تبليغاتX
حقوق بین الملل
حقوق
عكس: رويترز

 

عكس: رويترز

ديدن تمام عكسها

+ نوشته شده در  Wed 12 Dec 2007ساعت 12:24  توسط علی شیروانی  | 

Vienna - International activists hope for a global ban on cluster munitions by late 2008, non-governmental organization (NGO) representatives said in Vienna on Tuesday. One day before the kick-off of a three-day international conference in Vienna, the activists are hopeful that the participants from 127 countries will be able to discuss a treaty text.

"The Vienna conference should be a great step forward," the head of the Austrian NGO campaign said, "We expected 80 participants and now they are 127."

Civilians are the main victims of cluster munition, experts said, accounting for 98 per cent of all victims, and more than one quarter of them are children.

A cluster bomb consists of hundreds of small, conventional explosives. Up to 10 per cent of these bombs fail to explode, making them highly dangerous for civilians on the ground.

Cluster munitions have been used in the recent past by Israel during its campaign against Lebanon, and by the United States in Iraq.

Main arms producers like the United States, Britain or Russia are opposed to a ban on cluster munitions. Germany, another major producer, recently called for a ban, German activists said at a press conference in Vienna.

A major problem was that states are seeking broad exemptions to a ban, Thomas Nash, coordinator of the international anti-cluster bomb campaigns, said. "This will be unacceptable."

"These weapon must be stigmatized. If we can stigmatize this weapon, the we can stop countries like the US from using it."

During a follow-up conference in Dublin in May 2008 a treaty text could be finalized, the NGOs hoped.

Austria's parliament will pass a law on Thursday, banning the production, acquisition or sale of cluster munitions, making it only the second country worldwide to do so.
+ نوشته شده در  Sat 8 Dec 2007ساعت 0:11  توسط علی شیروانی  | 

تحليل بيزينس ويك از اهميت اولين سال هر فعاليت اقتصادي:
مترجم: شادي آذري
نيازي نيست اندازه‌‌هاي كسب و كار خود را آن قدر بزرگ كنيد كه نتوانيد آن را به سال دوم برسانيد. يك كارآفرين با سابقه به نام بري تامسن از تجربياتش مورد مديريت فعاليت اقتصادي مي‌گويد: او كه از 10سالگي كار خود را با فروش ليموناد به كارگران ساختماني شروع كرد، با فروش محصولات آموي و آوون و رساندن پيتزا به درب منزل‌ها ادامه داد و توانست تعدادي از فعاليت‌هاي اقتصادي را براي خود بنيان‌گذاري كند كه طيف وسيعي از فعاليت‌ها از توليدكننده كوچك تا عرضه‌كننده خدمات به ساير كسب و كارها را شامل مي‌شد.


