تبليغاتX
حقوق بین الملل
حقوق

British Prime Minister Tony Blair is stepping down on June 27 after a decade in 10 Downing Street. On the eve of his departure, DER SPIEGEL spoke with him about the results of the G-8 summit, the war in Iraq, and his feelings about leaving office. more...

+ نوشته شده در  Thu 14 Jun 2007ساعت 11:32  توسط علی شیروانی  | 

زندگى مثل پيانو است، كليد هاى سفيد نمايانگر شادى و كليد هاى سياه نمايانگر غم، اما براى شنيدن موسيقى زندگى بايد با هر دو كليد آهنگى بسازيم .
وين داير
+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 5:17  توسط علی شیروانی  | 


 
294957.jpg
دكتر خيرالله پروين
شوراى امنيت هفته گذشته تحت فشار آمريكا ـ فرانسه قطعنامه شماره۱۷۵۷ درباره الزام نهادهاى رسمى لبنان براى تصويب دادگاه رسيدگى به پرونده عاملان ترور رفيق حريرى را با رأى ضعيف به تصويب رساند.۲ عضو دائمى شوراى امنيت (روسيه و چين) و ۳ عضو غيردائم (آفريقا جنوبى، اندونزى و قطر) به آن رأى ممتنع دادند.در اين قطعنامه به نهادهاى قانونى لبنان تا دهم ژوئن (۲۰ خرداد) مهلت داده شده در ميان خود به توافق رسيده و پيش نويس مصوبه تشكيل دادگاه رسيدگى كننده به پرونده ترور رفيق حريرى را به تصويب برسانند در غير اين صورت شوراى امنيت مستقيم وارد عمل مى شود.
در زمستان سال ۸۳ رفيق حريرى كه درآن زمان نماينده مجلس بود و از سال ۱۹۸۶ تا سال ۲۰۰۴ در چند مرحله نخست وزيرلبنان بود در يك حادثه بمب گذارى به همراه تعدادى از همراهان از جمله وزير اقتصاد و دارايى كابينه سابق خود فليحان كه فردى مسيحى بود به قتل رسيد.پس از اين حادثه آمريكا، سوريه را عامل اصلى اين بمب گذارى قلمدادكرد و انگشت اتهام را به سوى اين كشور نشانه رفت.مخالفان سوريه از موقعيت پيش آمده استفاده كردند و ضمن همراهى با كشورهاى آمريكا و فرانسه براى خروج سوريه از لبنان توانستند اكثريت پارلمانى در انتخابات سال ۲۰۰۵ لبنان را به دست آورند وگروه خود رابه نام گروه۱۴ مارس (روز قتل رفيق حريرى) نامگذارى كردند اين گروه كه شعار خود را مخالفت با سوريه و خروج آن كشور از لبنان اعلام كردند توانستنداز پشتيبانى مالى و فكرى آمريكا و بعضى كشورهاى ديگر بهره مند شوند.
آيا قانون اساسى لبنان و ساير قوانين داخلى اين كشور راهكار قانونى براى تصويب چنين امورى را ندارند؟ آيا نهادهاى قانونى لبنان فاقد صلاحيت براى تصويب اين دادگاه هستند؟ آياوظيفه شوراى امنيت سازمان ملل تصويب چنين قطعنامه اى است؟ به فرض كه شوراى امنيت براساس منشور سازمان ملل چنين وظيفه اى را داشته باشد آيا استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل كه عدم تصويب دادگاه ترور رفيق حريرى صلح جهانى را به خطرانداخته است يا به خطرمى اندازد درست به نظر مى رسد؟ آيا پاسخ شوراى امنيت به درخواست فؤاد سنيوره كه دولتش بر اساس قوانين جارى لبنان فاقد مشروعيت است، صحيح به نظر مى رسد؟ و سؤال هاى ديگرى در اين زمينه وجود داردكه به شرح زير به بررسى آن مى پردازيم:
براساس قانون اساسى لبنان براى تصويب چنين مصوبه اى (تشكيل دادگاه) راهكارهاى قانونى وجود داردكه بايد مراحل قانونى خود را طى كند.چنين پيش نويسى ابتدا بايد در دولت مطرح شود و بعد از تصويب دولت مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيرد.بعد از تصويب رئيس جمهور جهت ساير مراحل قانونى به مجلس نمايندگان ارسال مى شود، چنانچه مورد تصويب مجلس قرار گيرد براى تمامى نهادها و سازمان ها لازم الاجرا خواهد بود.درصورتى كه مجلس مصوبه فوريت هاى دولت را تصويب نكند باز هم قانون اساسى لبنان راهكارهايى را پيش بينى كرده است كه بايد مراحل آن طى شود.براساس قانون اساسى لبنان، انعقاد هر پيمان ميان دولت ها و يا با سازمان هاى بين الملل پيش ازآن كه به تصويب مجلس برسد بايد مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيرد و چنانچه رئيس جمهور تمايل داشت، آن را براى تصويب به مجلس ارسال مى كند.اصل ۵۲ قانون اساسى لبنان مى گويد: رئيس جمهور با توافق رئيس دولت، در باره قراردادهاى بين المللى مذاكره وآن راتنفيذ مى كند.به موجب بند ۶ از اصل۵۳ قانون اساسى رئيس جمهور لوايح هيأت دولت را به مجلس نمايندگان ارسال مى كند.يعنى ارسال مصوبه يا مصوبات دولت بعد از موافقت رئيس جمهور صورت مى گيرد.همچنين ايشان اختيار دارد هر موضوع فورى را خارج ازدستور كار به هيأت وزيران ارجاع دهد و هر گاه لازم بداند با توافق رئيس دولت، هيأت وزيران را به تشكيل جلسه فوق العاده فرا مى خواند (بندهاى ۱۱و۱۲ماده ۵۳ قـانون اساسى ـ لبنان).
طبق اصل ۳۳ قانون اساسى لبنان دعوت به نشست هاى عادى و استثنايى مجلس توسط رئيس جمهور صورت مى گيرد.رئيس جمهور با توافق رئيس دولت مى تواند از طريق مصوبه دولت تاريخ گشايش و اختتام نشست ها و دستور جلسه را تعيين كند و نمايندگان را به نشست هاى فوق العاده فرا خواند.همچنين چنانچه اكثريت مطلق مجموعه اعضاى مجلس نمايندگان درخواست كنند، رئيس جمهور موظف است نسبت به فرا خوان مجلس مزبور به نشستهاى فوق العاده اقدام كند.اماتاكنون نشست مجلس براى بررسى و تصويب دادگاه مذكور برگزارنشده است ومراحل قانونى براى تصويب آن صورت نپذيرفته است چرا كه اولاً: مورد موافقت رئيس جمهور قرار نگرفته است ثانياً: رئيس جمهور مجلس را به نشست عادى يا فوق العاده براى تصويب آن دعوت نكرده است ثالثاً: اكثريت مطلق نمايندگان هم چنين درخواستى نداشته اند.چنانچه نمايندگان درخواست نشست هم داشته باشند چون اين پيش نويس مورد موافقت رئيس جمهور قرار نگرفته است قابل بحث و بررسى در دستوركارمجلس نخواهدبودو به همين خاطراست كه نبيه برى رئيس مجلس لبنان مى گويد تصويب طرح تشكيل دادگاه بين المللى رفيق حريرى در مجلس بدون ارائه آن به رئيس جمهور و گرفتن موافقت وى خلاف قانون اساسى است.علاوه براين مستندات قانونى رئيس جمهور لبنان به موجب قانون اساسى اختياراتى دارد كه چنانچه مصوبه اى از جانب دولت داراى فوريت باشد و ايشان با آن مصوبه موافقت كند آن را براى تصويب به مجلس ارسال مى كند در صورتى كه مجلس بعد از گذشت ۴۰ روز از درج آن در دستور كار خود نسبت به آن اعلام نظر نكرده باشد رئيس جمهور مى تواند آن را قابل اجرا كند (اصل ۵۸ قانون اساسى لبنان) لذا مشاهده مى شود رئيس جمهور مى تواند با توجه به اختيارات خود اين مصوبه را اجرايى كند اما دليل ايشان براى عدم موافقت اين است كه مى گويد دولت كنونى به علت استعفاى ۶ وزير و عدم حضور يكى از بزرگ ترين طوايف لبنان در كابينه مشروعيت ندارد (حضور نداشتن شيعيان) لذا اين دولت، يك دولت مستعفى است و مشروعيت ندارد و مصوبات آن قانونى نيست.
چنانچه اين پيش نويس به تصويب دولت كنونى لبنان رسيده باشد بايد مطابق با قانون اساسى باشد.به موجب بند ۵ از اصل ۶۵ قانون اساسى تصميمات در هيأت دولت به شكل توافقى است و اكنون به علت خروج وزيران شيعه از كابينه هر گونه تصميم آن فاقد اين پشتوانه بوده چرا كه اساس در لبنان از گذشته تا كنون بر اين بوده كه همه تصميمات دولت بر اساس توافق ميان طوايف بزرگ (مارونى، سنى و شيعه) صورت پذيرد.قصدوهدف نهايى تصويب كنندگان قانون اساسى ازمواد ۶۵ و۶۹ درارتباط با تشكيل حكومت در لبنان بر اساس توافق ميان طوايف بزرگ بوده و نه اكثريت و اقليت.همچنين هدف ديگر آنها اين بوده كه مسلمانان و مسيحيان هيچ كدام به تنهايى تصميم گير امور مهم نباشند.لذا دولت كنونى سنيوره به علت نداشتن شرايط عرفى و قانونى از جمله اصل توافقى و از دست دادن يك سوم اعضاى كابينه خود (خروج وزيران شيعه) مستعفى تلقى شده و مشروعيت قانونى ندارد، در نتيجه مصوبات آن هم فاقد وجاهت قانونى است.از طرف ديگر دولت سنيوره به علت مشكلات و موانع قانونى كه باآن مواجه بوده نتوانسته است از راهكارها و اختيارات قانونى براى تصويب دادگاه استفاده كند.به موجب قانون اساسى چنانچه ميان دولت و مجلس برسر موضوعى اختلاف پيش بيايد دولت مى تواند انحلال مجلس را خواستار شود لذا مى بينيم دولت به علت داشتن اكثريت مجلس (گروه ۱۴ مارس) حاضر به چنين كارى نيست چراكه خوف آن دارد (و قطعاً چنين است) به علت عملكرد نامناسب خود در انتخابات جديد اكثريت كنونى را از دست بدهد و به همين علت متوسل به پشتوانه خارجى شده تا كه شايد از طريق شوراى امنيت نهادهاى قانونى لبنان را نسبت به تصويب دادگاه رفيق حريرى ملزم كند.
بنا برآنچه بيان شد و آنچه امروز در فضاى افكار عمومى لبنان و سايرصاحبنظران حقوقى وسياسى آن كشور مى گذرد چنين نتيجه مى گيريم كه تصويب تشكيل دادگاه رفيق حريرى توسط دولت سنيوره بنا به دلايل ذيل فاقد وجاهت قانونى است:
۱ـ با توجه به اصل توافقى در تصميم گيرى نهادهاى قانونى لبنان و استعفاى ۶ وزير و عدم حضور يكى از طوايف بزرگ در دولت (طايفه شيعه) و عدم حضور يك سوم اعضاى اوليه دولت، اين دولت مستعفى شناخته مى شود و فاقد صلاحيت براى هر نوع تصميم گيرى است و مصوبات آن قانونى نيست.رئيس جمهور و رئيس مجلس لبنان به صراحت اين موضوع را بيان كرده اند.رئيس مجلس لبنان دولت كنونى، فواد سنيوره را به دليل حضور نداشتن وزيران طايفه شيعه دركابينه، غير قانونى و غير شرعى ناميده و بارها اعلام كرده مجلس به در خواست چنين دولتى تشكيل جلسه نمى دهد.
۲ـ بر اساس قانون اساسى همه مصوبات دولت چه در زمينه داخلى و چه در زمينه توافقات خارجى و انعقاد هر نوع پيمان ميان دولت ها و يا سازمان هاى بين المللى پيش از تصويب مجلس بايد مورد موافقت رئيس جمهور قرار گيردكه درباره مصوبه پيش نويس دادگاه اين امر اتفاق نيفتاده و رئيس جمهور با آن موافقت نكرده است.
۳ـ تصويب پيش نويس مصوبه تشكيل دادگاه توسط دولت فاقد مشروعيت قانونى صورت گرفته وساير مراحل قانونى را طى نكرده است، لذا ارسال آن به شوراى امنيت توسط چنين دولتى از جميع جهات فاقد پشتوانه قانونى بوده و بر خلاف نص صريح قانون اساسى لبنان است.
و اما نكاتى درباره تصويب قطعنامه ۱۷۵۷ شوراى امنيت:
استناد شوراى امنيت به فصل هفتم منشور سازمان ملل زمانى صورت مى گيرد كه صلح و امنيت جهانى به علت يك مسأله خاص و با اهميت به خطر افتاده باشد و در اين راستا حتى يك كشور مى تواند مورد حمله نظامى قرار گيرد.چگونه عدم تشكيل دادگاه رفيق حريرى كه يك امر داخلى بوده وبه مردم لبنان و نهادهاى قانونى آن كشورمرتبط است امنيت جهانى را به خطر مى اندازد.تصويب تشكيل اين دادگاه مورد اختلاف نهادهاى قانونى لبنان بوده و قانون اساسى لبنان راهكارهاى قانونى براى تصويب چنين امورى را دارد ليكن از سه مرجع اصلى براى تصويب اين دادگاه دو مرجع با آن موافق نبوده و آن را تصويب نكرده اند.لذا تصويب اين مصوبه در شوراى امنيت عملاً به مفهوم دخالت مستقيم در امور داخلى يكى از كشورهاى عضو آن سازمان بوده و نقض حاكميت كشور و نهادهاى قانونى لبنان به حساب مى آيد.علاوه بر اين ملزم كردن دو نهاد قانونى به تصويب اين مصوبه بر خلاف روند دموكراسى بوده، آن هم براساس درخواست مرجعى صورت گرفته (دولت سنيوره)كه فاقد مشروعيت قانونى است.با توجه به فضاى داخلى لبنان و ساختار حكومتى كه در لبنان وجود دارد چنين مصوبه اى (قطعنامه۱۷۵۷) بطور حتم موجب تنش هاى بيشترى در اين كشور شده ولبنان را به طرف بى ثباتى سوق مى دهد، لذا اين قطعنامه هرگز در راستاى ايجاد ثبات در لبنان نبوده و بر خلاف قانون اساسى و نهادهاى قانونى اين كشور صورت گرفته است.سفير روسيه پس از قطعنامه ۱۷۵۷ مى گويد اگر شوراى امنيت از طرف مجلس لبنان تصميم گيرى كند اين تصميم از نظر قانونى آسيب پذير بوده و مجلس لبنان با چنين تصميم گيرى در شوراى امنيت مخالف خواهد بود.
* دانش آموخته دانشكده حقوق دانشگاه ملى لبنان
+ نوشته شده در  Wed 13 Jun 2007ساعت 5:15  توسط علی شیروانی  | 

