تبليغاتX
حقوق بین الملل
حقوق
شتاب در هر كاري مذموم است مگر در چيزي كه شر را دفع كند. (حضرت علي)
+ نوشته شده در  Sun 4 Oct 2009ساعت 16:43  توسط علی شیروانی  | 

تا زمانى كه كعبه برپاست، دين برپاست.(حضرت امام جعفر صادق)

 

 

دعاگوی شما در حرم الهی هستم.

+ نوشته شده در  Mon 3 Aug 2009ساعت 2:52  توسط علی شیروانی  | 

يك شمع مي‌تواند هزاران شمع را روشن كند.
سقراط
+ نوشته شده در  Sun 19 Jul 2009ساعت 12:19  توسط علی شیروانی  | 

مي‌گويند زمان مي‌گذرد، اما اين ما هستيم كه مي‌گذريم، زمان ثابت است.
هنري آستين دابسن

+ نوشته شده در  Tue 23 Jun 2009ساعت 11:26  توسط علی شیروانی  | 

خداوند به چيزى برتر از خرد عبادت نشده است.(حضرت امام كاظم)
+ نوشته شده در  Tue 7 Apr 2009ساعت 7:25  توسط علی شیروانی  | 

اهل گفتن یا نوشتن درباره خودم نیستم.
داشتم پارسال تا امسال را مرور می کردم تا نتیجه این یک سال را بنویسم.
فروردین ماه موضوع پایان نامه را با تایید دکتر سید نصرالله ابراهیمی انتخاب کردم و خرداد تصویب شد.
کارهای خوب و قابل توجهی را امسال انجام دادم. اما تنها چیزی که دوست دارم راجع بهش بنویسم اینه که امسال اولین هدیه تولدی که دریافت کردم یه ای میل بود که نوید خیلی چیز ها را میده. توی این ۲۵ سال که از عمرم می گذره هدیه به این زیبایی و هدیه تولدی به این ساعت نگرفته بودم. ساعت ۱۲.۳۳ دقیقه بامداد. شاید بعدها راجع بهش بازم بنویسم.
مثل همه سال ها سال خوبی بود.
پر از موفقیت هایی که می شد بیشتر باشه.
خدا را شاکرم و برای همه دوستان آرزوی موفقیت. سلامتی. توفیق کسب علم و معرفت و همچنین خوش بختی می کنم.
سال نو مبارک.
+ نوشته شده در  Sat 14 Mar 2009ساعت 21:49  توسط علی شیروانی  | 

به سياست سكوت ايمان دارم و حاضرم ساعت ها درباره مزايايش براى شما صحبت كنم.(جرج برنارد شاو)

+ نوشته شده در  Thu 12 Mar 2009ساعت 7:3  توسط علی شیروانی  | 

ملايمت و مهربانى با هيچ چيز همراه نشد جز اين كه آن را آراست و از هيچ چيز برداشته نشد مگر اين كه آن را زشت كرد.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم
+ نوشته شده در  Tue 13 Jan 2009ساعت 11:41  توسط علی شیروانی  | 

 در چهار چوب پروژه ی مشترکی بین مدرسه ی عالی تخصصی فیلم و تلویزیون پتسدام و دانشگاه سوره، هفت فیلم کوتاه توسط دانشجویان هر دو دانشگاه تولید شده است، که هم اکنون می توانند موفقیت خود را در فستیوال آلمان جشن بگیرند. این فیلم ها در ماه نوامبر 2008 در تهران اکران خواهند شد. اطلاعات بیشتر را از طریق آدرس زیر به دست آورید:

 ku-200@tehe.diplo.de

+ نوشته شده در  Tue 28 Oct 2008ساعت 21:53  توسط علی شیروانی  | 

اسفند = حوت = لیز=دست نیافتنی=فرّار

هرچه فشار می آورم لیز بودن و فرار را در خود حس می کنم. فرار به خوبی ها و فرار به آینده.

می گذرد این شبها.

به شب می رود صبح.

نه می دانم چه فردایی در انتظار است و نه می دانم به کجا روان خواهم شد.

 

3 parts of my life in this moment:

1-These nights will disappear.

Morning is always in his way.

What am I doing here? In this world, among the others, Bewildered by this enigma, this will all vanish, no dust, no darkness, no damp, clear as the snow water, spring in the spring. What would I be? Am I tired? Why should I write these? To show what? Am I sad? As a sign? So? The answer is so simple, to pass by, to make it, it is a part of life, just to do it. Time is over.

2-There are whispers in my head, mourning all the day & night, every moment of these days there it is. Sleep or awake. I think it bothers me but I'm not sure. The problem is that this sound is taking my energy, bad or good, consuming. The result is not clear yet but I'll find it.

3-This kind of life is interesting, not for ever but for ever.

 

Just arrived an answer=Dance

Feel better. Cool.

+ نوشته شده در  Sun 20 Jul 2008ساعت 0:8  توسط علی شیروانی  | 

 

It was a little par time living in Tehran but it’s also a long story. I don’t know why that is &I don’t know who responsible will be!

You can not imagine how awful the act & behavior this capital city are! Just wasting time.

Just no one knows what‘s he doing but they are all busy, doing works getting money.

It is now 2008 but I found that why these people aren’t improving. It is something more than a shame & unfortunately we can’t put the shame on anybody but ourselves.

It is a famous sentence in Iran that you can see Moslems here but not Islam & you can see Islam in Europe but no Moslems.

I’m just blowing up. Human ain’t nothing but words.

In words human & its rights is the most important thing in the World but nothing else.

It is wasting time & a kind of terror (targeted killing). Maybe a kind of genocide but there is an unwritten treaty. These people won’t waste their time. It is a law that you can’t act against.

Poor innocent me. I’m dying & I want to cry. Somebody or something is just killing me.

I can’t stand it. Why am I so poor?

Who did this to me? Oh God please help me.

I can not count on anything here. No schedule is here, no rule, no plan & no program.

They are right, everything is all right.

There is no human here so there is no human right here but I wish it was a Jungle. You know what to do in Jungle but it is worst than a Jungle. You can see animals killing each other but not hiding they are fighting & the powerful is the lord, there is a manager a line.

They are so many but they are in their lines finally you could know them; there is a rule but here no.

I didn’t write this to complain.

I didn’t write this to go to jail because of objection.

I just write this because I was in somewhere for the third time for a little sign & the person as always (100….) wasn’t there.

I didn’t want to waste my time by waiting for a goddamn person. I want to practice writing English.

March 2008.   

 

+ نوشته شده در  Sat 8 Mar 2008ساعت 22:45  توسط علی شیروانی  | 

با استقامت به همه چيز مى توان رسيد.
لافونتن
+ نوشته شده در  Mon 26 Nov 2007ساعت 7:34  توسط علی شیروانی  | 

در كارهاى خود از نهاندارى مدد گيريد، چون هر صاحب نعمتى مورد حسد است.
پيامبر اكرم (صلی الله علیه و اله وسلم)
+ نوشته شده در  Tue 20 Nov 2007ساعت 6:41  توسط علی شیروانی  | 

این یک پرسش جدی است که چرا عده‌ای به نام عقلانیت، مدیریت‌ها را ارزش‌زدائی می‌کنند و عده‌ای هم با شعار «اسلامیت و اصولگرایی» خیال خود را از بابت تلاش های علمی، عقل‌ورزی و هنر مدیریت، راحت می‌نمایند و ضعف‌ها را زیرپوشش مذهب توجیه می‌کنند.مدیریت‌ها بیشتر با عملشان حرف می‌زنند تا با زبانشان.مردم بیشتر به کلمات واقعی و خطبه‌های عملی ما توجه دارند تا به تعلق زبان ما.