او طي يك دوره حدودا سي ساله به عنوان يك كارآفرين با بسياري از مشكلاتي كه طي يك سال اول شروع يك فعاليت اقتصادي رخ مي‌نماياند، مواجه شد. يكسال اول شروع، دوره‌اي است كه بخش اعظم كسب و كارها در آن با شكست مواجه مي‌شوند.
تامسن كه ماهنامه آيديالتر را نيز در مورد كسب و كارهاي كوچك منتشر مي‌كند، به تازگي كاتالوگي از مشاهدات خود را منتشر كرده و در آن درباره اموري كه با راه‌اندازي يك كسب و كار دچار مشكل مي‌شوند، نوشته است.
او به تازگي درباره چگونگي ادامه حيات اقتصادي در آن 12ماه سرنوشت‌ساز با بيزينس و يك مصاحبه كرده است. ترجمه اين مصاحبه را در زير مي‌خوانيد:
*در اولين سال چه اتفاقي روي مي‌دهد كه آن را به سال برد يا باخت براي يك كسب و كار كوچك تبديل مي‌كند؟
اشتباهي كه اغلب روي مي‌دهد اين است، كه افراد بخش اعظم پول خود را در اين سال خرج مي‌كنند و اين در شرايطي است كه سفارش كارشان به اندازه پرداخت‌هاي آنها نيست. آنها نمي‌توانند هزينه‌هايي را كه پيش مي‌آيد پيش‌بيني كنند. به علاوه اغلب كارآفرينان نياز به زمان دارند تا بتوانند براي خود بازاري ايجاد كنند. شايد تنها يك درصد از افراد محصولي آنچنان باورنكردني دارند كه در همان سال اول با استقبال شاياني مواجه شود، اما اغلب افراد مجبورند پايه‌هاي زيربنايي بازار و جلب مشتري را براي خود در همان سال اول ايجاد كنند و نكته اين است كه پيش از آنكه در اين رابطه به نتيجه برسند پول اوليه آنها تمام مي‌شود.
*سه نكته كليدي كه بايد در سال اول اتفاق بيافتد تا يك فعاليت اقتصادي شكست نخورد، كدام است؟
محصول خود را به درستي بشناسانيد، با بازار خود به خوبي آشنا باشيد و كارمندان خوب استخدام كنيد. شما مجبوريد افراد خوبي داشته باشيد تا از شما پشتيباني كنند. شما مجبوريد بازار هدف خود را خوب بشناسيد وگرنه وقت خود را هدر مي‌دهيد. اگر بازار خود را غلط انتخاب كنيد مجبوريد مدام آن را امتحان كنيد، تا بفهميد آن بازار چيست و چگونه است.
* براي يك كارآفرين چه نكته‌اي حياتي است كه مي‌تواند او را در ادامه حيات كسب‌و‌كارش كمك كند؟
آنها بايد بدانند كه هدفشان چيست و از كسب‌وكارشان چه مي‌خواهند. آيا آنها تنها مي‌خواهند كسب‌وكارشان به حيات خود ادامه دهد؟ يا آيا آنها مي‌خواهند در نهايت به يك شركت بزرگ مانند گوگل تبديل شوند؟ آيا آنها قصد دارند يك شركت محلي باشند يا محصولات خود را در سطح بين‌المللي به فروش رسانند؟ آنها مجبورند اهداف خود را تعريف كنند تا بدانند مي‌خواهند به كجا برسند و مي‌خواهند به چه چيزي دست يابند.
* چه اتفاقي است كه در سال اول روي مي‌دهد و اگر با آن به درستي مقابله شود، كسب و كار مي‌تواند به جريان خود ادامه دهد؟