نغمه عقيلى
293496.jpg
استان گلستان سرزمين اسب ايران است اما پرورش اين حيوان در اين منطقه رونق چندانى ندارد و شايد به همين دليل باشد كه برخى از اهالى نام «لوئيز فيروز» را هنوز نشنيده اند و نمى دانند كه او را بانوى اسب ايران مى نامند. او را نخستين بار در جلسه اى مربوط به راه اندازى بازار بورس اسب در گنبدكاووس ديدم. براى شركت در جلسه ۹۰كيلومتر جاده زيبا و سرسبز ميان گرگان و گنبد را با نگرانى از دير رسيدن به مراسم گذراندم اما با ديدن او تأخير در جلسه و از دست رفتن سوژه، از يادم رفت .
«لوئيز ليلين» احياگر اسبچه خزر متولد واشنگتن دى سى، فارغ التحصيل دامپرورى از دانشگاه كرنل و بيوه اشراف زاده اى ايرانى، حدود نيم قرن است كه در ايران زندگى مى كند. البته لوئيز نه در محله هاى اعيان نشين تهران، بلكه در مزرعه ۱۴هكتارى خود در جايى كه حتى اسمش كمتر به گوش كسى خورده يعنى «قره تپه» كلاله در شرق شهر گنبدكاووس با اسب ها، سگ ها و لپ تابش روزگار را سرمى كند.
دو دختر دارد و پسرى كه عكاس جنگى و ايرانى تبار خبرگزارى رويترز است . اما لوئيز تنها مادر سه فرزند نيست، او را بايد بانوى اسبچه خزر نيز ناميد. زيرا اين شهروند آمريكايى تبار مقيم ايران بود كه براى نخستين بار در سال ۱۳۴۴ هجرى شمسى در سواحل جنوبى درياى خزر اسب كوچكى را تشخيص داد كه تا پيش از آن درهيچ كجاى دنيا ديده نشده بود و بعدها اسبچه خزر نام گرفت.
اسبچه خزر از شاهكارهاى خلقت و در آفرينش بى نظير است. اين حيوان با وجود قدى كوتاه يعنى ۹۰ تا ۱۲۰ سانتيمتر، به يك اسب با تناسب بدنى كامل شباهت دارد كه تا بدان روز در دنيا گزارش نشده بود. لوئيز اين اسب را كه كشاورزان محلى با نام «مولكى» يا «پوزكى» به معنى پوزه كوچك، مى شناختند اسبچه خزر ناميد كه البته در تحقيقات گسترده بعدى نام اين حيوان به «اسب مينياتورى درياى خزر» و در نهايت به «اسب خزر» تغيير يافت.
اكنون بعد از گذشت بيش از ۴۰ سال، اين اسب كه روز به روز به تقاضاى جهانى آن افزوده مى شود در كنار ديگر اسب هاى ممتاز ايرانى بازار پررونقى در داخل ايران ندارد. اين مسأله را مى توان از حرفهاى كاشف اسبچه خزر كه عشق خود به اسب هاى ايرانى را هنوز از دست نداده، فهميد.
لوئيزدر جلسه فرماندارى گنبدكاووس، صحبت هاى خود در مورد اسب را با فارسى روان آغاز مى كند و در صحبتش ناراحتى از وضع پرورش اسب تركمن معلوم است. وى مى گويد براى پرورش اسب كسانى تصميم مى گيرند كه در منطقه نيستند و تا اين وضع وجود دارد مشكلات باقى مى ماند. دليل صحبتش نيز صادرات اسب و حكايت يكى از ميهمانان توريست استراليايى اش است كه روزى سواربر يكى از يابوهاى محلى مى شود و آن قدر از اين حيوان خوشش مى آيد كه ۴۰۰رأس از آنها را مى خواهد با خود ببرد ولى به او اجازه داده نمى شود. وى ادامه داد: توريست ديگرى از كانادا مى خواست ۱۰۰ اسب معمولى به كشورش ببرد و همه كارها انجام شده بود اما باز هم به عنوان حفظ ژنتيك اجازه نيافت.
لوئيز مى گويد: زحمت زيادى براى اسب ها در منطقه كشيده مى شود، توريستها مى آيند و عاشق اسبهاى تركمن مى شوند. به آنها مجبورم بگويم بهترين اسب دنيا را در اينجا داريم اما نمى توانيد با خود ببريد، زيرا موانع قانونى براى صادرات زياد است. كارهاى زيادى مى شود با اسب انجام داد كه از جمله آن كورس و افزايش جذب توريست است. البته هم اكنون توليد اسب نسبت به سال هاى گذشته افزايش يافته ولى بازار تقاضا همچنان بسيار كوچك است. ما سال گذشته در مزرعه ماديان توليد نكرديم زيرا پرورش اسب هزينه زيادى دارد.
وى در پاسخ به اين سؤال كه وضع اسب در منطقه چگونه است؟ مى گويد ديگر اسبى پرورش نمى دهم، درآمد من تنها از توريست ها تأمين مى شود.
توريست هاى لوئيز كه فقط به سبب بودن او به منطقه مى آيند، كسانى هستند كه از سراسر دنيا با او تماس مى گيرند تا براى كمى سواركارى و لذت بردن از طبيعت بكر و ديدن مردمانى استثنايى به يكى از نقاط دورافتاده ايران بيايند. اين بار يك زن آمريكايى مسن ميهمانش است. لوئيز مى گويد «اين توريست تا حالا ۲ بار به ايران آمده و عاشق ايران است .»
293349.jpg
لوئيز، بانوى مهربان و خوش برخورد آمريكايى بيش از ۷ دهه از عمرش را پشت سرگذاشته و در يك پوشش ساده و ايرانى درباره كارش توضيح مى دهد كه اسبچه خزر شهرتى بين المللى و بازار پرطرفدارى دارد و مطالعات فراوانى نيز در دانشگاه هاى معتبر نظير كمبريج بر روى آن انجام شده است. اما وضع توليد اين حيوان در ايران خوب نيست. قبل از انقلاب ۳۰ رأس اسبچه صادر و هم اكنون در خارج از كشور ۳ هزار رأس از آنها توليد شده اما به دليل نبود بازار خريد و فروش در اين مدت در داخل كشور تنها حدود ۱۰۰ اسبچه پرورش يافته است. من در مزرعه تنها يك رأس اسبچه دارم و همه را به جهاد كشاورزى فروختم. در حالى كه بازار خريد اسب خارجى داغ است بايد بازار صادرات اسب داخل نيز وجود داشته باشد. مايلم توليد و پرورش اسب ها را افزايش دهم اما موانع زيادى وجود دارد و نمى توانم آنها را نگهدارى كنم .
او در مورد قيمت اسب هامى گويد: اسب هاى تركمن ميان هزار تا ۱۰ هزار پوند قيمت دارند كه بستگى به مقامى كه در مسابقات به دست مى آورند متفاوت است، اما اسب تركمن را نمى توان به درستى قيمت گذارى كرد چون در مسابقات خارجى شركت نكرده است.
لوئيز عكسى از كتاب«معرفى اسب تركمن در ايران» را نشانم مى دهد. كه مهر ۳ زبانه داريوش شاه هخامنشى ( ۵۲۲ تا ۵۸۶ قبل از ميلاد) دارد، با اسب هاى كوچكى كه ارابه شاه را در حال شكار شير حمل مى نمايند. او مرا به قره تپه، جايى كه تنها اسبچه خزرى اش را نگه داشته است، دعوت مى كند، مى روم تا داستان پيدا كردن اسبچه خزر را دوباره مرور كنم.
***
در سال ۱۹۶۵ نخستين اسبچه خزر يا كاسپين هورس به وسيله لوئيز تشخيص داده شد. نريانى كه يك گارى پر از سيمان را حمل مى كرد . پس از آن بود كه جست وجو در كشتزارها و روستاهاى مناطق جنوب درياى خزر به ويژه شهر آمل براى پيداكردن نمونه هاى خالصى از اين نوع اسب آغازشد.
از آنجا كه كشاورزان در فصل غير كشت اين حيوان را در جنگل رها مى كردند، پيدا كردن آن ها در ميان تعداد زيادى از چهارپايان بومى كه گاه تا نيمه بدنشان در گل و لاى فرو مى رفت بسيار دشواربود. مناطق وسيعى جست وجو شد اما به ندرت در مكانى خاص بيش از يك اسبچه بود. اسبچه هايى كه يافت مى شدند به طور معمول به وسيله كشاورزان محلى براى حمل چوب از كوه و كشيدن گارى هاى سنگين مورد استفاده قرار مى گرفتند و بيشتر پر از شپش، كك و كنه و برخى از آن ها ضعيف، زخمى و مريض بودند.
كنكاش سال هاى ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ به پيدا شدن ۲۷ كاسپين منجر شد. آن ها به منظور حفاظت، تكثير و مطالعه به يك مجموعه بزرگ سواركارى در تهران كه زمانى خود لوئيز براى سوارى فرزندانش در نوروزآباد تهران تأسيس كرده بود، منتقل شدند و به دليل هوش سرشار، توانايى ورزشى فوق العاده و قد مناسب براى تربيت كودكان سواركار مورد استفاده قرار گرفتند و هم اكنون در كشورهاى اروپايى و بويژه انگلستان اسبچه خزر براى تعليم سواركارى به كودكان، طرفدار بسيار پيدا كرده است.
البته در دنيا اسبان كوچك زيادند، اما هيچ كدام داراى تناسب بدنى نيستند. دست و پاى كوچك، سر بزرگ، بدن درشت و گوشتالود در اكثر آن ها صفتى بارز است اين ها را پونى مى نامند، همان نامى كه در ابتدا به خزر داده شده بود. چرا كه قد خزر هم مانند پونى ها كمتر از ۱۳۰ سانتى متر است، اما تناسب بدنى خيره كننده، چالاكى و زيبايى خزر در هيچ يك از پونى ها ديده نمى شود. خزر همه ويژگى هاى يك اسب عرب را داراست. همين امر نيز در گسترش بين المللى نژاد بسيار مؤثر واقع شد.
بازشناسى اسبچه خزر به خروج تدريجى آن از كشور نيز منجر شد. افزون بر موارد خروج و گسترش قانونى، بسيار شنيده شده كه موارد متعددى به صورت ثبت نشده از مرزهاى كشور خارج شده است كه به احتمال زياد تنها براى بهره بردارى از ارزش ژنتيكى فوق العاده آن ها در اصلاح نژاد هاى غربى و حتى ايجاد اسب هاى جديد، مورد تاراج قرار گرفته اند.
+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:6  توسط علی شیروانی  | 