به عنوان فردی که در نظام جمهوری اسلامی‌افتخار مسئولیت و مدیریت داشته‌ام یکی از دغدغه‌های همیشگی‌ام رابطه‌ی مدیریت اسلامی‌با عقلانیت ابزاری، تکنوکراسی و مدیریت علمی‌و تکنیکی بوده است. 

محمد باقر قالیباف شهردار تهران در ادامه یادداشت خود در روزنامه همشهری نوشت، جدای از عرصه‌ی نظر که در این باب، یعنی نسبت اسلامگرایی با عقلانیت ابزاری، بحث های زیادی طرح شده و البته باید بپذیریم که هنوز به یک الگوی کامل و دقیق نظری دسترسی نداریم، در عرصه‌ی عمل به عنوان یک مدیر مسلمان باید مدام تصمیماتی اتخاذ کرده و اجرا نمائیم که از طرفی به لحاظ فنی و روش شناسی، یک تصمیم و عمل عقلانی و نتیجه‌بخش و مبتنی بر محاسبه هزینه- فایده باشد و از طرف دیگر، به لحاظ انسانی و محتوایی در جهت ارزشهای اخلاقی و مبتنی بر اهداف ارزشی باشد. هرچند در برخی موارد حفظ و اجرای توأمان عقلانیت، هزینه- فایده و ارزشهای اخلاقی و دینی کار سختی است ولی هیچ تنافی و اختلاف ذاتی و محتوایی بین این دو وجود ندارد. بر این اساس، این یک پرسش جدی است که چرا در جامعه ما، عده‌ای عملاً به نام عقلانیت، مدیریت‌ها را ارزش‌زدائی می‌کنند و عده‌ای هم با شعار «اسلامیت و اصولگرایی» خیال خود را از بابت تلاش های علمی، عقل‌ورزی و هنر مدیریت، راحت می‌نمایند و همه‌ی ضعف‌های تاکتیکی و تکنیکی را زیرپوشش قداست و مذهب توجیه می‌کنند.

چرا ما باید همواره دچار این دوگانگی‌ها و افراط و تفریط‌ها باشیم، روزی با نام تقابل مکتبی و علمی، ‌روزی به نام تعهد و تخصص و روزی دیگر به نام اصولگرایی و تقابل آن با اصلاح‌طلبی یا برعکس و شاید فردا هم با نام‌های دیگر.

آیا جز این است که ضعف‌ها و کمبودهای خودمان را در حوزه‌های عقلانیت و دین‌ورزی، تعهد و تخصص فرافکنی می‌کنیم و در واقع این دوگانگی‌ها و تقابل‌ها را به وجود می‌آوریم.

در فرهنگ اسلامی‌ما، عقل (چه عقل نظری در حوزه تئوری و چه عقل عملی در حوزه مدیریت) به اصطلاح علما، حجت است. این حجت بودن عقل، فقط یک تعارف نیست بلکه به رسمیت شناختن و مشروع دانستن نتایج آن است.

اگر ما عقل را یکی از معیارهای شرع می‌دانیم پس یک حکومت و مدیریت بدون عقلانیت در نظر و عمل نمی‌تواند یک حکومت دینی و شرعی کامل باشد و چنان نیست که اگر من به عنوان مدیر مسلمان از غلظت علمی‌و عقلانی یک پروژه بکاهم و صرفاً به ظاهرسازی مذهبی آن اکتفا کنم آنگاه مذهبی‌تر و اصولگراتر شده‌ام. از طرف دیگر همین فرهنگ اسلامی‌ما اجازه نمی‌دهد به بهانه علمی‌کردن مدیریت، دست به ارزش‌زدایی و ستیز با ایدئولوژی بزنیم. چون مدیریت، در عین حال که یک بعد تکنیکی و فنی دارد توامان، یک بعد انسانی و محتوایی نیز دارد که بی‌توجهی به آن، دیگر تفاوتی میان یک مدیر مسلمان با نوع سکولار آن باقی نمی‌گذارد.

ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا آسفالت خیابان و جمع‌آوری زباله و ساختن پارک و فضای سبز مگر اسلامی‌و سکولار دارد؟

بر اساس مبانی و بنیان‌های حکومت و مدیریت اسلامی ‌پاسخ روشن این است: آری.

علاوه بر بعد نیت و انگیزه عاملان که می‌تواند انسانی یا ضد انسانی، شرعی و یا غیرشرعی باشد، جهت‌گیری‌ها و نحوه‌ی رعایت یا عدم رعایت ارزش ها در حین مدیریت و نیز اولویت‌گذاری‌ها (اصلی – فرعی کردن‌ها) و نحوه‌ی توزیع خدمات شهر، عدالت‌گرا بودن یا نبودن، فسادپذیر بودن یا نبودن و اهتمام یا عدم اهتمام به پاکیزگی اقتصادی و اخلاقی و به نتایج فرهنگی مثبت یا منفی هر تصمیم مدیریتی اندیشیدن، یا نیندیشیدن همه و همه در ماهیت مدیریت شهری از کارهای کلان گرفته تا مسائل خرد و به ظاهر کم اهمیت،تأثیری مستقیم گذارده و روح دینی و جهت دینی و احکام دینی کاملاً ناظر به یک عمل می‌تواند باشد یا نباشد.

موضعی که مدیریت شهری در مناسبات فقیر و غنی، بروکراسی و ارباب رجوع، کارگر و کارفرما اعمال می‌کند به کلی می‌تواند ماهیت عمل و برچسب مدیریت را به تغییرات اساسی دچار کند. یا مثلاً رابطه‌ای که میان اهداف عمومی‌و مصالح اجتماعی با منافع خصوصی برقرار می‌کند که کجا و به کدامیک باید تا چه حد اولویت بخشید!

حال سؤال این است که موضع یک مدیر مسلمان و اصولگرا در برابر بروکراسی و تکنوکراسی چیست؟

اگر منظور از این واژه‌ها مدیریت علمی‌فارغ از ارزش‌ها و اصول اخلاقی، دینی و ایدئولوژیک باشد پاسخ ما این است که هر چند در ظاهر تکنوکرات­ها و بروکرات­ها شعار حکومت علمی‌بیطرف و اومانیستی سر می‌دهند اما عملاً این بروکراسی و تکنوکراسی در خدمت سرمایه‌داران بزرگتر و صاحبان قدرت قرار می‌گیرد و طبقه بروکرات و تکنوکرات آلت دست آنها می‌شوند ولی به بعد دیگر مسئله هم باید توجه جدی کرد که ایدئولوگ­هایی که معمولاً به نام آرمانگرایی، دست به بداهه‌سرایی و کلی‌گویی می‌زنند و برای فرار از استدلال و پاسخگویی به سراغ کلیشه‌سازی می‌روند، راه شکست ایدئولوژی را هموار می‌کنند.
مدیریت‌ها بیشتر با عملشان حرف می‌زنند تا با زبانشان.

مردم بیشتر به کلمات واقعی و خطبه‌های عملی ما توجه دارند تا به تعلق زبان ما.