يكي از آسان‌ترين مشكلاتي كه مي‌توان با آن مقابله كرد، پرداخت ماليات‌ها است؛ از لحظه‌اي كه آن را پشت‌سر گذاريد كار شيرين مي‌شود. نكته ديگر: شما بايد به اين تفكر اقتصادي فكر كنيد كه در وهله اول قرار نيست به ثروت برسيد. در سال اول شما نياز داريد ابتدا زيربناي فعاليت‌هايتان را درست بسازيد. در ابتدا هزينه‌هايي بيشتر از آنچه فكرش را مي‌كرديد به سراغتان مي‌آيد.
* شما گفته‌ايد كه رفتار صاحب كسب‌وكار مي‌تواند بر كل فعاليت اقتصادي وي تاثير گذارد. اين چگونه روي مي‌دهد؟
گاهي صاحبان فعاليت‌هاي اقتصادي به يك‌نوع ذهنيت خاص تجاري مي‌رسند و به خود مي‌گويند:‌ «من پادشاهم. مي‌توانم هر آنچه مي‌خواهم انجام دهم.» اما خيلي زود متوجه مي‌شوند كه درست عكس اين ماجرا صادق است.
اگر شما با كارمندانتان بدرفتاري كنيد يا خود را از آنها متمايز بدانيد، آنها هم با مشتريان همين رفتار را مي‌كنند و نتيجه آن است كه مشتري ديگر هرگز به سراغ شما باز نمي‌گردد و همين موضوع كل يك فعاليت اقتصادي را نابود مي‌سازد.
* شما در مقاله‌اي نوشته‌ايد كه از دست دادن يك حساب بانكي هرچند بزرگ، پايان دنيا نيست. در اين مورد نيز توضيح دهيد.
اول آنكه هرگز نبايد حسابي افتتاح كنيد كه با از بين رفتن و از دست دادن آن كل شركت خود را از دست بدهيد. چون ممكن است به هر علتي يك حساب را از دست بدهيد. يك حساب بانكي بزرگ هزينه‌هاي بزرگي هم برايتان در برخواهد داشت.
بايد هميشه به اين موضوع فكر كنيد كه چگونه اگر حساب بانكي خود را از دست بدهيد، كسب‌وكارتان نابود نشود. چون طبيعي است كه نبايد بگذاريد فعاليتتان تعطيل شود.
شما بايد هميشه منابعي به عنوان پشتيبان در اختيار داشته باشيد و همه حيات فعاليت خود را وابسته به يك حساب بانكي نكنيد. بدين ترتيب با از دست دادن يك حساب همه‌چيز خود را از دست نخواهيد داد.
* به كساني كه قصد رقابت دارند چه نصيحتي مي‌كنيد؟
بايد بدانيد كه رقابت شما قرار است برايتان چه نتيجه‌اي به بار بياورد. واقعيت اين است كه شما نمي‌توانيد يك فعاليت اقتصادي را اداره كنيد و به رقابت نيانديشيد. اگر يك خرده فروش هستيد، از مغازه رقيب خود خريد كنيد يا در خفا فروشندگان خود را به مغازه آنها بفرستيد تا ببينيد آنها با مشتريان خود چگونه برخورد مي‌كنند. وب‌سايت آنها را كنترل كنيد تا بدانيد رقيبتان مشغول چه كاري است. ممكن است آنها محصولي جديد را معرفي ‌كنند، شما ضمن آنكه نبايد واكنش منفي نشان بدهيد، بايد به فكر راهي براي رقابت بيفتيد. اميد مي‌رود شما هم محصولي بهتر داشته باشيد كه در حال كار روي آن باشيد.
در اين صورت به جنگ قيمت‌ها وارد نمي‌شويد چون اين همان شرايطي است كه همه در آن شكست مي‌خورند. شما نياز داريد از حال رقيبتان با خبر باشيد وگرنه آنها از شما جلو مي‌زنند.