نابغه كسى است كه پيوسته افكارش را از قوه به فعل درآورد.
بالزاك
+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:4  توسط علی شیروانی  | 

دنياي اقتصاد- فوربس در تازه‌ترين گزارش خود، به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است در اين فهرست، در كنار كساني چون مخترعان شبكه جهاني اينترنت و ريزتراشه اسم ميخاييل گورباچف به عنوان پايان‌بخش كمونيسم و اسم ميلتون فريدمن بنيان‌گذار سياست‌هاي اقتصادي جديد به چشم مي‌خورد.

فوربس معرفي كرد:
چه كساني جهان ما را تغيير دادند؟

 شادي آذري
در دهه 70 ميلادي، وزير امور خارجه وقت آمريكا، هنري كيسينجر، از نخست‌وزير وقت چين چوئن لاي درباره پيامدهاي عمده انقلاب فرانسه پرسيد. گفته مي‌شود چو چنين پاسخ داد: «خيلي زود است كه جواب دهم.»
نكته‌اي كه در پاسخ چو نهفته بود، مشكل اساسي در تعيين مهم‌ترين رويدادهاي تاريخي است.
هيچ يك از ما نمي‌توانيم پيش‌بيني كنيم جهان در آينده به چه سمتي پيش مي‌رود و رويدادهايي كه امروز شگفت‌انگيز و تاريخي به نظر مي‌رسند، ممكن است در جاده زمان رنگ ببازند و كم‌اهميت شوند. به عنوان مثال اسكوتر اختراع شده توسط دين كامن را در نظر بگيريد. تا همين چند سال پيش، اين وسيله به عنوان پديده‌اي شگفت‌انگيز در صنعت حمل‌و‌نقل جهان قلمداد مي‌شد و وسيله‌اي بود كه طراحي همه شهرهاي جهان را مي‌توانست دستخوش تغيير كند. اما امروز از رونق اوليه‌اش بسيار كاسته شده و براي همه عادي شده است.
ولي برخي دستاوردها آنچنان شايان توجه و آن قدر اثربخش هستند كه در مدت‌ كوتاه تنها چند دهه پس از ظهور آنها مي‌توانيم شاهد تغييراتي كه در جهان ما به وجود مي‌آورند، باشيم.
فوربس در همين رابطه نمونه‌هايي از اين انقلاب‌هاي جهاني را گردهم آورده است و به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كرده‌اند، پرداخته است.
آنچه بايد به آن دقت كنيم، اين است كه هر كسي نمي‌تواند جهان را در جهت مثبت تغيير دهد.
خيلي خوب مي‌شد اگر اسامه بن لادن‌ها كمتر وگورباچف‌ها بيشتر مي‌شدند. تفاوت اين دو دسته افراد در اين است كه گروه اول با دست‌يابي به قدرت به فكر نسل‌كشي مي‌افتد و گروه دوم با رسيدن به قدرت، آن را در جهت منافع نوع بشر هدايت مي‌كند. اين فهرست فوربس فهرستي اختصاصي از افراد گروه دوم است.
در مجموع وقتي بحث دستيافت‌ها و موفقيت‌هاي بشري به ميان مي‌آيد و اينكه اين دستيافت‌ها چگونه زندگي امروز ما را متحول ساخته است، شاهد آن هستيم كه سياستمداران كمتر از دانشمندان تاثيرگذار هستند.
سازندگان تكنولوژي، يعني ايده‌هايي كه شكل فيزيكي به خود مي‌گيرند، در صدر اين فهرست قرار دارند. به عنوان مثال اختراعات پائول‌لاوتربر و پيترمنسفيلد را در نظر بگيريد.
يعني سيستم تصويربرداري صوتي- مغناطيسي يا ام‌آرآي كه تقريبا همه رشته‌هاي جراحي را دستخوش تحول كرد و به پزشكان اين امكان را داد كه بدون بريدن بدن بيمار بتوانند داخل بدن وي را مشاهده كنند.
نيريت ويس، استاديار بخش جراحي اعصاب دانشكده مونت سيناي نيويورك مي‌گويد: «ام‌آر‌آي جراحي اعصاب را به كلي دستخوش تحول كرد. اگر جمجمه را بشكافيد و به مغز نگاه كنيد يك توده منسجم است. شما نمي‌توانيد با نگاه كردن به آن موفق به ديدن گروه‌هاي سلولي گوناگون آن شويد. اما ام‌آر‌آي به ما اين امكان را مي‌دهد كه ساختارهاي موجود در مغز را مشاهده كنيم و نقشه‌اي در اختيار داشته باشيم كه به كجا برويم و كجا نرويم.»
گاهي تاثيرگذارترين اقدامات لزوما به پيشرفت‌هاي باور نكردني در علم كه سال‌ها مورد تعريف و تمجيد قرار گيرند منجر نمي‌شوند. شايد مجهز ساختن يدك‌كش يا كاميون توسط يك جعبه بزرگ متحرك و استاندارد بيش از يك اختراع باور نكردني تاثيرگذار باشد. و اقتصاد كنوني جهان بدون آن باورنكردني مي‌نمايد.
كارآفرين آمريكايي، ملكوم مك‌لين، كانتينر كشتي‌ها را در سال 1956 اختراع كرد. اما يك دهه طول كشيد كه تاثيرگذاري اين اختراع در عرضه تسليحات نظامي در جنگ ويتنام آشكار شود. كشتي‌راني كانتينري هنوز هم در حال رشد است و نرخ رشد سالانه آن 11درصد است. اگر مك‌لين كه اين تجارت را در كاروليناي شمالي در سال 1934 با استفاده از تنها يك كاميون 120دلاري آغاز كرده بود اكنون زنده بود از اين رشد بسيار متعجب مي‌شد. اين داستان تاثيرگذاري بر جهان، داستان تخيل، صبر، سخت‌كوشي و باور است. اين 15 نفر كه توانستند جهاني را تغيير دهند ثابت كردند كه باور مي‌تواند به حقيقت بپيوندد.
 
تيم برنرز-لي
مخترع شبكه جهاني اينترنت
تيم برنرز-لي براي اولين بار شبكه جهاني اينترنت را در سال 1998 طراحي كرد و اولين مرورگروب،‌ ويرايشگر و پايگاه خدمات رساني اينترنتي را به راه انداخت.اين تكنولوژي‌ها كه بعدها تا حدود زيادي دستخوش تغيير شدند، توانستند شيوه خلق اطلاعات و استفاده از آنها را متحول سازند و انقلابي اطلاعاتي را در جهان ما رقم زنند.
فرانسيس كريك، جيمز واتسن، رزاليند فرانكلين
كاشف ساختار دي ان اي
فرانسيس كريك انگليسي و همكار آمريكايي او جيمز واتسن در سال 1935 موفق به يكي از بزرگترين كشف‌هاي تاريخ علم بشر شدند. آنها توانستند ساختار مولكولي دي ان اي را به درستي رمز گشايي كنند. البته آنها نمي توانستند بدون دانشمند انگليسي ديگري به نام رزاليند فرانكلين كه تصاوير اشعه ايكس او به آنها كمك كرد ساختمان نردباني شكل و درهم پيچيده دي ان اي را كشف كنند.واتسن بدون آگاهي رزاليند و به صورت اتفاقي توسط اشعه ايكس او توانست اين ساختار را مشاهده كند. فرانكلين كه براي دريافت تصاوير اشعه ايكس خود را در معرض سطح خطرناكي از اشعه ايكس قرار داد، در سال 1958و در سن 37سالگي بر اثر سرطان در گذشت. همكار او مريس ويلكينز هم كه در جايزه نوبل پزشكي سال 1962 با واتسن و كريك شريك بود به همين سرنوشت دچار شد.
ميلتون فريدمن
بنيانگذار بازارهاي آزاد
حمايت ميلتون فريدمن،‌ اقتصاددان از ماليات كم،‌ محدوديت تصدي‌گري دولت و بازارهاي آزاد از طرح يك تئوري در دهه 60 آغاز شد و به محوريت سياست‌هاي اقتصادي آمريكا در دوران رياست‌جمهوري ريگان رسيد.فريدمن به خاطر طرح اين بحث شهرت دارد كه رشد ثابت و متعادل در عرضه پول منجر به رشد اقتصادي ثابت خواهد شد و تورم ثمره آن است كه پول بيش از حد زياد، كالاهاي بيش از حد كمي را به دست دهد. او برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 1976 شد.
ميخاييل گورباچف
پايان‌بخش كمونيسم
پس از آنكه ميخاييل گورباچف در سال 1985، دبيركل حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي سابق شد، موضوعاتي چون «گلاسنوست» (فضاي باز) و «پرسترويكا» (اصلاحات) را مطرح ساخت. اين اقدام او آغازي بود براي پايان كمونيسم و جنگ سرد. اما اولين تلاش او در اصلاحات به عنوان دبيركل با شكست مواجه شد. او تلاش كرده بود مصرف مشروبات را متوقف سازد.
جك كيلباي و رابرت نويس
مخترع ريز تراشه
كيلباي و نويس هر يك به طور جداگانه يك مدار تركيبي را در سال 1959 اختراع كردند. اين اختراع پيش از آن يكي از بزرگ‌ترين موانع بشر در دستيابي به كامپيوترهاي سريع‌تر و قوي‌تر بود. ريزتراشه‌ آنها انقلابي را در كوچك‌سازي تكنولوژيكي به وجود آورد. اگرچه گيلباي اختراع خود را زو دتر معرفي كرد و جايزه نوبل را دريافت كرد، اما اين تراشه‌هاي سيليكوني نويس بود كه بيشتر مورد پسند واقع شد. نويس شركت اينتل را در سال 1968 تاسيس كرد و اين شركت امروز بزرگ‌ترين توليد كننده نيمه‌هادي‌ها در جهان است. در همان سال كيلباي موفق به ساخت اولين ماشين‌حساب شخصي در جهان شد.
پائول لاوتربر و پيتر مانسفيلد
مبدع تصويربرداري صوتي- مغناطيسي يا آم‌آر‌آي
لاوتربر و مانسفيلد موفق به دريافت جايزه نوبل پزشكي در سال 2003 شدند. آنها اين جايزه را به خاطر اختراع دستگاه تصويربرداري صوتي – مغناطيسي بردند. اين دستگاه كه همه آن را با نام آم‌آر‌آي مي‌شناسند، به جراحان اين امكان را مي‌دهد كه داخل ارگان‌هاي نرم بدن را بدون شكافتن آنها يا در معرض اشعه ايكس قرار دادن بيمار مشاهده كنند.
جورج لوكاس
سازنده فيلم جنگ ستارگان
جورج لوكاس فيلمساز شركت نور و تصوير اينداستريال را در سال 1975 تاسيس كرد تا تخيل خود از جنگ ستارگان را به زندگي واقعي ما وارد سازد. شركت او موفق شد جلوه‌هاي تصويري را در صنعت فيلمسازي متحول كند. تكنيك‌هاي پيشرفته دوربين‌هاي كنترلي و تصويرسازي رايانه‌اي او انقلابي را در دهه 80 ميلادي رقم زد و شايد مهمتر از همه اينكه عزم جورج لوكاس در ايجاد تحولي در فيلمسازي به اقتصاد صنعت فيلمسازي معنايي تازه بخشيد.
ملكوم مك لين
مبدع كانتينر كشتي‌ها
اين كارآفرين صنعت كشتي‌سازي يك ايده بزرگ داشت: اگر جرثقيل‌هاي بزرگ مي‌توانستند كل بخش يدك كاميون را به يك كشتي منتقل كنند به جاي آنكه از روش وقت‌گير و پرهزينه تخليه و بارگيري تدريجي كشتي استفاده شود بهره‌وري كار بسيار بيشتر خواهد شد.خلاقيت او توانست كانتينر كشتي‌ها را به سطح استاندارد برساند و اقتصاد جهاني را متحول سازد.
گريگوري پينكس، چانگ و جان راك
توليدكننده اولين قرص كنترل جمعيت
در سال 1953 پينكس و همكارش مين چوئه چانگ ثابت كردند كه هورمون‌ها مي‌توانند از آبستن شدن حيوانات جلوگيري كنند.مطالعه مشابه‌اي هم توسط دكتر جان راك در دانشگاه هاروارد در حال انجام بود و او نيز به پينكس پيوست تا آزمايشات لازم را در مورد انسان در سال 1956 انجام دهند. در سال 1960 سازمان غذا و داروي ايالات متحده آمريكا اولين قرص ضدبارداري را كه انوويد نام داشت تاييد كرد.

