دوره پيشرفته تحولات حقوق بين الملل بشر دوستانه
فرم ثبت نام
دوره پیشرفته
«تحولات حقوق بین الملل بشردوستانه »
دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه با همکاری کمیته بین المللی صلیب سرخ به مناسبت سی امین سالگرد تصویب پروتکل های الحاقی به کنوانسیون های 1948 ژنو، دوره آموزشی پیشرفته حقوق بین الملل بشردوستانه را با حضور استادان برجسته و متخصصان برگزار می کند:
اهم عناوین دوره
کلیات و مبانی حقوق بین الملل بشردوستانه دیوان بین المللی دادگستری و رابطه حقوق بین الملل بشردوستانه و حقوق بشر حقوق بین المللی بشردوستانه در مبارزه با تروریسم حقوق بین المللی بشردوستانه و حمایت از زنان، کودکان و روزنامه نگاران حقوق بین المللی بشردوستانه و بازیگران غیر دولتی مراعات حقوق بین المللی بشردوستانه و اصول ناظر بر کاربرد تسلیحات
حقوق بشردوستانه از دیگاه اسلام محاکم کیفری بین المللی در مواجهه با جنایات جنگ
زمان برگزاری
سه شنبه 13 آذرماه ماه لغایت چهارشنبه 14 آذرماه 1386
از ساعت 9 الی 16:30
مدارک لازم برای ثبت نام
فرم تکمیل شده ثبت نام (قابل دریافت از طریق پایگاه اینترنتی دانشکده یا با مراجعه حضوری)، اصل فیش بانکی به مبلغ -/000/700 (هفتاد هزار تومان) برای کارشناسان و مبلغ -/000/350 ریال (سی و پنج هزار تومان)
برای دانشجویان دانشگاهها، قابل واریز به حساب شماره 66/1430 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به نام
دانشکده روابط بین الملل قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی
گواهینامه شرکت در دوره
دانشکده روابط بین الملل به شرکت کنندگان در دوره ضمن ارائه بسته آموزشی،گواهینامه پایان دوره اعطا می نماید.
آخرین مهلت ثبت نام
شنبه 10 آذرماه 1386
نشانی: تهران- خیابان شهید باهنر (نیاوران) جنب پمپ بنزین، کوچه مینا، شماره 12 کد پستی: 19395
تلفن:1-22802650 (روابط عمومی) نمابر: 22802747
پایگاه اطلاع رسانی: www.sir.ac.ir
پست الکترونیکی: info@sir.ac.ir

Date of birth: 01/01/1947
Place of birth: Golpayegan, Iran
Residence: Teheran, Iran
Esmâ´ïl Dschannati wurde 1947 in Golpayegan, Zentral-Iran, geboren.
Er ist Verleger beim Jushij Verlag, Dichter und Rezitator. Als solcher ist er auf mehreren Kassetten, CDs und in Dokumentarfilme mit Gedichten von Nima (Jushij), Akhavan Saless und klassischen persischen Lyrikern zu hören.
An Sammlungen eigener Gedichte erschienen bislang: Sternenschauer antworten (Jushij Verlag), Jenes (im Druck), Die Luft ist verschlungen (im Druck), Zehn Gesänge (im Druck).
شعرهای زیر از ایشونه نه من.
براي پرنده اي،
كه مي ميرد،
مرگ،
آسماني است،[Für den Vogel]
Für den Vogel, der stirbt, ist der Tod ein Himmel weit
گاهي كه
خسته مي شوم
بر مي خيزم
دستِ خودم را
مي گيرم
با يكديگر
به خيابان مي رويم
يا پارك.
گاهي كه
خسته مي شوم.
گاهي .......| نعمت احمدي وكيل پايه يك دادگستري | ![]() |
Harz und Heide, Metropolen und Provinznester, Atomkraftwerke und Spitzgiebelhäuschen: Die 945,6 Kilometer lange Autobahn 7 teilt Deutschland einmal mittendurch. Wer auf der Nord-Süd-Achse unterwegs ist, erlebt die ganze Durchnittlichkeit der Republik. Von Jürgen Pander mehr...
| مهدي عامري نايب رييس اتحاديه سراسري كانونهاي وكلاي دادگستري | ![]() |
نايب رييس اتحاديه سراسري كانونهاي وكلاي دادگستري (اسكودا) اظهار داشت: محل توزيع كارت و آزمون وكالت امروز( ۲۶ آبان) در روزنامه اطلاعات به چاپ خواهد رسيد.
مهدي عامري در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اشاره به اينكه زمان آزمون وكالت امسال ۲ آذرماه است، افزود: چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاري كارتهاي ورودي آزمون، در ميان ثبت نام كنندگان توزيع خواهد شد و محل توزيع كارت و مكان برگزاري آزمون به تفكيك كانونهاي مختلف طي اطلاعيهاي در روزنامه اطلاعات امروز منتشر خواهد شد.
وي خاطرنشان كرد كه آزمون وكالت امسال نيز به صورت سراسري و از سوي سازمان سنجش برگزار ميشود.
۴-اصفهان، مركزي و چهارمحال و بختياري
تاريخ توزيع كارت : ۳۰/۸/۱۳۸۶ و ۱/۹/ ۱۳۸۶
ساعت توزيع كارت: ۱۸-۱۵
نشاني محل توزيع كارت:اصفهان، چهارباغ عباسي، اول خيابان كوالالامپور، كانون وكلاي دادگستري منطقه اصفهان
![]() |
![]() |
شورای عالی امنیت ملی ایران از زمان فعال شدن پرونده هستهای ایران در طول چهار سال گذشته تاکنون چند قربانی گرفته است. اگر «سیدحسین موسویان» سخنگوی سابق تیم هستهای «مغبون بزرگ» این پرونده نام گرفت و سر از بازداشتگاه درآورد، بیشک «علی لاریجانی»، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی را باید «ناکام بزرگ» این پرونده و شورای مذکور بخوانیم. لاریجانی که با انتقاد صریح از مسوولان سابق پرونده هستهای، مسوولیت این پرونده را به دست گرفت، تلاش داشت تا با ارائه برخی ایدهها، پرونده هستهای ایران را برای همیشه ببندد اما به جای آنکه پرونده هستهای بسته شود، پرونده دبیری لاریجانی در شورای امنیت بسته شد و مسوولیت از او ستانده شد و به سعید جلیلی معاون وزیر خارجه ایران سپرده شد. بدین ترتیب لاریجانی خسته از دو سال و نیم تلاش بیدریغ، بیهیچ تقدیری کیف خود را برداشت و دفتر خود را ترک کرد تا معتمد رئیسجمهور محمود احمدی جای او بنشیند. پس اگر برای حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی بعد از پایان ماموریتش، جلسه تودیع باشکوهی برگزار شد که از خاتمی تا هاشمی رفسنجانی در آن شرکت کنند و به تقدیر از وی سخن بگویند، برای لاریجانی، هیچ مقام دولتی جلسه تودیع برگزار نکرد و از درایت او سخن نگفت. علی لاریجانی بیسروصدا آمد و با سروصدا رفت. بیحاشیه آمد و باحاشیه رفت. تنها اتفاقی که رخ داد اعلام نام جایگزین وی بود.
سعید جلیلی به خواست احمدینژاد تنها چند ساعت پس از آنکه لاریجانی دفتر خود را ترک کرد، به آن ساختمان رفت.
سخنگوی دولت ایران در اعلام دلایل استعفای لاریجانی، عنوان کرد که «آقای لاریجانی مشکل شخصی داشت. مایل بود که در حوزههای دیگری فعالیتهای سیاسی و مدیریتی داشته باشد.» اگرچه این سخن در ابتدا با سکوت لاریجانی اما او پس از سفر از ایتالیا تاکید کرد که هیچ مشکل شخصی نداشته و حتی آنچنان که گفته شد قصد شرکت در انتخابات مجلس را نداشته و میتوانست بدون آنکه از دبیر شورای عالی استعفا دهد، در انتخابات مجلس شرکت کند.
شورای عالی امنیت ملی، اگرچه این سالها بیش از گذشته نامش مطرح است و دبیر آن از جایگاه ویژهای برخوردار شده اما نهادی برآمده از انقلاب است. در ابتدای پیروزی انقلاب، این شورا زیر نظر نخستوزیر اداره میشد و او ریاست آن را بر عهده داشت. در آن سالها از تنها دبیری که نام برده شده «مسعود کشمیری» عامل انفجار دفتر نخستوزیری است. او یکی از نیروهای سازمان مجاهدین خلق است که توانسته بود اعتماد محمدعلی رجایی نخستوزیر ایران و محمدجواد باهنر رئیسجمهور را کسب کند به گونهای که بسیاری او را از نیروهای انقلابی دانستند و شرکت وی را در تمام جلسات شورای امنیت ملی ضروری میخواندند. حتی پس از انفجار نخستوزیری نیز برخی برای او گریستند و تصور کردند جنازه سوختهای که در یک نایلون در کنار آثار به جا مانده از بدن رجایی و باهنر قرار گرفته جنازه کشمیری است. پس برای او نیز تابوتی در نظر گرفتند و تشییع باشکوهی برگزار کردند. در حالی که کشمیری در حال فرار از ایران بود.
در اطلاعیهای «آیتالله ربانی املشی»، دادستان وقت کل کشور منتشر کرد یادآور شد که کشمیری از یک سال قبل وارد نخستوزیری میشود و خیلی خوب نقش بازی میکند و خیلی چهره کریه خود را مخفی میدارد. به طوری که یکی از مسوولین امر در نخستوزیری میگفت که در بین هزار احتمال یک احتمال انحراف درباره او نمیدادیم... در ظرف یک سال آنقدر پیشرفت میکند که دبیر شورای امنیت هم میشود.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 23/6/60).
مسعود کشمیری «قبل از پیروزی انقلاب در یک شرکت خارجی کار میکرد و با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجیان به کشورشان، شرکت مذکور منحل و بنا بر اظهارات خودش بعد از پیروزی انقلاب، در جهاد سازندگی کار میکرده.» وی قبل از انقلاب توسط پسردایی و برادر همسر خود، ابوالفضل دلنواز، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. «ابتدا در بحثهای خانوادگی از منافقین حمایت میکرد، لیکن به مرور زمان چهره حزباللهی و حمایت از نظام را یافت. مدتی در نیروی هوایی، سپس در رکن 2 ارتش جمهوری اسلامی و همچنین در دفتر نخستوزیری شاغل میشود و تا دبیر شورای عالی امنیت ملی ارتقای شغلی پیدا میکند. بعد از انفجار دفتر نخستوزیری، از بازرسی منزل مسعود در شهرستان کرج مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد.» (خاطره 4، محمدی ری شهری).
شورای عالی امنیت ملی از آن پس تقریبا تمام فعالیتها و جلساتش در تعلیق ماند و رفتهرفته به نهادهای غیرضروری تقلیل یافت. روحانیون انقلابی و بزرگان نظام ترجیح میدادند به علت عدم اعتماد و اطمینان، جلسات خود در مکانهایی که ضریب امنیتی آن بالا است، برگزار کنند. بدین ترتیب عموم جلسات در دفتر حزب جمهوری اسلامی یا دفتر هاشمی رفسنجانی در مجلس برگزار میشد. به موازات تقلیل فعالیتهای شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی دفاع که از ابتدای جنگ شکل گرفته بود، تقویت شد و رفتهرفته این شورا، نقش شورای عالی امنیت ملی را ایفا کرد. چون عموم سران نظام، وزرا، فرماندهان سپاه و ارتش در آن حضور داشتند و پرونده جنگ را بررسی میکردند. وظایف شورای عالی دفاع به گونهای بود که رفسنجانی در ذکر خاطرات سال 60 خود، از تلاش بنیصدر برای افزایش اختیارات خود از طریق این شورا سخن گفته است.
ترکیب اعضای شورای عالی دفاع نیز متشکل از نماینده امام (آیتالله خامنهای) رئیسجمهور، رئیس مجلس، وزیر خارجه، وزیر دفاع، فرماندهان ارتش و سپاه پاسداران بودند. البته به ضرورت افراد دیگر نیز به این جمع افزوده میشدند.
شورای عالی دفاع تا سال 68، زمان بازنگری قانون اساسی فعال بود. اما پس از آنکه قرار شد قانون اساسی بازنگری شود و برخی از مواد و اصول تغییر یابند، این شورا نیز به شورای عالی امنیت ملی ارتقا یافت و تاکید شد: «به منظور تامین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیسجمهور تشکیل میشود.» وظایف شورای عالی امنیت ملی نیز بنا بر آنچه که قانونگذاران تعیین کردند، «تعیین سیاستهای دفاعی – امنیتی کشور در محدوده سیاستهای کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری، هماهنگ کردن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی – امنیتی و بهرهگیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی» عنوان شد. در واقع شورای عالی امنیت ملی بایستی سیاست خارجی، دفاعی و سیاستهای امنیتی ایران را تدوین کند.
اعضای ثابت شورای عالی امنیت ملی، روسای قوای سهگانه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، رئیس سازمان برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای خارجه، کشور و اطلاعات هستند. بر حسب نیاز نیز وزیر مربوط به بحث و همچنین عالیترین مقامهای ارتش و سپاه پاسداران به این جمع اضافه میشوند. مصوبات شورا باید به تایید رهبری برسد و پس از آن قابل اجراست.