یعنی یک مدیریت سریع، علمی، قاطع، حق محور، مردمی‌و اخلاقی بهترین مانور اصولگرایی است و ما باید به شدت نگران لحظه‌ای باشیم که ادبیات ما غلیظ و کارکرد مدیریتی ما ضعیف باشد. با این حساب باید گفت تخصص هم جزئی از تعهد است نه مقابل آن. یعنی یک وجه بی‌تعهدی آن است که کار در دست غیر متخصص باشد. در عین حال تخصص هم اگر با تقوای مدیریتی و تعهد انسانی و مکتبی، بارور نشده باشد بسا که همان تخصص، علیه مردم، در جهت عکس عدالت به کار رود که بارها و بارها به کار رفته است. این دو، متعهد بی‌تخصص و متخصص بی‌تعهد، یعنی دو سر طیف افراطی و تفریطی در مدیریت، با هم و به کمک هم در سکولار کردن جامعه مقصرند. اساساً سکولاریزم از همین جا آغاز می‌شود و دو سر دارد:

مبارزه با مدیریت علمی‌و عقلانیت ابزاری با شعارهای به ظاهر اصولگرایانه و ایدئولوژیک؛
مبارزه با اخلاق و معنویت‌ و یا شرع ستیزی با شعار علم‌گرایی و عقلانی‌سازی.
شهید راه عدالت و عقلانیت، حضرت علی ‌بن ابی طالب (ع) از طرفی می‌فرماید:
مدیریت‌ها اگر در اختیار سفیهان قرار گیرد، عین خیانت است .

از طرفی نیز می‌فرماید: متخصص‌ترین مدیران اگر فاقد تقوای اخلاقی و تعهد انسانی و دینی باشند، بجای خدمت، خیانت و سوء استفاده از موقعیت می‌کنند. راه‌حل ما برای همیشه، جمع بین عقلانیت و ارزشگرایی، تلفیق مدیریت علمی‌با مدیریت اسلامی‌و در سطح کلی، جمع اصولگرایی اسلامی‌با اصلاح‌طلبی اسلامی ‌و پرهیز از اصولگرایی قشری و نیز اصلاح‌طلبی سکولار است.
+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 7:24  توسط علی شیروانی  | 

عاقبت انديشى پيش از عمل، تو را از پشيمانى در امان مى دارد.
امير المؤمنين على علیه السلام
+ نوشته شده در  Sat 17 Nov 2007ساعت 6:48  توسط علی شیروانی  | 

عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها ‎/ خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى روى ميز خالى من، صفحه باز حوادث ‎/ در ستون تسليت ها، نامى از ما يادگارى

تو تنهايى تو از تن ها جدايى‎/ غريبى بى كسى بى آشنايى
دلا گويى تو را من مى شناسم‎/ تو از اينجا نه اى اهل كجايى؟
قيصر امين پور

+ نوشته شده در  Sun 4 Nov 2007ساعت 5:34  توسط علی شیروانی  | 

ايمان، اقرار با عمل است، و اسلام، اقرار بدون عمل است.
امام محمدباقر علیه السلام
+ نوشته شده در  Tue 18 Sep 2007ساعت 8:50  توسط علی شیروانی  | 

باطن و سيرت مردم را در هنگام بدبختى و گرفتارى آنان مى توان شناخت.
دانيال نبى علیه السلام
+ نوشته شده در  Tue 18 Sep 2007ساعت 8:47  توسط علی شیروانی  | 

فقر و نیازمندی در چیست؟ فرمود در طمع و نا امیدی.

 امام حسین علیه السلام

+ نوشته شده در  Sun 9 Sep 2007ساعت 22:6  توسط علی شیروانی  | 

از شيخ بهاءالدين عاملى پرسيدند: سلسله شما به كجا مى رسد؟ گفت از سلسله كسى به جايى نمى رسد.
+ نوشته شده در  Thu 23 Aug 2007ساعت 0:7  توسط علی شیروانی  | 

آن كه مى خواهد روزى پريدن آموزد، نخست مى بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمى كنند.
نيچه
+ نوشته شده در  Wed 4 Jul 2007ساعت 21:54  توسط علی شیروانی  | 

The pretty university town of Heidelberg may attract visitors from all over the world, but in the eyes of UNESCO that is not quite enough to make it a World Heritage Site.

Heidelberg may be pretty, but in the eyes of UNESCO the university city is apparently not pretty enough.
Zoom
AP

Heidelberg may be pretty, but in the eyes of UNESCO the university city is apparently not pretty enough.

It may be picturesque, nestled in a forest with a pretty old town, bridge and castle, but the German university city of Heidelberg apparently doesn't quite cut the mustard in the eyes of the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization -- it has been left out of the UNESCO list of special world sites for preservation, for the second time.

The organization's World Heritage Committee is currently meeting in Auckland, New Zealand and has already added 22 new natural and cultural sites to its list over the past week.

Heidelberg, a pretty university town near the Rhine and one of Germany's top tourist destinations, had already applied for World Heritage status two years ago. The committee had postponed its decision then, and in the end the UNESCO experts decided that the city simply didn't have what it takes.

Heidelberg has now been asked to "review its criteria," for proposing its place on the prestigious list. UNESCO spokeswoman Anne Chamberlain told the Associated Press that the German city had been asked "to compare itself with other European university towns."

 
The town is famous for its pretty buildings and university, which was founded in 1386 and is the oldest in Germany. The city's library, which dates back to 1421, is also the country's oldest and in the 18th century Heidelberg was an important center for the Romantic movement. The city escaped bombing during World War II because the US Army wanted to use it as a garrison after the war.

Heidelberg reacted with disappointment to the UNESCO rejection. City mayor Eckart Würzner said he didn't understand the decision, in the light of Heidelberg's fame throughout the world for the beauty of its combination of old town, castle and river. "Heidelberg is part of humanity's cultural heritage," he told the DPA news agency, "even if we're still not on the list."

Germany currently has 32 properties in UNESCO's World Heritage List, including Cologne Cathedral, the palaces and parks of Potsdam and Berlin, and the Dresden Elbe Valley. 

+ نوشته شده در  Mon 2 Jul 2007ساعت 7:45  توسط علی شیروانی  | 

زندگى مثل پيانو است، كليد هاى سفيد نمايانگر شادى و كليد هاى سياه نمايانگر غم، اما براى شنيدن موسيقى زندگى بايد با هر دو كليد آهنگى بسازيم .
وين داير
+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 5:17  توسط علی شیروانی  | 