+ نوشته شده در  Wed 5 Dec 2007ساعت 15:44  توسط علی شیروانی  | 

دنياي اقتصاد- شايد طرح اين سوال كه «وظيفه بورس چيست؟» در يكي از بزرگترين گردهمايي‌هاي بازارهاي بورس جهان، كمي عجيب باشد؛ اما اين سوالي است كه به طور گسترده در فضاي در حال تغيير بازارهاي مالي مطرح مي‌شود، به ويژه در اروپا. كلارا فورس، مديرعامل بورس لندن در سخنراني مهمي در كنوانسيون 2007 بورس‌هاي اروپايي به اين سوال پاسخ داده است.

مديرعامل بورس لندن در فدراسيون بورس‌هاي اروپايي تشريح كرد:
بازخواني نقش بورس در جمع‌آ‌وري منافع متضاد
گروه بورس- حتي در محيط پرتحول اروپا، كاركردهاي بورس در حال بازخواني است، چه برسد به ....؟! نوشتار زير متن كامل سخنراني  كلارا فورس (Clara Furse)، مدير عامل بورس لندن است كه در كنوانسيون 2007  فدراسيون بورس‌هاي اروپايي ايراد شده و از سوي كارشناسان امور بين‌الملل بورس اوراق‌بهادار تهران به فارسي برگردان شده است. خواندن آن با توجه به وضعيت بورس ما، بد نيست!
خانم‌ها، آقايان صبح بخير!
از اينكه براي سخنراني در اين مكان از من دعوت به‌عمل آورديد، سپاسگزارم. مايه خوش‌وقتي است كه در ميان اعضاي بسياري از بورس‌هاي عمده اروپايي حاضر هستم. همانند گذشته، FESE (فدراسيون بورس‌هاي اروپايي) اين بار نيز فهرستي از سخنرانان خوش آوازه بازارهاي سرمايه اروپا فراهم آورده است، تا به موضوع مهمي در ارتباط با آينده صنعت ما بپردازد.
چرا بورس؟
امروز مايلم درباره نقش بازارهاي سهام در ايجاد يك اقتصاد پويا در قاره اروپا صحبت كنم. شايد طرح اين سوال كه « وظيفه بورس چيست؟» در يكي از بزرگترين گردهمايي‌هاي بازارهاي بورس جهان، كمي عجيب باشد؛ اما اين سوالي است كه به طور گسترده در فضاي در حال تغيير بازارهاي مالي مطرح مي‌شود، به خصوص در اروپا كه به عنوان يك بازار واحد، موجب دگرگوني اساسي در نظم موجود شده است و به جرات مي‌توان گفت باعث ورود بازيگران جديد دردسر ساز شده است. اكنون زمان مهمي است كه در كنار يكديگر به ارائه آنچه به بازار و به دنياي گسترده تر عرضه كرده‌ايم، پرداخته و دلايل اهميت كسب موفقيت صنعت بورس را بررسي كنيم.
در يك اقتصاد پيشرفته، بورس محور نظام مالي به‌حساب مي‌آيد. شركت‌هاي عمده پذيرش شده در اروپا براي تامين سرمايه به بازار گسترده و نقدي سهام متكي هستند. در ميان آنها، اعضاي FESE امكان دسترسي به حدود 10 هزار شركت اروپايي با ارزشي بيش از 5/12‌تريليون يورو، يعني بيش از 6/11‌تريليون يورو، كل توليد ناخالص داخلي اروپا، براي تامين سرمايه مورد نياز رشد فراهم مي‌آورند.
رابطه توسعه بورس و رشد اقتصادي
مطالعه‌اي كه سال گذشته توسط Oxford Analytica انجام داديم، نشان مي‌دهد ارتباط مستقيمي ميان توسعه بازار سهام و رشد اقتصادي وجود دارد. بنابراين اگر بخواهيم ثروت و رونق گسترده‌اي را ايجاد كنيم، ضرورت دارد به تامين سلامت بازار سهام اروپا توجه داشته باشيم. همان‌طور كه همه مي‌دانيم، اروپا رقابت جهاني روزافزوني را با كشورهاي داراي رشد بالا نظير هندوستان، چين، برزيل و روسيه پيش رو دارد. از اينرو، بايد هر آنچه در توان داريم براي بهره‌وري از توان اقتصادي اروپا به كار گيريم.