***
اگرچه تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی به دستور امام خمینی بنیانگذار انقلاب، صورت گرفت اما عمر ایشان کفاف نداد تا نتیجه آن را ببیند. لذا با انتخاب آیتالله خامنهای به مقام رهبری، هاشمیرفسنجانی طی یک انتخاب به ریاست جمهوری رسید. او بلافاصله حسن روحانی را به دبیری شورای عالی امنیت ملی برگزید و بدین ترتیب، روحانی اولین دبیر این شورا پس از بازنگری قانون اساسی شد و توانست نزدیک به 16 سال در این نهاد ایفای نقش کند. در واقع شورای عالی امنیت ملی برخلاف اسم پرطمطراق خود یک «ستاد» بیشتر نیست. اعضای آن اگرچه ثابت هستند، اما هیچکدام در آن نهاد مستقر نیستند. هر یک رئیس یک قوه یا وزارتخانه است و در جای دیگری وظایف خود را دنبال میکند. تنها دبیرخانه این شورا فعال است که علی ربیعی نقش بسزایی در تشکیل آن داشت. او پس از خروج از وزارت اطلاعات به این دبیرخانه آمد تا تحت زعامت حسن روحانی فعالیتهای خود را آغاز کند و تا پایان فعالیت روحانی نیز در این دبیرخانه ماندگار شد.
در دوره علی لاریجانی، البته قرار بر این شد که شورا کمی گسترش پیدا کند و به لحاظ ساختاری شکل خود را بیابد. به همین دلیل لاریجانی، همزمان با هدایت پرونده هستهای، چندین معاونت نیز برای شورای عالی امنیت ملی تعریف کرد. معاونت راهبردی، سیاسی، امنیت، بینالملل، اقتصادی، امور بینالملل، داخلی معاونتهای این شورا شدند.
***
با این حال شورای عالی امنیت ملی تا سال 82 و از زمان گشایش پرونده هستهای ایران، چندان پرکار نبود. پرونده ویژهای که ساعات بیشتری از وقت اعضا را به خود اختصاص دهد وجود نداشت و عموما مباحث امنیتی بررسی میشد اما از اواخر دهه 70 (حدودا سال 79) یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، طی یک کنفرانس مطبوعاتی، مباحث را در خصوص فعالیتهای هستهای ایران عنوان کرد. از آن تاریخ، توسط آمریکا و برخی کشورهای غربی در خصوص این فعالیتها، اتهامات مختلفی به ایران زده شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز فعالیتهای ایران را در دستور کار خود قرار داد و از سال 82 رسما این پرونده گشوده شد. از آن تاریخ، شورای عالی امنیت ملی مسوول پیگیری این موضوع شد. سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران، حسن روحانی را به رهبری معرفی کرد تا با تایید ایشان وی پیگیر پرونده ایران شود.
روحانی با تشکیل یک تیم مذاکرهکننده که متشکل از «علیاکبر صالحی»، «سیدحسین موسویان»، «سیروس ناصری» و «محمدجواد ظریف» هدایت این پرونده را بر عهده گرفت. تاکتیک آنها بر گفتوگو و اعتمادسازی استوار بود. استدلال میکردند باید ابتدا اعتماد غرب را جلب کنیم و سپس فعالیتهای صلحآمیز خود را ادامه دهیم به همین علت در چند مقطع فعالیتهای هستهای ایران تعلیق شد. اتخاذ این سیاست البته علی لاریجانی، رئیس سابق صدا و سیما را برانگیخت تا جمله تاریخی خود را بیان کند: «در پرونده هستهای در غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم.»
با روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد و سپس انتخاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، لاریجانی عهدهدار پیگیری پرونده هستهای شد. او در طول دو سال و نیم گذشته چند سیاست اتخاذ کرد. ابتدا نزدیکی به شرق از طریق روسیه به چین و تشکیل بلوک شرق مقابل بلوک غرب. به اعتقاد او از این طریق ایران میتواند سیاست برد – برد را برای خود رقم بزند. سیاستی که نه تنها ایران از آن منتفع میشود بلکه غربیها نیز به خواسته خود میرسند. اتخاذ این تاکتیک معنای دیگری نیز داشت که ایران سر جنگ با هیچ کشوری ندارد و منافع خود را در راستای منافع دیگران تعریف میکند. به همین علت او تاکید داشت که تعلیق فعالیتهای هستهای ایران هیچگاه اتفاق نمیافتد اما میتوان از طریق مذاکره و گفتوگو به نتیجه رسید. با این حال در زمان او دو قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر شد. گرچه برخی از بیانیههای سازمان ملل نیز مستقیما تحت اظهارات احمدینژاد رئیسجمهور ایران صادر شده بود.
اما او با وجود آنکه نگاه اصولگرایانه داشت نتوانست با محمود احمدینژاد کار کند. احمدینژاد، از مدتی پیش اعلام کرده بود که «پرونده ایران بسته شده» و آن را تمام شده میخواند. این در حالی بود که در همین ایام علی لاریجانی مرتب به سفر میرفت، با غربیها مذاکره میکرد و قرار دیدارهای بعدی را میگذاشت. اظهارات احمدینژاد همچون «قطار هستهای ایران ترمز ندارد» گاه برخی مذاکرات و دیدارهای لاریجانی را تحت تاثیر قرار میداد و او مجبور بود که در جلسات مختلف در خصوص این نوع اظهارات سخن بگوید. ناهماهنگی بین دولت و شورای عالی امنیت ملی در این ایام به اوج رسیده بود. در آستانه کنفرانس شرمالشیخ علی لاریجانی اعلام کرد که ایران در آن اجلاس شرکت نمیکند اما همزمان منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران خبر از شرکت ایران در آن اجلاس را میداد. پس طبیعی بود که حدود یک سال پیش ناگهان خبر استعفای لاریجانی در سراسر شهر بپیچد. خبری که البته تایید نشد و لاریجانی فعالیتهای خود را ادامه داد اما اکنون غلامحسین الهام، سخنگوی دولت محمود احمدینژاد خبر میدهد که لاریجانی چند بار استعفا داد که با آن موافقت نشد. غلامحسین الهام دلیل استعفای آخر لاریجانی را «دلایل شخصی» عنوان کرد. در حالی که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس برای اولین بار رسما از اختلاف لاریجانی با احمدینژاد خبر داد و پرده از آن برداشت که «آن دو دیگر نمیتوانستند با هم کار کنند.» در عین حال پایگاه خبری عصر ایران 29 مهرماه در دلایل برکناری لاریجانی توسط احمدینژاد خبر داد که «رئیسجمهور دبیر شورای عالی امنیت ملی را به مماشات با طرفهای مذاکره متهم میکرد.» علیاکبر ولایتی مشاور مقام رهبری نیز ضمن حمایت از لاریجانی گفت: «بهتر بود در فضای منفی موجود بینالمللی علیه ایران، مسوولان با کمر خویشتنداری به مسیر حاکم بر پرونده هستهای ادامه میدادند و مشکلات را بین خود حل میکردند.»
اما به هر حال آنچنان که ولایتی گفته بود، کسی خویشتنداری نکرد. لاریجانی خسته از اختلافات استعفا داد تا احمدینژاد بلافاصله استعفا را بپذیرد و سعید جلیلی معاون وزیر خارجه را جانشین او اعلام کند.
سعید جلیلی حدود 42 سال سن دارد. دانشآموخته دانشگاه امام صادق در مقطع دکتری علوم سیاسی است. او جانباز است و یک پای خود را در عملیات کربلای 5 از دست داده. سابقه 16 سال حضور در وزارت خارجه را دارد. همکاری با مجتبی ثمره هاشمی مشاور عالی رئیسجمهور، در بازرسی وزارت خارجه از افتخارات اوست. هواداران دولت، پس از انتصاب او به این سمت، از «سالم بودن، مومن بودن، باشخصیت بودن، فهیم بودن، جوان و پرانرژی بودن» او سخن گفتند. گویی که علی لاریجانی یا حسن روحانی، دبیران اسبق شورای عالی امنیت ملی فاقد این ویژگیها بودهاند. حامیان دولت تاکید دارند که «جلیلی همه روزه با خودرو پراید خود از ساعات اولیه طلوع آفتاب تا انتهای شب در وزارت خارجه به کار و تلاش میپردازد. همچنین وی از هیچ کدام از امکانات معاونان وزارت خارجه استفاده نمیکند. جلیلی حتی در ساعات نماز و نهار، شخصا به همراه پرسنل عادی وزارت خارجه در صف نهار میایستد و در میان آنها نماز میگذارد.»
پایاننامه جلیلی نیز در حوزه سیاست خارجی بود. چنانکه عنوان آن «سیاست خارجی پیامبر» است و اکنون دارای کرسی تدریس «دیپلماسی پیامبر» در دانشگاه امام صادق است. میگویند جلیلی یکی از منابع جدی اندیشههای رئیسجمهور در حوزه سیاست خارجی است. عبارت دکترین «صلح بر مبنای عدالت و معنویت» در عرصه سیاست خارجی که بارها توسط احمدینژاد اعلام شده متعلق به سعید جلیلی است. حتی برخی از نامههایی که احمدینژاد به سران دنیا نوشته نیز از ابتکارات جلیلی قلمداد میشود تا آنجا که به عنوان نمونه متن نامه ارسالی احمدینژاد به جرج بوش، حاوی نکاتی از جزوات درسی جلیلی در دانشگاه امام صادق است.
از آنجا که جلیلی در معاونت اروپا و آمریکا وزارت خارجه مشغول بود، گاهی به همراه علی لاریجانی به سفر میرفت و از جمله در اغلب ملاقاتهای لاریجانی – سولانا حضور داشته و به خوبی واقف به مذاکرات هستهای است. جلیلی در سن 30 سالگی به ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه برگزیده میشود و تا سال 75 رئیس این اداره بود.در آن زمان مجتبی ثمره هاشمی در سمت مدیرکلی بازرسی و رسیدگی به شکایات در وزارت خارجه فعالیت میکرد. از آن سال به بعد او معاون اداره اول آمریکا تا سال 76 که خاتمی به ریاست جمهوری برگزیده شد و کمال خرازی به وزارت خارجه، او در این سمت قرار داشت که این پست از او گرفته میشود. سعید جلیلی به دفتر رهبری رفت و در سمت مدیریت بررسیهای جاری این دفتر فعالیت کرد.
در زمانی که محمود احمدینژاد کابینه خود را تشکیل میداد، او از سوی ثمره هاشمی به عنوان وزیر خارجه مطرح شد اما از آنجایی که شناخت کمی نسبت به وی وجود داشت، بحث وزارت وی با تردید روبهرو شد. نهایتا او به معاونت اروپا – آمریکا برگزیده شد. در زمانی که بحث ترسیم کابینه مطرح شد نام او در لیست کسانی قرار گرفت که قرار بود جایگزین منوچهر متکی، وزیر خارجه شوند اما بحث ترسیم کابینه به وزارت خارجه کشیده نشد و سعید جلیلی در سمت خود ماندگار شد تا آنکه علی لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی رفت.
بدین ترتیب جلیلی که قرار بود در سمت وزیر قرار بگیرد و شانه به شانه وزرای اطلاعات، کشور، اقتصاد و... در هیات دولت بنشیند، اکنون در شورای عالی امنیت ملی، بالادست آن وزرا قرار گرفته است و قرار است مهمترین پروندههای سالهای اخیر در جمهوری اسلامی را هدایت کند. گرچه حدود یک سال و نیم از عمر دولت احمدینژاد بیشتر باقی نمانده است و معلوم نیست که رئیسجمهور بعدی چه کسی باشد هرکس دیگر جز محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران شود احتمال تغییر و جابهجایی سعید جلیلی بسیار است. اکنون همگان منتظر اعلام راهبردها و برنامههای جلیلی در پرونده هستهای هستند. پروندهای که بهزعم رئیسجمهور تمام شده است اما او مجبور است در صحنه جهانی با افراد قدری همچون سولانا، محمد البرادعی و وزرای کشورهای اروپایی بنشیند و مذاکره کند. آیا او میتواند همچون روحانی و لاریجانی ابتکاراتی داشته باشد؟ باید منتظر ماند و دید این شورا چه سرنوشتی را برای سعید جلیلی رقم میزند. برخی تحلیلها حاکی از آن است که شورای عالی امنیت از این پس به لحاظ ساختاری، اهمیت سابق خود را از دست میدهد و وزارتخانه که به علت فعالیتهای اخیر شورای عالی امنیت ملی، کمفروغ شده بود مجددا جایگاه خود را به دست میآورد. برخی نیز تاکید دارند که شورای امنیت به مانند گذشته با اقتدار فعالیت خود را ادامه میدهد. با این حال هنوز برای قضاوت زود است. باید منتظر ماند و دید که چه کسی مقهور میشود. آیا جلیلی میتواند پرونده هستهای را مقهور خود کند یا آنکه خود مانند روحانی و لاریجانی مقهور پرونده میشود. گرچه نام جلیلی این روزها به نام محمود احمدینژاد رئیس وی ضمیمه میشود.
![]() |
برغم كاربرد گسترده اي كه واژه جهاني شدن (Globalization)در بيش از يك دهه گذشته پيدا كرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آميز است و بسته به اينكه از چه زاويه و با چه نگرشي به آن نگريسته شود معنا و مفهوم متفاوت پيدا خواهد كرد كه ظهور واژه هاي مختلفي همچون "جهاني شدن"،"جهاني سازي"،"جهانگرايي"،"غربي شدن" و "آمريكايي" شدن در بسياري از جوامع از جمله ايران بيانگر اين امر مي باشد.
اين اختلاف ديدگاهها باعث شده تا در حالي كه گروهي از جوامع و افراد با نگاه كاملا مثبت به پديده جهاني شدن مي نگرند و آن را يك فرايند مي دانند كه در بردارنده فرصت هاي زيادي براي جوامع است گروه ديگري از افراد و جوامع اين پديده را يك امر منفي تلقي مي كنند و آن را پروژه اي مي دانند كه از سوي صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحي شده است كه طرفداران اين ديدگاه در مقابله با جهاني شدن از جنبش مخالفان جهاني شدن كه طيف متنوعي از افراد و گر وهها را در خود دارد حمايت مي كنند.البته در بين اين دو ديدگاه يك ديدگاه بينا بيني هم بر اين باور است كه جهاني شدن همچون هر پديد ديگري در ذات خود فرصت و چالش هايي دارد و كشورها و جوامع بايد با شناخت دقيق آن از فرصت هاي آن به نفع خويش سود جويند و از چالش هاي احتمالي آن بدور مانند.