نغمه عقيلى
293496.jpg
استان گلستان سرزمين اسب ايران است اما پرورش اين حيوان در اين منطقه رونق چندانى ندارد و شايد به همين دليل باشد كه برخى از اهالى نام «لوئيز فيروز» را هنوز نشنيده اند و نمى دانند كه او را بانوى اسب ايران مى نامند. او را نخستين بار در جلسه اى مربوط به راه اندازى بازار بورس اسب در گنبدكاووس ديدم. براى شركت در جلسه ۹۰كيلومتر جاده زيبا و سرسبز ميان گرگان و گنبد را با نگرانى از دير رسيدن به مراسم گذراندم اما با ديدن او تأخير در جلسه و از دست رفتن سوژه، از يادم رفت .
«لوئيز ليلين» احياگر اسبچه خزر متولد واشنگتن دى سى، فارغ التحصيل دامپرورى از دانشگاه كرنل و بيوه اشراف زاده اى ايرانى، حدود نيم قرن است كه در ايران زندگى مى كند. البته لوئيز نه در محله هاى اعيان نشين تهران، بلكه در مزرعه ۱۴هكتارى خود در جايى كه حتى اسمش كمتر به گوش كسى خورده يعنى «قره تپه» كلاله در شرق شهر گنبدكاووس با اسب ها، سگ ها و لپ تابش روزگار را سرمى كند.
دو دختر دارد و پسرى كه عكاس جنگى و ايرانى تبار خبرگزارى رويترز است . اما لوئيز تنها مادر سه فرزند نيست، او را بايد بانوى اسبچه خزر نيز ناميد. زيرا اين شهروند آمريكايى تبار مقيم ايران بود كه براى نخستين بار در سال ۱۳۴۴ هجرى شمسى در سواحل جنوبى درياى خزر اسب كوچكى را تشخيص داد كه تا پيش از آن درهيچ كجاى دنيا ديده نشده بود و بعدها اسبچه خزر نام گرفت.
اسبچه خزر از شاهكارهاى خلقت و در آفرينش بى نظير است. اين حيوان با وجود قدى كوتاه يعنى ۹۰ تا ۱۲۰ سانتيمتر، به يك اسب با تناسب بدنى كامل شباهت دارد كه تا بدان روز در دنيا گزارش نشده بود. لوئيز اين اسب را كه كشاورزان محلى با نام «مولكى» يا «پوزكى» به معنى پوزه كوچك، مى شناختند اسبچه خزر ناميد كه البته در تحقيقات گسترده بعدى نام اين حيوان به «اسب مينياتورى درياى خزر» و در نهايت به «اسب خزر» تغيير يافت.
اكنون بعد از گذشت بيش از ۴۰ سال، اين اسب كه روز به روز به تقاضاى جهانى آن افزوده مى شود در كنار ديگر اسب هاى ممتاز ايرانى بازار پررونقى در داخل ايران ندارد. اين مسأله را مى توان از حرفهاى كاشف اسبچه خزر كه عشق خود به اسب هاى ايرانى را هنوز از دست نداده، فهميد.
لوئيزدر جلسه فرماندارى گنبدكاووس، صحبت هاى خود در مورد اسب را با فارسى روان آغاز مى كند و در صحبتش ناراحتى از وضع پرورش اسب تركمن معلوم است. وى مى گويد براى پرورش اسب كسانى تصميم مى گيرند كه در منطقه نيستند و تا اين وضع وجود دارد مشكلات باقى مى ماند. دليل صحبتش نيز صادرات اسب و حكايت يكى از ميهمانان توريست استراليايى اش است كه روزى سواربر يكى از يابوهاى محلى مى شود و آن قدر از اين حيوان خوشش مى آيد كه ۴۰۰رأس از آنها را مى خواهد با خود ببرد ولى به او اجازه داده نمى شود. وى ادامه داد: توريست ديگرى از كانادا مى خواست ۱۰۰ اسب معمولى به كشورش ببرد و همه كارها انجام شده بود اما باز هم به عنوان حفظ ژنتيك اجازه نيافت.
لوئيز مى گويد: زحمت زيادى براى اسب ها در منطقه كشيده مى شود، توريستها مى آيند و عاشق اسبهاى تركمن مى شوند. به آنها مجبورم بگويم بهترين اسب دنيا را در اينجا داريم اما نمى توانيد با خود ببريد، زيرا موانع قانونى براى صادرات زياد است. كارهاى زيادى مى شود با اسب انجام داد كه از جمله آن كورس و افزايش جذب توريست است. البته هم اكنون توليد اسب نسبت به سال هاى گذشته افزايش يافته ولى بازار تقاضا همچنان بسيار كوچك است. ما سال گذشته در مزرعه ماديان توليد نكرديم زيرا پرورش اسب هزينه زيادى دارد.
وى در پاسخ به اين سؤال كه وضع اسب در منطقه چگونه است؟ مى گويد ديگر اسبى پرورش نمى دهم، درآمد من تنها از توريست ها تأمين مى شود.
توريست هاى لوئيز كه فقط به سبب بودن او به منطقه مى آيند، كسانى هستند كه از سراسر دنيا با او تماس مى گيرند تا براى كمى سواركارى و لذت بردن از طبيعت بكر و ديدن مردمانى استثنايى به يكى از نقاط دورافتاده ايران بيايند. اين بار يك زن آمريكايى مسن ميهمانش است. لوئيز مى گويد «اين توريست تا حالا ۲ بار به ايران آمده و عاشق ايران است .»
293349.jpg
لوئيز، بانوى مهربان و خوش برخورد آمريكايى بيش از ۷ دهه از عمرش را پشت سرگذاشته و در يك پوشش ساده و ايرانى درباره كارش توضيح مى دهد كه اسبچه خزر شهرتى بين المللى و بازار پرطرفدارى دارد و مطالعات فراوانى نيز در دانشگاه هاى معتبر نظير كمبريج بر روى آن انجام شده است. اما وضع توليد اين حيوان در ايران خوب نيست. قبل از انقلاب ۳۰ رأس اسبچه صادر و هم اكنون در خارج از كشور ۳ هزار رأس از آنها توليد شده اما به دليل نبود بازار خريد و فروش در اين مدت در داخل كشور تنها حدود ۱۰۰ اسبچه پرورش يافته است. من در مزرعه تنها يك رأس اسبچه دارم و همه را به جهاد كشاورزى فروختم. در حالى كه بازار خريد اسب خارجى داغ است بايد بازار صادرات اسب داخل نيز وجود داشته باشد. مايلم توليد و پرورش اسب ها را افزايش دهم اما موانع زيادى وجود دارد و نمى توانم آنها را نگهدارى كنم .
او در مورد قيمت اسب هامى گويد: اسب هاى تركمن ميان هزار تا ۱۰ هزار پوند قيمت دارند كه بستگى به مقامى كه در مسابقات به دست مى آورند متفاوت است، اما اسب تركمن را نمى توان به درستى قيمت گذارى كرد چون در مسابقات خارجى شركت نكرده است.
لوئيز عكسى از كتاب«معرفى اسب تركمن در ايران» را نشانم مى دهد. كه مهر ۳ زبانه داريوش شاه هخامنشى ( ۵۲۲ تا ۵۸۶ قبل از ميلاد) دارد، با اسب هاى كوچكى كه ارابه شاه را در حال شكار شير حمل مى نمايند. او مرا به قره تپه، جايى كه تنها اسبچه خزرى اش را نگه داشته است، دعوت مى كند، مى روم تا داستان پيدا كردن اسبچه خزر را دوباره مرور كنم.
***
در سال ۱۹۶۵ نخستين اسبچه خزر يا كاسپين هورس به وسيله لوئيز تشخيص داده شد. نريانى كه يك گارى پر از سيمان را حمل مى كرد . پس از آن بود كه جست وجو در كشتزارها و روستاهاى مناطق جنوب درياى خزر به ويژه شهر آمل براى پيداكردن نمونه هاى خالصى از اين نوع اسب آغازشد.
از آنجا كه كشاورزان در فصل غير كشت اين حيوان را در جنگل رها مى كردند، پيدا كردن آن ها در ميان تعداد زيادى از چهارپايان بومى كه گاه تا نيمه بدنشان در گل و لاى فرو مى رفت بسيار دشواربود. مناطق وسيعى جست وجو شد اما به ندرت در مكانى خاص بيش از يك اسبچه بود. اسبچه هايى كه يافت مى شدند به طور معمول به وسيله كشاورزان محلى براى حمل چوب از كوه و كشيدن گارى هاى سنگين مورد استفاده قرار مى گرفتند و بيشتر پر از شپش، كك و كنه و برخى از آن ها ضعيف، زخمى و مريض بودند.
كنكاش سال هاى ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ به پيدا شدن ۲۷ كاسپين منجر شد. آن ها به منظور حفاظت، تكثير و مطالعه به يك مجموعه بزرگ سواركارى در تهران كه زمانى خود لوئيز براى سوارى فرزندانش در نوروزآباد تهران تأسيس كرده بود، منتقل شدند و به دليل هوش سرشار، توانايى ورزشى فوق العاده و قد مناسب براى تربيت كودكان سواركار مورد استفاده قرار گرفتند و هم اكنون در كشورهاى اروپايى و بويژه انگلستان اسبچه خزر براى تعليم سواركارى به كودكان، طرفدار بسيار پيدا كرده است.
البته در دنيا اسبان كوچك زيادند، اما هيچ كدام داراى تناسب بدنى نيستند. دست و پاى كوچك، سر بزرگ، بدن درشت و گوشتالود در اكثر آن ها صفتى بارز است اين ها را پونى مى نامند، همان نامى كه در ابتدا به خزر داده شده بود. چرا كه قد خزر هم مانند پونى ها كمتر از ۱۳۰ سانتى متر است، اما تناسب بدنى خيره كننده، چالاكى و زيبايى خزر در هيچ يك از پونى ها ديده نمى شود. خزر همه ويژگى هاى يك اسب عرب را داراست. همين امر نيز در گسترش بين المللى نژاد بسيار مؤثر واقع شد.
بازشناسى اسبچه خزر به خروج تدريجى آن از كشور نيز منجر شد. افزون بر موارد خروج و گسترش قانونى، بسيار شنيده شده كه موارد متعددى به صورت ثبت نشده از مرزهاى كشور خارج شده است كه به احتمال زياد تنها براى بهره بردارى از ارزش ژنتيكى فوق العاده آن ها در اصلاح نژاد هاى غربى و حتى ايجاد اسب هاى جديد، مورد تاراج قرار گرفته اند.
+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:6  توسط علی شیروانی  | 

