Germany's lower house of parliament has approved a hotly debated law vastly expanding the surveillance capabilities of the federal police. Opponents lambaste the measure as an effort to create a "super police" -- and look forward to their day before the Constitutional Court.
On Wednesday, a partial answer finally came, when the lower house of the German parliament, the Bundestag, approved anti-terrorism legislation that will vastly expand the cyber-spying powers of the federal police to gather information from the computers, telephone lines and homes of suspected terrorists.
The measure passed 375-168 with the strong backing of Chancellor Angela Merkel's grand coalition government pairing her conservative Christian Democrats with the center-left Social Democrats. The measure's backers hope to get the stamp of approval of the Bundesrat, the upper house of parliament, before Christmas so that it can go into effect in early 2009.
Before that happens, opposition parties and privacy rights advocates hope to bring the issue before the Federal Constitutional Court in an attempt to have it blocked for infringing upon privacy rights guaranteed by the constitution.
New Investigative Powers
The measures are specifically aimed at increasing the investigative powers of Germany's Federal Criminal Police Office (BKA). Among the increased powers would be the right to spy on people's computers using Trojans carrying so-called "Remote Forensic Software" that can clandestinely search through hard drives and send potentially incriminating evidence back to investigators. However, the measure does not allow the police to enter a home in order to put monitoring equipment or software on a computer.
The measure also allows the BKA to bug, film or photograph the homes of suspected terrorists or places where they are staying. Also permissible is the tapping of suspects' telephones and cell phones as well as tracking the location of mobile phone calls.
The measure will also permit the BKA to perform data-mining searches as a preventative measure rather than as part of criminal proceedings following terrorist attacks. In certain cases, such data-mining can also include the use of data seized from private institutions.
All of these activities still require court approval. However, in cases of emergency, the measure allows the BKA to undertake activities without immediate court approval if such approval is obtained within three days.
According to the Interior Ministry, similar investigative powers are already enjoyed by the police forces of Germany's federal states as well as the other federal intelligence services, including Germany's Federal Intelligence Service (BND), the German army's military security service (MAD), and the Federal Office for the Protection of the Constitution (BfV).
A German FBI?
Among the measure's main backers is Interior Minister Wolfgang Schäuble -- known for his provocative, US-inspired anti-terror tactics -- who has steadfastly insisted that legal changes are necessary in order to target people suspected of using sophisticated means to plan terror attacks.
While discussing the issue Wednesday on the Berlin-based radio station RBB-Inforadio, Schäuble praised the measure, although he lamented that the approval process had already taken "far too long." In response to accusations that the measures infringe upon privacy rights, Schäuble responded: "We know … what the constitution allows and what it doesn't allow, and we find (the delay) embarrassing."
Following the vote, leaders from the major opposition parties were quick to repeat their long-standing opposition to the measure. Gisela Piltz, spokesperson on domestic politics for the business-friendly Free Democratic Party (FDP), criticized the vote as displaying "disregard for the core areas of leading a private life."
Ulla Jelpke, a domestic-policy expert with the Left Party, labelled the measure a "license for arbitrariness" and described it as having the air of an "authoritarian state."
Renate Künast, the Green Party's parliamentary leader, told the eastern German public television station MDR that the measure was unconstitutional and accused Schäuble of wanting "to create a German FBI."
Pandora's Box or Governmental Power Struggle?
In response to such accusations, Schäuble has responded that opposition is based on a misunderstanding of the circumstances. "The majority of people who criticize (the measure)," Schäuble said, "haven't understood that, in principle, the BKA has no more authority than each state police has had for 50 years."
Schäuble also told the center-left Süddeutsche Zeitung that it was unacceptable for people "to defame our liberal constitutional state to the point that young people think that the matter is related to something like what the Stasi would do."
Schäuble added the states would not lose any power on account of the BKA's expanded powers.
As some critics see it, however, Schäuble's characterization of the issue as one revolving around state-versus-federal issues ignores the fact that the real change comes in the relationship between the Interior Ministry, which oversees the BKA, and the Office of the Federal Prosecutor. In effect, the BKA will no longer have a subordinate position to the prosecutor's office in conducting vaguely defined terror investigations.
Non-governmental protests against the measure have been led by groups representing the interests of doctors, lawyers and journalists, who worry the measure will infringe upon the privacy rights of patients and clients.
jtw -- with wire reports

Perry Bullard came to Germany from the US as a soldier in 1956 and quickly fell in love with the country -- and with Gisela. When he married her in 1958, his boss bet a case of champagne the marriage wouldn't last. Now celebrating his 50th anniversary, Bullard now wants to collect that case. Read his story in English on our history Web site einestages.de. more...