صرف نظر از اين اختلاف نظرها،پديده جهاني شدن شامل طيف گسترده اي از روندهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه در كاربرد عمومي خود بر معاني مختلفي همچون تعقيب سياست هاي ليبرالي كلاسيك (سياست هاي بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازي اقتصادي)، سيطره روزافزون اشكال سياسي، اقتصادي و فرهنگي غربي (و حتي آمريكايي) (غربي شدن يا آمريكايي شدن)، گسترش تكنولوژيهاي جديد اطلاعاتي (انقلاب اينترنتي) و نيز اين كه بشريت در آستانه تحقق يك جامعه واحد متحد كه در آن عوامل عمده منازعه اجتماعي از بين رفته اند (همبستگي جهاني) قرار گرفته، دلالت مي كند.
در خصوص اين كه چه عاملي باعث ايجاد وضعيتي كه از آن به وضعيت جهاني شدن ياد مي شود شده، بين نظريه پردازان اختلاف نظر است. همچنين اين اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآيند جهاني شدن نيز وجود دارد. اين اختلاف نظرها در خصوص ماهيت جهاني شدن موجب شده تا بحث ها بيشتر بر آثار جهاني شدن همچون افزايش تجارت كالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نيروي انساني، گسترش جابه جايي سرمايه، تقويت نفوذ شركت هاي چند مليتي و سازمانهاي بين المللي، تأثير فزاينده تكنولوژي و در مجموع وابستگي متقابل بيشتر نظام بين المللي متمركز شود تا جهاني شدن به مثابه يك نظريه.
جهاني شدن در عرصه سياست هم تحول جدي ايجاد كرده است. به طور سنتي سياست هاي هر كشور در چارچوب نظام هاي سياسي داخلي آن ترسيم مي شده است و دولت هاي ملي مسئوليت نهايي براي حفظ امنيت و رفاه اقتصادي شهروندان و نيز حفظ حقوق بشر و محيط زيست در درون مرزهاي خود را داشته اند. تحولات ناشي از روند جهاني شدن به نوعي تصميم گيري هاي سياسي كشورها را به كاركرد نظام بين الملل نزديك كرده و نقش نهادها و سازمانهاي بين المللي را پر رنگتر كرده و به نوعي حاكمين ملي كشورها را فرسايش داده است.
در عرصه فرهنگي نيز نوآوري هاي تكنولوژيكي همچون اينترنت، دستگاههاي فاكس، تلويزيون هاي ماهواره اي و كابلي، شبكه اينترنت و ظهور رسانه هاي جهاني موجب شده تا مرزهاي فرهنگي كشورها درنورديده شود.
گستردگي زواياي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فرآيند جهاني شدن از جهات مختلف بر زندگي اجتماعي و فردي شهروندان كشورهاي مختلف تأثير گذاشته است. اين امر طي چند سال گذشته موجب شده كه برخي مؤسسات براي سنجش جايگاه كشورها در فرآيند جهاني شدن يك شاخص تركيبي ايجاد كنند و براساس آن به ارزيابي بپردازند.
اگر چه مجموع اين روندها موجب شده تا كارشناسان سياستمداران و انديشمندان اين وضعيت را، «جهاني شدن» بنامند، اما همچنان اين پرسش مركزي مطرح است كه معني «جهاني شدن» واقعاً چيست؟ و در مرحله بعدي اهميت، برندگان و بازندگان جهاني شدن به عنوان يك روند واقعي چه كساني هستند و چگونه ميتوان حركت اين روند را هدايت كرد؟
اهميت سازمان جهاني تجارت (World Trade Organization -WTO) تا آن حد است كه در حال حاضر 150 كشور جهان به عضويت اين سازمان درآمده و 30 كشور نيز در حال طي كردن فرآيند الحاق هستند.ايران نيز اكنون به عضويت ناظر سازمان جهاني تجارت درآمده وسرگرم آماده سازي فرايند مذاكرات است.
در اوج جنگ جهاني دوم و بويژه در سالهاي بعد از آن تلاش هاي وسيع براي نظم بخشيدن به مناسبات بين كشورها در عرصه هاي سياسي و اقتصادي صورت گرفت.در زمينه سياسي، نتيجه اين تلاش ها به تأسيس سازمان ملل متحد به عنوان سازماني براي مديريت مناسبات سياسي بين المللي انجاميد.
نتيجه اين تلاش ها در عرصه تجارت و بازرگاني در سال 1947 به تأسيس موافقت نامه عمومي تعرفه و تجارت (گات) منجر شد. بسياري از كشورها مسائل مربوط به تجارت چندجانبه خود را حدود نيم قرن در چارچوب گات پيگيري مي كردند.با اين وجود،از يك سو به دليل فقدان يك مبناي حقوقي براي گات، به عنوان يك سازمان بين المللي، و از سوي ديگر به دليل گسترده و پيچيده تر شدن مسائل مربوط به تجارت و بازرگاني بين المللي ضرورت تأسيس يك نهاد مسئول در اين زمينه در دهه آخر قرن بيستم بخوبي آشكار شد. بر همين اساس اعضاي گات در دور اروگوئه كه آخرين دور مذاكرات تجاري گات محسوب مي شود با تصويب موافقت نامه مراكش سنگ بناي نهاد جديدي به نام سازمان جهاني تجارت را گذاشتند.
سازمان جهاني تجارت گات باضافه خيلي چيزهاي ديگر است.گات در واقع مجموعه اي از قواعد و مقرراتي بود كه هرگز از يك مبناي حقوقي به عنوان يك نهاد بين المللي برخوردار نبود و به طور موقت شكل گرفته بود در حالي كه سازمان جهاني تجارت يك نهاد بين المللي با ساختار سازماني دائمي است. اين سازمان كه از سال 1995 جايگزين گات شده است يك سازمان بين المللي است كه علاوه بر موافقت نامه عمومي تعرفه و تجارت در چارچوب موافقتنامه هاي متعدد ديگري بر حقوق و تعهدات اعضاء نظارت مي كند.
تفاوت ديگر گات با سازمان جهاني تجارت در اين است كه مقررات گات تنها شامل تجارت كالاها بود در حالي كه موافقتنامه سازمان جهاني تجارت علاوه بر تجارت كالاها، تجارت خدمات و جنبه هاي تجاري مرتبط با ماليكت معنوي را نيز در بر مي گيرد.
يك تفاوت ديگر گات با سازمان جهاني تجارت در نظام حل و فصل اختلافات است. در سازمان جهاني تجارت مقررات تفصيلي تر و عملي تري در مورد بررسي و اجراي تصميمات نظام حل و فصل اختلاف وجود دارد. نظام حل و فصل اختلافات اين سازمان محدوديت زماني براي بررسي تعيين كرده و از اين لحاظ از سرعت بيشتري نسبت به نظام حل و فصل اختلافات گات برخوردار است. در اين نظام كه جنبه خودكار دارد احتمال كارشكني و تأخير كمتر است. همچنين يك نهاد براي فرجام خواهي و بررسي نظرات هيأت حل و فصل اختلافات نيز در سازمان تجارت وجود دارد.
اهداف يادشده در مقدمه موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت يعني مواردي همچون بالابردن سطح زندگي مردم كشورهاي عضو،فراهم نمودن امكانات ايجاد اشتغال كامل،افزايش درآمدهاي واقعي و بالابردن سطح تقاضا، و بهره برداري مؤثر از منابع جهاني و گسترش توليد تجارت بين المللي اهداف سازمان جهاني تجارت نيز است.
به اضافه اين كه در اين سازمان گسترش توليد و تجارت خدمات نيز علاوه بر گسترش توليد و تجارت كالاها مد نظر قرار گرفته است و استفاده از منابع جهاني هم به حمايت از محيط زيست و رشد پايدار مشروط شده است.
بنابراين اگر اهداف سازمان جهاني تجارت را بخواهيم بطور خلاصه بيان كنيم عبارت خواهند بود از:
1- مديريت و نظارت بر اجراي 28 موافقت نامه
2- مجمعي براي مذاكرات تجاري چند جانبه
3- مكانيسم حل و فصل اختلافات تجاري
4- بررسي و ارزيابي سياست هاي تجاري اعضاء
5- همكاري با ديگر سازمان هاي بين المللي در زمينه مديريت اقتصاد جهاني
6- كمك به كشورهاي درحال توسعه و اقتصادهاي در حال گذار جهت برخورداري از مزاياي نظام تجارت چند جانبه
سازمان جهاني تجارت نيل به اين اهداف را برمبناي اصولي همچون اصل عدم تبعيض، اصل آزاد سازي تجاري، اصل تجارت عادلانه، اصل شفافيت، اصل رفتار ويژه و متفاوت با كشورهاي درحال توسعه تعقيب مي كند.البته بايد توجه داشت كه براين اصول استثنائات زيادي وارد شده است و اينطور نيست كه همه كشورهاي عضو سازمان جهاني تجارت با هر سطحي از توسعه اقتصادي و يا هر ميزان از حجم اقتصاد و تجارت به يك اندازه ملزم به رعايت اين اصول باشند.
سازمان جهاني تجارت به عنوان يك سازمان بين المللي كه اكثر كشورهاي جهان عضو آن هستند براي انجام وظايف خود كه مديريت تجارت چندجانبه بين المللي است داراي ساختار تشكيلاتي به شرح زير است:
كنفرانس وزيران:
كنفرانس وزيران بالاترين ركن سازمان جهاني تجارت و متشكل از وزيران ذيربط كليه كشورهاي عضو است.نشست كنفرانس وزيران معمولاً از وزيران بازرگاني يا وزيراني كه مسئوليت امور تجارت خارجي در كشورهاي عضو سازمان جهاني تجارت را برعهده دارند تشكيل شده و دست كم هر دو سال يكبار برگزار مي شود. در نشست كنفرانس وزيران دستور كار تهيه شده توسط شوراي عمومي مورد بررسي قرار مي گيرد و در خصوص تمامي مسائل مربوط به امور سازمان جهاني تجارت در چارچوب موافقتنامه هاي تجاري چند جانبه تصميم گيري مي شود.
اولين نشست كنفرانس وزيران سازمان جهاني تجارت پس از تأسيس اين سازمان در ماه دسامبر سال 1996 در سنگاپور برگزار شد. نشست دوم در ماه مه 1998 در شهر ژنو ،نشست سوم در دسامبر 1999 در شهر سياتل آمريكا ،نشست چهارم در ماه نوامبر 2001 در دوحه قطر ،نشست پنجم در سپتامبر 2003 در كانكون مكزيك و نشست ششم در دسامبر 2005 در هنگ كنگ برگزار شد.
شوراي عمومي:
شوراي عمومي كه پس از كنفرانس وزيران مهمترين ركن سازمان جهاني تجارت محسوب مي شود عهده دار امور جاري و روزمره سازمان است.طبق موافقتنامه تأسيس سازمان جهاني تجارت اين شورا كه متشكل از تمامي اعضاي سازمان جهاني تجارت است وظايف خود را در سه شكل الف – شوراي عمومي ، ب – هيأت حل وفصـل اختـلاف ، ج – هيأت بررسي سياست تجاري انجام مي دهد. نشست هاي عادي شوراي عمومي معمولا هر دو ما يك بار با شركت سفراي كشورهاي عضو تشكيل مي شود.
شوراي عمومي در فاصله بين اجلاس هاي كنفرانس وزيران به نمايندگي از سوي كنفرانس تمامي امور مربوط به سازمان جهاني تجارت را انجام مي دهد. اين شورا چه در شكل هيأت حل و فصل اختلاف كه براي نظارت بر رويه هاي حل و فصل اختلاف اعضاء تشكيل جلسه مي دهد و چه در شكل هيأت بررسي سياست تجاري كه براي تجزيه و تحليل سياست تجاري اعضاء تشكيل جلسه مي دهد گزارشات خود را به كنفرانس وزيران ارائه مي كند.
شوراهاي بخشي:
ركن بعدي سازمان جهاني تجارت شوراهاي بخشي است كه هر يك مسئوليت اداره بخش وسيعي از مسائل تجاري را بر عهده دارد و به شوراي عمومي گزارش مي دهد. تعداد اين شوراها سـه مـورد اسـت كه عبارتنـداز:الف – شـوراي تجـارت كـالاها، ب – شوراي تجـارت خدمـات، ج – شوراي جنبه هاي تجاري مرتبط با مالكيت فكري.
به طوري كه از نام اين شوراها برمي آيد هر يك از آنها مسئول اجراي موافقتنامه هاي سازمان جهاني تجارت در قلمروهاي تجاري مربوط است. اين شوراها متشكل از تمامي اعضاي سازمان است. همچنين سه شوراي بخشي داراي نهادهاي وابسته هستند. اگرچه حيطه كاري اين نهادها محدودتر است، اما آنها همچون شوراهاي يادشده متشكل از تمامي اعضاي سازمان جهاني تجارت بوده و گزارش كار خودرا به شوراي عمومي ارائه مي كنند.
اين نهادها مسائلي همچون تجارت و توسعه، محيط زيست، موافقتنامه هاي تجارت منطقه اي و مسائل اداري را شامل مي شود. كنفرانس وزيران سازمان جهاني تجارت در اولين نشست خود در دسامبر سال 1996 در سنگاپور با ايجاد گروههاي كاري جديد در زمينه هاي سياست سرمايه گذاري و رقابت، شفافيت در خريدهاي دولتي، و تسهيل تجاري موافقت كرد.