نابغه كسى است كه پيوسته افكارش را از قوه به فعل درآورد.
بالزاك
+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:4  توسط علی شیروانی  | 

صميميت يكى از دلايل نبوغ است.
بودلر
+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:12  توسط علی شیروانی  | 

جمال دامى است كه طبيعت در راه عقل مى گسترد.

ارشميدس

+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:10  توسط علی شیروانی  | 

آن كه بيش از همه محتاط است، بسيار كم كار مى كند.
شيلر
+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 22:21  توسط علی شیروانی  | 

پيروزى در گرو اراده قاطع و دورانديشى است.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم
+ نوشته شده در  Sat 19 May 2007ساعت 8:33  توسط علی شیروانی  | 

اعتماد به خدا، بهاى هر چيز گرانبها و نردبانى به سوى هر بلندايى است.
امام جواد علیه السلام 
+ نوشته شده در  Thu 17 May 2007ساعت 8:45  توسط علی شیروانی  | 

آدمى بر آئين دوست خود است، پس هر يك از شما بنگرد با چه كسى دوستى مى كند.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم
+ نوشته شده در  Sat 12 May 2007ساعت 9:0  توسط علی شیروانی  | 

دنيا وقتى به انسان روى خواهد كرد كه به آن پشت كنيد.
پروفسور بوهر
+ نوشته شده در  Sat 12 May 2007ساعت 8:52  توسط علی شیروانی  | 

تمايل آدمى به نيكوكارى همچون تمايل آب به جارى شدن است.
آنتونى رابينز
+ نوشته شده در  Thu 26 Apr 2007ساعت 17:6  توسط علی شیروانی  | 

خاك قبرستان را بو كنيد و مزار رادمردان را از بوى خون بشناسيد.
عطار نيشابورى
+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2007ساعت 22:13  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

عباس كيارستمي جديدترين فيلمش "رونوشت برابر اصل است" را با حضور "ژوليت بينوش" (بازيگر فرانسوي) خواهد ساخت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ عباس كيارستمي در تازه‌ترين گفت‌وگويش با انجمن فرهنگي پرسپوليس در شهر "تولوز" فرانسه، با اعلام اين خبر افزوده است: اين فيلم بر اساس قصه يك شخصيت واقعي در كشور ايتاليا و منطقه توسكان شهر (San gimignano) ساخته خواهد شد.

ژوليت بينوش بازيگر جديدترين فيلم كيارستمي براي بازي در فيلم بيمار انگليسي موفق به دريافت جايزه اسكار شده است.

اين فيلم در صورت ساخته شدن نخستين فيلم تاريخ سينماي ايران با حضور يكي از ستارگان صاحب‌نام سينماي اروپا خواهد بود.

آخرين همكاري سينماي ايران با ستارگان بين‌المللي مربوط به فيلم صحراي تاتارها ساخته‌ي "اوليور زورلينز" بوده كه با حضور كساني چون جنيفر اونيل، آنتوني كويين و نيز بازيگراني از ايران،‌ در شهر بم و هاليوود توليد شده است.

ژوليت بينوش سال گذشته با حضور در ايران به ميزباني كيارستمي ديداري چند هفته‌اي از كشورمان داشت.

پيش‌بيني مي‌شود فيلمبرداري جديدترين فيلم كيارستمي با عنوان "رونوشت برابر اصل است"، در ماه سپتامبر سال 2007 - شهريور و مهرماه سال جاري آغاز شود.

از عوامل فني و ديگر بازيگراني كه قرار است در ساخت اين پروژه همكاري كنند هنوز خبري منتشر نشده است.

+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2007ساعت 22:12  توسط علی شیروانی  | 

Laß den Spiegel!
Schreitest du durch Leichen,
vergiß dein Antlitz,
erinnre dich an deine Kindheit im Sternenkleid,
das deine Zukunft kannte
und in seinem Buch all deine Sekunden in Gedichten zeichnete.
Lies die Zeichen!

Erinnre dich an dein Geburtsjahr,
das Jahr, in dem du dich verliebtest,
das Jahr, in dem der Wind von dir träumte.


Sieh!
Sieh, wie die Sekunden dich auf Händen tragen.
Schreitest du durch Leichen, vergiß den Spiegel.

Immer träumt jemand von dir,
breitet dein rotes Kleid in der Sonne aus,
bringt dir Wasser.
Immer wird dich jemand besuchen, nach dem Tod.

Mohammad Hossein Abedi - ِِِهميشه بعد از مرگ

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:37  توسط علی شیروانی  | 

آينه را بگذار!
ميان اجساد كه مي گذري
چهره ات را فراموش كن
و كودكي را به خاطر بسپار با لباس پر از ستاره
كه آينده تو را مي دانست
و براي تمام ثانيه هايت در دفترش شعري كشيده بود
نوشته ها را بخوان!