به همين دليل است كه اتحاديه اروپا سرمايه سياسي فراواني را براي ايجاد يك بازار كارآمدتر صرف كرده‌است.
بازار منسجم مالي مزاياي واقعي اقتصادي دارد و دستيابي به آن بايد به عنوان هدف اصلي در ميان سياستگذاران اتحاديه اروپا مطرح باشد. همگي مي‌دانيم كه بازارهاي سرمايه اروپا مدت‌ها به عنوان منابع نقدينگي ملي تلقي شده‌اند. در اين بازارها قوانين و مقررات و زير ساخت‌هاي ناكارآمد مربوط به دوره پس از انجام معاملات، اغلب در جهت افزايش موانع داخلي مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اين مساله باعث بروز عدم مزيت عمده براي اروپا در اقتصاد جهاني مي‌شود. هم چنين اين بدان معني است كه ما فقط براي تامين نيازهاي خود تلاش مي‌كنيم و كمترين توجهي به تامين منابع دوران بازنشستگي، كه در اروپا روز به روز تعداد بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد، نداريم.
اثر 1/1درصدي ادغام روي رشد اقتصادي
بورس‌هاي اروپايي حمايت فراواني از «برنامه اجرايي خدمات مالي» كه هدف آن استفاده از توانايي‌هاي اين قاره براي تامين سرمايه، توزيع ريسك و اختصاص اعتبار به مولدترين صنايع است، به عمل آورده‌اند. ممكن است بسياري از ما كه در اين محل حاضر هستيم، گاهي اوقات به نتايج تحقيق London Economics كه پنج سال پيش انجام شده است، اشاره‌اي داشته باشيم. در اين بررسي، پيش‌بيني شده است در صورتي كه بازارهاي سهام و اوراق قرضه اروپا به طور كامل ادغام شوند، توليد ناخالص داخلي سالانه اين قاره 1/1درصد افزايش خواهد يافت. اين هدفي است كه رسيدن به آن تلاش فراواني را مي‌طلبد و از همين رو، به‌رغم برخي مشكلات عمده، سعي كرده‌ايم به حمايت از رهنمودهايي بپردازيم كه به FSAP (برنامه اجرايي خدمات مالي Financial Services Action Plan)، يعني اميدنامه، شفافيت، سوء استفاده از بازار و مهم‌تر از همه MiFID، كه قلب تپنده برنامه اجرايي مورد اشاره به‌حساب مي‌آيد، منجر شده است. اگر MiFID موفق نشود، آنگاه بايد روياي بزرگ دستيابي به بازاري متحد در زمينه خدمات مالي را به فراموشي بسپاريم. البته در جاي ديگر به بررسي MiFID خواهم پرداخت، نه به دليل اهميت آن در موفقيت كلي برنامه اجرايي؛ بلكه به اين علت كه نگراني‌هايي در خصوص پيامدهاي نامطلوب آن پديد آمده است. نخست مايلم به نقشي كه صنعت بورس براي دستيابي به اهداف اقتصادي در اروپا ايفا كرده است، بپردازم.
حباب درياي جنوب
بازارهاي سهام در گذشته، نظير آنچه امروز شاهد آن هستيم، نمونه‌هاي برتر كارآمدي به حساب نمي‌آمدند. دانيل دوفو(Daniel Defoe) در قرن هجدهم ميلادي، معامله سهام را «يك حقه» ناميد كه «اساس آن تقلب و سر منشا آن فريب» است. اما هنگامي كه در مي‌يابيم او اين مطلب را در آستانه دوره موسوم به حباب درياي جنوب(South Sea Bubble) اظهار داشته است، مي‌توان برايش قدرت پيش‌گويي بالايي متصور بود. با اين حال، از آن زمان مدت زيادي مي‌گذرد و ما از رسوايي‌ها و تركيدن حباب‌هاي متعدد در بازار، درس‌هاي فراواني آموخته‌ايم و از آن براي ايجاد پيكره قانون، تنظيم فعاليت‌هاي بازار و قوانين آن، كه در حمايت از سرمايه‌گذار و ارائه مكانيزم موثر در تامين سرمايه، كه داراي موفقيت‌هاي قابل توجهي بوده‌اند، بهره برده‌ايم. اروپا راه را براي ارائه چارچوب جديدي از بازار هموار كرده و از همين رو به درستي به خود مي‌بالد. بازارهاي قانونمند سهام، نقطه آغاز برخورداري از سطح كيفي مورد نظر در اتحاديه اروپا است كه در حال حاضر براي حمايت بسياري از سرمايه‌گذاران به آن نيازمنديم.