كميته ها ي تخصصي:
هر يك ازشوراهاي سطوح عالي داراي كميته هاي وابسته بخود هستند كه از نظر سلسله مراتب سازماني در مرحله بعد از اين شوراها قرار مي گيرند. اين كميته ها كه متشكل از تمامي اعضاي سازمان جهاني تجارت هستند به شوراهاي مربوطه گزارش مي دهند. تعداد اين نوع كميته ها در زير مجموعه شوراي تجارت كالاها 16 مورد است كه در زمينه هاي تخصصي فعاليت مي كنند. همچنين شوراي تجارت خدمات نيز 4 كميته وابسته به خود دارد. در سطح شوراي عمومي نيز هيأت حل و فصل اختلاف دو نهاد فرعي وابسته دارد كه عبارت است از پانل هاي حل و فصل اختلاف و هيأت استيناف.
دبيرخانه:
دبيرخانه سازمان جهاني تجارت كه مقر آن در شهر ژنو سوئيس است مسئول اداره امور اداري است.در حال حاضر سازمان جهاني تجارت حدود 700 كارمند دارد. عمده فعاليت دبيرخانه مربوط به مذاكرات الحاق اعضاي جديد و ارائه مشورت هاي لازم به كشورهاي متقاضي عضويت در سازمان مي باشد. در رأس دبيرخانه مديركل قرار دارد كه توسط شوراي عمومي انتخاب مي شود.مدير كل با همكاري معاونان خود امور دبيرخانه و بخش هاي مختلف آن را اداره مي كند.
اولين مدير كل سازمان جهاني تجارت «پيتر ساترلند» آخرين مدير كل گات بود كه براي مدتي پس از تأسيس اين سازمان مدير كلي آن را نيز بر عهده داشت. دومين مديركل سازمان جهاني تجارت «رناتو روجيرو» از ايتاليا بود كه دوره چهارساله او كه از سال 1995 آغاز شده بود در آوريل سال 1999 به پايان رسيد. سومين مديركل سازمان جهاني تجارت آقاي مايك مور از استراليا بود كه تا از سال 1999 تا سال 2002 در اين منصب قرار داشت.چهارمين مدير كل سازمان جهاني تجارت آقاي سوپاچاي پانيچ پاكدي از تايلند بود كه از سال 2002 تا سال 2005 عهده دار اين مسوليئت بود.مدير كنوني سازمان جهاني كه در واقع پنجمين مدير كل اين سازمان مي باشد تجارت آقاي پاسكال لامي از كشور فرانسه است كه از سال 2005 عهده دار اين سمت شده است.
نشست هاي غيررسمي:
اگرچه نشست هاي غير رسمي در قالب نمودار تشكيلاتي سازمان جهاني تجارت قرار ندارد، اما از آنجا كه تصميم گيري در اين سازمان براساس اجماع آراء صورت مي گيرد شكي نيست كه دستيابي به اين امر بدون رايزني هاي قبلي بين اعضاء امكان پذير نخواهد بود. برهمين اساس مشورت هاي غيررسمي در اشكال مختلف حتي در سطح رؤساي هيأت هاي نمايندگي نقش مهمي در نيل به اجماع نظر اعضاي سازمان ايفا مي كند و لازمه نشستهاي رسمي كميته ها و شوراهاي مختلف محسوب مي شود. اين رايزنيها در زمينه موافقت اعضاء با قبول عضويت يك كشور جديد بسيار حائز اهميت است.
تحليل اكونوميست:
در اواخر قرن يازده، زماني كه اروپاييها زمان را با ساعتهاي آفتابي محاسبه ميكردند، سوسانگ چيني شاهكار خود را به پايان رساند.
![]() |
يك ساعت آبي پيچيده و بسيار دقيق. «موتور عظيم» سو با تقريبا 12متر (40فوت) ارتفاع، تنها چند دقيقه در هر 24ساعت خطا داشت. از دو مخزني كه توسط خدمتكاران پر ميشد، جريان منظم آب به وسيله يك سري سطل كه روي چرخها نصب شده بود، روي آنها ريخته ميشد.
گردش چرخها ساعت و گويهاي نجومي و كرههايي را كه نمودار حركت خورشيد، ماه و سيارهها را رسم ميكردند، به حركت درميآورد. طبلها 100بار در روز نواخته ميشدند و زنگها هر دو ساعت به صدا درميآمدند. مدلي كه از اين ساعت به دقت و با روشهاي معاصر ساخته شده است، اكنون در موزه ملي علوم طبيعي تايوان قرار دارد.
ساعتسازي تنها يكي از تلاشهاي علمياي بود كه چين و هند در آن قبل از قرن پانزدهم در جهان پيشتاز بودند. چين از اروپا در فهم از هيدروليك، ذوبآهن و كشتيسازي پيش افتاد. چين ماشينهايي براي پاك كردن پنبه، ريسندگي، ريسيدن ابريشم داشت. به نظر ميرسيد فقط يك ماشين پرنده كم داشت تا با ماشينهاي عجيب و غريب قرن هجدهم كه انقلاب صنعتي انگلستان را به راه انداختند، هماهنگ شود. تميز كردن دندانها با مسواك، استفاده از چتر تاشو براي خيس نشدن زير باران، برزدن ورقهاي بازي، روشن كردن كبريت، نوشتن، پرداخت پول، همه اينها را مديون توانايي اختراع چينيها هستيم.
نبوغ هند در نرمافزار بود، نه در ابزارآلات. تمدنهاي باستاني هندوستان «انقلاب رياضي» را از قرن پنجم به وجود آوردند. در اين زمان آرياييها چيزي شبيه به سيستم اعشاري را ابداع كرد. در قرن هفتم براهماگوپتا شرح داد كه هر عددي كه در صفر ضرب شود، حاصلضرب صفر ميشود. در قرن پانزدهم مادهاوا عدد پي را تا بيش از 10رقم اعشار محاسبه كرد.
اما پس از قرن پانزدهم حركت ماشين تكنولوژي در هند و چين متوقف شد؛ در حالي كه اين حركت در اروپا تسريع شد. جوزف نيدهام تاريخدان برجسته علوم چيني ميگويد: از دست دادن غيرعادي قدرت، نيازمند توضيح است. چرا علم گاليله در پيزا آشكار شد، اما در پاتنايا پكينگ ظاهر نشد؟
ژول موكاير در كتاب خود در مورد ركود تكنولوژي در چين به يك توضيح ساده رسيده است. حكومت امپراتوري اين كشور منافع خود را از دست داد، اهداف آنها بيشتر با استمرار دنبال ميشد تا آنكه پيشرفتي داشته باشد و يك رقيب قدرتمند يا يك حامي براي جمع كردن طنابهايي كه حكومت پاره كرده بود، وجود نداشت. رودام ناراسيمها از موسسه ملي مطالعات پيشرفته هند، در مورد اين كشور به نتيجه مشابهي رسيده است: تا قرن هجدهم، شرق به طور كلي قدرتمند و ثروتمند بود، وضع موجود مطلوب بود و فشار داخلي براي تغيير نظم جهان وجود نداشت.
ديگر فقدان اعتمادبهنفس مانع اين دو كشور نميشود. هند و چين اكنون با روياي تكنولوژي بيقرار هستند. دولت چين از نعمت انتخاب بين پيشرفت و پايداري برخوردار نيست. اين كشور نميتواند بدون پيشرفت اقتصادي از آرامش اجتماعي بهرهمند شود. چين در 30سال گذشته سعي كرده است، ماشين تكنولوژي را پيش ببرد. تا سال 2015 تعداد دانشمندان محقق و مهندسان چيني بيشتر از دانشمندان و مهندسان ديگر كشورها خواهد بود.
اين كشور قصد دارد تا سال 2020 بيشتر از مبلغي كه اتحاديه اروپا صرف تحقيق و توسعه ميكند، از سهم توليد ناخالص داخلي خود به اين امر اختصاص دهد.
هندوستان به نوبه خود، آينده را با خوشبيني غيرعادي ارزيابي ميكند. اعتماد به نفس هندوستان در مورد تكنولوژي به دليل موفقيتهاي شركتهاي نرمافزار و آيتي افزايش يافته است. نمايندگان صنعت ديجيتال هند كه وارثان آريابهاتا و برهماگوپتا هستند؛ به دليل مهارتشان در صفر و يكها مورد تحسين قرار گرفتهاند.
اما با وجود اينكه قدرت تكنولوژي هند جهان را تكان داد، اما اين تكان فقط سطح اين جامعه پهناور را به حركت درآورد. هند بيشتر از آمريكا فارغالتحصيل مهندسي دارد؛ اما براي هر 1000نفر، 24كامپيوتر شخصي و كمتر از سه مركز اتصال پرسرعت وجود دارد. جمعيت زياد هند دو بعد دارد. هر گاه جمعيت در صورت كسر قرار گيرد، عدد به دست آمده بزرگ خواهد بود؛ اما هر گاه جمعيت در مخرج كسر قرار گيرد، عدد به دست آمده كوچك به نظر ميرسد؛ مثل اين است كه به يك پديده از طرف ديگر تلسكوپ نگاه شود. تاكنون هند بيشتر از آنچه كه تكنولوژي براي اين كشور انجام داده، به آن اهميت داده است.
ساكنان خارجي ميگويند: يك سال چين مثل ده سال خارج از چين است. ساعت چين بسيار سريع حركت ميكند؛ اما اهرمهايي كه پيشرفت تكنولوژي را به حركت در ميآورند، به پيچيدگي و دقت ساعت سوسانگ است. دولت چين در خطر تلاش بيش از اندازه است. تلاشهاي جاودان اين كشور براي آموزش، مخزنهاي موتور ابداع را پر ميكند. اكنون زمان آن است كه آب جاري شود.
A UN resolution cleared by the controversial Human Rights Committee to ban the death penalty could soon go up for a vote in the General Assembly. But a roster of countries that include China, Iran, Syria and the US are opposing it.
Criminals sentenced to death during an open trial in December 2006 in Zhuzhou, China. The country was one of 52 to vote against the resolution to abolish the death penalty.
Ninety-nine of the committee's member states voted in favor of the resolution, 52 against. Strange bedfellows were made as the United States sided with countries like Syria and Iran in the pro-death penalty camp. Thirty three countries abstained.
The resolution expressed "deep concern" about the death penalty, contended that it violates human dignity and challenged the notion that capital punishment has a preventative impact on crime. It calls on countries practicing capital punishment to "establish a moratorium on executions with a view to abolishing the death penalty."
The countries opposed to the resolution, led by Singapore, maintain that it is morally righteous and impinges on national sovereignty.
More than a dozen amendments were proposed and rejected during the discussions, which took place at the UN headquarters in New York. One of these was the right to life of unborn children, which was introduced by the American delegation and echoes the abortion debate going on in the 2008 presidential election campaign. It found little traction among committee members.
Marcello Spatafora, Italy's ambassador to the UN and one of the sponsors of the resolution for a moratorium on capital punishment
The draft resolution was co-sponsored by European Union states and 60 other countries. It must now be voted on by the entire 192-member General Assembly, which has rejected similar initiatives twice before, in 1994 and 1999. The first was defeated by eight votes, and the second was withdrawn at the last minute. If the General Assembly votes in favor this time, the resolution would be legally nonbinding, but would carry moral weight.
Human rights groups celebrated the draft resolution, which Amnesty International called "a clear recognition of the growing international trend toward worldwide abolition of the death penalty." The human rights organization reports that more than 90 percent of all executions last year took place in China, Iran, Iraq, Sudan and the US. The total number of recorded executions, however, has dropped from 2,148 in 2005 to 1,591 in 2006. One hundred and thirty countries have abolished capital punishment, including the 27-member European Union, which has become a major force
nmb/ap/reuters
از 13 الی 18 آبان 86 شش نماینده زن مجلس شورای اسلامی به دعوت دولت جمهوری فدرال آلمان در چارچوب همکاری های مجلسین دو کشور به آلمان سفر می کنند. موضوع این دیدار "قانون جزای نوجوانان و دادگاه جزائی نوجوانان" و نیز تجربیات آلمان در زمینه سیاست مهاجرین و مهاجرت است.
To mark the anniversary of the fall of the Berlin Wall, SPIEGEL polled over 1,000 Germans who had grown up on both sides of the Iron Curtain. The disturbing conclusion is that, 18 years after the Wall came down, Germany remains as divided as ever. more...
A unique traveling Holocaust exhibition sets off on a six-month journey Friday. The 'Train of Commemoration,' which is dedicated to the Nazi deportation of children and young people, will visit 30 cities between Frankfurt and its final destination of Auschwitz. more...
| فريده طه- كارآموز وكالت | |
| كارشناس كميسيون حقوق بشر اسلامي | |
| راي شماره ۱۹۴ هيات عمومي ديوان عدالت اداري | ![]() |
"ساختار شکنی سطوح. هنرمند و معمار" عنوان نمایشگاهی است که از3 آبان تا 1 آذر در موزه هنر های معاصر اصفهان برگزار می شود. هنرمند آلمانی هلا برنت و آرشیتکت ایرانی مسعود موسوی زاده در ماه های اخیر به تبادل نظر فشرده در باره درک و مفهوم سطح در فضای معماری پرداختند. در این برنامه رنگ آبی جایگاه ویژه ای دارد.
نتیجه این گفتمان در این نمایشگاه قابل مشاهده است.
اطلاعات بیشتر: Ku-200@tehe.auswaertiges-amt.de (خانم فرناز قربانی)
9 نوامبر 1989 – یکی از اعضاء دفتر سیاسی حزب سوسیالیستی آلمان شرقی، گونتر شابووسکی در یک کنفرانس مطبوعاتی و بصورت جنبی می گوید که مرزها باز شده است. کمی بعد سیل جمعیت از مرز ها عبور می کند و بعد از 28 سال دیوار فرو می ریزد.
13 نوامبر 1989- هانس مدروف، رئیس شاخه حزب در درسدن مامور تشکیل کابینه
می شود.در تظاهراتی که مدت هاست روز های دو شنبه برگزار می شود، اکنون مردم نوشته هائی با شعار اتحاد دو آلمان حمل می کنند.