عكس:AP
دنياي اقتصاد- نوريل روبيني، اقتصاددان دانشگاه نيويورك كه در بين همكاران خود به «پيشگوي حوادث ناخوشايند» معروف است، به گواه همكارانش شخصيتي بدبين دارد. اين روحيه شخصي او سبب ميشود تا بتواند بحرانهاي اقتصادي را پيشگويي كند و نه چيزي كه از اقتصاد آموخته است. وي اين روزها بسيار معروف شده و مورد توجه قرار گرفته، چراكه از ماهها قبل وقوع بحران را پيشگويي كرده است. البته همكارانش درباره او ميگويند: «ساعت زنگ زده هم حداقل دو بار در روز ساعت را درست نشان ميدهد!!»
![]() |
نوريل روبيني اقتصاددان ديگري كه بحران مالي آمريكا را پيشبيني كرده بود
ببينيم نوريل چه ميگويد؟
نويسنده: استفن ميهم
مترجم: جعفر خيرخواهان
رابرت شيلر: روش نوریل برای دیدن چیزها متفاوت با اقتصاددانان است: او هرکاری را با تمرین یاد میگیرد و در آن استاد میشود
دو سال قبل، نوریل روبینی، بحران اقتصادی جاری را پیشبینی کرد. اینک او میبیند که اوضاع بسیار بدتر میشود.
دقيقا در هفتم سپتامبر سال 2006 بود که نوریل روبینی استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک، در برابر گروهی از اقتصاددانان در صندوق بینالمللی پول ایستاد و اعلام کرد که یک بحران اقتصادي در راه است. او هشدار داد که در ماهها و سالهای آتی، ایالاتمتحده با رکود بیسابقه در بخش مسكن، شوک مثبت نفتی، کاهش شدید اعتماد مصرفکنندگان و در نهايت رکود عمیق اقتصادی روبهرو میشود. (او زنجیرهای تیره و تار از رویدادها را به اين شكل ترسیم کرد كه صاحبخانهها موفق به بازپرداخت وامهای رهنی نمیشوند، تریلیونها دلار اوراق بهادار به پشتوانه وامهای رهنی بیاعتبار میشوند و نظام مالی جهانی متزلزل گشته و متوقف میشود. او ادامه داد این تحولات میتواند صندوقهای سرمایهگذاری، بانکهای سرمایهگذاری و سایر نهادهای مالی اصلی مثل فانیمی و فردی مک را فلج یا نابود سازد.)
مخاطبان با شک و تردید به حرفهای او گوش میکردند حتی عدهای اعتنايی به حرفهايش نکردند. در حالي كه روبینی پس از پايان سخنرانی از تریبون پایین میآمد، رييس جلسه تکهای انداخت و گفت: «فکر میکنم پس از این صحبتها نیاز به یک نوشیدنی قوی داریم». حضار خندیدند و البته بیدلیل هم نبود. در آن زمان، بیکاری و تورم هر دو در سطح پایینی قرار داشتند و در عين حال كه قیمتهای نفت بالا میرفت، بازار مسکن رو به نزول گذاشته بود و اقتصاد ضعیف شده بود اما هنوز در حال رشد بود. خوان روبینی به یک بدبین همیشگی معروف شده بود. وقتی انيروان بانرجی اقتصاددان و سخنران بعدي واکنش خود به سخنرانی روبینی را عرضه داشت حضار را به اين نكته توجه داد که پیشبینیهای روبینی از مدلهای ریاضی استفاده نکرده است و احساس و شم وی را از نوع یک آدم مخالفخوان دانسته و يكسره رد کرد.
اما خيلي زود از روبینی رفع اتهام شد. در سالی که به دنبال آمد، موسسات وامدهنده وامهای رهنی کماعتبار شروع به اعلام ورشكستگي کردند، مشکلات صندوقهای بیمه سرمایهگذاری شروع شد و شاخصهاي بازار سهام پایین رفت. اشتغال رو به کاهش گذاشت، ارزش دلار تضعیف شد، شواهد روزافزون از رکود عظیم بازار مسکن و فضای وحشت در بازارهای مالی حاکم شد در شرايطي که بحران اعتباری عمیقتر میشد. در انتهاي تابستان سال 2007، بانك مركزي آمريكا برای نجات اقتصاد هجوم آورد و نخستین نوع از مداخلات نامتعارف در اقتصاد را انجام داد، شامل کاهش نرخ وامدهی و خرید دهها میلیارد دلار اوراق بهادار به پشتوانه وامهای رهنی. وقتی روبینی در سپتامبر سال 2007 به صندوق بینالمللی پول بازگشت و دومین سخنرانی خود را ایراد کرد پیشبینی یک بحران روزافزون ورشکستگی را کرد که هر گوشه از نظام مالی را مبتلا میسازد. این دفعه هیچکس به گفتههای وی نخندید. اقتصاددان صندوق بینالمللی پول پراکاش لونگانی که در هر دو فرصت روبینی را دعوت کرده بود به یاد میآورد که «روبيني در 2006 مثل یک آدم دیوانه جلوه میکرد. در سال 2007 که به صندوق برگشت او یک پیامبر پیشگو شده بود.»
