللى را مورد مطالعه قرار دهيم درخواهيم يافت كه اولين دادگاه كيفرى با مشخصات امروزين دادگاه بين المللى، دادگاه جنايات جنگ دوم جهانى در ۲ شهر توكيو و نورنبرگ بوده است. اين دادگاه ها در همان دوره و پس از رسيدگى به جنايات عاملان آلمانى و ژاپنى، به كار خود پايان دادند. مورد دوم مربوط به جنايات واقع شده در يوگسلاوى سابق است. بين اين ۲ دادگاه يك فاصله چند دهه اى وجود دارد كه نقش جنگ سرد را در پيشرفت يا عدم پيشرفت حقوق و على الخصوص حقوق كيفرى بيشتر مى نماياند. يك سال بعد نيز در سال ۱۹۹۴ شوراى امنيت يك بار ديگر، يك جنايت بين المللى ديگر را مشمول حقوق كيفرى بين المللى دانسته و دادگاهى را بدين منظور پايه ريزى كرد. اين بار جنايات واقع شده در رواندا مستلزم رسيدگى در يك دادگاه شده بود.
دادگاه هاى نورنبرگ و توكيو نيز با دادگاه هاى يوگسلاوى و رواندا از يك جنس نيستند. ۲ دادگاه نوع اول توسط فاتحان جنگ جهانى تشكيل شده بودند و دادگاه هاى نوع دوم توسط مراجع بين المللى پايه گذارى شده بودند. از طرف ديگر ضمانت اجراى دادگاه هاى نوع دوم توسط سازمان ملل و على الخصوص شوراى امنيت حمايت مى شدند. البته يك سرى نكات مشترك نيز بين آنها وجود داشت. مهمترين نكات اين بود كه هر دو نوع، صلاحيت زمانى و مكانى محدودى داشتند. بدين معنى كه تنها جرائمى را در يك دوره محدود زمانى و در يك منطقه محدود مكانى شامل مى شدند. علاوه بر آن هر دو نوع دادگاه، نسبت به اشخاص معينى دست به اعمال صلاحيت زده بودند و به غير از آنها نمى توانستند در موارد ديگر حتى با جرائمى شديدتر اعمال صلاحيت كنند. اينها خصوصيات يك دادگاه اختصاصى و موردى است.
اين موردى بودن، باعث مى شد كه نتوان از آنها به عنوان يك ديوان بين المللى كيفرى دائمى سود برد. تشكيل چنين ديوانى نيازى ضرورى به شمار مى رفت كه هر چند تفكر آن به مدت ها قبل برمى گشت ولى اقدام به آن امروزه و پس از امضاى اساسنامه ديوان نيز به مرحله عمل واقعى نرسيده است.
با همه اين احوال جامعه جهانى در اواخر قرن بيستم به حدى از بلوغ رسيد كه با پيشنهاد سازمان ملل متحد، به فكر عملى ساختن ايده ديوان بين المللى كيفرى بيفتد. بدين منظور نشستى در تاريخ ۱۷ ژوئيه ۱۹۹۸ در شهر رم برگزار گرديد و در آن اساسنامه ديوان كيفرى بين المللى كه به «اساسنامه رم» معروف است به امضا رسد. از مجموع ۱۶۰ كشور حاضر در اين نشست، ۱۲۰ كشور اين سند را امضا كردند. در اين اساسنامه صلاحيت ديوان به شكلى دقيق و محدود تبيين شده است تا هم به اصل قانونى بودن جرم و مجازات لطمه وارد نشود و هم حساسيت دولت ها نسبت به صلاحيت ديوان تبيين شده بود و سعى بر اين بود تا مواردى نيز پس از قطعى شدن تشكيل ديوان و كسب تجربه لازم توسط آن طراحى گردد.
اين سند يك سند پيچيده است كه در آن سعى شده است ديوان را يك عامل تقويت كننده و مكمل، در خدمت نظام هاى قضايى ملى قرار دهند. اصلى ترين شعار را كه مى توان در تعريف سند ذكر نمود شعار اساسى حقوق جزا مبنى بر جلوگيرى از بدون مجازات ماندن كليه جرايم توسط نظام هاى كيفرى است.
ديوان بين المللى كيفرى نيز همانند دادگاه هاى ذكر شده فقط به جرايم اشخاص حقيقى رسيدگى مى كند و همواره سعى دارد تا با تبيين دقيق فرايند پذيرش دعوا، رابطه اى صحيح و در عين حال غيرمحرك بين دادگاه ملى و بين المللى تنظيم نمايد. ديوان براى رسيدن به موفقيت، به چند عامل اساسى نيازمند است. يكى از اين عوامل حمايت وسيع جهانى از آن است. شوراى امنيت يكى از نهادهايى است كه بايستى در خدمت اين ديوان بوده و از ارائه هرگونه حمايت دريغ ننمايد. مسأله بعد رعايت عامل بى طرفى است هرچند اين مسأله با مورد قبلى در تضاد است ولى اين تضاد به گونه اى نيست كه نتوان بين آن دو سازشى بين المللى ايجاد كرد. به اين صورت كه هرچند حمايت بين المللى اصل اساسى براى موفقيت ديوان به شمار مى رود ولى اين حمايت بايستى به گونه اى باشد تا اصل مترقى بى طرفى ديوان قربانى نگردد.
دولت ها هرچند در مقابل موانعى كه براى چنين دادگاهى ذكر شده به توافقى عمومى نرسيده اند ولى ديدگاه هاى مشترك آنها راه حل هاى حداقلى براى چنين مسأله اى تلقى مى گردد. براى مثال دولت ها خود را با اين توجيه راضى ساخته اند كه قرار نيست ديوان به همه جرائم رسيدگى كند حتى اين ديوان به همه جرائم بين المللى نيز رسيدگى نخواهد كرد. علاوه بر آن دولت ها اجازه نداده اند كه اين دادگاه راساً صلاحيت داشته باشد بلكه قرارشده است ديوان فقط يك نوع مكمل براى دادگاه هاى ملى باشد.

* كليات حقوق كيفرى بين المللى
رابطه بين حقوق كيفرى بين المللى و ديوان بين المللى كيفرى رابطه اى نزديك است ولى به هيچ وجه اين ۲ عنوان منطبق بر هم نيستند. حقوق كيفرى بين المللى لفظى عام است كه همه جرائم در عرصه بين المللى را شامل مى شود ولى ديوان صلاحيت رسيدگى به هر آنچه كه در عرصه بين المللى به حقوق كيفرى مربوط است را ندارد. علاوه بر آن لفظ حقوق كيفرى بين المللى بيشتر مايل به مباحث ماهوى است ولى ديوان بيشتر امكانات خود را به مسائل شكلى اختصاص داده است در اساسنامه رم علاوه بر مسائل آئين دادرسى ديوان به سمت هاى غير قضايى نيز پرداخته شده است در اينجا قصد ما بررسى روابط اين ۲ عنوان نيست بلكه مى خواهيم يك تعريف كلى و عمومى از حقوق كيفرى بين المللى ارائه كنيم تا تفاوت آنچه را كه به حقوق كيفرى بين المللى معروف است با اساسنامه رم و صلاحيت هاى ديوان بيشتر دريابيم.
تعريف جرم بين المللى نيز در اين حقوق متفاوت با آن چيزى است كه اساسنامه ديوان تعريف مى نمايد. جرم بين المللى در اينجا رفتارى است مغاير حقوق بين الملل كه به مصالح آن حقوق آسيب مى رساند. اين آسيب زمانى به مرحله اى مى رسد كه جامعه بين المللى برآشفته شده و در پى مقرر نمودن كيفر براى آن رفتار برمى آيد در اين تعريف ۲ نوع جرم بين المللى متصور است يكى جرم بين المللى ذاتى و ديگر عرضى، در نوع ذاتى آن عمل مجرمانه به واقع مصلحتى بين المللى را نقض مى كند ولى در نوع صورى آن اين معيارهاى طراحى شده است كه نقض مى گردد حال ممكن است به مصالحى نيز آسيب برساند يا نرساند. هرچند تعريف جرم بين المللى با اصول حقوق بين الملل همخوانى دارد ولى تعريف اين جرم با تعريف حقوق كيفرى بين المللى متفاوت است.
در ديوان بين المللى كيفرى جرم را نمى توان تا اين حد آزادانه و كلى تعريف كرد در اين دادگاه جرم تعريف مختصر و مفيدى دارد و به جز موارد دقيق طراحى شده اعمال وضعى و يا صورى ديگر را شامل نخواهد شد در تعريف مجرم بين المللى نيز اين ۲ توافق نظر ندارند حقوق كيفرى بين المللى هنوز به توافق كلى در اين رابطه دست نيافته است. از نظر آن هيچ فرد به اندازه اى قدرت ندارد كه بتواند به تنهايى مجرم جرايم بين المللى به حساب آيد و از طرف ديگر از آنجا كه تنها تابعين واقعى حقوق بين الملل دولت ها هستند، دولت قابليت انجام جرم را نخواهد داشت و نمى توان آن را تابع حقوق كيفرى به شمار آورد. هرچند حقوق مذكور در تعريف مجرم بين المللى با مشكل مواجه است ولى اساسنامه رم به نحوى صورى و قراردادى آن را حل وفصل مى نمايد. از نظر اين اساسنامه، تنها افراد را مى توان به عنوان مجرم بين المللى احتساب نمود.