3 دسامبر 1989- تحت فشار حزب، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی دسته جمعی استعفا می دهند.
7 دسامبر 1989- میز گرد با شرکت نمایندگان احزاب و کلیسا جهت گذار از بحران تشکیل می شود.
19 دسامبر 1989- صدراعظم کهل اولین دیدار رسمی از آلمان شرقی را انجام می نهد. در درسدن استقبال بزرگی از او می شود. مردم فریاد می زنند: هلموت، هلموت و اتحاد دو آلمان
15 ژانویه 1990- حدود 2000 تظاهر کننده به مرکز پلیس امنیتی آلمان شرقی حمله می کنند. 100000 نفر مقابل ساختمان تظاهرات می کنند.
28 ژانویه 1990- نمایندگان احزاب قدیم و جدید آلمان شرقی با تشکیل دولت موقت با عضویت مذاکره کنندگان میز گرد موافقت می کنند.
1 فوریه 1990- نخست وزیر هانس مدروف به مجلس طرح اتحاد دو آلمان را ارائه می دهد که شامل بی طرفی نظامی و ساختار فدرال است.
7 فوریه 1990- دولت آلمان غربی تصمیم می گیرد به آلمان شرقی پیشنهاد پول واحد را بدهد.
18 مارس 1990- در آلمان شرقی اولین انتخابات آزاد بر گزار میشود. ائتلاف محافظه کاران به رهبری حزب دموکرات مسیحی برنده اصلی است.
12 آوریل 1990- اولین مجلس پس از انتخابات آزاد لوتار دو مزیه از حزب دموکرات مسیحی را به نخست وزیری انتخاب می کد.
23 آوریل 1990- دولت ائتلافی در بن طرح قرارداد اتحاد پولی را تصویب می کند.
5 مه 1990- اولین نشست وزرای امور خارجه 2+4 ( امریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه، آلمان غربی و شرقی) برای بحث در مورد اتحاد.
18 مه 1990- امضا قرارداد اتحاد پولی و اقتصادی. کهل آن را تولد آلمان متحد و آزاد می نامد.
1 ژوئیه 1990 – اغاز اتحاد پولی. مارک آلمان غربی در آلمان شرقی. حذف کنترل گذرنامه در مرز دو آلمان.
2 ژوئیه 1990 – در برلین شرقی بحث بر سر قرارداد دوم ، یعنی قرارداد اتحاد شروع می شود.
16 ژوئیه 1990 – کهل و گورباچف پیشرفت در کار اتحاد را اعلام می کنند. آلمان متحد در ناتو باقی می ماند.
22 ژوئیه 1990 – مجلس آلمان شرقی قانون ایجاد ایلت ها در آلمان شرقی را تصویب می کند.
23 اوت 1990- مجلس آلمان شرقی الحاق آلمان شرقی به غربی را در 3 اکتبر تصویب می کند.
31 اوت 1990 – در برلین شرقی قرارداد اتحاد امضا می شود.در 20 سپتامبر دو مجلس آلمان غربی و شرقی با اکثریت دو سوم آن را تصویب می کنند.
24 سپتامبر 1990- آلمان شرقی از معاهده ورشو خارج می شود.
1 اکتبر 1990 – آلمان استقلال کامل می یابد. حقوق محفوظ شده برای متفقین در 3 اکتبر خاتمه می یابد.
3 اکتبر 1990 – در ساعت 00.00 در برابر مجلس آلمان در برلین سرود ملی آلمان نواخته و پرچم سیلاه-سرخ-طلائی براقراشته می شود. صدها هزار نفر در آلمان این مراسم را جشن می گیرند.
تصویر 1 – بعد از باز شده مرزهای دو آلمان در 11 نومبر 1989 مردم با شمع های نور افشان روی دیوار نشسته اند.تصویر 2 – جشن اتحاد در برابر مجلس آلمان. ورزشکاران جوان پرچم آلمان را بر می افرازند.
گروه اجتماعي، مريم حسين خواه؛ با نتيجه ندادن اعتراضات به اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور امسال، نهادهاي مدني زنان درصدد سازماندهي اعتراض حقوقي به اين اقدام تبعيض آميز هستند.کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت، شبکه وکلاي داوطلب و گروه ميدان زنان با انتشار فراخواني از دختران شرکت کننده در آزمون دانشگاه که به سبب سهميه بندي جنسيتي در رشته هايي پايين تر از رتبه علمي شان پذيرفته شده يا به کل از کنکور سراسري رد شده اند، درخواست کرده با ارائه پرونده علمي خود به ديوان عدالت اداري شکايت کرده و از نظر حقوقي مساله را پيگيري کنند. «شادي صدر» عضو شبکه وکلاي داوطلب با اعلام اين مطلب به اعتماد گفت؛«برنامه ما اين است که هر يک از وکلاي داوطلب پيگير پرونده يکي از شاکيان باشد و با ارائه کارنامه آن فرد به يک کارشناس رسمي آموزش در دادگستري و تطبيق آن با رشته يي که قبول شده، نسبت به سهميه بندي جنسيتي اعمال شده به ديوان عدالت اداري شکايت شود.» به گفته وي با وجود اينکه سازمان سنجش به صورت رسمي اعمال سهميه بندي را نپذيرفته است، اما در پاسخ به اعتراضات دختران مراجعه کننده، اين مساله را دليل پذيرفته نشدن آنها يا پذيرفته شدن در رشته هاي پايين عنوان کرده است. از همين رو اين نهادهاي مدني با صدور فراخواني خواستار توجه عمومي به اين گونه اعمال تبعيض ها و نيز اقدام عملي در اعتراض به آن شده اند. در اين فراخوان آمده است؛ «اطلاعات جمع آوري شده از دانشگاه هاي مختلف حاکي از آن است که اين سهميه بندي نه فقط در رشته هاي پزشکي بلکه در تمامي رشته هاي فني و مهندسي و حتي علوم انساني نيز اعمال شده است. نحوه اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور امسال به اين ترتيب بوده که براي پسران يک سهميه حداقل 40 درصدي در نظر گرفته شده است؛ به صورتي که در تمام رشته ها تعداد پسران پذيرفته شده، حتي اگر رتبه هايشان بسيار پايين تر از دختران باشد، نبايد کمتر از 40 درصد کل ظرفيت شود.» اين فراخوان، آمادگي اعضاي شبکه وکلاي داوطلب را براي برعهده گرفتن وکالت داوطلبان دختر کنکور امسال که به سهميه بندي جنسيتي معترض اند و قصد شکايت به ديوان عدالت اداري و پيگيري حقوقي پرونده خود را دارند اعلام کرده است. نهادهاي مدني صادرکننده اين فراخوان در حال حاضر در پي جمع آوري مدارک لازم هستند و اعلام شکايت از سازمان سنجش به ديوان عدالت اداري از اواخر آبان ماه آغاز خواهد شد. دختران داوطلبي که به سبب اين سهميه بندي مورد تبعيض قرار گرفته اند مي توانند از طريق نشاني پست الکترونيکي sahmieh@gmail.com با شبکه وکلاي داوطلب در ارتباط باشند. با وجود اينکه در دفترچه آزمون سال جاري، ظرفيت ها به نسبت پنجاه - پنجاه بين پسران و دختران اعلا م شده بود اما در عمل و براساس شواهد و قرائن موجود، 70 درصد ظرفيت رشته هاي پزشکي (شايد هم بيشتر)به پسران و مابقي به دختران اختصاص داده شد که اين نحوه گزينش، تعداد قابل توجهي از دختران مستعد را از ورود به رشته پزشکي محروم کرده است تا آنجا که برخي پسران با رتبه 3000 و حتي بنا بر بعضي شنيده ها با رتبه 4000 در رشته پزشکي پذيرفته شده اند اما دختران داوطلب با رتبه هاي بين 1200 تا 1900 از اين قافله عقب مانده اند. بر اساس اعتراضات دختران دواطلب کنکور، در بسياري ديگر از رشته ها نيز وضعيت به همين منوال بوده است. اين در حالي است که سال گذشته و در پي طرح سهميه بندي جنسيتي در مجلس، نمايندگان مجلس و مسوولان وزارت علوم به شدت با اجراي اين طرح مخالفت کرده و مانع از تصويب آن شدند، با اين وجود سازمان سنجش امسال، بدون اعلام قبلي و به صورت غيررسمي اقدام به اعمال اين سهميه بندي کرده است. |
تو تنهايى تو از تن ها جدايى/ غريبى بى كسى بى آشنايى
دلا گويى تو را من مى شناسم/ تو از اينجا نه اى اهل كجايى؟
قيصر امين پور
بيزينس ويك منتشر كرد:
مترجم: شادي آذري
كار با كارآفرينان جوان بسيار لذتبخش است؛ چون آنها انرژي، شور و ايده دارند. اما اگر آنها والدين معروف، ارتباطات مهم يا ابداعي در تكنولوژي مانند اسكايپ نداشته باشند، با چالش ارائه ايدههايشان به مخاطبان بدبين مواجه خواهند شد.
![]() |
به همين دليل، «توري جانسن» مديركل يك شركت خدمات استخدامي به نام ويمن فورهاير ميگويد كه كارآفرينان جوان بايد مهارت خود را در سخنراني براي عموم افزايش دهند.
او ميگويد: «حتي اگر شما بهترين ايده روي كره زمين را هم داشته باشيد؛ اگر مطمئن و با آگاهي به نظر نرسيد، كسي به ايده شما گوش نخواهد داد. البته روي ديگر سكه اين است كه گاهي ايدهاي كه چندان هم بينظير نيست، موردتوجه قرار ميگيرد؛ چون ارائهدهنده آن توانسته است شخصا با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند. نبايد قدرت و اهميت اين مهارتها را ناچيز بشماريد.» در اينجا چهار استراتژي به كارآفرينان جوان ارائه ميشود تا بتوانند به وسيله آنها با اطمينان به ارائه نظرات و ايدههاي خود بپردازند و خود را مطرح كنند.
1 - از شور و هيجان خود تبعيت كنيد
«دانلد ترامپ» به تبليغ كتاب جديد خود پرداخت و ميليونها نفر از خواندن ايدهها و تماشاي سخنراني او لذت ميبرند. پيام كليدي ترامپ اين نبود كه چگونه در زمينه املاك و مستغلات ثروتمند شويد، بلكه پيام كليدي او تنها اين بود كه «به آنچه انجام ميدهيد عشق بورزيد»، به نظر ميرسيد كه همه اصول ديگر ترامپ براي موفقيت بر پايه همين مفهوم كليدي استوار بودند. او در مصاحبه تلويزيوني اخير خود از كارآفرينان جوان خواست «موضوع مدنظر خود را به خوبي بشناسند.» اما در كنار آن افزود: اگر نسبت به آن موضوع شور و هيجان داشته باشيد، قادر خواهيد بود هر كاري انجام دهيد تا بر همه نكات مربوط به آن موضوع اشراف پيدا كنيد. خواهيد ديد كه همهچيز به شور و علاقه بستگي دارد. ميتوان به مردم آموخت كه چگونه نظرات خود را موثرتر بيان كنند؛ اما نميتوان به آنها شور و هيجان را درس داد و بدون شور و هيجان شما بسيار سختتر موفق ميشويد. توجه افراد را به ايدههايتان جلب كنيد.
2 - يك ديدگاه خلاصه براي يادآوري به رشته تحرير درآوريد
ارائه ديدگاه با بيانيه ماموريتي كاملا متفاوت است. بيانيه ماموريتي يك پاراگراف طولاني و پيچيده است كه معمولا كميتهاي آن را تنظيم ميكند. اما ديدگاه، يك تصوير خلاصهشده و فشرده از آيندهاي روشنتر است كه با محصول يا خدمات شما محقق خواهد شد. ارائه ديدگاه در شرايط مطلوب بايد حدود ده كلمه يا كمتر باشد. سرمايهگذاران معمولا بر اين باورند كه اگر يك كارآفرين نتواند محصول خود را در ده كلمه يا كمتر توصيف كند، نبايد بر آن محصول سرمايهگذاري كرد.
3 - از قانون 10/20/30 پيروي كنيد
اگر به استفاده از نرمافزارهاي ارائه مطلب چون پاورپوينت عادت نداريد، هماكنون استفاده از آن را تمرين كنيد. سرمايهگذاران، شركا و مشتريان بالقوه شما دوست دارند اطلاعات شما را به صورت بصري دريافت كنند و يك كپي از آن را براي خود داشته باشند.
اما به خاطر داشته باشيد كه ارائه ايده شما ميتواند خوب يا بسيار ضعيف انجام شود.
يكي از روساي سابق اپل به نام گايكاواساكي، به صدها ارائه نظر گوش داده است كه اغلب آنها «آنچنان كسالتبار بوده است كه قادر به ادامه گوش دادن به آنها نبوده است». او به قانون 10/20/30 اشاره ميكند. اين قانون بسيار ساده است. وقتي سميناري بايد ارائه دهيد، بايد 10 اسلايد را در 20دقيقه با فونت 30 ارائه دهيد. استفاده از اين قانون به شما در احياي روش سخنرانيتان كمك ميكند.
4 - مانند يك رهبر لباس بپوشيد
مخاطبان شما در 90 ثانيه اول جلسه در موردتان به قضاوت مينشينند. اين به شما زمان زيادي براي ارائه محتواي سخنانتان نميدهد. معناي اين نكته اين است كه مخاطبان براساس حركات بدن و لباس شما در موردتان قضاوت ميكنند. يك قهرمان ارتش گفته است كه رهبران بزرگ هميشه نسبت به حضار در يك اتاق كمي بهتر به نظر ميرسند.
سرانجام آنكه اگر بتوانيد با موفقيت به ابراز عقيده خود بپردازيد، موفقيت شما در رسيدن به اهدافتان تضمين ميشود.