سال تولدت را به خاطر بسپار
و سال عاشق شدنت را
سالي كه باد خواب تو را ديد

نگاه كن !
ببين چگونه ثانيه ها تو را بر دست مي برند
ميان اجساد كه مي گذري آينه را فراموش كن

هميشه كسي خواب تو را مي بيند
لباس سرخت را در آفتاب پهن مي كند
برايت آب مي آورد
هميشه بعد از مرگ كسي به ديدنت مي آيد

Mohammad Hossein Abedi

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:32  توسط علی شیروانی  | 

رگردان آلمانی فلوریان هنکل فون دونرس مارک برای اولین فیلم خود به نام " زندگی دیگران" برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی 2007 شد.این کارگردان 33 ساله که با فیلم اولش موفق شد در جشنواره فیلم فجر امسال در تهران نیز سه جایزه، از جمله بهترین فیلم خارجی را کسب کند، در سال 1997 که هنوز دانشجوی دانشکده فیلم در مونیخ بود ، بطور تصادفی، زمانی که مشغول شنیدن قطعه موزیکی از بتهوون بود، به فکر داستان زندگی دیگران افتاد: زندگی یک افسر سازمان اطلاعاتی در آلمان شرقی، که با موسیقی متحول شده و انسان دوست می شود، داستان زندگی بسیاری از آدم ها که در رژیم های خودکامه به افرادی دنباله رو تبدیل می شوند. داستانی از یک طرف کمدی و از طرف دیگر احساسی.

وی می گوید : من بدیهه سرای خوبی نیستم. به همین خاطر هم بیشتر از یک سال در تنظیم فیلم نامه کار کرد.

بازیگران مشهور آلمانی، مانند سباستیان کخ، مارتینا گدک، ا.لریش موهه پس از مطالعه فیلم نامه ای که به دقت و با وسواس تنظیم شده بود، حاضر شدند با دستمزد کمتری برای این کارگردان نا شناس کار کنند، در غیر این صورت امکان نداشت که با بودجه اندک 7/1 میلیون یورویی این همه بازیگر معتبر را گرد آورد.

پنج سال طول کشید، تا این کار دقیق به سر انجام رسید.

یک بار او در کافه ای جمله ای خواند که از آن پیروی می کند :

" حتی جاده کمترین تلاش هم فقط اولش آسفالته است"

+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2007ساعت 15:46  توسط علی شیروانی  | 

آخر ِ اين راه

ما به آخرِ اين راه رسيدهايم.

با صبر، با سكوت
با عقل، با جنون
با هيچ چيزِ ديگري نميتوانيم.

نه شهرياري مردهاي از لاي قصهها
نه اين فرشتههاي خوشكل، با بالهاي قلابي
نه پيامبري با كتابي كهنه زير بغل
نه فيلسوفي با نشانيِ سر راستِ دبليو دبليو دبليو دات كام
نه آوازي كه چون صاعقه، در جا، ميخكوبمان كند ...

پرندهها دزدانه از آسمان ميگذرند
ابرهاي خشكِ مشخره
براي كوههاي سوخته 	شكلك در ميآورند
ماه به ريشِ هر چه شاعري است ميخندد
و مرگ، با گيتاري حزنانگيز
در كوچهها ميگردد و آواز ميخوانَد 

بايست!
پايِ اين پنجرهي پيچك پوش
كنار اين پل قديميِ پا در هوا بايست!
عنقريب
همه با هم فرو خواهيم ريخت

ژنرال!
سربازها را بگو به پادگانها برگردند
ديگر كسي براي شكست خوردن، يا پيروز شدن
باقي نمانده است.
اینم ترجمش
+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:57  توسط علی شیروانی  | 

دوست داشت از زمان غیبت بدونه.

با هم روضه رفتیم.

بردمش امام زاده محسن .

وضوش مثل سنی ها بود.نماز خواندنش مثل شیعه ها.

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:53  توسط علی شیروانی  | 

آنگاه كه زبان بسته مى شود، دل از محبت خالى است.
فرند وتيك
+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:50  توسط علی شیروانی  | 

سال 85 برای من از بعد از کنکور ارشد(10 اسفند) شروع شد و امشب یعنی اخرین 4 شنبه ی سال شب وارد شدنم به 24 سالگی تمام شد.

مطمئنا یکی از مهمترین و تا ثیر گذار ترین سال های عمر من خواهد بود.

از طرفی مثل کلاس اولی ها یا ترم اولی ها سخت و دوست داشتنی و پر خاطره

از طرف دیگه میدانم سال های فشرده تر و متراکم تری در پیش خواهم داشت که هر وقت از بلندای انها به 85 نگاه کنم یاد بازی کودکی تو کوچه پس کوچه های زندگی می افتم.

بعد از امتحان ار شد خودم شخصا وارد اتاق جنگ در اعماق شدم و فرماندهی و اجرای امور به دست گرفتم.

حاصل ان:

1- وارد شدن به دنیای حقوق در دفتر مشاوره(به قولی محرری)

2–رایزنیهای فشرده و پی در پی جهت روشن شدن لایه های پوشیده سیاست های  کهنه ی ادم های بی سیاست و ضعیف و بدون قدرت در مصدر تصمیم گیری های مهم جهت اطلاع افکار عمومی .(در رابطه با مسائل زندگی مشترک).

3-رسیدگی به کل 22 واحد گرفته شده در داشگاههای قم –اصفهان و دفتر اقای یزدانیان(که طبق امار رسمی تمام کلاس ها بدون حضور بنده تشکیل شده و گویا قرار درس یک واحدی نگارش حقوقی را absent fail بشم و خلاصه جدا از به هدر رفتن زحمت درس خواندن برای ارشد .9 ترمه هم بشم).از سیاست بکار رفته در قبال اقای بهرامیان تا 4 واحد ادله اثبات و جزای اختصاصی قم و نداشتن جزوه برای امتحان و اینکه پایان ترم امتحانها پشت سر هم در قم و اصفهان بر گزار شد وجزوه های نداشته تو اتوبوس خوانده شده که بگذریم.

لحظه ی سال تحویل تو ترافیک کوچه های تکیه شهدا  با دوست عزیزم جواد  توی ماشین بودم و بعد از ان تا باز شدن راه به خوابیدن پرداختم.شاید به خاطر همینه که امسال کلی از وقتم توی اتوبوس برای رفتن به کلاس های ارشد و امتحان های ترم اخر و اول گذشت.

4- از اشتبا ه های برگه ی ثبت نام و نیامدن اسمم توی لیست قبولی هاو ثبت نام با تاخیر در دانشگاه و کلاس های فشرده المانی و  فارغ التحصیلی و پاس کردن 60-70 واحد المانی و اینکه امسال سال امتحان های پی در پی بوده بگذریم.

تلخ ترین خاطره برام ترک کتابخانه ی میرداماد به دلیل رفتار های نامناسب مسئولینش بوده که باعث شد 7 ماه هیچ تفریحی نداشته باشم.(جایی که از سال 79 یکی از بهترین یا شاید خود بهترین جای زندگیم بوده)

5-امسا ل از طرف دیگه برام پر بوده از موفقیت ها و پیروزی های بزرگ.بدون یک شکست و یا موضوع پیش بینی نشده.

6-از اینکه به خاطر گرفتن حق مردم قرار بوده تو گونی ببرنم یا تهدید به  کتک خوردن شدم و طرف هام  خواسته های مقرر را انجام دادند و خوار شدند هم بگذریم .