طی سال گذشته، هر زمان خوشبینها اعلام کردند که بدترین مراحل بحران اقتصادی را پشت سر گذاشتهایم روبینی با بدبینی محکمی با آنها برخورد کرده است. در فوریه امسال زماني كه فهم متعارف بر این بود که بنگاههای سرمایهگذاری آسیبپذیر والاستریت بحران را پشت سر گذاشتند، روبینی هشدار داد که یک یا چند تا از آنها به زمین خواهند خورد و شش هفته بعد بیر استرنز سقوط کرد. پس از اقدامات فوقالعاده فدرال رزرو در بهار امسال- شامل برقراری خطوط اعتباری برای بانکهای سرمایهگذاری منتخب و بنگاههای کارگزاری- بسیاری از اقتصاددانان گفتند که بهبود سریع اقتصادی را خواهیم داشت و ادعا کردند بحران اعتبار پایان یافته و رکود رفع شده است. روبینی این قوت قلب را چیزی بیش از «توهم از خود راضی بودن» با تشویق يك مشت اربابان منتفع شونده نميديد كه از متن نوشته اين رویدادهای «کابوس مانند» تكان خوردهاند: امواج ورشکستگی شرکتها، فروپاشی بازارهایي مثل املاک و مستغلات تجاری و اوراق قرضه شهرداری، هشدار شدیدتر ورشکستگی احتمالی یک بانک بزرگ منطقهای يا ملی که باعث هراس سپردهگذاران خواهد شد و زنجیره تحولات به وقوع پیوسته در چند ماه اخیر که بزرگترین ورشکستگیها در تاریخ آمریکا بوده است توجه بسیار زیادی را به گفتههای ظاهرا پیشگویانه روبینی جلب کرده است.
نتیجه این شده است که روبینی یک فرد دانشگاهی مورد احترام اما تا پيش از اين گمنام، به شخصیت مهمي در مباحثات عمومی درباره اقتصاد تبديل شده است به دليل آیندهبینی که آنچه میآید را به وضوح ميديد. برای سخنرانی در برابر اعضای کنگره، شورای روابط خارجی و مجمع جهانی اقتصاد در داووس فراخوانده شد. او اینک مشاوری شده است که همه دنبالش میگردند، بیشتر وقتش را به رفت و برگشت بین جلسات با مدیران بانکهای مرکزی و وزرای دارایی در اروپا و آسیا میگذراند. هرچند او به انتشار پیشبینیهای رنگارنگ روز محشر از نوعی که قطعا غیر جریان اصلی اقتصاد است ادامه میدهد- خصوصا در وبلاگ پرخواننده و جنجالی که دیدگاههای «قتلعام بازار سرمایه» و «تنزل منظم و نزديك نظام بانکداری آمریکا» را ارائه ميدهد- به نظر میرسد تشکیلات جریان اصلی اقتصادی به شیوهای که او مسائل را میبیند، هر چند به شكل نامنظم، نزدیکتر میشود. لورنس سامرز وزیر خزانهداری سابق آمریکا در ابتدای امسال به من گفت: « در چند ماه گذشته بدبینتر از اجماع عمومی شدهام. قطعا نوشتههای نوریل یکي از عوامل تغییر نظر من بوده است.»
در یک روز سرد و غمانگیز زمستان گذشته، من در محله تریبکا شهر نیویورک با روبینی ناهار میخوردم. او پافشاری میکرد «من ذاتا بدبین نیستم. من آن کسی نیستم که مسائل را با عینک تیره و تار میبیند.» با فقط نگاه کردن به او، تاکید وی به سختی پذیرفته میشود. با حالتی سرد و عبوسانه و جوی از ناامیدی درباره او، روبیني این حس را منتقل میکند که دایما درد میکشد و تو گویی سنگینی آنچه او میداند تقریبا بسیار بیشتر از آن چیزی است که تحمل کند. او به ندرت لبخند میزند و وقتی که لبخند میزند چهرهاش که در بالای آن دستهای نامرتب از موی قهوهای است به چیزی تبدیل میشود که شباهت نزدیک به دهنکجی دارد.
وقتی که من درباره ادعایش که بدبین نيست وي را تحت فشارش قرار دادم، او برای لحظهای مکث کرد و سپس اندکی نرم شد. او با دلگيری گفت: «من در مقايسه با سایر مردم، دغدغههای زیادی درباره ریسکهای بالقوه و آسیبپذیریها دارم.». او ادعا میکند اما این دغدغهها باعث شده است تا من واقعبین و نه بدبین بشوم و او را در نقش غریبهای کاشف رمز قرار داده است؛
برهمزننده آسوده خاطریها و خالیکننده فیس و افادهها.