انستیتوی روابط خارجی آلمان در ماه اوت کلمه ترکی «ياکاموز» را به عنوان «زیباترین کلمه جهان در سال ۲۰۰۷» معرفی کرد.
واژههای «هولو» و «ولنگتو» دوم و سوم شدند. روز ۲۷ اکتبر از برندگان در برلین تقدیر میشود.
تابستان امسال مسابقهای با عنوان «زیباترین کلمه در جهان» توسط انستیتوی روابط خارجی آلمان در اشتوتگارت برگزارشد. هيات داوران از بین حدود ۲۵۰۰ کلمه ارسال شده، کلمه «یاکاموز»، به معنای «انعکاس ماه در آب» را انتخاب کرد. در این مسابقه نزدیک به ۶۰ کشور شرکت داشتند.
کلمات آلمانی در این مسابقه عبارت بودند از: «فرنوه»، «کویچفیدل» و «هایلبوتشنیتشن» که معنای آنها به این ترتیب است: «دلتنگی برای سفر به دوردست»، «آدم سرحال و شلوغ» و «نانی که در آن تکههای ماهی وجود دارد».
کلمه چینی «هولو» به معنای «خر و پف کردن» و «ولنگتو»، که در زبان آفریقایی لوگاندا به معنی «بینظم» است، به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند. این مسابقه که به مناسبت «سال علوم انسانی» برگزار شد، در روز ۳۱ آگوست به پایان رسید.
«کلمه» و «ناکلمه» سال
در آلمان هر ساله «کلمه سال» و «ناکلمه سال» هم انتخاب میشوند. کلمه سال ۲۰۰۶ «فان مایله» است که به جایی میگویند که در آن طرفداران ورزش برای دیدن یک مسابقه جمع میشوند و از طریق گزارش تلویزیونی، مسابقه را میبینند.
«ناکلمه سال» ۲۰۰۶ «اخراج اختیاری از کشور» است. این واژه در مورد اخراج پناهجویانی به کار میرود که باید کشور آلمان را ترک کنند و چارهای ندارند جز این که با آن موافقت کنند.
|
در آلمان بیش از ۳۰۰ نوع نان وجود دارد. برای اینکه کسی در آلمان بتواند نانوا شود، باید پس از پایان تحصیلات متوسطه، ۳ سال در یک مدرسه یا آموزشگاه حرفهای به تحصیل بپردازد. نان غذای اصلی آلمانیها است.
تصویری که واژه «نانوا» در ذهن خواننده ایرانی ایجاد میکند، اساسا با تصویری که معادل آلمانی آن «Becker» در ذهن پدید میآورد، فرق میکند. ایرانیان نه از واژه «نانوا»، بلکه از واژه «نان» هم ذهنیت دیگری دارند. نان برای ما «بربری»، «سنگک»، «لواش» و «تافتون» است و ما آن را دانهای میخریم، حال آنکه در بیشتر نقاط جهان و از جمله آلمان نان را کیلویی میخرند و میفروشند. به مناسبت روز جهانی تغذیه، دویچهوله با يك ایرانی که از سالها پیش در آلمان زندگی میکند و در برلین نانوایی دارد، به گفتوگو نشسته است.
افشین رجایی، ۱۶ ساله بود که به آلمان آمد. او از همان ابتدا به یادگیری زبان آلمانی پرداخت. روزی به پیشنهاد یکی از دوستانش در يك نانوایی مشغول به کار شد. افشین که از این کار خوشش آمده بود، پس از پایان مدرسه، در یک آموزشگاه حرفهای، دوره نانوایی گذراند و از آن پس به طور جدی «نانوا» شد. او آموختن تئوری را برای پختن نان لازم و ضروری میداند و به عنوان استادکار هم، در این راه شاگردانی را تربیت میکند.
اگر بخواهید به طور کلی نقش نان را در تغذیه روزمره آلمانیها توضیح دهید، این نقش را چگونه میبینید؟
نان در تمام دنیا نقش بسیار مهمی در زندگی مردم دارد. تاریخ آن به پنجهزار سال پیش و به مصر باستان برمیگردد. مصرف نان در آلمان هم مشخصا بسیار زیاد است. غذای اصلی ما ایرانیها برنج است و غذای اصلی آلمانیها سیبزمینی و نان است. به همین علت هم ارزش نان در آلمان بیشتر از ایران است.
در مقایسه با ایران ریخت و پاش نان در آلمان خیلی کمتر است، یعنی مردم در آلمان نان را آنقدر هدر نمیکنند. علت آن را در چه میدانید؟ آیا فکر میکنید این به تاریخ آلمان و گرسنگی که مردم پس از جنگ کشیدند، برمیگردد؟
من فکر نمیکنم که جوانها این را رعایت کنند، اما باید بگویم که آلمانیها به طور کلی ملت صرفهجویی هستند. آلمانیها همیشه مراقبند که همه چیز را درست استفاده کنند. در مصرف هم نظم و قانون را رعایت میکنند، قانونی که خودشان برای خودشان تعریف میکنند. در ایران متاسفانه حیف و میل بیشتر است.
میدانیم که تنوع نان در آلمان خیلی زیاد است. میتوانید بگویید در آلمان در مجموع چند نوع نان وجود دارد؟ شما در طول روز معمولا چند نوع نان میپزید؟
در آلمان بیش از ۳۰۰ نوع نان هست، البته این نانها در شهرهای مختلف نامهای مختلف دارند. نانواییهای آلمان مثل ایران نیست که فقط نان در آنها پخته شود. ما در اینجا شیرینی و کیک هم میپزیم. من در روز در مجموع ۵۰ نوع نان میپزم، البته این شامل نان شیرینی و نانک (Brötchen) هم است.
اگر بخواهیم نانها را بر اساس مواد تشکیلدهنده آنها تقسیمبندی کنیم، شما آنها را به چند گروه تقسیم میکنید؟
به طور کل میتوان نان را به سه نوع تقسیم کرد. دسته اول نانهای سفید هستند که در ایران هم پخت میشوند، مثل باگت. دسته دوم نانهایی هستند که با چاودار درست میشوند. این نانها تیرهتر هستند و البته باید بگویم که نانهای تیرهتر مواد معدنی بیشتری دارند، چرا که آرد هرچه تیرهتر باشد، مواد معدنی آن هم بیشتر است.
دسته سوم نانها را هم با همان آرد تیره درست میکنند با این تفاوت که به آنها تخمه آفتابگردان یا تخمه کدو اضافه میکنند که این به نان مزه دیگری میدهد و ارزش غذایی آن هم بیشتر است.
آیا فکر میکنید قیمت نان در آلمان نسبت به مواد غذایی دیگر گران است یا مناسب؟
قیمت نان در آلمان در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار ارزان است. به طور کل مواد غذایی در آلمان ارزان است. تنها چیزی که شاید کمی گرانتر باشد، گوشت است.
شما به طور کلی کیفیت نان را در آلمان چگونه ارزیابی میکنید؟ دولت چقدر و چگونه این کیفیت را کنترل میکند؟
دولت به طور مستقیم با کیفیت، کاری ندارد. البته آنها تمیزی نانواییها و مواد مصرفی آنها را مدام کنترل میکنند.
در واقع هر نانوایی میتواند بنا به سلیقه و وجدانش نان خوب یا بد بپزد، ولی باید بگویم نان به طور کلی در آلمان از کیفیت بسیار خوبی برخوردار است.
آیا فکر میکنید کیفیت نان در آلمان را میتوان با کیفیت نان در ایران مقایسه کرد؟
اصلا قابل مقایسه نیست. اگر کسی از نان، کمی سررشته داشته باشد، در همان نگاه اول میفهمد که کیفیت نان در ایران قابل مقايسه نيست. عملا باید بگویم ما در ایران نان خوب نداريم.
نان به طور کلی چه قدر ارزش غذایی دارد؟ آیا نان سفید هم همان ارزش غذایی را دارد که نان تیره؟
نان ویتامین و مواد معدنی زیادی دارد ولی هر چقدر آرد سفیدتر باشد، مواد معدنی آن کمتر است. ویتامینها، مواد معدنی و پروتئین آرد تیره خیلی بیشتر است.
آیا ویتامین و املاح موجود در نان پس از پخت از بین نمیروند؟
نه، درجه حرارت پخت نان ۹۵ درجه است. ویتامینها در این حرارت از بین نمیروند.
چیزی که این اواخر در آلمان بیش از پیش مشاهده میشود، این است که خمیر نان منجمد شده را از کشورهای دیگر مانند لهستان وارد میکنند. آیا وقتی خمیر نان منجمد میشود از کیفیت آن کاسته نمیشود؟
متاسفانه این اقتصادی است که کارخانههای بزرگ از آن سود میبرند که در کشورهایی مثل چین یا کشورهای اروپای شرقی نان درست میکنند و خام آن را به آلمان میآورند و اینجا میپزند. من با این کار خیلی مخالفم. به این ترتیب مردم نمیدانند چه میخرند و چه میخورند. در این نانها از مواد نگهدارندهای استفاده میشود که در آلمان ممنوع و حتی خطرناک است.
چه بسا که آدم پس از گذشت چند سال از مصرف این نانها دچار بیماریهایی مانند سرطان شود. منجمد کردن خمیر قطعا از کیفیت نان میکاهد، چرا که در خمیر نان از مخمر استفاده میشود و این مخمر با انجماد طولانی کیفیتش را از دست میدهد. به همین علت از مواد نگهدارنده استفاده میکنند که آن هم خوب نیست.
انتخاب «دانشگاه برتر» در آلمان به منظور حمایت مالی از دانشگاههای برگزیده، قوت بخشیدن به پژوهش در سطوح بالا و تشویق به رقابت با دانشگاههای پرآوازه دنیا انجام میشود. امسال ۶ دانشگاه و مرکز آموزش عالی «برنده» شدند.
«دانشگاههای برتر» عبارتند از: مرکز آموزشعالی فنی حرفهای آخن، دانشگاه آزاد برلین و دانشگاههای کنستانس، فرایبورگ ، گوتینگن و هایدلبرگ دانشگاههایی که لقب «برتر» را یدک میکشند، از حمایت مالی دولت که چندین میلیارد یورو است، برخوردار میشوند.
آلمان قصد دارد با برپایی این «مسابقه» و انتخاب «دانشگاه برتر» و حمایت مالی از دانشگاههای برگزیده، پژوهش در سطوح بالا را در مراکز آموزش عالی این کشور قوت بخشد و دانشگاهها را به حمایت از پژوهشگران تشویق کند و در سطح بینالمللی با دانشگاههای پرآوازه دنیا به رقابت برخیزد.
جایزه برای تشویق به گسترش پژوهش
در چارچوب برنامهای با نام طرح ایالتها و دولت فدرال، به دانشگاههای برگزیده برای مدت پنجسال از سال ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۱۱ در مجموع ۹/۱میلیارد یورو اختصاص داده میشود.
وزیر علوم و تحقیقات آلمان، آنته شاوان و وزیر دارايی، اشتاین بروک اعلام کردهاند که قصد دارند به این طرح تا سال ۲۰۱۱ ادامه دهند. ایالتها و دولت آلمان سال ۲۰۰۹ برای ادامه این برنامه تصمیمگیری خواهند کرد. در اولین دور این مسابقه برای کسب عنوان «برتر»، در اکتبر سال ۲۰۰۶ سه دانشگاه انتخاب شده بودند که عبارتند از: دانشگاه فنی مهندسی مونیخ، دانشگاه لودویگز ماکسیمیلیان مونیخ و مرکز آموزش عالی کارلزروهه.
کمکهای نقدی به دانشگاههای برتر در موارد زیر مصرف میشود:
- کالجهای تحقیقاتی و تحصیلات تکمیلی برای حمایت از دانشجویان دوره دکترا
- جوامع پژوهشی که از همکاری مراکز پژوهشی چند دانشگاه پدید آمدهاند
- پروژههای پژوهشی در سطوح دانشگاهی.
متن کامل لايحه حمايت خانواده، به همان شکلي که از دولت به مجلس فرستاده شده، در زير آمده است. موادي را که فکر مي کرديم بر زندگي زنان تاثيري منفي خواهد گذاشت با قرمز و آنهايي را که فکر مي کرديم به حال زنان مثبت است، با آبي مشخص کرده ايم.
لايحه حمايت خانواده
باسمه تعالي
شماره 68357/36780
تاريخ1/5/1386
جناب آقاي دکتر حداد عادل
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي
لايحه « حمايت خانواده» که بنا به پيشنهاد قوه قضاييه در مجلس در جلسه مورخ 3/4/1386 هيات وزيران به تصويب رسيده است ، جهت طي تشريفات قانوني به پيوست تقديم مي گردد.
محمود احمدي نژاد
رئيس جمهور
با عنايت به نقش و جايگاه ويژه نهاد خانواده در نظام حقوقي و تربيتي اسلام و با توجه به غيرشرعي اعلام شدن بخشهايي از قوانين مربوط به حقوق خانواده و وجود خلاءهاي قانوني در اين زمينه و نظر به متشتت بودن مقررات اين حوزه و معلوم نبودن ناسخ و منسوخ آنها که موجب آثار زيانبار و مشکلات عديده اي از جمله سردرگمي محاکم دادگستري در رسيدگي به دعاوي خانوادگي شده است و با لحاظ برخي کاستي ها و نواقص در قوانين موجود حاکم بر نهاد خانواده و عدم تطبيق آنها با واقعيت روز و به منظور تحقق بخشيدن به مفاد اصل (21) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در راستاي تحقق سياست قضا زدايي و براي کاهش يا مرتفع نمودن مشکلات موجود در قواعد حقوق خانواده و رفع ابهام ، تعارض و خلاً از قوانين و مقررات کنوني خانواده و در اجراء بند (2) اصل (158) قانون اساسي؛ لايحه زير جهت طي تشريفات قانوني تقديم مي شود:
لايحه حمايت خانواده
فصل اول : دادگاه خانواده
ماده 1- در اجراي بند 3 اصل 21 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور رسيدگي به امور و دعاوي خانوادگي و جرايم موضوع اين قانون، قوه قضاييه موظف است ظرف 3 سال از تاريخ تصويب اين قانون در تمامي حوزه ها ي قضايي شهرستان، به تعداد کافي شعب دادگاه خانواده تشکيل دهد. تشکيل اين دادگاه در حوزه هاي قضايي بخش به تناسب امکانات و به تشخيص رئيس قوه قضاييه خواهد بود.