+ نوشته شده در  Fri 1 Jun 2007ساعت 19:1  توسط علی شیروانی  | 

ÜBERRASCHUNG IM EUTER

Kühe produzieren fettarme Milch

Die Kuh macht's: Wissenschaftler in Neuseeland staunten nicht schlecht, als sie auf einer Farm Kühe entdeckten, die Milch mit nur 0,1 Prozent Fettanteil produzieren. Sie haben schon große Pläne mit den Tieren. mehr...

+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:28  توسط علی شیروانی  | 

صميميت يكى از دلايل نبوغ است.
بودلر
+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:12  توسط علی شیروانی  | 

جمال دامى است كه طبيعت در راه عقل مى گسترد.

ارشميدس

+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:10  توسط علی شیروانی  | 

هرمز برادران
293490.jpg
روسيه تغيير كرده است. اين تنها وارث امپراتورى شوراها، دوره كسالت و پريشانى روزهاى فروپاشى را پشت سر گذاشته است.
روسيه ۲۰۰۷ هيچ شباهتى به كشور به هم ريخته دهه ۹۰ ندارد. نگاه مردان سياست مسكو به كشور خود و منطقه و جهان پيرامون، عوض شده است و همه اين تغييرات به يك نام ختم مى شود و يك نماد بيشتر ندارد: ولاديمير پوتين.
«روسيه پوتين» عنوان بامسمايى است كه اكنون براى توصيف دوران تازه روسيه انتخاب شده است. او به بى ثباتى در امنيت و نابسامانى در اقتصاد روسيه پايان داد.
ارمغان پايان بى ثباتى روسيه براى مرد اول كرملين اين بودكه نفوذ او را براى مدتى طولانى در صحنه سياست تثبيت كرد.
با اين همه فرمانده دوران نوسازى روسيه امسال با مسائل و چالش هاى تازه اى بويژه در روابط با غربى هاى آن سوى آتلانتيك روبه رو است. پوتين در اوج قدرت بايد رشته رهبرى را واگذار كند لذا هم اينك در تدارك نقل و انتقال قدرت است و بيش از هر چيز تلاش مى كند اصول ديپلماسى خود در برابر حريف غربى اش را سروسامان دهد.
فرصتى دست داد تا در ديدار و گفت وگويى با ويتالى نامكين رئيس مركز پژوهش هاى استراتژيك روسيه، مسائل و پرسش هاى مهم دوران رهبرى پوتين را به بحث گذاريم.