* ساختار ديوان
ديوان يك سازمان بين المللى است اما با انواع ديگر آن كه در زمينه حقوق كيفرى بين المللى فعاليت داشته اند از يك نظر كاملاً متفاوت است. وجه مشخصه اين ديوان نسبت به ساير انواع كيفرى آن، دائمى بودن اين نهاد است. بر اين اساس و به عكس دادگاه هاى نورنبرگ، توكيو، رواندا و يوگسلاوى كه حالتى خاص و موردى داشته اند، اين نهاد واجد اين خصلت است. مقر ديوان همانند ICJ شهر Hague ـ لاهه ـ هلند است.
از يك ديدگاه كلى ديوان به دو قسمت قضايى و غيرقضايى تقسيم مى شود. به اين معنا كه برخى اركان ديوان ماهيتى صرفاً قضايى دارند و عده اى ديگر از اركان نيز فاقد اين خصوصيت مى باشند. اركانى كه داراى خصلت قضايى هستند عبارتند از:
۱- بخش تحقيقات مقدماتى. ۲- محاكمه بدوى، ۳- استيناف يا تجديدنظر و ۴- دادسرا. اركانى هم هستند كه خصلت ادارى و يا تصميم گيرى دارند. دو ركن بدين منظور وجود دارد كه عبارتند از: ۱- مجمع عمومى دولت ها و ۲- دبيرخانه.
۱- مجمع عمومى دولت هاى عضو ـ مهم ترين ركن بين ۲ ركن قضايى و يا حتى كل ديوان، ركن مجمع عمومى است. اين ركن علاوه بر وظايف و اختياراتى درباره نظارت بر ساير اركان، عهده دار مديريت و تصميم گيرى عالى ديوان نيز مى باشد. تمامى دولت هاى عضو نماينده اى در مجمع دارند كه داراى حق رأى از طرف آن دولت است و چنانچه گفته شد اين نمايندگان تصميم هاى بسيار مهمى در آن اتخاذ مى نمايند. عضويت در مجمع به دوگونه است. نخست عضويت عادى كه مخصوص دولت هايى است كه اساسنامه رم را تصويب نموده اند. علاوه بر آن عضويت ناظر نيز براى دولت هايى در نظر گرفته شده كه هرچند اساسنامه رم را امضا كرده اند ولى هنوز مراحل تصويب آن را در حقوق داخلى پشت سر نگذاشته اند. پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه رم ـ با تصويب ۶۰ كشور ـ مجمع با تشكيل يك هيأت رئيسه ۱۸ عضوى وظايف خود را آغاز خواهد كرد. براى اين كه جلسات مجمع رسميت يابند، حضور ۶۰ عضو از اعضاى اصلى تصويب كننده ضرورت دارد. هيأت رئيسه نيز توسط يك رئيس و ۲ نايب رئيس اداره مى شود. مهم ترين وظيفه اى كه برعهده مجمع گذارده شده تصويب رويه دادرسى و ادله اثبات دعوى يا در يك عبارت كلى تصويب طرح كميسيون مقدماتى است. علاوه بر آن وظايف عمده ديگرى نيز برعهده مجمع گذاشته شده است ولى اساسنامه تصريح مى كند كه اين وظيفه مقدم به همه وظايف آن و حتى ديگر اركان ديوان است.
در مورد ديگر وظايف و اختيارات مجمع بايد گفت: غير از انتخاب دبيركل و معاونان او، ساير اتنخابات در ديوان به طور كامل برعهده مجمع است. البته مجمع در انتخاب دبيركل و معاونان وى نيز نقش قابل توجهى دارد، به اين ترتيب كه رئيس دبيرخانه با توصيه مجمع توسط قضات انتخاب خواهد شد. به علاوه هر چند قضات وظيفه انتخاب دبيركل را برعهده دارند ولى انتخاب شدن خود قضات توسط مجمع، راه را بر تسلط غيرمستقيم نيز همواره مى نمايد. ساير وظايفى كه برعهده مجمع گذاشته شده است عبارتند از: انتخاب قضات و دادستان و معاونان وى، امتيازات ديگرى نيز براى مجمع در نظر گرفته شده و آن امكان عزل قضات و دادستان در صورت عدم انجام وظايف يا ناتوانى آنها در اجراى اين وظايف شده است. مسأله آخر در مورد مجمع عمومى، شيوه تصميم گيرى آن است. اصل كلى اين است كه رأى گيرى هاى مجمع به صورت اجماعى باشد. ولى با وجود اين اصل اگر چنين اجماعى حاصل نشد گاهاً امكان عدول از آن براى جلوگيرى از گره خوردن فرآيند تصميم گيرى وجود خواهد داشت. استثناى اصل اجماعى بودن به اين صورت است كه اگر مسأله، شكلى بود رأى اكثريت نسبى در آن حالت كفايت خواهد كرد و اگر مسأله از قضاياى ماهوى بود حداقل دو سوم اعضاى مجمع بايد بدان رأى دهند. استثنا بر استثنا نيز وجود دارد و آن در انتخاب دادستان است. اساسنامه تصريح دارد كه او حتماً بايد توسط رأى اكثريت مطلق دولت هاى عضو برگزيده شود.
۲- دبيرخانه- هر چند وظايف باقى اركان مهمتر از دبيرخانه است ولى ابتدا اركان غيرقضايى را معرفى مى كنيم و پس از آن به سراغ اركان قضايى ديوان خواهيم رفت. اساسنامه به غلط دبيرخانه را مسئول امور غيرقضايى ديوان مى شمارد در حالى كه مجمع نيز چنين وظيفه اى برعهده دارد. با چشم پوشى از اين مسأله بايد گفت مانند دبيرخانه، تمامى سازمان هاى بين المللى، رئيس دبيرخانه به عنوان رئيس ادارى ديوان نيز شناخته مى شود. انتخاب دبير كل و معاونان وى چنانچه گذشت توسط قضات و با توصيه مجمع انجام مى گيرد. مسئوليت آنها ۵ سال دوام خواهد داشت. رياست دبيرخانه تنها منصبى از مناصب ديوان است كه صاحبان آن كرسى مى توانند براى دوره هاى بعدى نيز انتخاب گردند، غير از آن، ديگر مناصب انتخابى ديوان قابل تجديد دوره براى همان متصدى نخواهند بود.
۳- قضات-مجموعه قضات ديوان ۱۸ نفر هستند. انتخاب قضات وظيفه اى است كه مستقيماً توسط اساسنامه بر عهده مجمع دولت هاى عضو نهاده شده است. هرچند اصلى در حقوق وجود دارد كه بنابرآن هيچ كس نمى تواند قاضى پرونده خويش باشد ولى اين كه تا چه حد بتوان اين اصل و آثار و نتايج آن را در حقوق بين الملل پياده كرد خود بحثى مفصل است. حتى در مورد ICJ شوراى امنيت براى انتخاب قضات نمى تواند از حق وتو استفاده نمايد و انتخابات قضات ديوان بين المللى دادگسترى به انتخاب مستقيم كشورهاى عضو سپرده شده است. هرچند دوره تصدى منصب قضا در ديوان همانند ICJ ۹ سال است ولى برعكس آن قضات را بعد از اين ۹ سال ديگر نمى توان مجدداً انتخاب نمود. باز همانند ديوان لاهه از تبعه كشورى معين بيش از يك قاضى نمى توان برگزيد. تخصص، يكى از مسائلى است كه در انتخاب قضات مورد توجه قرار مى گيرد. كلاً در انتخاب قاضى براى ديوان كيفرى چند تخصص را بايد در نظر گرفت. اين تخصص ها عبارتند از حقوق كيفرى، آئين دادرسى كيفرى و گرايش هاى مختلف حقوق بين الملل همانند حقوق بشر. مسأله بعد خصوصياتى است كه براى قضات مدنظر است. از ميان خصايص قضات مهمترين خصلت شرطى است كه در آن هر قاضى منتخب بايد در كشور بتواند خود متصدى عالى ترين مقام هاى قضايى را برعهده بگيرد. براين اساس، قاضى هرچقدر هم متبحر و متخصص باشد در صورتى كه نتواند در كشور متبوع خويش بر عالى ترين مسند قضاوت تكيه بزند نخواهد توانست به عنوان قاضى ديوان انتخاب شود. شرايطى ديگر همانند سجاياى اخلاقى، حسن شهرت به بى طرفى و كمالات از جمله ديگر شرايط قضات منتخب است. رعايت برخى نكات نيز براى دولت هاى انتخاب كننده لازم است. يكى از اين موارد عدالت ميان تعداد قضات زن و مرد در ديوان است. بدين مفهوم كه نبايد تعداد قضات مرد به طور ناعادلانه از قضات زن بيشتر باشد، آنچنان كه از شروط فوق مى توان برداشت كرد نامزد شدن توسط دولت هاى عضو صورت مى گيرد. قضات به طور تمام وقت خدمت نخواهند كرد. اين يك اصل است ولى استثناهايى هم دارد. يكى ازموارد استثنا اعضاى هيأت رئيسه هستند كه متشكل از سه قاضى خواهند بود و ديگرى قضاتى كه هيأت رئيسه از آنها بخواهد تمام وقت در خدمت ديوان باشند.
۴- تجديدنظر- در اين بخش ۵ قاضى حضور دارند. يك نفر از آنها به عنوان رئيس برگزيده خواهد شد. اختصاص يك بخش به تجديدنظرخواهى يكى از برترى هاى ديوان نسبت به ICJ است.
۵- دادگاه بدوى - اين قسمت نيز متشكل از ۶ قاضى است. رسيدگى در دادگاه بدوى مى تواند در شعبات آن تعقيب شود. شعبات آن نيز از سه قاضى تشكيل خواهند شد.
۶- بخش مقدماتى از قرار تعريفى كه از بخش مقدماتى و دادستانى شده، مستقل بودن اين دو بخش قابل استنتاج است، در هر حال بخش مقدماتى ۶ قاضى دارد. نكته ديگر كه در بخش مقدماتى و بخش دادگاه بدوى قابل توجه است اين كه در اين دو قسمت تفوق تخصص كيفرى ضرورى است.
۷- دادستان- دادستان عضوى مستقل است. به اين معنا كه هيأت رئيسه نمى تواند در امور مربوط به او دخالت كند. وظايف خاص و مهمى برعهده آن گذارده شده و مستقيماً نيز توسط مجمع عمومى انتخاب مى گردد. نكته جالب توجه ديگر در مورد دادستان لزوم انتخاب او توسط اكثريت مطلق دولت هاى عضو است. منصب دادستانى، سمتى قدرتمند است كه مى تواند رأساً تحقيقات قضايى را آغاز نمايد. وى همچنين مى تواند چند معاون و مشاور داشته باشد.
مسأله بعد دوره تصدى پست دادستانى و معاونت هاى اوست. آنها همانند قضات براى يك دوره ۹ ساله انتخاب مى شوند. دست آخر بايد به تخصص دادستان اشاره كرد. طبق اساسنامه لازم است كه وى از متخصصان حقوقى كيفرى باشد كه با توجه به سمت و وظايف او كاملاً قابل درك است.
نسل كشى- مهم نيست كه عامل نسل كشى شخص رسمى يا غير رسمى باشد تا ديوان صلاحيت رسيدگى بر آن را پيدا كند. حتى اين كه نسل كشى در زمان صلح يا جنگ واقع شود نيز در تعريف آن مؤثر نخواهد بود. مسأله بعد اهميت نداشتن نوع مخاصمه است، يعنى تحقق آن مى تواند در يك مخاصمه بين المللى يا غيربين المللى واقع شود و در هر دو حال نيز در محدوده صلاحيت ديوان خواهد بود. البته اعمال مجرمانه اى كه بتوان آنها را نسل كشى دانست به تفصيل در اساسنامه ذكر شده است. ولى آنچه درباره نسل كشى مى تواند قابل توجه باشد عدم انطباق تعريف آن در صورت واقع شدن بر روى تنها يك نفر است. اين كه عملى را نسل كشى بدانيم نيازى به برنامه ريزى سازمانى و از پيش تعريف شده نخواهيم داشت. حتى لازم نيست اقدام ها با سطح وسيع و گسترده اى انجام شود تا بتوان آن را نسل كشى خواند.
جنايت عليه بشريت- همانند نسل كشى مى تواند هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح واقع شود و در هر دو حالت تحت صلاحيت ديوان است. همچنين مى تواند توسط نيروهاى دولتى يا غير دولتى و در يك مخاصمه بين المللى يا غير آن واقع شود. ولى برعكس نسل كشى وقوع آن نياز به يك سلسله اقدام ها دارد. برعكس نسل كشى وقوع يك حمله گسترده و سازمان يافته نيز براى تحقق اين جرم ضرورى است. در اسناد رم يازده عمل به عنوان اعمالى كه مى توان آن را جنايت عليه بشريت خواند آورده شده است.
جنايت جنگى- هرچند اين جرم نيز براى اين كه بتواند در صلاحيت ديوان قرار گيرد، ممكن است در يك مخاصمه بين المللى يا غير آن واقع شود ولى وقوع حالت جنگى براى آن ضرورى است. اين جرم فقط عليه يك سرى اشخاص حمايت شده از قبيل مجروحان، اسيران و غير نظاميان قابل تصور است.
جنايت تجاوز- اين جنايت براى ديوان يك صلاحيت بالقوه ايجاد كرده كه هنوز به حالت بالفعل در نيامده است. به اين معنى كه هر چند اساسنامه رم به آن پرداخته است ولى تا تصويب اصلاحيه هاى پيشنهادى اين صلاحيت قابل اعمال نخواهد بود.
رسيدگى در ديوان- اگر دولت صالح در حال رسيدگى به يك موضوع باشد يا قبلاً قرار منع پيگرد توسط دولت صادر گرديده باشد و يا در اختتام رسيدگى قضيه، اعتبار امر مختومه را بيابد ديگر ديوان صلاحيت رسيدگى را نخواهد داشت. به اين ترتيب مى توان دريافت نخستين شرط رسيدگى در ديوان، صرف نظر داوطلبانه دولت ها از رسيدگى به دعوا و واگذاردن اين مسئوليت به عهده ديوان مى باشد. اين همان اصلى است كه قبلاً از آن طبق اصل عدم صلاحيت ديوان سخن گفته شد. اين اصل نشان مى دهد كه ديوان در مورد هيچ مسأله اى صلاحيت ابتدايى نداشته و كاملاً به صورت تكميلى عمل مى نمايد. حتى اگر دولت مايل به رسيدگى به قضيه در ديوان
باشد باز امكان رسيدگى در ديوان به صورت كامل ايجاد نخواهد شد. زيرا لازم است كشورى كه جرم در قلمرو آن يا به وسيله تبعه آن انجام شده عضو كنوانسيون باشد يا اين كه صلاحيت ديوان را پذيرا گردد. چنانچه گفته شد صلاحيت اصلى رسيدگى برعهده دولت ها است و اين خود آنها هستند كه اگر صلاح دانستند موضوع را به ديوان ارجاع خواهند داد. با اين حال يك استثناء وجود دارد. اگر ديوان احراز كند دولتى مايل يا قادر به رسيدگى نيست مى تواند موضوع را رأساً مورد توجه قرار دهد، حتى اگر اعتبار امر مختومه نيز در آن قضيه واقع شود، يعنى مهم اين است كه دولت بتواند و بخواهد رسيدگى نمايد.
اول) بتواند: دولت زمانى مى تواند به قضيه اى رسيدگى جزايى كند كه نظام قضايى موجود در آن قدرت لازم را داشته و بتواند ضمن دستگيرى و اخذ دلايل و اجراى دقيق اصول دادرسى به محاكمه عوامل جرايم دست بزند. اگر دولتى نتوانست چنين كند ديوان رأساً به قضاياى مربوط رسيدگى خواهد كرد.
دوم) بخواهد: ممكن است دولتى مايل باشد تا با مصون ساختن متهم، او را از قيد مجازات برهاند. تأخير در امر رسيدگى نيز مى تواند اگر به نحو ناعادلانه و غيرقانونى باشد نشان بدهد كه دولتى مايل به رسيدگى نيست. حتى عدم رعايت بى طرفى نيز ممكن است نشان دهد كه دولت تمايلى به دادگاهى نمودن شخص ندارد. در اين صورت نيز ديوان رأساً دست به كار مى شود ولى مرجع تشخيص تمايل و قدرت رسيدگى توسط هر دولت عضو كيست؟ اين مرجع طبق نظر اساسنامه ديوان است و مى تواند رأساً نسبت به قابل پذيرش بودن يا نبودن تصميم گيرى نمايد. البته اين تصميم درباره صلاحيت دولت ها به رسيدگى نيست. در اينجا چند پرسش نيز وجود دارد.
در پايان ذكر اين نكته ضرورى است كه هرچند ديوان در سال ۲۰۰۲ با ارائه اسناد تصويب به مرحله لازم الاجرايى قدم گذاشته است ولى مخالفت هاى علنى قدرت هاى بزرگ و على الخصوص آمريكا موجب شده است عملاً قدرت اجرايى نداشته باشد. اين مسأله باعث مى شود تا رشد و ترقى اين نهاد به تأخير بيفتد.
+ نوشته شده در  Thu 1 Nov 2007ساعت 20:47  توسط علی شیروانی  | 