سال 85.

برام تمام شد.پر از خاطره .

این سال سال قرار گرفتن روی سکوی پرتاب به فضای ناشناخته بوده.سال افزودن به سرعت افزایش فاصله ها.

7- از بازی نقش های جدی احساسی خشن مظلوم و همه ی اینها که نتیجه اش اثبات موضوعات پشت پرده  و جدایی از هم کلاسم بوده بگذرم ولی خب لازم بوده تا باعث بشه حوادث (اتفاقی به زعم بعضی افراد) طبق میل و خواسته پیش بره و افراد نا خواسته .خواسته ی تو را با اراده ی خودشون انجام بدن.

برای همه دوستان و دشمنان و غیر دوستان ارزوی موفقیت و پیشرفت میکنم.

شکرا لله.

((ذلک بان الله مولی الذین امنو)).

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:49  توسط علی شیروانی  | 

هنگامى كه مؤمن را خاموش و بزرگ منش ديديد به او نزديك شويد كه حكمت مى آموزد.

پيامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم

+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:43  توسط علی شیروانی  | 

انسان هاى بزرگ به خود سخت مى گيرند و انسان هاى كوچك به ديگران.
كنفسيوس
+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 23:45  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

رسول ملاقلي‌پور آذر ماه 83 بود كه نامه‌ي را با تيتر «خداحافظ سينما» در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گذاشت كه علاوه بر جملات بالا افزوده بود:«روزگاري نه چندان دور به گوشه‌اي از اين ديار عشق و ميراث تعرضي شده بود. جواناني بودند، مرداني بزرگ، زميني بودند و روحشان آسماني، دوربين عكاسي و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولي مردانه زيستن را ديدم و بي‌دليل نيست كه هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» براي ديدن «نجات‌يافتگان» و ملاقات با بانوي عشق خانم «هيوا» بود.

البته اين جرم كمي نبود همزمان با نمايش تحقيرشان كردند و درگوشي و علني نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما ميگوييم ببين. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبين. در همان خوابگردي بمان تا خوابگرد را نسازي، مگر نمي‌بيني با «مزرعه پدري» اين سرزمين پدريت چه مي‌كنيم؟ اگر راه پيروزي فرهنگي عده‌اي در گرو اين است كه من ديگر فيلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پيشگان و همراهان اين قافله مژده‌ مي‌دهم كه اين پيروزي گواراي‌تان باد. رسول ملاقلي‌پور ديگر فيلمي نخواهد ساخت تا ...

زهي خجسته زماني كه يار باز آيد بكام غمزدگان غمگسار بازآيد

به پيش خيالش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد

اين نامه را ملاقلي‌پور زماني نوشت كه پيش از آن به حذف دو صحنه از فيلم «مزرعه پدري» اعتراض كرده بود و نتوانسته بود «خوابگرد» را بسازد.

اما او در اواخر سال 85 فيلم «ميم‌مثل مادر» را ساخت و در ميزگردي كه چند ماه قبل همزمان با اكران ميم مثل مادر در ايسنا برگزار شد، گفته بود: «از نسل ما گذشته است كه نگاهي ديگر و متفاوت به جنگ ارائه کنيم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ريسك و تواناي ريسك را از دست داده‌ است، ولي اگر يك فرد جوان يك سينماگر جوان با استعداد پيدا شود، مي‌تواند با خلاقيت‌هاي كه دارد از ادبيات جنگ به بهترين شكل استفاده كند.

من همان آدم گذشته هستم اما محتاط‌ تر شده‌ام. يك واقعيت اين است كه ملاقلي پور در سينما سركوب شد، نه از جانب مميزي ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدين بي‌سواد اين اتفاق افتاد. وقتي منتقدين بي‌سواد مواردي را به فيلم نسبت دادند طبيعتا مسوولين فرهنگي نسبت به كارهاي من حساسيت پيدا کردند.

هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند منظورم مساله ديگري است. مثلا در دوراني كه فيلمهاي "سفر به چزابه" ، "نسل سوخته" و.... را ساختم بسياري از اين فيلم‌هاي من را برخي منتقدين بي‌سواد به مسخره گرفتند. ولي الان نقد همان آدمها را در رابطه با "ميم مثل مادر" مي‌خوانم و مي‌بينم از آن فيلمهاي قبلي‌ام همچون "نسل سوخته" و "هيوا" به عنون آثاري زيبا و شاعرانه ياد مي‌کنند در حاليكه اين فيلم‌ها را در زمان اکران قبول نداشتند.»

ملاقلي پور قرار بود «عصر روز دهم» را در ادامه‌ي ساخته‌هاي قبلي‌اش را درباره‌ي جنگ ابتداي سال 86 كليد بزند و چندي قبل نيز براي بازبيني لوكيشن به همراه منوچهر محمدي عازم عراق شد.

قرار بود پيش توليد اين فيلم بزودي آغاز شود و حتي برخي عوامل مشخص شده‌ بودند اما ...

+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 23:43  توسط علی شیروانی  | 

هركس همچون گنجى است كه بايد آن را كشف و استخراج كرد.
آلتور ماير
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:31  توسط علی شیروانی  | 

بهترين انسان ها همچون آب است . به همه چيزفايده مي رساند ولي با هيچ كدام از آنها رقابت نمي كند .
لائو تسه ( حكيم چيني )

تنهايي ترسناك است چون انسان ها بي پرده باخود مواجه مي شوند . ويلهلم وايشدل ( نويسنده آلماني )

آن كسي كه ايمان قوي دارد ، مي تواند كوهي را جابه جا كند . ولي اگر علاوه بر آن كور هم باشد ، بهترين چيزها را زير آن دفن مي كند . كارل هاينريش واگن ( نويسنده آلماني )

كساني كه بدون دليل معين به يكديگر اعتمادندارند ، به خويشتن خويش نيز بي اعتمادند . فردريش تئودور وشير ( نويسنده آلماني )

براي ما انسان ها چه خوب است كه بهانه اي داشته باشيم براي غمگين بودن . فردريش هلدرلين ( شاعر آلماني )

دوري كردن از انسان هايي كه دوست شان داريم ، بي فايده است . زمان به ما نشان خواهد داد كه جانشيني براي آنها نخواهيم يافت . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

بهتر است انسان ، پولي در جيب خود نداشته باشد تا اين كه دوستي در دنيا نداشته باشد . ضرب المثل آلماني

همه چيز در دنيا قابل تحمل است بجزروزهاي خوب پياپي . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

وقتي آخرين نقاب را از چهره برمي گيريم ، صورت خود را از دست مي دهيم . هانس كودزوس ( نويسنده آلماني )

او به درون خويشتن رفت و شگفت نيست اگرراه را گم كرده باشد . ديتر لايز گانگ ( نويسنده آلماني )
مي توان با همان سرعتي سقوط كرد كه مي خواستي پرواز كني . ماري فن بنر اشنباخ ( نويسنده آلماني )

گاهي انسان هاي بسياري لازم است تا يكي رافراموش كنيم . فريدل بيتل رك ( نويسنده آلماني )
سئوالي دارم ، چيست آنچه بر تو حكمت مي كند ؟ عقل تو يا قلب تو ؟ اگر هم عقل داري و هم قلب ، هر دو را آشكارنكن . اگر هردو را آشكار كني ، تو را نيست و نابودمي كنند . فردريش هلدرلين ( شاعر آلماني )