\ آقاى نامكين، اكنون در محافل جهانى سخن از تغيير نگاه روسيه در ميان است و گفته مى شود كه رهبر كرملين خط مشى امنيتى و سياسى جديدى در قبال غرب پيش گرفته است و نقطه شروع اين رويكرد امنيتى جديد روسيه را هم اجلاس مونيخ مى خوانند، بفرماييد كه چه دلايلى سبب شد كه پوتين، به طور مشخص پس از اجلاس مونيخ سياست تقابل با غرب را در پيش بگيرد؟
* بايد بگويم كه پوتين مسير جديدى در سياست خارجى اش اتخاذ نكرده است. سياست خارجى پوتين از همان ابتدا مبتنى بر دفاع از منافع ملى روسيه بود واين مهم ترين هدف در سياست هاى وى است. سياست خارجى وى عموماً مستقل و برپايه واقعگرايى بوده است. نخست بايد به اين نكته اشاره كنم كه او همواره كوشيده تا روابط خوبى با ساير كشورها از جمله آمريكا برقرار كند. دوم اين كه او به تقابل با غرب برنخاست بلكه از كشورهاى غربى بويژه آمريكا انتقاد كرد. البته انتقادهاى او برآمده از واقعگرايى بود. او ميان روسيه و غرب خط كشى نكرد. بنابراين اشتباه خواهد بود اگر از اين انتقادها به عنوان جنگ سرد دوم ياد شود. درواقع، جنگ سردى ميان روسيه و غرب وجود ندارد و روابط و همكارى هاى خوبى ميان ما و غرب برقرار است. ديپلماسى روسى هنوز در پى تقويت رابطه ميان مثلث روسيه، اتحاديه اروپا و آمريكاست اما روسيه براساس سياست هايى كه پوتين در سخنرانى اش در مونيخ و در گزارش ساليانه اش به مجمع فدرال عنوان كرد، از غرب انتقاد كرد.
\ اما مواضع پوتين در اجلاس مونيخ و پس از آن فراتر از انتقاد معمولى بود و به نظر مى آيد كه او خط مشى آمريكا را به چالش كشيد.
* به طور خلاصه بگويم، آمريكا مى خواهد نقش آفرينى در صحنه جهانى را به انحصار خود درآورد و اراده خود را بر بسيارى از كشورها تحميل كند و در صحنه بين المللى به طور يكجانبه از زور استفاده و در بهره گيرى از آن زياده روى كند. اما در نظم نوين جهانى كه مبتنى بر سيستم چندقطبى است، اين نوع سياست مسأله اى مخرب و مضر خواهد بود. روسيه از سيستم چند قطبى حمايت مى كند چرا كه روسيه خود يكى از مراكز قدرت است. نقش يك جانبه گرايانه اى كه آمريكا به دنبال آن است، در حال محو شدن است، چرا كه ديگر هيچ اساس و توجيهى براى رهبرى يك جانبه در صحنه بين المللى وجود ندارد. از سويى، آمريكا منابعى براى تحقق آن ندارد. متأسفانه، اين كشور تقسيم بندى جديدى به وجود آورده كه در يك سوى آن، دموكراسى ها و در سوى ديگرش كشورهاى خودكامه قراردارند.
درواقع، آمريكا از اين طريق اهميت نقش سازمان ها و نهادهايى مانند سازمان ملل را كه مبتنى بر همكارى جمعى است، ناديده مى گيرد. اين امر براى ما غيرقابل قبول است، زيرا روسيه از استقلال و حاكميت هر كشورى حمايت مى كند و به حقوق بين الملل احترام كامل مى گذارد و در روابط خود با همه كشورها به همكارى گروهى اهميت فراوانى مى دهد. روسيه همچنين از سيستم چندقطبى به عنوان ركن اصلى امنيت جهانى دفاع مى كند. به باور من، بنا به همين دلايل بود كه پوتين خواستار گفت وگوهاى صادقانه اى ميان روسيه و غرب در بسيارى از زمينه ها مانند معمارى امنيت جهانى، ايجاد نظام هاى جديد بين المللى براى برقرارى نظم نوين جهانى و اجماع در درك و فهم اين نظام چندقطبى شد. بنابراين بايد همه كشورها تلاش كنند تا نقش خود را در اين نظام جهانى بيابند.
\ در بررسى مشى و سياست هاى پوتين در قبال آمريكا شاهد نوعى دوگانگى هستيم. وى در دوره اول حاكميت نومحافظه كاران كاخ سفيد خط مشى مدارا با واشنگتن را در پيش گرفت اما در دوره دوم رويكرد متفاوتى اتخاذ كرد، ظاهراً ما با دو پوتين مواجهيم. پوتين اول با غرب مواجهه اى ندارد، اما پوتين دوم به ميدان رويارويى با آمريكا مى رود.
* همانطور كه پيشتر هم گفتم نمى توان گفت كه مشى پوتين دچار تغيير شده است و يا شاهد دوپوتين هستيم. اما اين رويكردها تفسيرهاى ديگرى دارد.
نخست آن كه روسيه در حال قوى تر شدن است و پوتين منابع بسيارى براى پيشبرد اهداف خود و ورود به صحنه دارد اما سياست خارجى و راهبرد وى چندان دچار تغيير نشده است. سياست هاى اخير وى حكايت از دادن وجهه اى قوى تر به منافع ملى روسيه دارد. در عين حال، روسيه منابع سياسى و اقتصادى و فرهنگى بسيار بيشترى در اختيار دارد كه مى تواند براى ايجاد ثبات از آنها بهره بردارى كند. پايان جنگ در چچن، رشد اقتصادى، ثبات سياسى و دستاوردهاى فراوان ديگر نيروى بيشترى به روسيه داد تا با جنگ آمريكا عليه عراق مخالفت كند.
پيش از آغاز اين جنگ، روسيه در مباحث و مجادلاتى كه پيرامون آن وجود داشت با حمله به عراق به شدت مخالفت كرد.
\ پس چرا روسيه با تهاجم به افغانستان مخالفت نكرد و نوعى مدارا و مسامحه را در قبال اين سياست تهاجمى كاخ سفيد پيش گرفت؟
* زيرا آن كشور كه تحت حاكميت طالبان بود از سوى جامعه بين المللى تحريم شده بود. در آن هنگام و به ويژه پس از حملات ۱۱ سپتامبر ،۲۰۰۱ جامعه جهانى در اين ديدگاه هم عقيده بود كه رژيم طالبان تهديدى براى امنيت بين المللى است.
بنابراين، بسيارى از كشورها با آمريكا هم رأى بودند. به اعتقاد من، ايران نيز از سوى طالبان تهديد مى شد، همانطور كه براى روسيه نيز تهديدى بزرگ به شمار مى آمد. به همين دليل، ساقط كردن رژيم طالبان خدمت بزرگى به ايران و آمريكا بود و مسكو نيز به همين دليل مخالفتى با اين حمله نكرد و از نابودى اين لانه تروريست ها حمايت كرد. پس از ۱۱ سپتامبر، روسيه با دولت و خانواده قربانيان اين حادثه ابراز همدردى كرد و آسمان خود را به روى هواپيماهاى آمريكايى براى حمله به افغانستان باز كرد يعنى همان كارى كه كشورهاى آسياى مركزى انجام دادند. ما حضور آمريكا در اين منطقه راموقت مى دانستيم و انتظار نداشتيم كه براى هميشه در آنجا بماند.
اما اكنون اوضاع در حال تغيير است و نتايج معكوسى را در افغانستان و عراق شاهد هستيم. اگر بخواهيم تحولات و اوضاع اخير را به هم مرتبط سازيم، با فضايى از خشم و نارضايتى از حضور نظامى آمريكا بويژه در رابطه با عراق روبه رو مى شويم. اوضاع عراق در مسيرى غيرقابل تصور جريان پيدا كرده است.
\ سؤال جدى بسيارى از ناظران اين است كه ابزارهاى روسيه بويژه در پيشبرد اين سياست تقابل با غرب چيست؟ شما به منابع اقتصادى و سياسى اشاره كرديد، آيا منابع اقتصادى كشور شما كه عمدتاً شامل انرژى نفت و گاز است، دراين عرصه رقابت كفايت مى كند؟ سؤال من اين است كه اهرم هاى سياسى و امنيتى روسيه دراين عرصه چيست؟
* هم اكنون منابع سياسى روسيه عبارت اند از قدرت اجرايى بالا در امور داخلى و شيوه حكومت دارى قوى در مناطق مختلف كشور. زيرا در دوره حكومت بوريس يلتسين، رئيس جمهور سابق روسيه، مناقشه هاى زيادى ميان مناطق با يكديگر و ميان حكومت هاى خودمختار مانند تاتارستان با حكومت مركزى وجود داشت و فدراليسم همواره مشكل ساز بود. اين مشكلات عمدتاً از دوران شوروى سابق باقى مانده بود. اكنون نظام اجرايى و حكومت دارى و روابط ميان سيستم قضايى و قانونگذارى و اجرايى بسيار بهتر شده است. افزون براين حزب حاكم نيز از حمايت زيادى برخوردار است و قدرت زيادى در پارلمان و مناطق دارد. همه اينها ناشى از بهبود وضع معيشتى مردم و محبوبيت پوتين در ميان آنهاست.
\ هنوز اين بحث مطرح است كه چرا روسيه از برخى حوزه هاى مهم سياسى امنيتى در برابر غرب عقب نشينى كرد. به طور مثال برنامه گسترش ناتو به سوى جمهورى هاى سابق شوروى و يا وقوع انقلاب هاى رنگى كه ابتدا با سكوت روسيه روبرو شد، موجب پيشروى سياسى غرب به اين منطقه گرديد. چرا پوتين اجازه داد در آن مقطع غرب وارد حيطه امنيتى روسيه شود؟