The Checkered History of American Weapons Deals

The United States has upset its European allies with plans for a massive arms deal with several governments in the Middle East. Washington has been down this road before. By Siegesmund von Ilsemann more...

 
+ نوشته شده در  Fri 10 Aug 2007ساعت 14:30  توسط علی شیروانی  | 

 

Hitler's Record Collection Surfaces In Moscow

Part of the music collection stored at the Führerbunker, Hitler's underground shelter during World War II, has been discovered in Moscow, where it lay in the attic of a former Soviet officer for decades. The Nazi leader apparently enjoyed listening to records made by his enemies. By Georg Bönisch and Matthias Schepp in Moscow more...

+ نوشته شده در  Fri 10 Aug 2007ساعت 14:27  توسط علی شیروانی  | 

ديپلماسى
در دستان رايس - گيتس
306660.jpg
سليمان دعويسرا

قرار داد ۶۳ ميلياردى آمريكا و اعراب در زرورق سياستى پيچيده است كه دو عضو ارشد كاخ سفيد آن را طراحى كرده اند.اميتاز اين قرارداد به نام كاندوليزا رايس و رابرت گيتس ثبت است تا حدى كه مى توان از آن به نام ارمغان مشترك رايس - گيتس در خاورميانه ياد كرد.
گيتس ورايس هر چند با دو گرايش سياسى متفاوت در داخل آمريكا شناخته مى شوند اما اكنون آنها در حوزه مسائل خاورميانه بويژه اعراب و ايران اشتراك نظر پيدا كرده اند چنان كه گزارش رسانه هاى ايالات متحده حكايت از آن دارد كه در دوره پايانى حكومت نو محافظه كاران و در ايامى كه بسيارى از نخبگان سياسى كابينه بوش را ترك كرده اند كارگردانى سياست خارجى بويژه رتق وفتق امور خاورميانه به دست اين دو عنصر امنيتى - ديپلماتيك افتاده است.
دستپخت رايس - گيتس درقرارداد نظامى ۶۳ ميلياردى ماهيتاً حاوى يك راه حل يا يك نسخه علاج براى بن بست بزرگى است كه سياست خاورميانه اى بوش درآن گرفتار شده است.در واقع آنها در محاسبات خود از ميان چند گزينه اى كه در فضاى فاجعه آميز منطقه پيش روى بوش قرار دارد راه حل نهايى را دراين ديده اند كه اعراب ومتحدان سنتى آمريكا را بارديگر درپيمانى نظامى واستراتژيك گردآورند. ازاين نظر تصميم اخير رايس و گيتس را بايد نقطه پايانى بر بحثى طولانى وپر كشمكش درباره خاورميانه درهيأت حاكمه آمريكا به حساب آورد واين نتيجه گيرى را كرد كه ائتلاف رايس - گيتس توانسته است رأى خود را بر كرسى بنشاند.ايده اين دو نفر با عنوان پيمان بزرگ نظامى، اكنون جايگزين طرح هاى ناكام ديگرى مانند نقشه راه يا خاورميانه جديد دوره رامسفلد وپاول شده است. در دو طرح پيشين آمريكاى بوش بنا بود با دو رشته حركت ديپلماتيك و نظامى شكاف ميان اعراب و اسرائيل پر شود. رامسفلد سوداى آن را داشت كه از سكوى پيروزى درجنگ عراق، خاورميانه را درقبضه نومحافظه كاران قراردهد و پاول نيز با روش مذاكره وچانه زنى كوشيد اعراب واسرائيل را به هم رساند اما اكنون به نظرمى آيد رايس وگيتس درنقش جانشينان اين دو تن به راه سومى روى آورده اند كه همانا بالابردن سطح توان تسليحاتى متحدانشان درحدى كه وظيفه مهار نيروها وجنبش هاى مخالف آمريكا در خاورميانه از ارتش آمريكا به ارتش متحدان آمريكا كه مجهزبه سلاح هاى جديد آمريكايى شده اند سپرده مى شود.
بنابراين اكنون با اوضاع واحوالى كه سياست خارجى آمريكا در خاورميانه دارد مى توان حدس زد كه اين قرارداد وپيمان تسليحاتى داراى چه كاركردى است و اين تجارت ۶۳ميلياردى درپى گشودن كدامين راه هاى بسته پيش روى كاخ سفيد است؛
* سياستى با نگاه به فرداى كاخ سفيد رقم ومدت قرار داد به صراحت مى گويد كه اين طرح براى امروز وامسال نوشته نشده است.به باور بسيارى از ناظران بوش و دو دستيارش در بستن اين قرارداد در عين حال كه در پى ثبت يك موفقيت به نام خويش هستند اما بيش از آن براى حفظ سياست خود در دوره دولت آينده مى انديشند. آنها در اين حركت فرصت و زمان را براى تغيير دراين منطقه از دست رفته مى بينند و در تلاش براى يافتن راه هاى ميانبر براى نفوذ به قلب سياست خاورميانه هستند واين قرارداد مى تواند يكى ازآن راه هاى ميانبر باشد. رايس وگيتس با به امضا رساندن اين قرارداد دو هدف تسليحاتى را در داخل آمريكا نشانه رفته اند؛ نخست اينكه كنگره ودموكرات ها را كه براى طراحى سياست جديد درخاورميانه خيز برداشته اند غافلگير سازند، دوم جانشين بوش را با سياستى از پيش طراحى شده در عرصه خاورميانه روبروكنند يا به عبارت ديگرخاورميانه پس از۲۰۰۸ را زير چتر نفوذ جمهوريخواهان نگه دارند.اما دركنار اين دو دستاورد كه اين قرارداد برترى جناح بوش را در اختلاف وچالش با كنگره ودموكراتها تضمين مى كند طراحان آن به يك دستاورد نامحسوس هم دراين معامله چشم دوخته اند و آن جلب حمايت صاحبان سرمايه و بخش صنايع نظامى آمريكا است.حوزه اى كه به طور سنتى نقش مؤثرى در معادلات سياسى وايام انتخابات رياست جمهورى دارد.دولت بوش با اين قرارداد يك پاداش تاريخى به سرمايه گذاران اين كشور ارزانى داشت.
* قلاب نجات متحدان منطقه اى آمريكا
شگفتى بزرگ كار رايس وگيتس دراين بود كه آنها در بحرانى ترين روزهاى روابط آمريكا واعراب با اين قرارداد يك پل جديد دوستى برپاكردند.
خبر امضاى قرارداد روزى در منطقه پيچيد كه از هر سو صداى نارضايتى واعتراض مقام هاى آمريكا بويژه عليه عربستان به گوش مى رسيد وبوش براى حفظ اين رابطه با شديدترين فشارها روبرو بود. سفيرآمريكا درسازمان ملل ازنقش رياض درهدايت شبكه ترورهاى عراق گلايه سرمى داد، نمايندگان كنگره با يافتن اسناد ارتباطات مالى وايدئولوژيك شاخه هاى جهانى القاعده با اين كشور لايحه مجازات رياض را آماده كرده بودند ودست آخر پنتاگون درسند محرمانه خود از نااميدى ارتش آمريكا دربازداشتن سلفى هاى اعزامى عربستان به بغداد خبرداده بود.
با اين اوصاف مى توان اين قرار داد را نسخه نجات عربستان به حساب آورد .
اين قرارداد به همه ترديدها وتهديدها در باره رويارويى احتمالى آمريكا با شركاى متهم و متمردش در خاورميانه پايان داد. اگر از ناحيه كاخ سفيد كسانى چون رايس وگيتس طراحى اين تجارت بزرگ را برعهده داشتند دراين سو شاهزادگان پر تجربه و در رأس شان بندربن سلطان سررشته دار امور هستند.سعودى ها نشان داده اند كه متخصص اينگونه تجارت هاى بزرگ هستند.اين قرارداد نشان داد كه مناسبات رياض وواشنگتن پيچيده تر از آن است كه تصورمى شد با تند باد ۱۱سپتامبريا بحران عراق دچار تلاطم شود و سكان سياست عربستان هنوز هم دردست كسانى است كه شالوده هم پيمانى با آمريكا را درساليان دور ريخته اند.
بوش با اين قرارداد در واقع امتياز مهم نوسازى وسازماندهى ارتش كشورهاى منطقه را در دست گرفت وكسى كه چنين فرصتى را درچنگ مى آورد به راحتى قادراست كه مأموريت هاى نظاميان آن كشور را نيز رقم بزند.گفته هاى صريح رايس درباره كاركردهاى سياسى اين قرارداد و اين نكته كه آمريكا واعراب باتكيه براين قرارداد درآينده مأموريت هاى همسان پيش خواهند برد گوياى همين واقعيت است.اما اين مأموريت هاى همسان چه مى تواند باشد؟
* يك سپر دفاعى براى خاورميانه و اعراب
مى توان در سيماى اين قرارداد خطوط مدل ديگرى از خاورميانه جديد را ديد كه رايس وگيتس به اتفاق شاهزادگان سعودى طراحى كرده اند. دراين طرح هيچ سخنى از فضاى باز سياسى يا اصلاح و رفرم حكومتى در ميان نيست بلكه دو طرف به حفظ موقعيت خويش در باتلاق خاورميانه مى انديشند موقعيتى كه با چند شوك سنگين درعراق ولبنان وفلسطين به شدت تضعيف وسست شده است. آمريكا دراين مرحله به عبور از بحران مى انديشد و اينكه چگونه به اصطلاح نظام هاى مخالف وناهمخوان را با خود همراه سازد و از شر عراق وموج گروه هاى شورشى گريبان خود را رها كند.اعراب منطقه نيز به نوعى ديگر خود را بازنده همه بازيهاى استراتژيك درعراق ولبنان و فلسطين مى بينند. رايس وگيتس در حالى لوح زرين اين قرارداد را پيش روى سعوديها گشودند كه همه تلاش ها وطرح هاى شاهزادگان سعودى بويژه در ۳ حوزه عراق، لبنان وفلسطين نتايج معكوس درپى داشته است.درعراق سلاح، ايدئولوژى وموج نيروهاى سلفى با وجود همه عمليات خشونت بارى كه به انگيزه ساقط كردن دولت مخالف سعوديها خلق كردند، كارى از پيش نبرد.
حركت رايس وگيتس بخشى از آن چيزى است كه تحرك يا تهاجم ديپلماتيك به خاورميانه نام نهاده اند، اگر به نقشه ديپلماتيك خاورميانه دراين چند روز نگاه افكنيد ابعاد اين تحرك ديپلماتيك رابه وضوح لمس خواهيد كرد، آنها چند كار را همزمان با هم پيش مى برند. پس درچنين فضايى چاره اى جز اين نيست كه رايس وگيتس به حكم همان تئورى سياست ميانبر، ديپلمات ها و فرستادگان را مأمور كارهاى محيرالعقول كنند، كارهايى حتى در ديپلماسى گذشته «گام به گام» خانم رايس پيش بينى نشده بود. از زمره اين كارهاى محيرالعقول اين است كه درحالى كه در دوران اولمرت اعراب با تيره ترين نگاه از سوى صهيونيست ها روبرو بوده اند اما دو وزير خارجه عربى راهى را كه در اجلاس مادريد و اسلو ۱۰ساله طى نشد را بايد يك روزه طى كنند يا در اتفاق عجيب ديگر از طريق نهاد كميته چهارجانبه طرح دولت جديد فلسطين برمحور اراده اقليت فتح طراحى وبه مذاكره گذاشته شود. يا دراوج خشونتها ونزاعها، بوش رفيق ديروز خود بلر را مأموريافتن نقشه صلح مى كند. اينها همگى در يك تصميم ريشه دارد وآن اينكه آمريكا همه ابزارهاى آشكار وپنهان را فعال كرده كه ائتلافى از جناح عربى به اتحاد سياسى تازه با اسرائيل تن دهد.بنابراين دراين وضعيت حتى اگر خبر ديدار مصالحه شاهزادگان سعودى با اسرائيلى ها را شنيديد، چندان تعجب نكنيد.
اگر تا ديروز مشكل تل آويو با قاهره يا رياض اين بود كه آمريكا عدالت را در برقرارى روابط بويژه كمك هاى نظامى رعايت نمى كند اين باردو طراح هوشيار پنتاگون ووزارت خارجه قرارداد نظامى ۶۳ ميلياردى تدارك ديده اند كه بالسويه ميان اسرائيل واعراب تقسيم شده است. اگر طرح خاورميانه سابق آمريكا امكان داشت اعراب و اسرائيل را رو در روى هم قرار دهد، در خاورميانه جديد، رايس مى خواهد آنها را به دليل وجود دشمن مشتركى به نام اسلام گرايى، متحد استراتژيك نگه دارد. اگر درماجراى سپر موشكى بوش براى شرق اروپا كسى سخن فريبنده بوش را كه مى گفت اين سپرها براى بازداشتن موشكهاى ايران وكره است كسى باور نكرد اما اين بار خانم رايس تلاش دارد كه قرارداد ۶۳ ميلياردى را بر شالوده دشمن فرضى ايران استواركند و به تبع اوشاهزادگان عرب دست كم دراين پيمان نشان دادند كه به تهديد فرضى ايران بيش از تهديد عينى اسرائيل مى انديشند.
جالب است كه ايران هيچ گاه ازعادت ديرين اعراب براى مسلح شدن و خريدهاى سرسام آور سلاح، هراس به خود راه نداده است. اگر بخواهيم يكى از موضوعات كم اهميت را درنگاه ديپلماسى تهران برشماريم نخستين اش همين بازار خريدهاى نظامى اعراب است.آن چنان كه در واكنش اين هفته وزارت خارجه ديده شد حداكثر واكنشى كه تهران دربرابر قراردادهاى سنگين نظامى اعراب نشان داده توصيه ونصيحت كردن آنها بوده است. نصيحت به اينكه اسلحه بيشتر امنيت نمى آورد و منطقه را از كشاندن به ميادين رقابت تسليحاتى حفظ كنيد يا آن كه پول نفت وسرمايه ملى خود را به آسانى در جيب كمپانى هاى سودجوى غرب واريز نكنيد.‎/ بخش پايانى
+ نوشته شده در  Mon 6 Aug 2007ساعت 23:14  توسط علی شیروانی  | 

 

?Siemens Cheat the World Bank

First it was German prosecutors. But now, the World Bank is taking a closer look at Siemens due to suspicions that the engineering giant may have lined its pockets on a major power plant project in Pakistan. The company could be black listed. By Jörg Schmitt and Beat Balzli more...

+ نوشته شده در  Wed 4 Jul 2007ساعت 22:22  توسط علی شیروانی  | 

British Prime Minister Tony Blair is stepping down on June 27 after a decade in 10 Downing Street. On the eve of his departure, DER SPIEGEL spoke with him about the results of the G-8 summit, the war in Iraq, and his feelings about leaving office. more...