روبینی که 50 ساله است در تمام عمرش یک غریبه بوده است. او در استامبول به دنیا آمده است، فرزند یک خانواده یهودی ایرانی الاصل است که وقتي 2 ساله بود خانوادهاش به تهران بازگشتند، سپس به تل آویو و سرانجام به ایتالیا رفت که در آنجا بزرگ شد و وارد دانشکده شد. او به ایالات متحده نقل مکان کرد تا مدرک دکترای خود را در اقتصاد بینالملل از هاروارد دریافت کند. در این سالهاي گوناگون او توانست زبانهاي فارسی، عبری، ایتالیایی و انگلیسی را یاد بگيرد. لهجه وی که حالت غریدن چند زبانهای تقلیدناپذیري دارد، خستگي را بازمیتاباند که از آنچه او «خانه به دوشی جهانی» مینامند آمده است.
روبینی که از هاروارد دانشآموخته شده به گفته استاد راهنمایش جفری ساکس که اقتصاددانی در دانشگاه کلمبیا است استعدادی غیرعادی داشت. او در دنیای اسرارآمیز ریاضیات به همان اندازه راحت و مسلط بود که در مطالعه نهادهای سیاسی و اقتصادی. ساکس به من گفت: «او ترکیبی از مهارتها داشت که بندرت در یک نفر جمع میشود.» پس از دریافت دکترا در 1988، روبینی به دپارتمان اقتصاد در دانشگاه يیل پیوست جایی که نخستین بار رابرت شیلر را ديد و خود را در اندیشههای او سهیم كرد، اقتصاددانی که اینک به خاطر هشدارهای پیشگویانه درباره وقوع حباب فناوری دهه 1990 مشهور شده است.
برای یک اقتصاددانان بینالملل مثل روبینی، دهه 1990 دوره پرماجرایی بود. در سراسر این دهه، اقتصادهاي نوظهور يكي پس از دیگری مبتلا به بحران مالی میشدند، که با مکزیک در 1994 شروع شد. وحشت و هراس قاره آسیا را فرا گرفت شامل تایلند، اندونزی و کره در 1997 و 1998. اقتصادهای برزیل و روسیه در 1998 متلاشی شد. در سال 2000 آرژانتین گرفتار شد. روبینی شروع به بررسی این کشورها کرد و به زودی آنچه را نقطه ضعف مشترک آنها دید شناسایی نمود. او متوجه شد در آستانه بحرانهایی که در این کشورها رخ داد اكثريت آنها کسری عظیم حساب جاری داشتند (اساسا به این معنی که بسیار بیش از آنچه تولید ميکردند خرج نمودند) و معمولا این کسریها را با استقراض از خارج تامین کردند به شیوههایی که آنها را در معرض شرایط مشابه هجوم سپردهگذاران به بانکها قرار داد. اکثر این کشورها نظامهای بانکداری با تنظيمگري ضعيف نیز داشتند که گرفتار استقراض افراطی و وامدادن بیپروا بودند. حکمرانی شرکتی اغلب ضعیف بوده و فامیل بازی در حد اعلا بود.
کار روبینی نه فقط با نتیجهگیریهایش بلکه با رویکرد متفاوتی نیز که دارد قابل تشخیص است. او با استفاده گسترده از مقایسات بین كشوري و مشابهتهای تاریخی، یک چارچوب ذهنی غیرفنی به کار گرفت از آن نوعی که مورد استقبال اقتصاددانان عامه پسند مثل سرمقالهنویس نیویورک تایمز پل کروگمن و جوزف استیگلیتز است تا سخن خود را به مخاطبین غیرآکادمیک برسانند. روبینی میگوید؛ «وقتی که شواهد را ارزیابی میکنم به 20 سال تجربه انباشته با استفاده از مدلها رجوع میکنم.» اما این رویکردي نیست که ايدهآل و مورد اقبال علمای معاصر باشد که اقتصاددان يك مدل میسازد تا احساسات ذهنی خود را مهار کند و به مجموعه دادههای گسسته وفادار بماند. آنطور که شیلر به من گفت «روش نوریل برای دیدن چیزها متفاوت با اقتصاددانان است: او هرکاری را با تمرین یاد میگیرد و در آن استاد میشود.»