انسان ها يكديگر را بهتر مي شناختند اگر بعضي دائمٹ نمي خواستند به ديگران تشبه كنند . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

در دنيا آنچه مهم است ، شناختن مردم نيست ، بلكه اين است كه در يك لحظه ، زيرك تر از كسي باشيم كه برابر ما ايستاده است . همه بازارهاي ساليانه وتمام فريادهاي مردم بازاري گواه اين مساله است . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

گاهي فرق هاي بسيار كوچك ، زمينه تفاوت هاي بزرگ است . ماري فن بنر اشنباخ ( نويسنده آلماني )
+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2007ساعت 17:32  توسط علی شیروانی  | 

هر كه اطمينان داشته باشد كه آنچه خدا برايش مقدر كرده است به او مى رسد، دلش  آرام گيرد.
اميرالمؤمنين علىه السلام
+ نوشته شده در  Tue 13 Feb 2007ساعت 20:14  توسط علی شیروانی  | 

كسى كه درباره موضوعى فقط از عقيده خود خبر دارد، اصلاً از آن موضوع خبر ندارد.

جان استوارت ميل
+ نوشته شده در  Thu 8 Feb 2007ساعت 22:23  توسط علی شیروانی  | 

پايندگى شريعت به امر به معروف و نهى از منكر
و برپاداشتن حدود الهى است.
+ نوشته شده در  Thu 8 Feb 2007ساعت 22:22  توسط علی شیروانی  | 

هدف من اين است كه تا زمانى بتوانم تحقيق بكنم و به مملكت ام خدمت كنم و بكوشم دانشجويانى را تربيت كنم كه جايگزين ما شوند.

جمشید ممتاز

http://internationallaw.blogfa.com/post-69.aspx

+ نوشته شده در  Mon 5 Feb 2007ساعت 1:42  توسط علی شیروانی  | 

 

 

و نگاه مهربانت در دلم خواهد ماند تا در گذر نسیم صبح

ببویم هر لحظه یادت را.

 

علی شیروانی

+ نوشته شده در  Mon 29 Jan 2007ساعت 3:15  توسط علی شیروانی  | 

از وصاياى امام كاظم «عليه السلام» به هشام:
يا هشام! كان أميرالمؤمنين‏(عليه السلام) يقول: ما من شى‏ءٍ عبد الله بهِ أفضلَ من العقِل.

(تحف العقول صفحه 388)
بعضى از راه عادت خدا را عبادت مى‏كنند، بعضى غلبه پدر و مادر، جامعه و عرف آنها را به عبادت مى‏كشاند و بعضى به خاطر ايمان، منتهى ايمان احساساتى، نه ايمانى كه از تعقل و تفكر برخاسته باشد، اينها همه وسيله عبادت پروردگار است و ايرادى نيست كسى كه در راه درستى حركت مى‏كند تصادفا يا به اعتماد كسى در آن راه قرار گرفته باشد، چون راه، راه درستى است عيبى ندارد اما اگر به وسيله عقل به عبادت خدا رسيده باشد از همه آن طرق افضل است. چون وقتى انسان با انديشه و تفكر و ترتيب مقدمات وارد يك راهى شد، ثبات و وفادارى او به آن راه بيشتر خواهد شد.
+ نوشته شده در  Mon 29 Jan 2007ساعت 2:46  توسط علی شیروانی  | 

فیلم "زندگی دیگران" در جشنواره فیلم فجر

فیلم "زندگی دیگران" به کارگردانی کریستیان هنکل فون دونرزمارک قرار است در بخش مسابقه بین المللی جشنواره فیلم فجر که از 13 تا 22 بهمن 1385 برگزار می گردد نمایش داده شود. نسخه این فیلم را انستیتو گوته در اختیار جشنواره قرار داده است.

این فیلم که تا کنون جوایز بسیاری را از آن خود کرده است، داستان گرهارد ویزلر، افسر سازمان امنیت آلمان شرقی را روایت می کند که در جریان شنود هنرمندان برلین شرقی پی به زشتی کارش می برد و تغییر رویه می دهد. زندگی دیگران فیلمی هیجان انگیز و در عین حال تفکر برانگیز در باره وقایع تاریخی گذشته نه چندان دور کشور آلمان است.

+ نوشته شده در  Mon 29 Jan 2007ساعت 2:23  توسط علی شیروانی  | 


 
همه اشتباه مى كنند، اما خطاكار كسى است كه بر اشتباهش پافشارى مى كند.
سيسرو
+ نوشته شده در  Tue 23 Jan 2007ساعت 0:42  توسط علی شیروانی  | 

انگاه.

یک لحظه.یک نگاه.

خواهم تو را بویید.خواهم تو را بوسید.

گرم خواهم شد گرم.                 لحظه ای که در نگاه تو بیاسایم.

علی شیروانی

 

+ نوشته شده در  Mon 1 Jan 2007ساعت 12:41  توسط علی شیروانی  | 

(GODISNOWHERE)

This can be read as :

GOD IS NO WHERE

or as:

GOD IS NOW HERE.

depends on U.

+ نوشته شده در  Mon 1 Jan 2007ساعت 12:24  توسط علی شیروانی  | 

غمگين بودن شجاعت اخلاقى مى خواهد و شاد بودن شجاعت دينى.
كى ير كگارد

+ نوشته شده در  Mon 1 Jan 2007ساعت 11:38  توسط علی شیروانی  | 

بوی تو را میدهد ترانه ها.

اما این بار شاید دیر است.

خواب. تنها دوست ماندنی من.

اغوش به اغوش .گرم گرم.

بی صدا وپر معنا می برد مرا تا به هرکجا.

نمی دانم چرا ولی جدا نخواهد شد ومن با او تا به ابد همراه شده ام.

بیدار نخواهم شد.

هرگز.

سکوت است و ارامش.

صدای خوش زیبایی نوازش می کند جان مرا.

من به انچه که خواسته ام رسیده ام.

ارام به ساحل و بازی اب و تلا لو خورشید و صدای موج .

اسمان ابی و نسیم روان.

این منم که به ارزو رسیده تا ابد.

۴.۹.۸۵ علی شیروانی

+ نوشته شده در  Sat 30 Dec 2006ساعت 3:9  توسط علی شیروانی  | 

....خدا

این روزها میگذرد و ما دران غوطه وریم.

اب است و اب است و اب.

و گرمای دوست داشتنی افتاب مرا امیدوار می کند تا به ساحل زیبای مهربان.

شاید خوابیدن .شاید رفتن و شاید ماندن.

رفتن به فرار می ماند و ماندن به تسلیم.

ان روز خواهد امد وما را نتوان انچنان که باید .

بخوابم .

ای علی چه فکر می کنی و چه می اندیشی.

راه روشن است و یار بیدار.

اری روزی که از تپش ارام شود این درد .

خواهم ماند در کنار تو.

می گذرد این روزها .

۴.۹.۸۵

علی شیروانی

+ نوشته شده در  Sat 30 Dec 2006ساعت 3:3  توسط علی شیروانی  | 

به نام او

ماییم و ادعای بی ادعایی                  بسم الله اگر حریف ماییی

 

+ نوشته شده در  Thu 30 Nov 2006ساعت 22:21  توسط علی شیروانی  |