+ نوشته شده در  Thu 14 Jun 2007ساعت 11:32  توسط علی شیروانی  | 


 
294957.jpg
دكتر خيرالله پروين
شوراى امنيت هفته گذشته تحت فشار آمريكا ـ فرانسه قطعنامه شماره۱۷۵۷ درباره الزام نهادهاى رسمى لبنان براى تصويب دادگاه رسيدگى به پرونده عاملان ترور رفيق حريرى را با رأى ضعيف به تصويب رساند.۲ عضو دائمى شوراى امنيت (روسيه و چين) و ۳ عضو غيردائم (آفريقا جنوبى، اندونزى و قطر) به آن رأى ممتنع دادند.در اين قطعنامه به نهادهاى قانونى لبنان تا دهم ژوئن (۲۰ خرداد) مهلت داده شده در ميان خود به توافق رسيده و پيش نويس مصوبه تشكيل دادگاه رسيدگى كننده به پرونده ترور رفيق حريرى را به تصويب برسانند در غير اين صورت شوراى امنيت مستقيم وارد عمل مى شود.
در زمستان سال ۸۳ رفيق حريرى كه درآن زمان نماينده مجلس بود و از سال ۱۹۸۶ تا سال ۲۰۰۴ در چند مرحله نخست وزيرلبنان بود در يك حادثه بمب گذارى به همراه تعدادى از همراهان از جمله وزير اقتصاد و دارايى كابينه سابق خود فليحان كه فردى مسيحى بود به قتل رسيد.پس از اين حادثه آمريكا، سوريه را عامل اصلى اين بمب گذارى قلمدادكرد و انگشت اتهام را به سوى اين كشور نشانه رفت.مخالفان سوريه از موقعيت پيش آمده استفاده كردند و ضمن همراهى با كشورهاى آمريكا و فرانسه براى خروج سوريه از لبنان توانستند اكثريت پارلمانى در انتخابات سال ۲۰۰۵ لبنان را به دست آورند وگروه خود رابه نام گروه۱۴ مارس (روز قتل رفيق حريرى) نامگذارى كردند اين گروه كه شعار خود را مخالفت با سوريه و خروج آن كشور از لبنان اعلام كردند توانستنداز پشتيبانى مالى و فكرى آمريكا و بعضى كشورهاى ديگر بهره مند شوند.
آيا قانون اساسى لبنان و ساير قوانين داخلى اين كشور راهكار قانونى براى تصويب چنين امورى را ندارند؟ آيا نهادهاى قانونى لبنان فاقد صلاحيت براى تصويب اين دادگاه هستند؟ آياوظيفه شوراى امنيت سازمان ملل تصويب چنين قطعنامه اى است؟ به فرض كه شوراى امنيت براساس منشور سازمان ملل چنين وظيفه اى را داشته باشد آيا استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل كه عدم تصويب دادگاه ترور رفيق حريرى صلح جهانى را به خطرانداخته است يا به خطرمى اندازد درست به نظر مى رسد؟ آيا پاسخ شوراى امنيت به درخواست فؤاد سنيوره كه دولتش بر اساس قوانين جارى لبنان فاقد مشروعيت است، صحيح به نظر مى رسد؟ و سؤال هاى ديگرى در اين زمينه وجود داردكه به شرح زير به بررسى آن مى پردازيم:
براساس قانون اساسى لبنان براى تصويب چنين مصوبه اى (تشكيل دادگاه) راهكارهاى قانونى وجود داردكه بايد مراحل قانونى خود را طى كند.چنين پيش نويسى ابتدا بايد در دولت مطرح شود و بعد از تصويب دولت مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيرد.بعد از تصويب رئيس جمهور جهت ساير مراحل قانونى به مجلس نمايندگان ارسال مى شود، چنانچه مورد تصويب مجلس قرار گيرد براى تمامى نهادها و سازمان ها لازم الاجرا خواهد بود.درصورتى كه مجلس مصوبه فوريت هاى دولت را تصويب نكند باز هم قانون اساسى لبنان راهكارهايى را پيش بينى كرده است كه بايد مراحل آن طى شود.براساس قانون اساسى لبنان، انعقاد هر پيمان ميان دولت ها و يا با سازمان هاى بين الملل پيش ازآن كه به تصويب مجلس برسد بايد مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيرد و چنانچه رئيس جمهور تمايل داشت، آن را براى تصويب به مجلس ارسال مى كند.اصل ۵۲ قانون اساسى لبنان مى گويد: رئيس جمهور با توافق رئيس دولت، در باره قراردادهاى بين المللى مذاكره وآن راتنفيذ مى كند.به موجب بند ۶ از اصل۵۳ قانون اساسى رئيس جمهور لوايح هيأت دولت را به مجلس نمايندگان ارسال مى كند.يعنى ارسال مصوبه يا مصوبات دولت بعد از موافقت رئيس جمهور صورت مى گيرد.همچنين ايشان اختيار دارد هر موضوع فورى را خارج ازدستور كار به هيأت وزيران ارجاع دهد و هر گاه لازم بداند با توافق رئيس دولت، هيأت وزيران را به تشكيل جلسه فوق العاده فرا مى خواند (بندهاى ۱۱و۱۲ماده ۵۳ قـانون اساسى ـ لبنان).
طبق اصل ۳۳ قانون اساسى لبنان دعوت به نشست هاى عادى و استثنايى مجلس توسط رئيس جمهور صورت مى گيرد.رئيس جمهور با توافق رئيس دولت مى تواند از طريق مصوبه دولت تاريخ گشايش و اختتام نشست ها و دستور جلسه را تعيين كند و نمايندگان را به نشست هاى فوق العاده فرا خواند.همچنين چنانچه اكثريت مطلق مجموعه اعضاى مجلس نمايندگان درخواست كنند، رئيس جمهور موظف است نسبت به فرا خوان مجلس مزبور به نشستهاى فوق العاده اقدام كند.اماتاكنون نشست مجلس براى بررسى و تصويب دادگاه مذكور برگزارنشده است ومراحل قانونى براى تصويب آن صورت نپذيرفته است چرا كه اولاً: مورد موافقت رئيس جمهور قرار نگرفته است ثانياً: رئيس جمهور مجلس را به نشست عادى يا فوق العاده براى تصويب آن دعوت نكرده است ثالثاً: اكثريت مطلق نمايندگان هم چنين درخواستى نداشته اند.چنانچه نمايندگان درخواست نشست هم داشته باشند چون اين پيش نويس مورد موافقت رئيس جمهور قرار نگرفته است قابل بحث و بررسى در دستوركارمجلس نخواهدبودو به همين خاطراست كه نبيه برى رئيس مجلس لبنان مى گويد تصويب طرح تشكيل دادگاه بين المللى رفيق حريرى در مجلس بدون ارائه آن به رئيس جمهور و گرفتن موافقت وى خلاف قانون اساسى است.علاوه براين مستندات قانونى رئيس جمهور لبنان به موجب قانون اساسى اختياراتى دارد كه چنانچه مصوبه اى از جانب دولت داراى فوريت باشد و ايشان با آن مصوبه موافقت كند آن را براى تصويب به مجلس ارسال مى كند در صورتى كه مجلس بعد از گذشت ۴۰ روز از درج آن در دستور كار خود نسبت به آن اعلام نظر نكرده باشد رئيس جمهور مى تواند آن را قابل اجرا كند (اصل ۵۸ قانون اساسى لبنان) لذا مشاهده مى شود رئيس جمهور مى تواند با توجه به اختيارات خود اين مصوبه را اجرايى كند اما دليل ايشان براى عدم موافقت اين است كه مى گويد دولت كنونى به علت استعفاى ۶ وزير و عدم حضور يكى از بزرگ ترين طوايف لبنان در كابينه مشروعيت ندارد (حضور نداشتن شيعيان) لذا اين دولت، يك دولت مستعفى است و مشروعيت ندارد و مصوبات آن قانونى نيست.
چنانچه اين پيش نويس به تصويب دولت كنونى لبنان رسيده باشد بايد مطابق با قانون اساسى باشد.به موجب بند ۵ از اصل ۶۵ قانون اساسى تصميمات در هيأت دولت به شكل توافقى است و اكنون به علت خروج وزيران شيعه از كابينه هر گونه تصميم آن فاقد اين پشتوانه بوده چرا كه اساس در لبنان از گذشته تا كنون بر اين بوده كه همه تصميمات دولت بر اساس توافق ميان طوايف بزرگ (مارونى، سنى و شيعه) صورت پذيرد.قصدوهدف نهايى تصويب كنندگان قانون اساسى ازمواد ۶۵ و۶۹ درارتباط با تشكيل حكومت در لبنان بر اساس توافق ميان طوايف بزرگ بوده و نه اكثريت و اقليت.همچنين هدف ديگر آنها اين بوده كه مسلمانان و مسيحيان هيچ كدام به تنهايى تصميم گير امور مهم نباشند.لذا دولت كنونى سنيوره به علت نداشتن شرايط عرفى و قانونى از جمله اصل توافقى و از دست دادن يك سوم اعضاى كابينه خود (خروج وزيران شيعه) مستعفى تلقى شده و مشروعيت قانونى ندارد، در نتيجه مصوبات آن هم فاقد وجاهت قانونى است.از طرف ديگر دولت سنيوره به علت مشكلات و موانع قانونى كه باآن مواجه بوده نتوانسته است از راهكارها و اختيارات قانونى براى تصويب دادگاه استفاده كند.به موجب قانون اساسى چنانچه ميان دولت و مجلس برسر موضوعى اختلاف پيش بيايد دولت مى تواند انحلال مجلس را خواستار شود لذا مى بينيم دولت به علت داشتن اكثريت مجلس (گروه ۱۴ مارس) حاضر به چنين كارى نيست چراكه خوف آن دارد (و قطعاً چنين است) به علت عملكرد نامناسب خود در انتخابات جديد اكثريت كنونى را از دست بدهد و به همين علت متوسل به پشتوانه خارجى شده تا كه شايد از طريق شوراى امنيت نهادهاى قانونى لبنان را نسبت به تصويب دادگاه رفيق حريرى ملزم كند.
بنا برآنچه بيان شد و آنچه امروز در فضاى افكار عمومى لبنان و سايرصاحبنظران حقوقى وسياسى آن كشور مى گذرد چنين نتيجه مى گيريم كه تصويب تشكيل دادگاه رفيق حريرى توسط دولت سنيوره بنا به دلايل ذيل فاقد وجاهت قانونى است:
۱ـ با توجه به اصل توافقى در تصميم گيرى نهادهاى قانونى لبنان و استعفاى ۶ وزير و عدم حضور يكى از طوايف بزرگ در دولت (طايفه شيعه) و عدم حضور يك سوم اعضاى اوليه دولت، اين دولت مستعفى شناخته مى شود و فاقد صلاحيت براى هر نوع تصميم گيرى است و مصوبات آن قانونى نيست.رئيس جمهور و رئيس مجلس لبنان به صراحت اين موضوع را بيان كرده اند.رئيس مجلس لبنان دولت كنونى، فواد سنيوره را به دليل حضور نداشتن وزيران طايفه شيعه دركابينه، غير قانونى و غير شرعى ناميده و بارها اعلام كرده مجلس به در خواست چنين دولتى تشكيل جلسه نمى دهد.
۲ـ بر اساس قانون اساسى همه مصوبات دولت چه در زمينه داخلى و چه در زمينه توافقات خارجى و انعقاد هر نوع پيمان ميان دولت ها و يا سازمان هاى بين المللى پيش از تصويب مجلس بايد مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيردكه درباره مصوبه پيش نويس دادگاه اين امر اتفاق نيفتاده و رئيس جمهور با آن موافقت نكرده است.
۳ـ تصويب پيش نويس مصوبه تشكيل دادگاه توسط دولت فاقد مشروعيت قانونى صورت گرفته وساير مراحل قانونى را طى نكرده است، لذا ارسال آن به شوراى امنيت توسط چنين دولتى از جميع جهات فاقد پشتوانه قانونى بوده و بر خلاف نص صريح قانون اساسى لبنان است.
و اما نكاتى درباره تصويب قطعنامه ۱۷۵۷ شوراى امنيت:
استناد شوراى امنيت به فصل هفتم منشور سازمان ملل زمانى صورت مى گيرد كه صلح و امنيت جهانى به علت يك مسأله خاص و با اهميت به خطر افتاده باشد و در اين راستا حتى يك كشور مى تواند مورد حمله نظامى قرار گيرد.چگونه عدم تشكيل دادگاه رفيق حريرى كه يك امر داخلى بوده وبه مردم لبنان و نهادهاى قانونى آن كشورمرتبط است امنيت جهانى را به خطر مى اندازد.تصويب تشكيل اين دادگاه مورد اختلاف نهادهاى قانونى لبنان بوده و قانون اساسى لبنان راهكارهاى قانونى براى تصويب چنين امورى را دارد ليكن از سه مرجع اصلى براى تصويب اين دادگاه دو مرجع با آن موافق نبوده و آن را تصويب نكرده اند.لذا تصويب اين مصوبه در شوراى امنيت عملاً به مفهوم دخالت مستقيم در امور داخلى يكى از كشورهاى عضو آن سازمان بوده و نقض حاكميت كشور و نهادهاى قانونى لبنان به حساب مى آيد.علاوه بر اين ملزم كردن دو نهاد قانونى به تصويب اين مصوبه بر خلاف روند دموكراسى بوده، آن هم براساس درخواست مرجعى صورت گرفته (دولت سنيوره)كه فاقد مشروعيت قانونى است.با توجه به فضاى داخلى لبنان و ساختار حكومتى كه در لبنان وجود دارد چنين مصوبه اى (قطعنامه۱۷۵۷) بطور حتم موجب تنش هاى بيشترى در اين كشور شده ولبنان را به طرف بى ثباتى سوق مى دهد، لذا اين قطعنامه هرگز در راستاى ايجاد ثبات در لبنان نبوده و بر خلاف قانون اساسى و نهادهاى قانونى اين كشور صورت گرفته است.سفير روسيه پس از قطعنامه ۱۷۵۷ مى گويد اگر شوراى امنيت از طرف مجلس لبنان تصميم گيرى كند اين تصميم از نظر قانونى آسيب پذير بوده و مجلس لبنان با چنين تصميم گيرى در شوراى امنيت مخالف خواهد بود.
* دانش آموخته دانشكده حقوق دانشگاه ملى لبنان
+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 5:15  توسط علی شیروانی  | 

دنياي اقتصاد- فوربس در تازه‌ترين گزارش خود، به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است در اين فهرست، در كنار كساني چون مخترعان شبكه جهاني اينترنت و ريزتراشه اسم ميخاييل گورباچف به عنوان پايان‌بخش كمونيسم و اسم ميلتون فريدمن بنيان‌گذار سياست‌هاي اقتصادي جديد به چشم مي‌خورد.