روبینی روش خود را شبیه به يك سیاستگذار مثل الن گرینسپن، رييس سابق فدرال رزرو میداند که گفته میشود (احتمالا به دروغ) با مقادیر وسیع دادههای اقتصادی فنی در بحر تفکر
فرو میرفت در حالی که در وان حمام دراز كشيده بود و دقت میکرد تا سر درآورد اقتصاد به کدام جهت میرود. روبینی همچنین به عنوان نمونهاي موافق با ایدئولوژی خود از رویکرد همه جانبه نگر اقتصاددان افسانهای جان مینارد کينز نام ميبرد که با اندکی اغراقآمیزی «درخشانترین اقتصادداني بود که هرگز یک معادله هم ننوشت». کتابی که سرانجام روبینی (با کمک يك اقتصاددان ديگر براد اتسر) درباره بحرانهای بازار نوظهور نوشت «طرح نجات از بيرون يا درون؟» در بیش از چهارصد صفحه خود یک معادله ندارد.
پس از تحلیل بازارهایی که در دهه 1990 فرو ریختند، روبینی راه افتاد تا تعیین کند اقتصاد بعدي در کدام کشور، مغلوب همان فشارها خواهد شد. پاسخ حیرتآور وی ایالات متحده آمريكا بود. روبینی به یاد میآورد که فکر میکرد ایالات متحده مثل بزرگترین بازار نوظهور در میان همه کشورها به نظر میرسید. البته ایالات متحده بازار نوظهور نبود؛ آن بزرگترین اقتصاد جهان بود (و هنوز هم هست). اما روبینی از آنچه که در اقتصاد آمریکا دید خصوصا کسری حساب جاری 600 میلیارد دلاری در سال 2004 تکان خورد و ناراحت شد. او شروع به نوشتن گسترده درباره خطرات آن کسری کرد و سپس با تحقیق درباره اثرات مختلف رونق اعتباری- شامل بزرگترین حباب مسکن در تاریخ آمریکا- که پس از کاهش نرخ فدرال رزرو به نزدیک صفر در 2003 شروع شد کارش را گسترش داد. روبینی مجاب شده بود که حباب مسکن سروصدای شدیدی به پا میکند. در اواخر 2004 او شروع به نوشتن درباره «سناریو فرود آمدن سخت و کابوسوار برای اقتصاد آمریکا» کرد. او پیشبینی کرد سرمایهگذاران خارجی حاضر به تامین مالی کسری بودجه و حساب جاری آمریکا نخواهند بود و دلار را کنار میگذارند، که خسارت بسیاری به بار میآورد. او گفت این مشکلات که او «تصادف قطار مالی دوگانه» نامید خودشان را در 2005 یا خیلی دیر 2006 نشان خواهند داد. او با لحن تهدیدآمیزی در وبلاگش نوشت «به شما نخستینبار در اینجا هشدار داده میشود.» اما در پایان 2006 تصادف قطار اتفاق نیفتاد.
رکودها، رویدادهایي خبردهنده در اقتصاد امروزی هستند و در عین حال حرفه اقتصاد در پیشبینی آنها کاملا بد عمل کرده است. یک بررسی اخیر در «پیشبینیهای مورد اجماع» (پیشبینی گروه زیادی اقتصاددان) که پیش از وقوع 60 رکود ملی متفاوت در اطراف جهان در دهه 1990 انجام گرفت نشان داد که در 97 درصد موارد اقتصاددانان نتوانستند انقباض اقتصادی آتی را یک سال جلوتر پیشبینی کنند. در آن موارد نادری که اقتصاددانان موفق به پیشبینی رکودها شدند، آنها وخامت اوضاع را بسیار کمتر از واقع تخمین زدند. بدتر اینکه بیشتر اقتصاددانان نتوانستند بحرانهایی که به همین زودی در دو ماه بعد اتفاق میافتاد را پیشبینی کنند.
به نظر میرسد که علم ملالآور اقتصاد، حرفهای خوشبینانه است. بیشتر اقتصاددانان که روبینی در بین آنها است، استدلال میکنند که بخشی از خوشبینی، در درون تشکیلات ریاضیاتوار نظریه اقتصادی مدرن جاسازی شده است. مدلهای اقتصادسنجی معمولا متکی به این فرض هستند که آینده نزدیک، به احتمال زیاد مشابه گذشته اخیر است و بنابراین بعید است که مدلها، گسستها در اقتصاد را پیشبینی کنند. و اگر مدلها نمیتوانند گسست نسبتا کوچکی مثل یک رکود را پیشبینی کنند آنها حتی مشكلات بيشتري در مدلسازی دارند تا یک گسیختگی مهم مثل یک بحران مالی تمام عیار را پیشبینی کنند. روبینی به من گفت «اینها چیزهایی هستند که اکثر اقتصاددانان به ندرت درک میکنند. ما در قلمرو ناشناختهای هستیم که تئوری استاندارد اقتصادی کمکی نمیکند.»