* انقلاب هاى رنگى حاصل كشمكش هاى سياسى محلى در جمهورى هاى سابق شوروى بود. عاملان اين انقلاب ها از سوى نيروهاى غربى حمايت و پشتيبانى مى شدند. ميخائيل ساآكاشويلى، رئيس جمهور گرجستان ، از جمله افرادى است كه با اين انقلاب ها بر سر كار آمد. او يك غربگراست و مى خواهد گرجستان بخشى از دنياى غرب به شمار آيد. اما روسيه اين گرايش را قابل قبول نمى داند و از رويكرد ضد روسى ساآكاشويلى راضى نيست. اما اگر برخى از رهبران ديگر اين جمهورى ها چنين رويه اى را در پيش گيرند روسيه آن را يك فاجعه تلقى نمى كند. زيرا دنيا پر است از رقابت ها و رقبا. روسيه نيز قصد جنگ با آنهارا ندارد، زيرا مسكو به خوبى از تضاد و تفاوت منافع آگاه است و مى داندكه نمى توان رقابت ها را حذف كرد. اما ما نيز منافعى داريم و بايد از طريق ابزارهاى اقتصادى در پى طرح و تأمين آنها باشيم. همگرايى و همكارى با شركا از جمله اين ابزارها است كه دراين ميان مى توان به ايجاد مجموعه كشورهاى مشترك المنافع (CIS) اشاره كرد. علاوه براين، بيش از ۱۰ سال پيش همكارى با ناتو را آغاز كرديم و شوراى روسيه ـ ناتو را بنا نهاديم، زيرا براين باور بوديم كه ديگر نيازى به جدال سياسى و نظامى نيست و بايد رويكردى دوستانه داشته باشيم؛ چرا كه ناتو براى مقابله با شوروى به وجود آمده بود و از آنجا كه شوروى سقوط كرده بود، دليلى براى خصومت وجود نداشت. اما نزديك شدن ناتو به مرزهاى روسيه تأثير منفى بر امنيت روسيه دارد. آمريكا از اين راه مى خواهد روسيه را در محاق ببرد. به جز آمريكا، بسيارى ديگر از كشورهاى غربى نمى خواهند شاهد حضور روسيه اى قوى باشند كه در حال تبديل شدن به بازيگرى مستقل درعرصه جهانى است. آنهامى خواهند ما را تحت فشار قرار داده، از اتخاذ و هدايت سياست هاى مستقل باز دارند. اما ما در روابط بين الملل توان چانه زنى و ابراز وجود داريم.
همچنين استقرار سامانه دفاع موشكى آمريكا در اروپا يك مسأله نگران كننده ديگر است. اين اقدام آمريكا براى روسيه كاملاً غيرمنتظره بود. چندسال پيش ، آمريكا از پيمان ABM خارج شد كه اين امر تأثير نامطلوبى در روسيه داشت. ما بر اين باوريم كه بايد به همه پيمان ها وفادار بود، نه فقط به يكى از آنها. زيرا مجموعه پيمان ها در كنار هم معنى مى دهند و اين مجموعه يكى از اركان اصلى امنيت جهانى است. هنگامى كه از اين مجموعه چيزى كم مى شود، دچار تزلزل مى گردد. آمريكا با استقرار اين سامانه موشكى يكى از پيمان ها را نقض مى كند.
\ كرملين اين سال ها بسيار تلاش كرد تا نگاه آمريكا را تغيير دهد. اما به اعتقاد ناظران هنوز هيچ تغييرى در تفكر سياسى واشنگتن صورت نگرفته است و آمريكا ، روسيه را مهمترين تهديد عليه خود مى داند. تحليل شما از اين مسأله چيست؟
293358.jpg
* تاكنون اظهارنظرى رسمى از سوى آمريكايى ها درباره اين كه روسيه مهمترين تهديد عليه آنهاست، ابراز نشده است. با اين حال، بايد پذيرفت كه روابط ميان دو كشور رو به وخامت گذارده است. اما اميدواريم كه آمريكا، روسيه را تهديدى عليه خود قلمداد نكند.
ما تهديدى بر ضد آمريكا نيستيم و حتى قصد جنگ با آمريكا را نداريم. ما سرگرم آماده شدن براى جنگ نيستيم و معتقديم جنگى ميان روسيه و آمريكا صورت نخواهد گرفت.
ما افكار، انديشه ها و اقتصاد خود را برپايه بازار آزاد بنا نهاده ايم و در انديشه حمله به هيچ كشور يا ايجاد انقلاب در هيچ كشورى نيستيم. ما خواهان تغيير رژيم يا كنار زدن حاكمان ساير ملل نيستيم. ما تنها به توسعه و پيشرفت و رفاه مردم خود مى انديشيم. بنابراين خطر و ضررى را متوجه منافع آمريكا نمى كنيم. روسيه منافع مشروع خود را دارد و در پى برقرارى روابط با ساير كشورها مانند چين و ايران و پيگيرى اهداف خود در زمينه انرژى است. ما يك تأمين كننده بزرگ انرژى به شمار مى آييم، درست مثل ايران و غرب آفريقا. برهمين اساس، اهميت ما روز به روز بيشتر مى شود.
طبق برآوردها و پيش بينى هايى كه صورت گرفته، روسيه در كنار خليج فارس و غرب آفريقا تا سال ۲۰۲۰ به ۳ منبع مهم تأمين انرژى مبدل خواهند شد. اما همان طور كه سرگئى لاوروف، وزير خارجه روسيه، نيز عنوان كرده ما در انديشه تبديل شدن به يك ابرقدرت حتى يك ابرقدرت انرژى نيستيم. فقط مى خواهيم جزو قدرت هاى بزرگ باشيم، اما نمى خواهيم خود را به عنوان يك نيروى هژمونيك معرفى كنيم. به همين جهت است كه مايل نيستيم روابط خصمانه اى با آمريكا داشته باشيم.
\ پس مفهوم اين جنگ لفظى ميان مسكو و واشنگتن چيست؟
* انتقادهاى ما از آمريكا به مثابه انتقادهاى دوستانه است. زيرا دوستان از دوستان خود به خاطر اشتباهاتى كه مرتكب مى شوند، انتقاد مى كنند. ما به بهبود روابط اميدواريم و اين در حالى است كه از تأثيرات منفى سياست هاى آمريكا بر منافع امنيتى خود به خوبى آگاهيم و براى دفاع از اين منافع مصمم هستيم. به اعتقاد من، پوتين با تعريف و تبيين منافع روسيه و دفاع از آن راه درستى را در پيش گرفت.
\ البته اغلب ناظران قبول دارند كه دور جديد رقابت يا رودررويى روسيه يك تقابل ايدئولوژيكى نيست، بلكه رقابتى از نوع جديد است و اين رقابت از تفكر رهبرى پوتين ناشى مى شود كه خواهان احياى جايگاه روسيه به عنوان يك ابرقدرت است. در اين باره چه نظرى داريد؟
* روسيه تمايلى براى احياى جايگاه خود به عنوان يك ابرقدرت را ندارد بلكه در پى تأمين منافع مشروع خود است و البته هرگاه اين منافع مورد تهاجم قرار گيرند، از آنها دفاع مى كنيم.
گاهى اوقات برخى از شركاى ما در اروپا از ابزارهاى نامشروع بهره مى گيرند و ما به شدت با آنان مخالف هستيم. آنها ما را متهم مى كنند كه روسيه تلاش مى كند تا از برخى قراردادهاى خود با ساير كشورها به عنوان ابزارهاى سياسى استفاده كند. آنها مدعى هستند كه از گاز پروم براى اهداف سياسى بهره گرفته مى شود، اما اين ادعاها اساساً صحت ندارد. بلكه اين آمريكا بود كه چند سال پيش از خط لوله باكو - تفليس - جيحان استفاده ابزارى در جهت پيشبرد اهداف سياسى كرد. هدف آمريكا اين بود كه از ترانزيت و عبور انرژى از خاك روسيه بكاهد.
رقابت كنونى با آمريكا رقابتى ايدئولوژيكى نيست. با توجه به تعدد ديدگاه ها در سيستم بين المللى، رقابت جارى بنياد سياسى دارد. ما تفاوت و اختلاف فرهنگ ها و تمدن ها را مى پذيريم و معتقديم كه هر فرهنگ و تمدنى بايد مجال پيشرفت و فرصت ابراز در محيط خاص خود را داشته باشد و بايد به آنها احترام گذاشت. به باور ما، تغيير رژيم، اشاعه دموكراسى با استفاده زور و دخالت نظامى كه نمونه آن را در عراق شاهد هستيم، امرى نادرست و غيرمعقول است.
\ بالاخره فكر مى كنيد استراتژى رقابت روسيه در برابر آمريكا به كجا پيش مى رود؟ خط پايان اين تقابل كجاست؟
* خط قرمز اين رقابت آن است كه اين تقابل به مناقشه منجر نشود. ما همكارى خوبى با آمريكا داريم و ساز و كار مذاكره در روابط ما كارساز بوده است. حتى در مسأله سيستم دفاعى موشكى كه به موضوعى پرتنش و مناقشه برانگيز مبدل شده از اين ساز و كار بهره زيادى برده ايم. براى نمونه، به تازگى رابرت گيتس و كاندوليزا رايس وزراى دفاع وخارجه آمريكا براى گفت وگو در اين باره به روسيه سفر كردند. در روابط دوكشور فرايندى سياسى جريان دارد چرا كه بر اين باوريم كه مشكلات و مسائل ميان ما بايد از طريق گفت و گوهاى چندجانبه حل و فصل شود، زيرا به قدرت نهادهاى چندجانبه مانندسازمان ملل اعتقاد داريم. در اين ميان، نقش و وزنه قدرت ها و نهادهاى قدرتمند منطقه اى و ابتكارات و چارچوب هاى امنيتى منطقه اى مى تواند در تقويت جهان چندقطبى مؤثر باشد.
پيشتر لاوروف نيز تأكيدكرده بود كه روسيه در پى «ديپلماسى شبكه اى» است نه ديپلماسى براساس بلوك بندى، زيرا دوره بلوك بندى سپرى شده وچنين تقسيم بندى سفت و سختى بى اعتبار شده است.
\ با وجود همه مخالفت هاى مسكو، آمريكا پروژه سپر دفاع موشكى خود را در لهستان وچك كه اكنون به نماد بدبينى دو قدرت تبديل شده است، متوقف نكرد. روسيه با چه اهرمى مى خواهد آمريكا را از تصميم خود در اين باره منصرف كند؟
* ما قصد توقف هيچ پروژه اى را نداريم، زيرا ما با يك غول مواجه هستيم. آمريكا يك غول است، اروپاى غربى نيز همين طور. اما كار ما مبتنى بر حسن نيت، همكارى هاى اقتصادى و همگرايى است.