فوربس معرفي كرد:
چه كساني جهان ما را تغيير دادند؟

 شادي آذري
در دهه 70 ميلادي، وزير امور خارجه وقت آمريكا، هنري كيسينجر، از نخست‌وزير وقت چين چوئن لاي درباره پيامدهاي عمده انقلاب فرانسه پرسيد. گفته مي‌شود چو چنين پاسخ داد: «خيلي زود است كه جواب دهم.»
نكته‌اي كه در پاسخ چو نهفته بود، مشكل اساسي در تعيين مهم‌ترين رويدادهاي تاريخي است.
هيچ يك از ما نمي‌توانيم پيش‌بيني كنيم جهان در آينده به چه سمتي پيش مي‌رود و رويدادهايي كه امروز شگفت‌انگيز و تاريخي به نظر مي‌رسند، ممكن است در جاده زمان رنگ ببازند و كم‌اهميت شوند. به عنوان مثال اسكوتر اختراع شده توسط دين كامن را در نظر بگيريد. تا همين چند سال پيش، اين وسيله به عنوان پديده‌اي شگفت‌انگيز در صنعت حمل‌و‌نقل جهان قلمداد مي‌شد و وسيله‌اي بود كه طراحي همه شهرهاي جهان را مي‌توانست دستخوش تغيير كند. اما امروز از رونق اوليه‌اش بسيار كاسته شده و براي همه عادي شده است.
ولي برخي دستاوردها آنچنان شايان توجه و آن قدر اثربخش هستند كه در مدت‌ كوتاه تنها چند دهه پس از ظهور آنها مي‌توانيم شاهد تغييراتي كه در جهان ما به وجود مي‌آورند، باشيم.
فوربس در همين رابطه نمونه‌هايي از اين انقلاب‌هاي جهاني را گردهم آورده است و به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است.
آنچه بايد به آن دقت كنيم، اين است كه هر كسي نمي‌تواند جهان را در جهت مثبت تغيير دهد.
خيلي خوب مي‌شد اگر اسامه بن لادن‌ها كمتر وگورباچف‌ها بيشتر مي‌شدند. تفاوت اين دو دسته افراد در اين است كه گروه اول با دست‌يابي به قدرت به فكر نسل‌كشي مي‌افتد و گروه دوم با رسيدن به قدرت، آن را در جهت منافع نوع بشر هدايت مي‌كند. اين فهرست فوربس فهرستي اختصاصي از افراد گروه دوم است.
در مجموع وقتي بحث دستيافت‌ها و موفقيت‌هاي بشري به ميان مي‌آيد و اينكه اين دستيافت‌ها چگونه زندگي امروز ما را متحول ساخته است، شاهد آن هستيم كه سياستمداران كمتر از دانشمندان تاثيرگذار هستند.
سازندگان تكنولوژي، يعني ايده‌هايي كه شكل فيزيكي به خود مي‌گيرند، در صدر اين فهرست قرار دارند. به عنوان مثال اختراعات پائول‌لاوتربر و پيترمنسفيلد را در نظر بگيريد.
يعني سيستم تصويربرداري صوتي- مغناطيسي يا ام‌آرآي كه تقريبا همه رشته‌هاي جراحي را دستخوش تحول كرد و به پزشكان اين امكان را داد كه بدون بريدن بدن بيمار بتوانند داخل بدن وي را مشاهده كنند.
نيريت ويس، استاديار بخش جراحي اعصاب دانشكده مونت سيناي نيويورك مي‌گويد: «ام‌آر‌آي جراحي اعصاب را به كلي دستخوش تحول كرد. اگر جمجمه را بشكافيد و به مغز نگاه كنيد يك توده منسجم است. شما نمي‌توانيد با نگاه كردن به آن موفق به ديدن گروه‌هاي سلولي گوناگون آن شويد. اما ام‌آر‌آي به ما اين امكان را مي‌دهد كه ساختارهاي موجود در مغز را مشاهده كنيم و نقشه‌اي در اختيار داشته باشيم كه به كجا برويم و كجا نرويم.»
گاهي تاثيرگذارترين اقدامات لزوما به پيشرفت‌هاي باور نكردني در علم كه سال‌ها مورد تعريف و تمجيد قرار گيرند منجر نمي‌شوند. شايد مجهز ساختن يدك‌كش يا كاميون توسط يك جعبه بزرگ متحرك و استاندارد بيش از يك اختراع باور نكردني تاثيرگذار باشد. و اقتصاد كنوني جهان بدون آن باورنكردني مي‌نمايد.
كارآفرين آمريكايي، ملكوم مك‌لين، كانتينر كشتي‌ها را در سال 1956 اختراع كرد. اما يك دهه طول كشيد كه تاثيرگذاري اين اختراع در عرضه تسليحات نظامي در جنگ ويتنام آشكار شود. كشتي‌راني كانتينري هنوز هم در حال رشد است و نرخ رشد سالانه آن 11درصد است. اگر مك‌لين كه اين تجارت را در كاروليناي شمالي در سال 1934 با استفاده از تنها يك كاميون 120دلاري آغاز كرده بود اكنون زنده بود از اين رشد بسيار متعجب مي‌شد. اين داستان تاثيرگذاري بر جهان، داستان تخيل، صبر، سخت‌كوشي و باور است. اين 15 نفر كه توانستند جهاني را تغيير دهند ثابت كردند كه باور مي‌تواند به حقيقت بپيوندد.
 
تيم برنرز-لي
مخترع شبكه جهاني اينترنت
تيم برنرز-لي براي اولين بار شبكه جهاني اينترنت را در سال 1998 طراحي كرد و اولين مرورگروب،‌ ويرايشگر و پايگاه خدمات رساني اينترنتي را به راه انداخت.اين تكنولوژي‌ها كه بعدها تا حدود زيادي دستخوش تغيير شدند، توانستند شيوه خلق اطلاعات و استفاده از آنها را متحول سازند و انقلابي اطلاعاتي را در جهان ما رقم زنند.
فرانسيس كريك، جيمز واتسن، رزاليند فرانكلين
كاشف ساختار دي ان اي
فرانسيس كريك انگليسي و همكار آمريكايي او جيمز واتسن در سال 1935 موفق به يكي از بزرگترين كشف‌هاي تاريخ علم بشر شدند. آنها توانستند ساختار مولكولي دي ان اي را به درستي رمز گشايي كنند. البته آنها نمي توانستند بدون دانشمند انگليسي ديگري به نام رزاليند فرانكلين كه تصاوير اشعه ايكس او به آنها كمك كرد ساختمان نردباني شكل و درهم پيچيده دي ان اي را كشف كنند.واتسن بدون آگاهي رزاليند و به صورت اتفاقي توسط اشعه ايكس او توانست اين ساختار را مشاهده كند. فرانكلين كه براي دريافت تصاوير اشعه ايكس خود را در معرض سطح خطرناكي از اشعه ايكس قرار داد، در سال 1958و در سن 37سالگي بر اثر سرطان در گذشت. همكار او مريس ويلكينز هم كه در جايزه نوبل پزشكي سال 1962 با واتسن و كريك شريك بود به همين سرنوشت دچار شد.
ميلتون فريدمن
بنيانگذار بازارهاي آزاد
حمايت ميلتون فريدمن،‌ اقتصاددان از ماليات كم،‌ محدوديت تصدي‌گري دولت و بازارهاي آزاد از طرح يك تئوري در دهه 60 آغاز شد و به محوريت سياست‌هاي اقتصادي آمريكا در دوران رياست‌جمهوري ريگان رسيد.فريدمن به خاطر طرح اين بحث شهرت دارد كه رشد ثابت و متعادل در عرضه پول منجر به رشد اقتصادي ثابت خواهد شد و تورم ثمره آن است كه پول بيش از حد زياد، كالاهاي بيش از حد كمي را به دست دهد. او برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 1976 شد.
ميخاييل گورباچف
پايان‌بخش كمونيسم
پس از آنكه ميخاييل گورباچف در سال 1985، دبيركل حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي سابق شد، موضوعاتي چون «گلاسنوست» (فضاي باز) و «پرسترويكا» (اصلاحات) را مطرح ساخت. اين اقدام او آغازي بود براي پايان كمونيسم و جنگ سرد. اما اولين تلاش او در اصلاحات به عنوان دبيركل با شكست مواجه شد. او تلاش كرده بود مصرف مشروبات را متوقف سازد.
جك كيلباي و رابرت نويس
مخترع ريز تراشه
كيلباي و نويس هر يك به طور جداگانه يك مدار تركيبي را در سال 1959 اختراع كردند. اين اختراع پيش از آن يكي از بزرگ‌ترين موانع بشر در دستيابي به كامپيوترهاي سريع‌تر و قوي‌تر بود. ريزتراشه‌ آنها انقلابي را در كوچك‌سازي تكنولوژيكي به وجود آورد. اگرچه گيلباي اختراع خود را زو دتر معرفي كرد و جايزه نوبل را دريافت كرد، اما اين تراشه‌هاي سيليكوني نويس بود كه بيشتر مورد پسند واقع شد. نويس شركت اينتل را در سال 1968 تاسيس كرد و اين شركت امروز بزرگ‌ترين توليد كننده نيمه‌هادي‌ها در جهان است. در همان سال كيلباي موفق به ساخت اولين ماشين‌حساب شخصي در جهان شد.
پائول لاوتربر و پيتر مانسفيلد
مبدع تصويربرداري صوتي- مغناطيسي يا آم‌آر‌آي
لاوتربر و مانسفيلد موفق به دريافت جايزه نوبل پزشكي در سال 2003 شدند. آنها اين جايزه را به خاطر اختراع دستگاه تصويربرداري صوتي – مغناطيسي بردند. اين دستگاه كه همه آن را با نام آم‌آر‌آي مي‌شناسند، به جراحان اين امكان را مي‌دهد كه داخل ارگان‌هاي نرم بدن را بدون شكافتن آنها يا در معرض اشعه ايكس قرار دادن بيمار مشاهده كنند.
جورج لوكاس
سازنده فيلم جنگ ستارگان
جورج لوكاس فيلمساز شركت نور و تصوير اينداستريال را در سال 1975 تاسيس كرد تا تخيل خود از جنگ ستارگان را به زندگي واقعي ما وارد سازد. شركت او موفق شد جلوه‌هاي تصويري را در صنعت فيلمسازي متحول كند. تكنيك‌هاي پيشرفته دوربين‌هاي كنترلي و تصويرسازي رايانه‌اي او انقلابي را در دهه 80 ميلادي رقم زد و شايد مهمتر از همه اينكه عزم جورج لوكاس در ايجاد تحولي در فيلمسازي به اقتصاد صنعت فيلمسازي معنايي تازه بخشيد.
ملكوم مك لين
مبدع كانتينر كشتي‌ها
اين كارآفرين صنعت كشتي‌سازي يك ايده بزرگ داشت: اگر جرثقيل‌هاي بزرگ مي‌توانستند كل بخش يدك كاميون را به يك كشتي منتقل كنند به جاي آنكه از روش وقت‌گير و پرهزينه تخليه و بارگيري تدريجي كشتي استفاده شود بهره‌وري كار بسيار بيشتر خواهد شد.خلاقيت او توانست كانتينر كشتي‌ها را به سطح استاندارد برساند و اقتصاد جهاني را متحول سازد.
گريگوري پينكس، چانگ و جان راك
توليدكننده اولين قرص كنترل جمعيت
در سال 1953 پينكس و همكارش مين چوئه چانگ ثابت كردند كه هورمون‌ها مي‌توانند از آبستن شدن حيوانات جلوگيري كنند.مطالعه مشابه‌اي هم توسط دكتر جان راك در دانشگاه هاروارد در حال انجام بود و او نيز به پينكس پيوست تا آزمايشات لازم را در مورد انسان در سال 1956 انجام دهند. در سال 1960 سازمان غذا و داروي ايالات متحده آمريكا اولين قرص ضدبارداري را كه انوويد نام داشت تاييد كرد.