تبصره 1- از زمان اجراء اين قانون، در حوزه قضايي شهرستانهايي که دادگاه خانواده تشکيل نشده است، دادگاه حقوقي عمومي مستقر در آن حوزه با رعايت تشريفات مربوط و مقررات اين قانون، به امور و دعاوي خانوادگي رسيدگي مي کند.
تبصره 2- در حوزه قضايي بخشهايي که دادگاه خانواده تشکيل نشده باشد، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعايت تشريفات مربوط و مقررات اين قانون به دعاوي خانوادگي رسيدگي مي کند مگر دعاوي راجع به اصل نکاح و انحلال آن که در دادگاه خانواده نزديکترين حوزه قضايي رسيدگي خواهد شد .
ماده 2- دادگاه خانواده با حضور رئيس يا دادرس علي البدل و دو مستشار تشکيل مي شود که حتي المقدور يکي از مستشاران دادگاه از بانوان دارنده پايه قضايي مي باشد. رسميت جلسه و صدور راي با اکثريت امکان پذير است.
ماده 3- رئيس يا دادرس علي البدل دادگاه خانواده بايد متاهل و داراي حداقل چهار سال سابقه خدمت قضايي باشد.
ماده 4- امور و دعاوي زير در دادگاه خانواده رسيدگي مي شود:
1- نامزدي و خسارات ناشي از بر هم خوردن آن؛
2- نکاح دائم ، موقت و اذن در نکاح؛
3- طلاق، رجوع ، فسخ و انفساخ نکاح ، بذل مدت و انقضاي آن ؛
4- نفقه اقارب ، مهريه ونفقه زوجه و ساير حقوق قانوني ناشي از رابطه زوجيت؛
5- جهيزيه؛
6- حضانت و ملاقات طفل؛
7- نسب؛
8- نشوز و تمکين زوجين؛
9- وليت قهري ، قيومت و امور راجع به ناظر و امين محجوران؛
10- رشد، حجر و رفع آن؛
11- شروط ضمن عقد نکاح؛
12- سرپرستي کودکان بي سرپرست؛
14- اهداء جنين
ماده 5– دادگاه خانواده به جرايم موضوع فصل ششم اين قانون نيز رسيدگي مي نمايد.
ماده 6- دادگاه هريک از طرفين را که فاقد تمکن مالي تشخيص دهد، از پرداخت هزينه دادرسي، حق الزحمه کارشناسي، حق الزحمه داوري و ساير هزينه ها معاف مي نمايد.. همچنين در صورت نياز با الزام قانوني به داشتن وکيل، حسب مورد به در خواست فرد فاقد تمکن مالي يا راساً، دادگاه براي وي اقدام به تعيين وکيل معاضدتي مي نمايد چنانچه طرف مذکور محکوم له واقع شود ، دادگاه ضمن صدور راي، محکوم عليه را به پرداخت هزينه هاي مذکورو حق الوکاله وکيل معاضدتي محکوم مي کند، مگر اينکه قبلا در اين پرونده عدم تمکن مالي وي احراز شده باشد.
ماده 7- مادر يا هر شخصي که حضانت طفل و يا نگهداري شخص محجور را ضرورتا بر عهده دارد،هر چند که قيمومت را عهده دار نباشد، حق اقامه دعاوي مطالبه نفقه براي محجور را خواهد داشت.
ماده 8- دادگاه پيش از اتخاذ تصميم نسبت به اصل دعوي، به درخواست يکي از طرفين در اموري که تعيين تکليف آن فوريت دارد از قبيل حضانت، نگهداري، ملاقات طفل، نفقه زن و محجور، بدون اخذ تامين دستور موقت صادر مي نمايد. اين دستور بدون نياز به تاييد رئيس حوزه قضايي قابل اجرا است و چنانچه دادگاه ظرف شش ماه مبادرت به اتخاذ راجع به اصل دعوي ننمايد کان لم يکن گرديده و از آن رفع اثر مي شود، مگر آن که دادگاه مطابق اين ماده مجدداً دستور موقت صادر نمايد.
ماده 9- رسيدگي در دادگاه خانواده با تقديم دادخواست و بدون رعايت ساير تشريفات آيين دادرسي مدني و مطابق آيين نامه اجرايي اين قانون به عمل مي آيد .
ماده 10- ابلاغ در دادگاه خانواده مي تواند از طريق پست، نمابر،پيامهاي تلفني، پست الکترونيکي و يا هر طريق ديگري که دادگاه مناسب با کيان خانواده تشخيص دهد صورت گيرد. در هر حال احراز صحت ابلاغ با دادگاه است.
ماده 11- دادگاه مي تواند جهت فراهم نمودن فرصت صلح و سازش، جلسه دادرسي را به درخواست زوجين با يکي ازآنان، حداکثر براي دو بار به تاخير بيندازد.
ماده 12- در دعاوي موضوع اين قانون، محکوم له پس از صدور حکم قطعي و تا بيش از شروع اجراء آن نيز مي تواند از دادگاهي که حکم نخستين را صادر کرده است در خواست تامين محکوم به را بنمايد.
ماده 13- چنانچه موضوع دعوا مطالبه مهريه منقول يا نفقه باشد ، زوجه مي تواند در محل اقامت خوانده و يا محل سکونت خود اقامه دعوي نمايد.
ماده 14- هر گاه از سوي زوجين ، امور دعاوي موضوع صلاحيت دادگاه خانواده در حوزه هاي قضايي متعدد مطرح شده باشد. دادگاهي که دادخواست يا شکايت مقدم به آن داده شده است، صلاحيت رسيدگي خواهد داشت و چنانچه دو يا چند دادخواست در يک روز تسليم شده باشد، دادگاهي که صلاحيت رسيدگي به دعواي اقامه شده از سوي زوجه را دارد ،به تمامي دعاوي رسيدگي مي نمايد .
ماده 15- هرگاه يکي از زوجين طرف دعوا مقيم خارج کشور باشد ،دادگاه محل اقامت طرفي که در ايران مقيم است صلاحيت رسيدگي دارد و اگر زوجين مقيم خارج ازکشور باشند ولي يکي از آنان در ايران سکونت موقت داشته باشد دادگاه همان محل و اگر هر دو در ايران سکونت موقت داشته باشد، دادگاه محل سکونت موقت زوجه صالح به رسيدگي مي باشد و هر گاه هيچ يک در ايران سکونت موقت نداشته باشند، دادگاه شهرستان تهران صلاحيت رسيدگي خواهد داشت، مگر آن که زوجين براي اقامه دعوي در محل ديگري توافق نمايند.
ماده 16- رئيس قوه قضاييه مي تواند شعبي از دادگاه خانواده را براي رسيدگي به اختلافات خانوادگي ايرانيان مقيم خارج از کشور اختصاص داده وعندالاقضاء به قضات اين شعب ماموريت دهد بنا به در خواست وزارت امور خارجه ، در محل سفارتخانه ها و کنسول گري هاي ايران به امور مزبور رسيدگي نمايند احکام اين شعب که در خارج از کشور صادرمي شود مانند احکام دادگاه هاي مستقر در ايران به اجرا درمي آيد.
تبصره- هر گاه به دليل عدم تشکيل شعب مذکور در اين ماده يا عدم دسترسي به آنها ايرانيان مقيم خارج از کشور دعاوي خانوادگي خود را در محاکم و مراجع صلاحيتدار محل اقامت خود مطرح نمايند در صورتي احکام اين مراجع يا محاکم در ايران به اجرا در مي آيد که دادگاه صلاحيتدار ايراني احکام مزبور را بررسي نموده و حکم تنفيذي صادر نمايد.
فصل دوم: مراکز مشاوره خانواده
ماده 17- به منظور تحکيم مباني خانواده و جلو گيري از افزايش اختلافات خانوادگي به ويژه طلاق و سعي در ايجاد صلح و سازش ، قوه قضاييه موظف است ظرف سه سال از تاريخ تصويب اين قانون در کنار دادگاه هاي خانواده (مراکز مشاوره خانواده) ايجاد نمايد.
ماده 18- در حوزه هاي قضايي که مراکز مشاوره خانواده ايجاد شده است، دادگاه خانواده مي تواند در صورت لزوم با مشخص نمودن موضوع اختلاف و تعيين مهلت، نظر مرکز مشاوره خانواده را خواستار شود.
ماده 19- مراکز مشاوره خانواده ضمن ارائه خدمات مشاوره اي، نسبت به اجراء خواسته دادگاه در مهلت مقرر اقدام و در مورد مربوط سعي در ايجاد سازش مينمايد. در صورت حصول سازش مبادرت به تنظيم سازش نامه نموده و گرنه نظر کارشناسي خود را به طور کتبي و مستدل به دادگاه اعلام مي نمايد.
تبصره- درصورتي که زوجين به صورت توافقي متقاضي طلاق باشند، مراکز مشاوره خانواده برابر ماده 26 اين قانون عمل مي نمايد .
ماده 20- دادگاه بايد با در نظر گرفتن نظريه کارشناسي مراکز مشاوره خانواده مبادرت به صدور راي نمايد مگر آنکه نظريه مزبور را برخلاف اوضاع و احوال مسلم قضايي تشخيص دهد.
ماده 21- اعضاي مراکز مشاوره خانواده از کارشناساني در رشته هاي مختلف مانند مطالعات خانواده، روانشناسي، مددکاري اجتماعي، حقوق، فقه و مباني حقوق اسلامي انتخاب مي شوند و لااقل نصف اعضاء هر مرکز بايد از انوان متاهل واجد شرايط باشند. ساير شرايط ،تعداد اعضاء، نحوه انتخاب، گزينش،آموزش و نحوه رسيدگي به تخلفات آنان، تشکيلات،شيوه انجام وظايف و تعداد مراکز مشاوره خانواده و نيز تعرفه خدمات مشاوره و نحوه پرداخت آن به موجب آئين نامه است که ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون توسط وزارت دادگستري با همکاري وزارت رفاه و تامين اجتماعي تهيه و به تصويب رئيس قوه قضاييه مي رسد.
تبصره 1- جلسات مشاوره لزوماً با حضور افراد مورد اعتماد طرفين و ترجيحاً از خويشاوندان آنان برگزار مي شود.
تبصره 2- کليه اختلافات و منازعات خانوادگي قابل طرح در شوراهاي حل اختلاف مي باشد. در صورت مراجعه طرفين شوراهاي يادشده با حضور کارشناس مربوط تشکيل و احکام صادره به استثناء حکم طلاق ، لازم الاجراء است در صورتي که نظر بر اجراء حکم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع مي شود.
فصل سوم:ازدواج
ماده22- ثبت عقد نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح و طلاق الزامي است.
تبصره : ثبت نکاح موقت تابع آيين نامه اي که به تصويب وزير دادگستري مي رسد.
ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد.
تبصره- در صورت تعدد ازدواج چنانچه مهريه حال باشد و همسر اول آن را مطالبه نمايد، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهريه زن اول است.
ماده 24- وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي مکلف است ظرف مدت يک ماه از تاريخ تصويب اين قانون بيماري هايي را که بايد طرفين بيش از ازدواج عليه آنها واکسينه شوند و بيماريهاي واگير خطرناک براي زوجين و فرزندان ناشي از ازدواج را معين و اعلام دارد. دفاتر ازدواج مکلفند پيش از ثبت نکاح ، گواهي صادره از سوي پزشکان و مراکزي که وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي واجد صلاحيت ، اعلام مي نمايد ، مبني بر نداشتن اعتياد به مواد مخدر و بيماريهاي موضوع اين ماده و يا واکسينه شدن طرفين را از آنان مطالبه و بايگاني نمايند.
ماده 25- وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است از مهريه هاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي با توجه به وضعيت زوجين و مسايل اقتصادي کشور متناسب با افزايش ميزان مهريه به صورت تصاعدي در هنگام ثبت ازدواج ماليات وصول نمايد.
ميزان مهريه متعارف و ميزان ماليات با توجه به وضعيت عمومي اقتصادي کشور به موجب آيين نامه اي خواهد بود که به وسيله وزارت امور اقتصادي و دارايي پيشنهاد و به تصويب هيات وزيران مي رسد.
فصل چهارم-طلاق
ماده 26- ثبت طلاق و ساير اسباب انحلال نکاح در دفاتر رسمي صرفاً پس از صدور گواهي عدم امکان سازش يا حکم مربوط از سوي دادگاه با گواهي مراکز مشاوره خانواده مبني بر توافق زوجين بر طلاق مجاز مي باشد.
ماده 27- در صورتي که زوجين به صورت توافقي متقاضي طلاق باشند بايد به مراکز مشاوره خانواده مراجعه نمايند. اين مراکز ضمن ارائه خدمات مشاوره اي، سعي در سازش و انصراف آنان از درخواست طلاق مي نمايد. در صورت حصول سازش و انصراف از طلاق، سازش نامه تنظيم و گرنه با ذکر دقيق موارد توافق، گواهي توافق زوجين بر طلاق صادر مي نمايد.
ماده 28- در صورتي که طلاق صرفاً به درخواست مرد باشد، دادخواست صدور گواهي عدم امکان سازش و اگر به درخواست زوجه باشد، حسب مورد دادخواست صدور حکم الزام به طلاق يا احراز شرايط اعمال وکالت در طلاق تقديم دادگاه مي شود.