بورس روش عادلانه
علت اهميت بورس آن است كه هيچ مكانيزم بهتري را نمي توان يافت كه سبب ارتباط ميان سرمايه‌گذاران و افراد نيازمند به سرمايه به روشي عادلانه، شفاف و قانونمند شود. بورس به سرمايه‌گذاران امكان مي‌دهد تا سبد سهام خود را تنوع بخشند و با هزينه كم و امنيت بالا سرمايه خود را در رشته‌هاي مختلف به كار‌اندازند. بورس از طريق تجميع ديدگاه‌هاي متفاوت سهامداران و ارائه آنها به صورت عمومي، تاكنون به عنوان بهترين راه براي كشف ارزش دارايي‌ها شناخته شده است.هر چه از موقعيت آزادتري براي انجام كار برخوردار باشيم، با قيمت‌ها و سفارشات رقابتي بيشتري روبه‌رو خواهيم شد و فرآيند كشف قيمت، كارايي بيشتري خواهد داشت. اين مساله باعث دسترسي به قيمت بهتر، تاثير كمتر نوسانات بازار بر سهامداران و كاهش هزينه سرمايه‌گذاري براي شركت‌ها، كه نيروي محركه رشد اقتصادي هستند، مي‌شود.
دورنماي بورس‌ها
از اين رو، رشد حجم مبادلات براي همه ما از اهميت خاصي برخوردار است. طرح اين مطلب، توضيح واضحات نيست: هرچه رشد مبادلات بيشتر باشد، كيفيت و كارآمدي بازار ارتقا مي‌يابد. اجازه دهيد اين موضوع را در دورنمايي براساس تجارب خودمان مطرح كنم. از زماني كه بازار بورس لندن در سال 2000 به يك شركت سهامي تبديل شد، تا كنون ميانگين اختلاف قيمت خريد و فروش سهام شركت‌هاي شاخص سهام برتر FTSE 100 با كاهش غيرمنتظره 89‌‌درصدي روبه‌رو شد، حال آنكه مجموع معاملات سهام به ميزان 39درصد CAGR(نرخ رشد مركب سالانه)رشد كرد. ممكن است اين آمار بسياري از شما را چندان هم دچار شگفتي نكرده باشد؛ چرا كه وضعيت اكثر بورس‌هاي اروپايي پس از دوره تبديل آنها به شركت‌هاي سهامي به همين صورت بوده است.
شكي نيست كه هزينه مبادلات همزمان با تجاري شدن بورس‌ها و استفاده از فن‌آوري براي سرمايه‌گذاري در آينده افت مي‌كند. به علاوه، كاهش هزينه، سبب رشد بيشتر ناشي از روش‌هاي جديد مبادلات، افزايش سرعت كار و نقدينگي و كاهش عمده اختلاف قيمت در بازار مي‌شود. بنابراين، كارآمدي فن‌آوري مورد استفاده عاملي اساسي در تعيين موفقيت به‌حساب مي‌آيد و سبب ارتقاي امنيت اجرايي و كيفيت بازار مي‌شود كه خود عاملي در كاهش هزينه سرمايه‌گذاري براي تمامي شركت‌هايي است كه براي تامين سرمايه به ما روي مي‌آورند. انجام يك معامله به ايجاد معاملات جديد مي‌انجامد و چرخه مطلوبي از مبادلات در بازار پديد مي‌آيد. اكنون به MIFID مي‌پردازيم. كميسر مك كريوي (Commissioner McCreevy) سال گذشته طي يك سخنراني در دوبلين گفت: «MiFID دورنماي مبادلات اوراق‌بهادار را تغيير مي‌دهد و رقابت بيشتر و بهره‌وري مورد نياز سراسر بازارهاي مالي اروپا را فراهم مي‌آورد.»
اميدواريم ادعاي او درست باشد. بي‌ترديد، رقابت عاملي حياتي در بازار ما و در حقيقت علت اصلي موفقيت ما در بازار بورس لندن است. هنگامي كه محدوديت‌هاي ساختار غير شركتي برطرف شد، قادر شديم به تدوين راهبرد براي رقابت بر سر نقدينگي، در بازاري كه به طور فزاينده جهاني مي‌شود، بپردازيم.