+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:1  توسط علی شیروانی  | 

هرمز برادران
293490.jpg
روسيه تغيير كرده است. اين تنها وارث امپراتورى شوراها، دوره كسالت و پريشانى روزهاى فروپاشى را پشت سر گذاشته است.
روسيه ۲۰۰۷ هيچ شباهتى به كشور به هم ريخته دهه ۹۰ ندارد. نگاه مردان سياست مسكو به كشور خود و منطقه و جهان پيرامون، عوض شده است و همه اين تغييرات به يك نام ختم مى شود و يك نماد بيشتر ندارد: ولاديمير پوتين.
«روسيه پوتين» عنوان بامسمايى است كه اكنون براى توصيف دوران تازه روسيه انتخاب شده است. او به بى ثباتى در امنيت و نابسامانى در اقتصاد روسيه پايان داد.
ارمغان پايان بى ثباتى روسيه براى مرد اول كرملين اين بودكه نفوذ او را براى مدتى طولانى در صحنه سياست تثبيت كرد.
با اين همه فرمانده دوران نوسازى روسيه امسال با مسائل و چالش هاى تازه اى بويژه در روابط با غربى هاى آن سوى آتلانتيك روبه رو است. پوتين در اوج قدرت بايد رشته رهبرى را واگذار كند لذا هم اينك در تدارك نقل و انتقال قدرت است و بيش از هر چيز تلاش مى كند اصول ديپلماسى خود در برابر حريف غربى اش را سروسامان دهد.
فرصتى دست داد تا در ديدار و گفت وگويى با ويتالى نامكين رئيس مركز پژوهش هاى استراتژيك روسيه، مسائل و پرسش هاى مهم دوران رهبرى پوتين را به بحث گذاريم.