هر چند اینها شاید حقیقت داشته باشد، اما منتقدان روبینی موافق نیستند که رویکرد او دقت بیشتری دارد. انيروان بانرجی اقتصاددانی که نخستین سخنرانی روبینی در صندوق بینالمللی پول را به چالش کشید، اشاره میکند که روبینی سالهای زیادی است كه بدبینی داشته است كه بر سرزبانها افتاده بود؛ بانرجی ادعا میکند که آیندهنگری ظاهری روبینی چیزی بیش از یک همزمانی ناخوشایند رویدادها نیست. او گفت: «حتی ساعت خراب، دو بار در روز زمان را درست نشان میدهد.» توجیه برای هشدار زمخت وی طی سالها تکامل یافت. بانرجی با علامتزدن دلایل مختلفی که روبینی برای توجیه پیشبینیها پس از رکودها و بحرانها استفاده میکند، ادامه میدهد: افزایش کسری تجاری، انفجار کسری حساب جاری، توفان کاترینا، جهش قیمت نفت. به نظر بانرجی تمام پیشبینیهای روبینی براساس شباهتها با تجربه گذشته بوده است. او گفت: «این پیشبینی بر اساس شباهت، کار وسوسهکنندهای است. اما باید شباهت درست را انتخاب کرد. خطر این رویکرد ذهنیتر این است که به جای اجازه دادن تا واقعیات عینی، نظرات شما را شکل دهد، شما واقعیاتی را انتخاب خواهید کرد که نظرات موجود شما را تایید میکنند.»
کنت روگوف اقتصادداني در هاروارد که روبینی را چند دهه میشناسد به من گفت که او ارزش زیادی در تمایل روبینی به تامل در وضعیتهای احتمالی میبیند که خارج از اجماع نظر اکثر اقتصاددانان است. او گفت «اگر در بانک مرکزی اروپا نشسته باشید، و از شما پرسیده شود بدترین چیزی که میتواند اتفاق بیفتد چیست، اولین چیزی که افراد خواهند گفت این است که «اجازه دهید ببینم نوریل چه میگوید.» اما روگوف هشدار میدهد که نباید این مهارت را با پیشبینی یکی دانست. به عبارت دیگر روبینی شاید آن نوع اقتصاددانی باشد که شما میخواهید درباره امکان فروپاشی بازار اوراق قرضه شهرداری با وی مشاوره کنید، اما او لزوما آن کسی نیست که مثلا از او بخواهید افزایش تقاضای جهانیگیره کاغذ را پیشبینی کند.»
مدافعان وی ادعا میکنند که روبینی بیجهت بدبین نیست. جفری ساکس استاد راهنمای وی گفت که «اگر شرایط بنیادی، خوشبینی را طلب کند، روبینی خوشبین خواهد بود. و به طور قطع، روبینی قابلیت خوشبین بودن را دارد يا حداقل از بدترین پیشبینیهای مطلق دوری خواهد کرد. برای مثال او با فهم اقتصادی متعارف موافق است که در ماههای آینده نفت به زیر 100 دلار کاهش خواهد یافت چون تقاضای جهانی ضعیف میشود.» روبيني گفت، «من احساس راحتی نمیکنم که بگویم ما به سمت بحران بزرگ میرویم. من آدم منطقی هستم.»
روبینی چه تحولات اقتصادی در افق میبیند؟ و فکر میکند درباره آنها چکار باید بکنیم؟ او در گفتوگوی اخیر به من گفت، نخستین گام شناخت و تایید دامنه مشکل است. او گفت «ما در یک رکود هستیم و انکار آن بیمعنی است. وقتی که جیم نوسل دو ماه قبل اعلام کرد ما از «یک رکود جلوگیری کردیم» روبینی با ناباوری لبخند زد. برای ماهها، او پیشبینی کرده بود که ایالاتمتحده از یک بحران اقتصادی 18 ماهه آسیب خواهد دید که سرانجام به عنوان «بدترین بحران از زمان بحران بزرگ» رتبهبندی خواهد شد. با این که او مطمئن است اقتصاد وارد یک بهبود فنی در انتهای سال بعد خواهد شد او میگوید که مشاغل ازدست رفته، ورشکستگی شرکتها و سایر ترمزها بر رشد اقتصادی برای سالهای زیادی تلفات میگیرد.
روبینی با سیاستگذاران مختلف شامل مدیران فدرال رزرو و مقامات مالی وزارت خزانهداری مشورت میکند تا واکنش تهاجمی در برابر بحران نشان دهند. او اقدام فدرال رزرو در کاهش نرخ بهره از 25/5 درصد به 2 درصد در آغاز تابستان گذشته را تحسین کرد. او همچنین از تمایل فدرال رزرو به مهندسی مالي برای تملک بیر استرنز را پشتیبانی کرد. روبینی استدلال میکند که اقدامات فدرال رزرو، فاجعه را دفع میکند، اما میگوید که به نظرش نجاتهای آینده باید بر مالکان وامهای رهنی و نه سرمایهگذاران متمرکز گردد. به این جهت او انتخاب پیشروی آمریکا را تلخ و ناگزیر اما ساده میبیند: یا دولت حدود یک تریلیون دلار وامهای رهنی پرریسک را پشتیبانی میکند (در عوض توافق وامدهندگان به کاهش اقساط ماهانه وامهای رهنی) يا بانکها و سایر نهادهای دارنده این وامهای رهنی- یا اوراق پیچیده حاصل از آنها- ورشکست میشوند. او گفت «يا بانکها را ملی میکنید یا وامهای قرضه را ملی میکنید. در غیراینصورت كار به بادهنوشي ميكشد.»