اما بايد درباره انتظارات خود دقت زيادي به خرج دهيم؛ چرا كه قانون پيامدهاي ناخواسته تاريخي طولاني و نامطلوب دارد. خطر پيش رو تنها به عدم موفقيت تازه واردان بازار MiFID براي ادامه پيشرفت و دستيابي به بازار كارآمدتر منحصر نيست؛ بلكه ممكن است چرخه مطلوبي كه پيش‌تر درباره آن توضيح دادم نيز آسيب ببيند.
7خواهران بانكي
به عنوان مثال، Project Turquoise (سامانه معامله سهام كه توسط هفت بانك عمده سرمايه‌گذاري، ازجمله مورگان استنلي، كرديت سوئيس و مريل لينچ ارائه شده است) سعي دارد تا از لحاظ كيفي با تمام بورس‌هاي موجود تفاوت داشته باشد. در اين بورس تمركز اصلي مربوط به هزينه مبادلات است و ادعا شده كه بورس قادر است به ميزان قابل ملاحظه‌اي هزينه سرمايه‌گذاران را كاهش دهد. ضمن اينكه به ساختار مالكيت غيرشركتي خود مي‌بالد و حتي آن را برتر از ديگر ساختارها مي‌داند. بد نيست به بررسي اين ادعاها بپردازيم.
تعديل هزينه‌ها
در مورد هزينه مبادلات مي‌توانيم به عنوان نمونه از آمار ارائه شده در بورس لندن استفاده كنيم. ميانگين هزينه خريد سهام در بريتانيا در ازاي هر 1000 پوند معامله، حدودا 50/6پوند است. از اين ميزان 4 پنس يا كمي بيش از نيم‌‌درصد از كل هزينه معامله مربوط به بورس است. هزينه‌هاي پاياپاي و تسويه 2 پنس، حق العمل‌ها به طور ميانگين 85 پنس، هزينه تاثير بازارMarket Impact) 60) پنس و هزينه تمبر (كه ناموجه و مختص به بريتانيا است) 5 پوند است. حتي براي افراد زيركي كه از طريق معامله (CFD = Contract for Differences) قراردادهاي تسويه نقدي مابه التفاوت‌ها در معاملات آتي سعي در فرار از پرداخت هزينه تمبر مي‌كنند، هزينه قابل پرداخت چيزي كمتر از 3‌‌درصد كل هزينه معامله خواهد بود.
در نتيجه، حتي اگر خدمات خود را به صورت رايگان ارائه دهيم، قادريم در ازاي هر 1000 پوند معامله تنها سبب 4 پنس صرفه‌جويي شويم. اين هزينه‌اندك نشان‌دهنده ارزش اقتصادي عظيمي است كه به عنوان يك بازار بورس بين‌المللي، قانونمند و روز به روز كارآمدتر، ارائه مي‌دهيم. اما آيا واقعا مساله اصلي اين است؟ بايد درباره آن كمي تامل كرد.
تجميع منافع متضاد
به ياد آوريم كه تنها 7 سال پيش با هدف تمركز راهبردي بر جنبه‌هاي ديدگاه تجاري و كارآمدي به يك شركت سهامي تبديل شديم. فعاليت به صورت غيرشركتي در محيط رقابتي موفقيت چنداني براي بازار بورس لندن به همراه نداشت و اين مساله در دهه 1990 به خوبي براي همه به اثبات رسيد.
با اين حال، تاريخ ما به ما يادآور مي‌شود كه بورس نقش مهمي در جمع آوري منافع متضاد طرف‌هاي در كنار يكديگر به شيوه‌اي سازنده و كارآمد بر عهده دارد تا شركت‌ها، واسطه‌ها و سرمايه‌گذاران، امكان انجام معامله را بيابند. همين تجارب به ما نشان داده است كه اگر صرفا يكي از طرف‌ها به هدايت جريان انجام معاملات بپردازد، حل و فصل اختلافات به كار بسيار دشواري تبديل مي‌شود. اين وضعيت در لندن، پاريس و البته نيويورك موثر نبوده است. بورس نيويورك آخرين بازاري بود كه مالكيتش را در ازاي پذيرش در بورس با كارگزاران خود معاوضه كرد.