\ آقاى نامكين، اكنون در محافل جهانى سخن از تغيير نگاه روسيه در ميان است و گفته مى شود كه رهبر كرملين خط مشى امنيتى و سياسى جديدى در قبال غرب پيش گرفته است و نقطه شروع اين رويكرد امنيتى جديد روسيه را هم اجلاس مونيخ مى خوانند، بفرماييد كه چه دلايلى سبب شد كه پوتين، به طور مشخص پس از اجلاس مونيخ سياست تقابل با غرب را در پيش بگيرد؟
* بايد بگويم كه پوتين مسير جديدى در سياست خارجى اش اتخاذ نكرده است. سياست خارجى پوتين از همان ابتدا مبتنى بر دفاع از منافع ملى روسيه بود واين مهم ترين هدف در سياست هاى وى است. سياست خارجى وى عموماً مستقل و برپايه واقعگرايى بوده است. نخست بايد به اين نكته اشاره كنم كه او همواره كوشيده تا روابط خوبى با ساير كشورها از جمله آمريكا برقرار كند. دوم اين كه او به تقابل با غرب برنخاست بلكه از كشورهاى غربى بويژه آمريكا انتقاد كرد. البته انتقادهاى او برآمده از واقعگرايى بود. او ميان روسيه و غرب خط كشى نكرد. بنابراين اشتباه خواهد بود اگر از اين انتقادها به عنوان جنگ سرد دوم ياد شود. درواقع، جنگ سردى ميان روسيه و غرب وجود ندارد و روابط و همكارى هاى خوبى ميان ما و غرب برقرار است. ديپلماسى روسى هنوز در پى تقويت رابطه ميان مثلث روسيه، اتحاديه اروپا و آمريكاست اما روسيه براساس سياست هايى كه پوتين در سخنرانى اش در مونيخ و در گزارش ساليانه اش به مجمع فدرال عنوان كرد، از غرب انتقاد كرد.
\ اما مواضع پوتين در اجلاس مونيخ و پس از آن فراتر از انتقاد معمولى بود و به نظر مى آيد كه او خط مشى آمريكا را به چالش كشيد.
* به طور خلاصه بگويم، آمريكا مى خواهد نقش آفرينى در صحنه جهانى را به انحصار خود درآورد و اراده خود را بر بسيارى از كشورها تحميل كند و در صحنه بين المللى به طور يكجانبه از زور استفاده و در بهره گيرى از آن زياده روى كند. اما در نظم نوين جهانى كه مبتنى بر سيستم چندقطبى است، اين نوع سياست مسأله اى مخرب و مضر خواهد بود. روسيه از سيستم چند قطبى حمايت مى كند چرا كه روسيه خود يكى از مراكز قدرت است. نقش يك جانبه گرايانه اى كه آمريكا به دنبال آن است، در حال محو شدن است، چرا كه ديگر هيچ اساس و توجيهى براى رهبرى يك جانبه در صحنه بين المللى وجود ندارد. از سويى، آمريكا منابعى براى تحقق آن ندارد. متأسفانه، اين كشور تقسيم بندى جديدى به وجود آورده كه در يك سوى آن، دموكراسى ها و در سوى ديگرش كشورهاى خودكامه قراردارند.
درواقع، آمريكا از اين طريق اهميت نقش سازمان ها و نهادهايى مانند سازمان ملل را كه مبتنى بر همكارى جمعى است، ناديده مى گيرد. اين امر براى ما غيرقابل قبول است، زيرا روسيه از استقلال و حاكميت هر كشورى حمايت مى كند و به حقوق بين الملل احترام كامل مى گذارد و در روابط خود با همه كشورها به همكارى گروهى اهميت فراوانى مى دهد. روسيه همچنين از سيستم چندقطبى به عنوان ركن اصلى امنيت جهانى دفاع مى كند. به باور من، بنا به همين دلايل بود كه پوتين خواستار گفت وگوهاى صادقانه اى ميان روسيه و غرب در بسيارى از زمينه ها مانند معمارى امنيت جهانى، ايجاد نظام هاى جديد بين المللى براى برقرارى نظم نوين جهانى و اجماع در درك و فهم اين نظام چندقطبى شد. بنابراين بايد همه كشورها تلاش كنند تا نقش خود را در اين نظام جهانى بيابند.
\ در بررسى مشى و سياست هاى پوتين در قبال آمريكا شاهد نوعى دوگانگى هستيم. وى در دوره اول حاكميت نومحافظه كاران كاخ سفيد خط مشى مدارا با واشنگتن را در پيش گرفت اما در دوره دوم رويكرد متفاوتى اتخاذ كرد، ظاهراً ما با دو پوتين مواجهيم. پوتين اول با غرب مواجهه اى ندارد، اما پوتين دوم به ميدان رويارويى با آمريكا مى رود.
* همانطور كه پيشتر هم گفتم نمى توان گفت كه مشى پوتين دچار تغيير شده است و يا شاهد دوپوتين هستيم. اما اين رويكردها تفسيرهاى ديگرى دارد.
نخست آن كه روسيه در حال قوى تر شدن است و پوتين منابع بسيارى براى پيشبرد اهداف خود و ورود به صحنه دارد اما سياست خارجى و راهبرد وى چندان دچار تغيير نشده است. سياست هاى اخير وى حكايت از دادن وجهه اى قوى تر به منافع ملى روسيه دارد. در عين حال، روسيه منابع سياسى و اقتصادى و فرهنگى بسيار بيشترى در اختيار دارد كه مى تواند براى ايجاد ثبات از آنها بهره بردارى كند. پايان جنگ در چچن، رشد اقتصادى، ثبات سياسى و دستاوردهاى فراوان ديگر نيروى بيشترى به روسيه داد تا با جنگ آمريكا عليه عراق مخالفت كند.
پيش از آغاز اين جنگ، روسيه در مباحث و مجادلاتى كه پيرامون آن وجود داشت با حمله به عراق به شدت مخالفت كرد.
\ پس چرا روسيه با تهاجم به افغانستان مخالفت نكرد و نوعى مدارا و مسامحه را در قبال اين سياست تهاجمى كاخ سفيد پيش گرفت؟
* زيرا آن كشور كه تحت حاكميت طالبان بود از سوى جامعه بين المللى تحريم شده بود. در آن هنگام و به ويژه پس از حملات ۱۱ سپتامبر ،۲۰۰۱ جامعه جهانى در اين ديدگاه هم عقيده بود كه رژيم طالبان تهديدى براى امنيت بين المللى است.
بنابراين، بسيارى از كشورها با آمريكا هم رأى بودند. به اعتقاد من، ايران نيز از سوى طالبان تهديد مى شد، همانطور كه براى روسيه نيز تهديدى بزرگ به شمار مى آمد. به همين دليل، ساقط كردن رژيم طالبان خدمت بزرگى به ايران و آمريكا بود و مسكو نيز به همين دليل مخالفتى با اين حمله نكرد و از نابودى اين لانه تروريست ها حمايت كرد. پس از ۱۱ سپتامبر، روسيه با دولت و خانواده قربانيان اين حادثه ابراز همدردى كرد و آسمان خود را به روى هواپيماهاى آمريكايى براى حمله به افغانستان باز كرد يعنى همان كارى كه كشورهاى آسياى مركزى انجام دادند. ما حضور آمريكا در اين منطقه راموقت مى دانستيم و انتظار نداشتيم كه براى هميشه در آنجا بماند.
اما اكنون اوضاع در حال تغيير است و نتايج معكوسى را در افغانستان و عراق شاهد هستيم. اگر بخواهيم تحولات و اوضاع اخير را به هم مرتبط سازيم، با فضايى از خشم و نارضايتى از حضور نظامى آمريكا بويژه در رابطه با عراق روبه رو مى شويم. اوضاع عراق در مسيرى غيرقابل تصور جريان پيدا كرده است.
\ سؤال جدى بسيارى از ناظران اين است كه ابزارهاى روسيه بويژه در پيشبرد اين سياست تقابل با غرب چيست؟ شما به منابع اقتصادى و سياسى اشاره كرديد، آيا منابع اقتصادى كشور شما كه عمدتاً شامل انرژى نفت و گاز است، دراين عرصه رقابت كفايت مى كند؟ سؤال من اين است كه اهرم هاى سياسى و امنيتى روسيه دراين عرصه چيست؟
* هم اكنون منابع سياسى روسيه عبارت اند از قدرت اجرايى بالا در امور داخلى و شيوه حكومت دارى قوى در مناطق مختلف كشور. زيرا در دوره حكومت بوريس يلتسين، رئيس جمهور سابق روسيه، مناقشه هاى زيادى ميان مناطق با يكديگر و ميان حكومت هاى خودمختار مانند تاتارستان با حكومت مركزى وجود داشت و فدراليسم همواره مشكل ساز بود. اين مشكلات عمدتاً از دوران شوروى سابق باقى مانده بود. اكنون نظام اجرايى و حكومت دارى و روابط ميان سيستم قضايى و قانونگذارى و اجرايى بسيار بهتر شده است. افزون براين حزب حاكم نيز از حمايت زيادى برخوردار است و قدرت زيادى در پارلمان و مناطق دارد. همه اينها ناشى از بهبود وضع معيشتى مردم و محبوبيت پوتين در ميان آنهاست.
\ هنوز اين بحث مطرح است كه چرا روسيه از برخى حوزه هاى مهم سياسى امنيتى در برابر غرب عقب نشينى كرد. به طور مثال برنامه گسترش ناتو به سوى جمهورى هاى سابق شوروى و يا وقوع انقلاب هاى رنگى كه ابتدا با سكوت روسيه روبرو شد، موجب پيشروى سياسى غرب به اين منطقه گرديد. چرا پوتين اجازه داد در آن مقطع غرب وارد حيطه امنيتى روسيه شود؟