روسيه منبع مهمى براى توليد انرژى اتحاديه اروپاست. ما مشتركات زيادى با آن اتحاديه داريم و به تدريج تبديل به بخشى از دنياى اروپايى مى شويم. با اين حال، روسيه يك تمدن مستقل و جدا دارد. از طريق اين همگرايى مى توانيم شركاى خود را متقاعد سازيم كه نگرانى هاى موجود در روابط دوطرف مسأله اى بيهوده است.
\ آيا اين گفته شما نشانه اين نيست كه روسيه همچنان مى خواهد با نرمش و احتياط با غرب بويژه آمريكا روبه رو شود؟
* روسيه در صورتى كه با ابزارهاى ديپلماسى نتواند آنها را متقاعد كند، از ابزارهاى بسيارى كه در اختيار دارد براى پاسخ دادن به آنها استفاده مى كند. خروج از پيمان نيروهاى متعارف (CFE) از جمله اين ابزارهاست. موشك هاى آمريكا دراروپا نيز توسط موشك هاى روسيه منهدم خواهند شد. نسل جديد موشك هاى روسيه قادر است كه سپر دفاع موشكى آمريكا را نابود سازد. اين موشك ها مى توانند از طريق قطب شمال آمريكا را تهديد كنند. اما ما هيچ كشورى را تهديد نمى كنيم. هنوز وقار و طمأنينه بهترين راهكاربراى نابود ساختن نيروى مهاجم و سركوبگر است.
روسيه همچنان براى ساخت سيستم سپر موشكى خاص خود تلاش مى كند تا قابليت تحديد و عقب راندن هر سركوبگر يا نيروى مهاجمى را داشته باشد. بنابراين، تصور نمى كنم كه آمريكا قصد حمله به روسيه را داشته باشد.
\ درباره طرح هاى بازدارنده روسيه در برابر پروژه هاى تهاجمى پنتاگون سؤال هاى زيادى مطرح است مثلاً در برابر طرح اخير بوش آيا روسيه مى خواهد سپر دفاع موشكى خاص خود را بسازد؟
* ما يك سيستم موشكى داريم كه براساس تعهداتمان در چارچوب پيمان ABM عمل مى كند. از آنجا كه آمريكا اين پيمان را نقض كرده، روسيه نيز سرگرم ايجاد سيستم دفاع موشكى و بهبود كاركرد آن است. ما ابزارهايى در اختيارداريم كه مى تواند هرگونه سپر دفاع موشكى را بشكند. اين را مى پذيريم كه روسيه در برابر خطرات و تهديدات نفوذپذير است. بنابراين احتمال دارد كه برخى موشك ها قادر به ورود به خاك روسيه باشند. اما راهبرد دفاعى ما مبتنى بر اين واقعيت است كه توانايى پاسخ دادن به نيروى مهاجم را داريم. اگركشورى راكتى به سوى ما پرتاب كند، راكت هاى روسى بلافاصله پاسخ آن راخواهند داد و هدف از اين پاسخ نابودى نيروى مهاجم است.
\ برخى از ناظران و تحليلگران مى گويند كه پوتين مى خواهد از شيوه هاى ديگرى هم براى توسعه نفوذ سياسى روسيه بهره گيرد. مثلاً اومى خواهد خلق و پرورش نوعى ناسيوناليسم روسى به ابزار جديدى براى مقابله با غرب دست پيدا كند. آيا اين ديدگاه درست است؟
* نه، به نظر من اين ديدگاه درستى نيست. ناسيوناليسم روسى وجود ندارد، بلكه احساس احترام به خود و عزت نفس روس ها افزايش پيدا كرده و غرور ملى آنها قوى تر شده است. پس از فروپاشى شوروى، عرق ملى و غرور ملى روس ها ناديده انگاشته شد اما اين غرور همچنان وجود داشت. ما همواره به موفقيت، سياست، اقتصاد، فرهنگ و هر آنچه كه داشته ايم، باليده ايم. اين را هم بايد اضافه كنم كه روس ها در دوره رياست جمهورى پوتين اعتماد به نفس بالايى پيدا كرده و به ديدگاه مثبتى درباره آينده خود دست يافته اند. شايد شما اين را ملى گرايى بناميد، اما هر كشورى بايد به داشته ها و توانمندى هايش ببالد. شما غرور ملى داريد و ما نيز همينطور.
\ ولى همه شواهد حاكى از اين است كه سياست روسيه در قبال جمهورى هاى سابق شوروى تغييركرده است. روسيه در اغلب مناقشه هاى اين جمهورى ها حضور دارد كه تاحدود ۲ سال پيش چنين مسأله اى نمود برجسته اى نداشت. براى نمونه، روسيه در درگيرى هاى داخلى اخير در استونى از اقليت روس تبار حمايت كرد. يا قضيه اوكراين كه بيانگر نگاه جديد روسيه پوتين به اين جمهورى ها است؟
293253.jpg
* ما در حمايت از اقليت هاى روس تبار كارى خلاف قانون مرتكب نشده ايم. برخلاف آنچه برخى مدعى هستند، روسيه هيچ كشورى را در عرصه انرژى تحريم نكرده است. براى نمونه، در قضيه اوكراين ماجرايى كه رخ داد اقتصادى بود و روسيه تصميم گرفت تا سوبسيدهاى خود را بيهوده دراختيار جماهير سابق قرار ندهد.
بلاروس در اين رده قرار مى گيرد زيرا ما نفت و گاز خود را در ازاى امتيازاتى با قيمت پايين تر به آن كشور مى فروشيم. اين رابطه در بازار امرى معمول است و براساس واقعيت هاى آن شكل گرفته است. پيشتر روسيه سوبسيدهاى خود را دراختيار تمام جمهورى هاى سابق حتى گرجستان قرار مى داد، اما زمانى كه گرجستان به تلاش هاى ضدروسى رومى آورد اوضاع دچار تغيير و تحول مى شود.
در اين شرايط، چرا روسيه بايد از گرجستان حمايت كند و انرژى خود را به راحتى دراختيار آن بگذارد. درمورد گرجستان، بله، تحريم هاى محدودى وجودداشت كه عمدتاً به دليل اقدام ها و تلاش هاى آن كشور عليه روسيه بود.
اكنون با توجه به نهادها و چارچوب هايى كه با حضور روسيه و جمهورى هاى سابق وجوددارد، روابط با اين جمهورى ها در وضعيتى عادى و طبيعى قرار دارد. جامعه كشورهاى مشترك المنافع چترى براى اين كشورهاست و ما در اين جامعه اتحادها و ائتلاف هايى با هريك از جماهير سابق داريم و هر يك از كشورها منافع خود را دنبال مى كنند.
\ در اين دو دهه مسكو روابط شكننده وپرافت وخيزى با جمهورى هاى سابق شوروى داشته است. نگرانى جدى مستمر درباره اين جمهورى ها چيست؟ آيا روسيه بيم آن را دارد كه اين كشورها عرصه هاى سياست و اقتصاد را به غرب واگذاركنند؟
* نه، همه جمهورى ها در برقرارى رابطه با غرب آزادند. اما تنها نگرانى اين است كه اگر هر يك از آنها عضو ناتو شوند و اين اتحاد نظامى به مرزهاى روسيه نزديك تر شود، ما از اين مسأله خوشحال نخواهيم شد. ايران نيز از اين موضوع خرسند نخواهدشد، زيرا گسترش ناتو براى هيچ يك از ما خوشايند نخواهدبود.
به نظر ما دليلى ندارد كه گرجستان عضو ناتو شود، زيرا ما گرجستان را تهديد نمى كنيم و قصد حمله به آن را نداريم. قبل از هر چيزى گرجستان بايد مشكلات درونى خود مانند آبخازيا و اوستيا را از طرق مسالمت آميز حل و فصل كند؛ چرا كه ناتو قادر به حل اين مشكلات نيست.
\ ترجيح مى دهم در پايان اين گفت و گو يك ارزيابى صريح و واقع بينانه از شما بشنوم كه جايگاه واقعى روسيه در معادلات كنونى جهانى چيست؟
آيا روسيه هنوز خود را يك ابرقدرت و حريفى براى آمريكا مى داند يا يك قدرت همسطح قدرت هاى درجه ۲.
* روسيه يكى از بزرگترين و مهم ترين قدرت ها در جامعه بين المللى است. ما نمى خواهيم يك ابرقدرت باشيم و چنين آرزويى نداريم. از لحاظ نظامى با آمريكا هم طراز هستيم و هيچ كشور ديگرى قادر به رقابت با ما نيست. ازنظر اقتصادى نيز جزو غنى ترين كشورها هستيم. از لحاظ فكرى نيز تمدنى كهن داريم. البته مشكلات زيادى نيز پيش رو داريم و در راه توسعه كشور مانع هاى زيادى در برابر ماست. با اين حال، روسيه در مسيرى كه در آن قرار دارد به خوبى پيشروى مى كند.
\ مارس ۲۰۰۸ انتخابات رياست جمهورى در روسيه برگزار خواهدشد. همه دوست دارند بدانند روسيه پوتين براى اين انتخابات چه طرح و ايده اى دارد؟ و آيا نگرانى از يافتن جانشين همطراز پوتين وجوددارد؟
* به اعتقاد من، انتخابات آينده مطابق با قانون اساسى روسيه انتخاباتى آزاد خواهدبود. ناظرانى براى نظارت بر اين انتخابات حضور خواهندداشت. تاكنون هيچ كس روسيه را به برگزارى انتخاباتى غيرعادلانه متهم نكرده است.
حتى در دوره بوريس يلتسين نيز چنين اتهامى به ما زده نشد. سيستم انتخاباتى ما روشن است و انتخابات به همان گونه كه پيشتر بوده، برگزارخواهدشد.
درجبهه مخالفان نيز كاسيانانف به عنوان رهبرشان ابراز آمادگى كرده و مى تواند كانديداى حضور در اين انتخابات شود. روسيه از حيث مديريت و حكومت دارى اكنون در سطح ايده آل قرار دارد و به درجه بالايى از ثبات و كارايى مديريتى رسيده است. پس دليلى بر نگرانى از آينده وجودندارد.
+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 6:2  توسط علی شیروانی  | 