نگراني بر سر تضاد بالقوه منافع و نيز افزايش هزينه‌ها هم‌اكنون آشكار شده است. كريس‌هان (Chris Hohn) كه مدير صندوق سرمايه‌گذاري كودكان (Children Investment Fund) و يكي از سرمايه‌گذاران فعال و عمده به‌حساب مي‌آيد، ماه گذشته به ناديده گرفتن مقررات بر ضد منافع سرمايه‌گذاران در بانك‌هاي سرمايه‌گذاري اشاره كرد. او گفت «آنها از جريان ‌‍)سفارشات) آگاهي دارند و همين پديده عليه منافع سرمايه‌گذاران عمل مي‌كند.» وي همچنين تصريح كرد: هر بورس جايگزين سبب كاهش نقدينگي بازار مي‌شود كه به نوبه خود تفاوت قيمت خريد و فروش و هزينه معاملات را افزايش مي‌دهد.
منابع تيره
بنابراين، آزمون پيش روي برنامه‌هاي جديد آن است كه آيا اين برنامه‌ها با ادامه و حتي تسريع كاهش چشمگير تاثير نوسانات بازار و هزينه معاملات به نفع سرمايه‌گذاران، در نتيجه تجاري شدن بورس‌ها، به بهبود كارآمدي بازار منجر مي‌شوند يا خير؟ در چنين صورتي، بازار رشد يافته و ما همگي به همراه بورس‌هاي رقيب از موقعيت بهتري برخوردار خواهيم شد.
در غير اين صورت، رقابت جديد سبب گسترش فزاينده منابع نامشخص نقدينگي مي‌شود كه از سوي بازيگران عمده بازار كنترل و اصطلاحا «منابع تيره» ناميده مي‌شوند و چند بخشي شدن شديد بازار هم پديد مي‌آيد. بسته به ميزان بروز چنين وضعيتي، منافع سرمايه‌گذاران در رقابت‌هاي فزاينده ناشي از چند بخشي شدن بازار از بين مي‌رود. افزايش اختلاف قيمت خريد و فروش بازار و افزايش تاثير نوسانات بازار، نقصان شفافيت و افزايش هزينه اطلاعات بازار به زيان تمام سرمايه‌گذاران خواهد بود و در مجموع به چشم‌اندازي كه قرار است MiFID بدان دست يابد، آسيب مي‌رساند.
و مشكل دقيقا از همين جا آغاز مي‌شود. فعالان بازار، آنچه را كه قرار بوده است به ارائه خدمات بپردازد، محدود‌كننده مي‌يابند؛ مگر آنكه كارآمدي بازار از سوي تازه واردان، به عنوان مهم‌ترين هدف ترغيب شود.
از اين رو، هنگام ارزيابي موفقيت MiFID، صاحبنظران و سياستمداران بايد توجه داشته باشند كه بيشتر لزوما بهتر نيست. سنجش كمي موفقيت‌ها بايد فراتر از ‌اندازه‌گيري هزينه‌هاي آشكار (نظير هزينه‌هاي بورس) باشد. آيا اختلاف قيمت خريد و فروش كاهش يافته و آيا هزينه انجام معاملات كمتر شده است؟ تنها در چنين شرايطي قادر خواهيم بود درباره تاثير مثبت آن بر سرمايه‌گذاران و شركت‌ها، كه تامين‌كننده منابع مورد نياز براي رشد اقتصادي به‌حساب مي‌آيند، قضاوت كنيم.
بنابراين به طور خلاصه مي‌توان گفت كه بازارهاي سهام در اروپا به ارائه مجموعه‌اي از بازارهاي كارآمد، شفاف و تحت نظارت بورس مي‌پردازند و از اين توانمندي نيز به خود مي‌بالند. به اعتقاد من، به‌رغم تغييرات ايجاد شده در بازارهاي مالي يا شايد هم به علت اين تغييرات، كيفيت بي‌نظير ما به معني آن است كه به شايستگي قادر به تامين سرمايه مورد نياز رشد اقتصادي و گسترش ثروت در اروپايي كه سزاوار آن است، هستيم.
منبع: ايران‌بورس

+ نوشته شده در  Mon 26 Nov 2007ساعت 7:38  توسط علی شیروانی  | 

با استقامت به همه چيز مى توان رسيد.
لافونتن
+ نوشته شده در  Mon 26 Nov 2007ساعت 7:34  توسط علی شیروانی  |