* انقلاب هاى رنگى حاصل كشمكش هاى سياسى محلى در جمهورى هاى سابق شوروى بود. عاملان اين انقلاب ها از سوى نيروهاى غربى حمايت و پشتيبانى مى شدند. ميخائيل ساآكاشويلى، رئيس جمهور گرجستان ، از جمله افرادى است كه با اين انقلاب ها بر سر كار آمد. او يك غربگراست و مى خواهد گرجستان بخشى از دنياى غرب به شمار آيد. اما روسيه اين گرايش را قابل قبول نمى داند و از رويكرد ضد روسى ساآكاشويلى راضى نيست. اما اگر برخى از رهبران ديگر اين جمهورى ها چنين رويه اى را در پيش گيرند روسيه آن را يك فاجعه تلقى نمى كند. زيرا دنيا پر است از رقابت ها و رقبا. روسيه نيز قصد جنگ با آنهارا ندارد، زيرا مسكو به خوبى از تضاد و تفاوت منافع آگاه است و مى داندكه نمى توان رقابت ها را حذف كرد. اما ما نيز منافعى داريم و بايد از طريق ابزارهاى اقتصادى در پى طرح و تأمين آنها باشيم. همگرايى و همكارى با شركا از جمله اين ابزارها است كه دراين ميان مى توان به ايجاد مجموعه كشورهاى مشترك المنافع (CIS) اشاره كرد. علاوه براين، بيش از ۱۰ سال پيش همكارى با ناتو را آغاز كرديم و شوراى روسيه ـ ناتو را بنا نهاديم، زيرا براين باور بوديم كه ديگر نيازى به جدال سياسى و نظامى نيست و بايد رويكردى دوستانه داشته باشيم؛ چرا كه ناتو براى مقابله با شوروى به وجود آمده بود و از آنجا كه شوروى سقوط كرده بود، دليلى براى خصومت وجود نداشت. اما نزديك شدن ناتو به مرزهاى روسيه تأثير منفى بر امنيت روسيه دارد. آمريكا از اين راه مى خواهد روسيه را در محاق ببرد. به جز آمريكا، بسيارى ديگر از كشورهاى غربى نمى خواهند شاهد حضور روسيه اى قوى باشند كه در حال تبديل شدن به بازيگرى مستقل درعرصه جهانى است. آنهامى خواهند ما را تحت فشار قرار داده، از اتخاذ و هدايت سياست هاى مستقل باز دارند. اما ما در روابط بين الملل توان چانه زنى و ابراز وجود داريم.
همچنين استقرار سامانه دفاع موشكى آمريكا در اروپا يك مسأله نگران كننده ديگر است. اين اقدام آمريكا براى روسيه كاملاً غيرمنتظره بود. چندسال پيش ، آمريكا از پيمان ABM خارج شد كه اين امر تأثير نامطلوبى در روسيه داشت. ما بر اين باوريم كه بايد به همه پيمان ها وفادار بود، نه فقط به يكى از آنها. زيرا مجموعه پيمان ها در كنار هم معنى مى دهند و اين مجموعه يكى از اركان اصلى امنيت جهانى است. هنگامى كه از اين مجموعه چيزى كم مى شود، دچار تزلزل مى گردد. آمريكا با استقرار اين سامانه موشكى يكى از پيمان ها را نقض مى كند.
\ كرملين اين سال ها بسيار تلاش كرد تا نگاه آمريكا را تغيير دهد. اما به اعتقاد ناظران هنوز هيچ تغييرى در تفكر سياسى واشنگتن صورت نگرفته است و آمريكا ، روسيه را مهمترين تهديد عليه خود مى داند. تحليل شما از اين مسأله چيست؟
293358.jpg
* تاكنون اظهارنظرى رسمى از سوى آمريكايى ها درباره اين كه روسيه مهمترين تهديد عليه آنهاست، ابراز نشده است. با اين حال، بايد پذيرفت كه روابط ميان دو كشور رو به وخامت گذارده است. اما اميدواريم كه آمريكا، روسيه را تهديدى عليه خود قلمداد نكند.
ما تهديدى بر ضد آمريكا نيستيم و حتى قصد جنگ با آمريكا را نداريم. ما سرگرم آماده شدن براى جنگ نيستيم و معتقديم جنگى ميان روسيه و آمريكا صورت نخواهد گرفت.
ما افكار، انديشه ها و اقتصاد خود را برپايه بازار آزاد بنا نهاده ايم و در انديشه حمله به هيچ كشور يا ايجاد انقلاب در هيچ كشورى نيستيم. ما خواهان تغيير رژيم يا كنار زدن حاكمان ساير ملل نيستيم. ما تنها به توسعه و پيشرفت و رفاه مردم خود مى انديشيم. بنابراين خطر و ضررى را متوجه منافع آمريكا نمى كنيم. روسيه منافع مشروع خود را دارد و در پى برقرارى روابط با ساير كشورها مانند چين و ايران و پيگيرى اهداف خود در زمينه انرژى است. ما يك تأمين كننده بزرگ انرژى به شمار مى آييم، درست مثل ايران و غرب آفريقا. برهمين اساس، اهميت ما روز به روز بيشتر مى شود.
طبق برآوردها و پيش بينى هايى كه صورت گرفته، روسيه در كنار خليج فارس و غرب آفريقا تا سال ۲۰۲۰ به ۳ منبع مهم تأمين انرژى مبدل خواهند شد. اما همان طور كه سرگئى لاوروف، وزير خارجه روسيه، نيز عنوان كرده ما در انديشه تبديل شدن به يك ابرقدرت حتى يك ابرقدرت انرژى نيستيم. فقط مى خواهيم جزو قدرت هاى بزرگ باشيم، اما نمى خواهيم خود را به عنوان يك نيروى هژمونيك معرفى كنيم. به همين جهت است كه مايل نيستيم روابط خصمانه اى با آمريكا داشته باشيم.
\ پس مفهوم اين جنگ لفظى ميان مسكو و واشنگتن چيست؟
* انتقادهاى ما از آمريكا به مثابه انتقادهاى دوستانه است. زيرا دوستان از دوستان خود به خاطر اشتباهاتى كه مرتكب مى شوند، انتقاد مى كنند. ما به بهبود روابط اميدواريم و اين در حالى است كه از تأثيرات منفى سياست هاى آمريكا بر منافع امنيتى خود به خوبى آگاهيم و براى دفاع از اين منافع مصمم هستيم. به اعتقاد من، پوتين با تعريف و تبيين منافع روسيه و دفاع از آن راه درستى را در پيش گرفت.
\ البته اغلب ناظران قبول دارند كه دور جديد رقابت يا رودررويى روسيه يك تقابل ايدئولوژيكى نيست، بلكه رقابتى از نوع جديد است و اين رقابت از تفكر رهبرى پوتين ناشى مى شود كه خواهان احياى جايگاه روسيه به عنوان يك ابرقدرت است. در اين باره چه نظرى داريد؟
* روسيه تمايلى براى احياى جايگاه خود به عنوان يك ابرقدرت را ندارد بلكه در پى تأمين منافع مشروع خود است و البته هرگاه اين منافع مورد تهاجم قرار گيرند، از آنها دفاع مى كنيم.
گاهى اوقات برخى از شركاى ما در اروپا از ابزارهاى نامشروع بهره مى گيرند و ما به شدت با آنان مخالف هستيم. آنها ما را متهم مى كنند كه روسيه تلاش مى كند تا از برخى قراردادهاى خود با ساير كشورها به عنوان ابزارهاى سياسى استفاده كند. آنها مدعى هستند كه از گاز پروم براى اهداف سياسى بهره گرفته مى شود، اما اين ادعاها اساساً صحت ندارد. بلكه اين آمريكا بود كه چند سال پيش از خط لوله باكو - تفليس - جيحان استفاده ابزارى در جهت پيشبرد اهداف سياسى كرد. هدف آمريكا اين بود كه از ترانزيت و عبور انرژى از خاك روسيه بكاهد.
رقابت كنونى با آمريكا رقابتى ايدئولوژيكى نيست. با توجه به تعدد ديدگاه ها در سيستم بين المللى، رقابت جارى بنياد سياسى دارد. ما تفاوت و اختلاف فرهنگ ها و تمدن ها را مى پذيريم و معتقديم كه هر فرهنگ و تمدنى بايد مجال پيشرفت و فرصت ابراز در محيط خاص خود را داشته باشد و بايد به آنها احترام گذاشت. به باور ما، تغيير رژيم، اشاعه دموكراسى با استفاده زور و دخالت نظامى كه نمونه آن را در عراق شاهد هستيم، امرى نادرست و غيرمعقول است.
\ بالاخره فكر مى كنيد استراتژى رقابت روسيه در برابر آمريكا به كجا پيش مى رود؟ خط پايان اين تقابل كجاست؟
* خط قرمز اين رقابت آن است كه اين تقابل به مناقشه منجر نشود. ما همكارى خوبى با آمريكا داريم و ساز و كار مذاكره در روابط ما كارساز بوده است. حتى در مسأله سيستم دفاعى موشكى كه به موضوعى پرتنش و مناقشه برانگيز مبدل شده از اين ساز و كار بهره زيادى برده ايم. براى نمونه، به تازگى رابرت گيتس و كاندوليزا رايس وزراى دفاع وخارجه آمريكا براى گفت وگو در اين باره به روسيه سفر كردند. در روابط دوكشور فرايندى سياسى جريان دارد چرا كه بر اين باوريم كه مشكلات و مسائل ميان ما بايد از طريق گفت و گوهاى چندجانبه حل و فصل شود، زيرا به قدرت نهادهاى چندجانبه مانندسازمان ملل اعتقاد داريم. در اين ميان، نقش و وزنه قدرت ها و نهادهاى قدرتمند منطقه اى و ابتكارات و چارچوب هاى امنيتى منطقه اى مى تواند در تقويت جهان چندقطبى مؤثر باشد.
پيشتر لاوروف نيز تأكيدكرده بود كه روسيه در پى «ديپلماسى شبكه اى» است نه ديپلماسى براساس بلوك ب