برای ماهها روبینی استدلال میکرد که هزینه واقعی بحران مسکن، 300 میلیارد دلار نخواهد بود- مبلغی که توسط قوانین مسکن در کنگره و سنا در نظر گرفته شده بود- بلکه چیزی بین یک تریلیون با یک تریلیون و نیم دلار است. اما مهمتر این است که به نظر روبینی مشکل عمیقتر از بحران مسکن است. او گفت «آدمهای بیاحتیاط خودشان را گول میزدند که این یک بحران وامهای کم اعتبار است. اما ما مشکلاتی با بدهی کارتهای اعتباری، بدهی وامهای دانشجویی، وام خودرو، وام املاک و مستغلات تجاری، بدهی و وام شرکتها داریم.» او میگوید همه این اشكال بدهی از همان ویژگیهایی آسیب میبینند که ابتدا در بازار مسکن ظاهر شد: تعهدات بیارزش، تضمیندادنها، اهمال کاری موسسات رتبهبندی اعتبار و نظارت فشل دولتی. او گفت: «ما یک نظام مالی بياعتبار شده داریم نه یک بازار وام رهنی کم اعتبار.»
روبینی استدلال میکند که اکثر زیانها از این بدهی مشکوکالوصول را هنوز باید سوخت شده گرفت و میزان تلفات از وامهای مشکوک احتمال میرود که صدها بانک محلی را به آغوش شرکت بیمه سپرده فدرال بفرستد. او پیشبینی کرد «یک سوم بانکهای منطقهای این کار را نخواهند کرد. به جای آن، این طرحهای نجات، میلیاردها دلار به بدهی عظیم فدرال خواهد افزود و کسی در جایی باید این بدهی را به اضافه تمام بدهیهای انباشته شده مصرفکنندگان و شرکتها تامین کند. روبینی هشدار میدهد: «بزرگترین تامینکنندگان سرمایه ما کشورهای چین، روسیه و حوزه خلیجفارس هستند. اینها رقیب و نه متحد ما هستند.»
روبینی در ادامه میگويد ایالات متحده به هر طریقی که شده است اوضاع را راست و ریس كرده و از بحران عبور میکند، اما از آن میان یک ملت متفاوت با جایگاهی متفاوت در جهان ظاهر خواهد شد. او مکثی ميكند تا آهی از سر تسلیم بکشد و ميگويد «هر زمان کسری حساب جاری دارید وابسته به لطف غریبهها خواهید بود. این احتمالا آغازی بر پایان امپراتوری آمریکا است.»
منبع: نشريه هفتگي نيويورك تايمز 
اهداف کنفرانس:
ـ آشنایی بیشتر با هدفهای یونسکو و ترویج آرمانهای آن در زمینه ارتقای آموزش، علوم، فرهنگ، ارتباطات و اطلاعات از طریق ظرفیت سازی ملی در برنامهریزی و مدیریت نظامهای آموزش عالی در ایران با تأکید بر بیانیه و طرح عمل کنفرانس جهانی آموزش عالی (1998) و بیانیههای وزرای علوم مصوب سی و سومین (1995) و سی و چهارمین (1997) کنفرانس عمومی یونسکو.
ـ فراهم ساختن زمینة تبادل نظر و همکاری در بین سازمانهای ذیربط و متخصصان جهت تحولات لازم در نظامهای آموزش عالی در ایران به منظور مدیریت دانش در دانشگاه ها و به ویژه در نهادهای موظف به آموزش، پژوهش و عرضه خدمات در خصوص کارآفرینی.
ـ یاری دادن به تقویت سازوکارهای لازم برای ترویج فرهنگ کارآفرینی در آموزش عالی ایران در راستای آمادهسازی دانشجویان و دانش آموختگان برای رویارویی با ضرورتهای ملی و تحولات جهانی.
ـ تقویت همکاری در بین دانشگاههای ملی و منطقهای در زمینه کارآفرینی از طریق مبادلة تجارب و اطلاعات.
زمینه سازی برای مستند کردن تحولات دانشگاههای ایران از آغاز تا کنون به منظور ارتقای کیفیت نظام آموزش عالی ایران.