ماده 29- در تمامي موارد درخواست طلاق، به جز طلاق توافقي، دادگاه موظف است ضمن سعي در ايجاد صلح و سازش، موضوع را به داوري ارجاع نمايد. دادگاه با توجه به نظر داوران گواهي عدم امکان سازش يا حکم طلاق صادر و چنانچه نظر آنان را نپذيرد مستدلاً رد مي نمايد.
ماده 30- پس از صدور قرار ارجاع امر به داوري، هر يک از زوجين مکلفند ظرف يک هفته از تاريخ ابلاغ، يک نفر از اقارب خود را که حداقل سي سال سن داشته و متاهل و آشنا به مسايل شرعي، خانوادگي و اجتماعي باشد به عنوان داور به دادگاه معرفي نمايند.
تبصره 1- افرادي که متاهل بوده اند ولي همسرشان فوت نموده است نيز مي توانند به عنوان داور پذيرفته شوند.
تبصره 2- نحوه انتخاب و دعوت داوران، وظايف و تعداد جلسات آنها مطابق آئين نامه اي خواهد بود که ظرف شش ماه پس از تصويب اين قانون توسط وزارت دادگستري تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه مي رسد.
ماده31- در صورتي که در بين اقارب ، فرد واجد شرايط نموده يا دسترسي به آنها مقدور نباشد و يا اقارب از پذيرش داوري استنکاف نمايند. هر يک از زوجين مي توانند داور خود را از بين افراد واجد صلاحيت ديگر تعيين و معرفي کنند و درصورت امتناع يا عدم توانايي در معرفي داور، دادگاه به در خواست هر يک از طرفين و يا راساً از ميان اعضاء واجد شرايط داوري مراکز مشاوره خانواده مبادرت به تعيين داور مي نمايند.
ماده 32- دادگاه ضمن صدور حکم طلاق يا گواهي عدم امکان سازش با توجه به شروط ضمن عقد و مطالب مندرج در اسناد ازدواج تکليف جهيزيه، مهريه، نفقه زوجه، اولاد و حمل و ترتيب حضانت و نگهداري اطفال وهزينه آن و نحوه پرداخت را مشخص مي کند. همچنين با توجه به وابستگي عاطفي و مصلحت طفل، ترتيب، زمان و مکان ملاقات را با پدر ، مادر و ساير بستگان تعيين مي نمايد. ثبت طلاق موکول به تاديه حقوق مذکور مي باشد، مگر با رضايت زوجه يا صدور حکم قطعي براعسار زوج يا تقسيط آن، در هر حال، هر گاه زن بدون دريافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضايت دهد، مي تواند پس از ثبت طلاق جهت دريافت اين حقوق از طريق اجراء احکام دادگاه مطابق مقررات مزبور اقدام نمايد.
تبصره: گواهي پزشک ذي صلاح در مورد وجود يا عدم وجود جنين، بايد تسليم شود مگر آن که زوجين بر وجود جنين اتفاق نظر داشته باشند.
ماده 33- مدت اعتبار گواهي عدم امکان سازش براي تسليم به دفتر طلاق، سه ماه از تاريخ ابلاغ راي قطعي يا قطعي شدن راي مي باشد. چنانچه گواهي مذکور ظرف اين مهلت تسليم نشود و يا طرفي که آن را به دفتر طلاق تسليم نموده است، ظرف مهلت سه ماه از تاريخ تسليم در دفتر حاضر نشود يا مدارک لازم را ارائه ننمايد، از درجه اعتبار ساقط است.
تبصره1- چنانچه راي دادگاه قابل فرجام خواهي باشد، مهلت مذکور در صدر اين ماده از تاريخ ابلاغ راي مرحله فرجام يا انقضاء مهلت فرجام خواهي محاسبه مي شود.
تبصره 2- گواهي قطعي و قابل اجرا بودن راي از سوي دادگاه صادر و همزمان به دفتر طلاق ارائه مي شود.
تبصره 3- رسيدگي به فرجام خواهي از آراء طلاق نبايد بيش از شش ماه به طول بيانجامد.
تبصره4- هر گاه پس از قطعي شدن حکم طلاق، زوجه مطلقه گرديده و ازدواج کرده باشد ديگر نمي توان حکم به فسخ راي که طلاق بر اساس آن ثبت شده است، صادر کرد.
ماده 24- گواهي صادر از مراکز مشاوره خانواده مبني بر طلاق توافقي نيز از زمان صدور تا سه ماه اعتبار دارد و با حضور طرفين اجراء مي گردد.
ماده 35- هر گاه زوج در مهلت مقرر به دفتر طلاق مراجعه و گواهي عدم امکان سازش را تسليم نمايد، در صورتي که زوجه ظرف يک هفته حاضر نشود، سر دفتر به زوجين اخطار مي کند براي اجراء صيغه طلاق و ثبت آن،در دفتر خانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذري از سوي وي ، صيغه طلاق جاري و ثبت مي شود و در صورت اعلام عذر، يک نوبت ديگر به ترتيب مذکور دعوت به عمل مي آيد در موارد غيبت زوجه ، مراتب به وسيله دفتر خانه به اطلاع وي مي رسد.
ماده 35- هر گاه حکم طلاق از سوي زوجه به دفتر طلاق تسليم شود، در صورتي که زوج ظرف يک هفته حاضر نشود، سر دفتر به زوجين اخطار مي کند براي اجراي صيغه طلاق و ثبت آن ، در دفتر خانه حاضر شوند. در صورت عدم حضور زوجه و عدم اعلام عذري از سوي وي يا امتناع وي از اجراء صيغه طلاق، صيغه طلاق جاري و ثبت شده و به زوج ابلاغ مي گردد و در صورت اعلام عذر ، يک نوبت ديگر به ترتيب مذکور دعوت به عمل مي آيد.
تبصره- فاصله بين ابلاغ اخطاريه و جلسه اجراء صيغه طلاق مذکور در اين ماده و ماده قبل نبايد کمتر از يک هفته باشد.
ماده 37- اجراء صيغه طلاق با رعايت جهات شرعي در دفتر خانه يا در محل ديگري با حضور سر دفتر يا نماينده وي به عمل مي آيد.
تبصره – فاصله بين ابلاغ اخطاريه و جلسه اجرا صيغه طلاق مذکور در اين ماده و ماده قبل نبايد کمتر از يک هفته باشد.
ماده 37- اجراء صيغه طلاق با رعايت جهات شرعي در دفتر خانه يا در محل ديگري با حضور سر دفتر يا نماينده وي به عمل مي آيد.
ماده 38- در طلاق رجعي ، صيغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاري و مراتب صورتجلسه مي شود ولي ثبت طلاق منوط به ارائه گواهي کتبي حداقل دو شاهد مبني بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پايان عده مي باشد، مگر اينکه زن رضايت به ثبت داشته باشد در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال و در صورت عدم رجوع صورتجلسه تکميل و طلاق ثبت مي شود. صورتجلسه تکميلي به امضاي سر دفتر، زوجين يا نماينده آنان و دو شاهد طلاق مي رسد . در صورت درخواست زوجه گواهي اجراء صيغه طلاق و عدم رجوع زوج، به وي اعطاء مي شود.
فصل پنجم: حضانت و نگهداري اطفال
ماده 39- هر گاه دادگاه تشخيص دهد توافق راجع به ملاقات ، حضانت، نگهداري و ساير امور مربوط به طفل بر خلاف مصلحت وي باشد يا درصورتي که مسئوول حضانت از انجام تکاليف مقرر براي حضانت خودداري نمايد يا مانع ملاقات طفل تحت حضانت يا اشخاص ذي حق شود مي تواند هر تصميمي که به مصلحت طفل باشد از جمله واگذاري امر حضانت به ديگري يا تعيين شخص ناظر با پيش بيني حدود نظارت وي و نظاير آن مقرر نمايد.
ماده 40- طفل را نمي توان بدون رضايت ولي يا قيم، مادر و شخصي که حضانت و نگهداري طفل به او واگذار شده است از محل اقامت مقرر بين طرفين يا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل ديگري يا خارج از کشور فرستاد مگر اينکه دادگاه آن را به مصلحت طفل دانسته و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذي حق اجازه دهد. دادگاه در صورت موافقت با خارج نمودن طفل از کشور بنا به در خواست ذي نفع، جهت تضمين بازگرداندن طفل، تامين مناسبي اخذ مي نمايد.
ماده 41- در صورتي که وزارت خانه ها ، شرکت ها وموسسات دولتي و موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي ، ملزم به تسليم يا تمليک اموالي به صغير يا ساير محجوران باشند، اين اموال، در حدود تامين هزينه هاي متعارف زندگي، بايد در اختيار شخصي قرار گيرد که حضانت و نگهداري محجور را عهده دار است، مگر آن که دادگاه به نحو ديگري مقرر نمايد.
ماده 42- دادگاه در صورت درخواست زن يا ساير اشخاص واجب النفقه، ميزان و ترتيب پرداخت نفقه آينده را تعيين مي کند.
تبصره- در مورد اين ماده و ساير مواردي که به موجب حکم دادگاه بايد وجوهي مستمراً از محکوم عليه وصول شود يک بار تقاضاي صدور اجرائيه کافي است وعمليات اجرايي مادام که دستور ديگري از دادگاه صادر شده است ادامه مي يابد.
ماده 43- پرداخت نفقه زوجه و نفقه و هزينه نگهداري اطفال و پرداخت تمامي ديون مقدم است.
فصل ششم: مقررات کيفري
ماده 44- چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي اقدام به ازدواج دايم، طلاق، فسخ و رجوع نمايد، ضمن الزام به ثبت واقعه، به پرداخت مبلغ بيست ميليون تا يک صد ميليون ريال جزاي نقدي و يکي از محروميتهاي اجتماعي متناسب محکوم مي شود.
ماده 45- هر پزشکي که بر خلاف واقع ، گواهي موضوع ماده 24 اين قانون را صادر نمايد از يک تا پنج سال از اشتغال به طبابت محروم مي شود.
ماده 46- هر فرد خارجي بدون اخذ اجازه مذکور در ماده ( 1060) قانون مدني با زن ايراني ازدواج نمايد، به حبس از نود و يک روز تا يک سال محکوم مي شود. در اين صورت زن چنانچه به اختيار خود ازدواج کرده باشد و ولي دختر در صورتي که ازدواج به اذن وي صورت گرفته باشد و همچنين عاقد به عنوان معاون در جرم مزبور محکوم خواهند شد.
ماده 47- هر سر دفتري که بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد نمايد يا بدون حکم دادگاه يا گواهي عدم امکان سازش يا حکم تنفيذ راجع به احکام خارجي يا گواهي مراکز مشاوره خانواده مبني بر توافق زوجين بر طلاق، اقدام به ثبت هر يک از موجبات انحلال نکاح نمايد، به انفصال دائم از اشتغال به سر دفتري محکوم مي شود.
ماده 48- کسي که حضانت طفل به او محول شده است، هر گاه از انجام تکاليف مربوط به حضانت خودداري نمايد يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذي حق شود، به پرداخت پانصد هزار تا پنج ميليون ريال جزاي نقدي محکوم مي شود.
ماده 49- هر کس که زوجيت را انکار نمايد و ثابت شود که اين انکار بي اساس بوده است يا بر خلاف واقع با طرح شکايت کيفري يا دعواي حقوقي مدعي داشتن رابطه زوجيت با ديگري شود، به سه ماه و يک روز تا يک سال حبس و يا ده ميليون تا چهل ميليون ريال جزاي نقدي محکوم خواهد شد. اين حکم در مورد قائم مقام قانوني آنان که با علم به زوجيت ، آن را انکار نمايد يا با علم به عدم زوجيت، ادعاي زوجيت را مطرح نمايد، نيز جاري مي شود.
ماده 50- هر گاه مردي با دختري که به سن قانوني ازدواج نرسيده است بر خلاف مقررات ماده
(1041) قانون مدني ازدواج نمايد، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. چنانچه در اثر ازدواج بر خلاف مقررات فوق، مواقعه منتهي به نقص عضو يا مرض دائم زن گردد ، زوج علاوه بر پرداخت ديه به دو تا پنج سال حبس و اگر منتهي به فوت زن شود علاوه بر پرداخت ديه، به پنج تا ده سال حبس محکوم مي شود.
ماده 51- ميزان جزاهاي نقدي موضوع اين قانون، بر اساس نرخ تورم که توسط بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران اعلام مي شود، هر سه سال يک بار حسب مورد بنا به پيشنهاد وزارت دادگستري و تاييد هيات وزيران قابل افزايش است.
ماده 52- آيين نامه اجرائي اين قانون بنا به پيشنهاد وزير دادگستري و تائيد رئيس قوه قضاييه به تصويب هيات وزيران مي رسد.
ماده 53- از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون ، قوانين زير و تمامي قوانين و مقررات مغاير نسخ مي شود:
1- قانون راجع به ازدواج،مصوب 23/5/1310
2- قانون راجع به انکار زوجيت، مصوب 20/12/1311
3- قانون لزوم ارائه گواهينامه پزشک قبل از وقوع ازدواج، مصوب 13/9/1317
4- قانون حمايت خانواده مصوب 15/11/1353
5- قانون مربوط به حق حضانت، مصوب 22/4/1365
6- قانون الزام تزريق واکسن ضد کزاز براي بانوان قبل از ازدواج مصوب 23/1/1367
7- قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق -مصوب 21/12/1370
8- قانون اختصاص تعدادي از دادگاههاي موجود به دادگاه هاي موضوع اصل 21 قانون اساسي، مصوب 8/5/1376
9- قانون تعيين مدت اعتبار گواهي عدم امکان سازش ، مصوب 11/8/1376
10- قانون مجازات اسلامي مواد( 645)و(646) مصوب 2/3/1375