آن كه بيش از همه محتاط است، بسيار كم كار مى كند.
شيلر
+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 22:21  توسط علی شیروانی  | 

SPIEGEL INTERVIEW WITH VIETNAMESE PRESIDENT NGUYEN MINH TRIET

'We Have Made Peace with the Past'

Vietnamese President Nguyen Minh Triet discusses the economic miracle unfolding in his country, freedom of opinion in a socialist system and Vietnam's relationship with Germany. more...

+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 22:19  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - قم
سرويس: سياسي

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: چشم‌انداز 20 ساله بايد در 5 سال اول تبديل به يك باور عمومي و ذهني شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) محسن رضايي طي سخناني در جمع طلاب بسيجي مدرسه معصوميه قم افزود: چشم‌انداز در پي انتقال نظام برنامه‌ريزي و مديريتي كشور از حالت انفعال به حالت پيشگام است. اساس چشم‌انداز بر اين است كه ملت ايران قادر باشد به جاي دنباله‌روي از ديگران، خود آينده خود را بسازد.

وي با تاكيد بر پيشرفت ايران در تمامي عرصه‌ها گفت: سند چشم‌انداز يك چارچوب براي آينده‌سازي و خروج از انفعال و خلق يك فرهنگ و تمدن جديد است.

وي با بيان اين كه " تدوين اين سند تنها به دست امام و مقتداي جامعه ممكن است" افزود: هركسي نمي‌تواند اين كار را انجام دهد، چنين كاري تنها از عهده امام آينده‌نگر و آينده‌ساز جامعه برمي‌آيد.

رضايي اضافه كرد: چشم‌انداز بايد چراغ و راهنماي همه باشد و تاكنون برنامه‌هاي مختلفي چون ايران 1400 و جامعه مدني و امثالهم انجام و بحث شد كه هيچ‌كدام چه از نظر قانوني و چه از نظر عيني و عملي به نتيجه نرسيد اما چشم‌انداز برنامه‌اي در اين قالب نيست.

وي به جملات و كلمات مندرج در اين چشم‌انداز اشاره و اظهار كرد: اين جملات تنها در كنار يكديگر معنا مي‌دهد، تكه تكه كردن عبارات، روش كاملا غلطي در درك و فهم چشم‌انداز است.

وي به قسمتي از اين سند اشاره كرد و گفت: ايران بعد از 1404 بايد از نظر علمي، اقتصادي و فناوري قدرت اول منطقه باشد، در بعد هويتي، بايد داراي هويت اسلامي، انقلابي و ايراني بوده و الهام‌بخش جهان اسلام باشد و در پايان تعامل موثر و سازنده در روابط بين‌الملل داشته باشد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، چشم‌انداز را داراي دو فرآيند ذهني و اعتقادي دانست و ادامه داد: فرآيند تعيين چشم‌انداز يكي از مسائل بسيار مهمي است كه نخبگان جامعه بايد در 5 سال اول چشم‌انداز كه دو سالش طي شده است، فرآيند ذهني آن را پشت سر گذاشته و تبديل به يك عزم ملي و فراگير كنند.

وي ادامه داد: پس از گذر چشم‌انداز از باور ذهني، دوران عمل شروع مي‌شود، به اين صورت كه سبك زندگي، معماري، هنر، حوزه علوم و حتي نحوه نگاه به عدالت و توسعه بايد از خانواده تا سطح ملي متحول شود.

وي با بيان اين‌كه " فرهنگ و تمدن در سال 1404 بايد بر اساس زيرساخت باورها و اعتقادات بازآفريني شود" گفت: اگر ايران به اين تحول و فرهنگ و تمدن برسد، ديگر انقلاب اسلامي جاويدان خواهد بود. در اين تمدن ديگر فقر و بيكاري و بدحجابي نخواهد بود. انقلاب از مرز سياست عبور كرده و وارد حوزه فرهنگ و اقتصاد مي‌شود و حتي از موانع اقتصادي عبور مي‌كند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود به نقش حوزه‌هاي علميه در تحقق سند چشم‌انداز اشاره كرد و افزود: حوزه‌هاي علميه نقش تعيين‌كننده‌اي در به حركت درآوردن جامعه ايراني براي تحقق سند چشم‌انداز دارند، چون از طرفي حوزه‌ها عملا بخش مهمي از تحقق اين سند را بر عهده دارند و از سوي ديگر مردم در جنبش‌هاي اجتماعي ثابت كرده‌اند كه پشت سر روحانيت به طور گسترده به حركت درخواهند آمد.

وي تاكيد كرد: حوزه‌ها هم در تحقق اجرايي سند چشم‌انداز و هم در قسمت تشويق و تهييج و ايجاد باور و عزم و اراده ملي نقش مهمي دارند.

وي موضع‌گيري مقابل برنامه هسته‌يي ايران را عكس‌العمل دنياي غرب به چشم‌انداز دانست و گفت: بسيج دنياي غرب عليه برنامه‌هاي هسته‌يي ايران، اولين پاتك غرب به اين چشم‌انداز است غافل از اين‌كه هواپيماي چشم‌انداز اكنون در حال ترك باند و اوج گرفتن است.

+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 22:18  توسط علی شیروانی  |