تبادل نظر درباره چگونگی تنوع بخشیدن به جذب منابع در آموزش عالی کشور از طریق کارآفرینی.
محورهای کنفرانس:
1ـ نقش یونسکو در افزایش دستیابی به فرصتهای آموزش عالی و مرتبط نمودن آموزش عالی با نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت دانشگاهی
پیماننامههای (کنوانسیونها) یونسکو درباره آموزش عالی و نقش آنها در ظرفیتسازی آموزش عالی
2-1- نقش دانشگاهها در تحقق هدفهای آموزش برای همه (EFA)
3-1- ایجاد محیطهای یادگیری فراگیر و مداوم در آموزش عالی
4-1- نقش رویکردهای جدید یاددهی و یادگیری در کیفیت عملکرد دانشجویان
5-1- نقش توسعة اعضای هیأت علمی در ارتقای کیفیت آموزش عالی
6-1- کمک به تقویت سازوکارهای موجود جهت سیاستگذاری در مورد سنجش کیفیت و چگونگی تدوین هنجارها و معیارهای روال مطلوب در آموزش عالی
7-1- ارزیابی و اعتباربخشی مهارتهای تجربی نیروی کار و ایجاد فرصتهای یادگیری مداوم در توسعه نیروی کار آزموده
2ـ ظرفیتسازی در آموزش عالی ایران: گذشته، حال و آینده
1-2-روند گسترش برنامهها و دورههای آموزش عالی دولتی و خصوصی در ایران در هشت دهه گذشته و رابطة آن با نیازهای اقتصادی و اجتماعی کشور
2-2- تجربههای حاصل از نظام آموزش عالی از راه دور، آموزش علمی ـ کاربردی، آموزش عالی خصوصی و ... در ایران و نقش آنها در پرورش قابلیتهای مورد نیاز فردی و اجتماعی
3-2- طراحی و اجرای برنامههای آموزش عالی میان رشتهای و رابطة آن با کارآفرینی در فرآیند توسعه پایدار
4-2- نقش ارزیابی درونی و برونی کیفیت در برنامهریزی راهبردی توسعه دانشگاهی
5-2- بررسی تطبیقی نظام آموزش عالی ایران در مقایسه با کشورهای منطقه و کشورهای مشابه با توجه به رویکرد کارآفرینی
3ـ پیشنیازهای مدیریتی، ساختاری و نیروی انسانی برای ارتقای کارآفرینی دانشگاهی
1-3- روند توسعه کمی و کیفی هیأت علمی در نظامهای آموزش عالی ایران
2-3- برنامهریزی و اجرای نظامهای مدیریت منابع انسانی برای بالندگی اعضای هیأت علمی
3-3- تبادل تجربه و همکاری در بین نظامهای آموزش عالی در ایران به منظور ارتقای توانمندیهای اعضای هیأت علمی
4-3- چگونگی طراحی و اجرای دورهها و برنامههای توانمندسازی و دانشافزایی اعضای هیأت علمی در راستای کارآفرینی آموزش عالی
4ـ تنوع بخشی به جذب منابع در دانشگاهها و رابطه آن با توسعه کارآفرینی
1-4- درآمدزایی دانشگاهها از طریق پاسخگویی به نیازهای صنعت، کشاورزی و خدمات
2-4- همکاریهای بینالمللی و عرضة خدمات علمی و دانشگاهی به منظور تنوع بخشی به منابع مالی دانشگاهها
3-4- نقش پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد در کاربردی کردن آموزش در راستای ایجاد ارزش افزوده
4-4- نقش بخش خصوصی در تنوع بخشی منابع مالی دانشگاهها
5ـ کارآفرینی و التزام اجتماعی
1-5- آسیبپذیری آموزش عالی در فرآیند ارتباط با جامعه: "جامعه پرسشگر" و "دانشگاه پاسخگو"
2-5- نقش آیندهنگرانه آموزش عالی در فرآیند توسعه پایدار
3-5- نقش آموزش عالی در تقویت ذهن علمی افراد به منظور پرورش شهروند مسئولیتپذیر و پاسخگو
4-5- پاسخگویی نهادهای آموزش عالی به نیازهای اجتماعی.
بدین وسیله از کلیه اساتید ، صاحبنظران، مسئولان مرتبط با آموزش عالی در زمینه مدیریت ، سیاستگذاری، برنامه ریزی و ارزیابی به ویژه در زمینه کارآفرینی جهت شرکت در این کنفرانس و ارائه مقالات پژوهشی دعوت میشود.
علاقمندان میتوانند چکیده مقالات خود را تا 30 آبان ماه 1387 به دبیرخانه کنفرانس واقع در،
خیابان کارگر شمالی ـ خیابان شهید فرشی مقدم (شانزدهم)، دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
ارسال نمایند.