تبليغاتX
حقوق بین الملل
حقوق

از ابر كه جدا شد

از ابر كه جدا شد
                    قطره ي باران
نجواكرد:
         " كجا بنشينم"
ياسِ سپيد
خنديد:
"من زمينيِ توام"

[Als er von der Wolke abfiel]

Als er von der Wolke abfiel,
wisperte 		
der Regentropfen:
		"Wohin mich setzen"
der weiße Jasmin
lachte:
"Dein Irdisches bin ich"
+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:39  توسط علی شیروانی  | 

Laß den Spiegel!
Schreitest du durch Leichen,
vergiß dein Antlitz,
erinnre dich an deine Kindheit im Sternenkleid,
das deine Zukunft kannte
und in seinem Buch all deine Sekunden in Gedichten zeichnete.
Lies die Zeichen!

Erinnre dich an dein Geburtsjahr,
das Jahr, in dem du dich verliebtest,
das Jahr, in dem der Wind von dir träumte.


Sieh!
Sieh, wie die Sekunden dich auf Händen tragen.
Schreitest du durch Leichen, vergiß den Spiegel.

Immer träumt jemand von dir,
breitet dein rotes Kleid in der Sonne aus,
bringt dir Wasser.
Immer wird dich jemand besuchen, nach dem Tod.

Mohammad Hossein Abedi - ِِِهميشه بعد از مرگ

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:37  توسط علی شیروانی  | 

آينه را بگذار!
ميان اجساد كه مي گذري
چهره ات را فراموش كن
و كودكي را به خاطر بسپار با لباس پر از ستاره
كه آينده تو را مي دانست
و براي تمام ثانيه هايت در دفترش شعري كشيده بود
نوشته ها را بخوان!

سال تولدت را به خاطر بسپار
و سال عاشق شدنت را
سالي كه باد خواب تو را ديد

نگاه كن !
ببين چگونه ثانيه ها تو را بر دست مي برند
ميان اجساد كه مي گذري آينه را فراموش كن

هميشه كسي خواب تو را مي بيند
لباس سرخت را در آفتاب پهن مي كند
برايت آب مي آورد
هميشه بعد از مرگ كسي به ديدنت مي آيد

Mohammad Hossein Abedi

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:32  توسط علی شیروانی  | 

ديوان عدالت اداري در پي شكايت مسوولان سايت بازتاب، دستور موقتي مبني بر توقف عمليات اجرايي ممنوعيت فعاليت اين سايت صادر كرد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در راي صادره ازسوي شعبه سوم ديوان عدالت اداري آمده است: «در خصوص درخواست شاكي مبني بر صدور دستور موقت بر جلوگيري از اقدامات اجرايي نسبت به اطلاعيه صادره از حوزه معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دائر بر ممنوعيت فعاليت سايت بازتاب با توجه به اوراق و محتويات پرونده و دلايل ابرازي و اسناد و مدارك موجود در آن، درخواست شاكي موجه تشخيص و مستندا به ماده 15 قانون ديوان عدالت اداري دستور موقت مبني بر توقف عمليات اجرايي نسبت به آن تا رسيدگي و تعيين تكليف نهايي صادر و اعلام مي‏گردد».

در دادنامه‌ي صادره، سايت بازتاب، شاكي و معاونت امور مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات طرف شكايت هستند.

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:14  توسط علی شیروانی  | 

WASHINGTON (Reuters) - The United States has approved a visa for Iranian President Mahmoud Ahmadinejad to enable him to address the U.N. Security Council over Tehran's nuclear program, the State Department said on Monday

"We received the applications and have processed them," said State Department spokesman Sean McCormack. Asked if that meant the visa had been approved, he said, "Yes."

The United States is at loggerheads with Iran over its nuclear program and Ahmadinejad wants to address the Security Council in New York before it votes on a resolution imposing new arms and financial sanctions against Tehran.

A draft resolution introduced to the council last week would ban all Iranian arms exports, but not imports, and freeze financial assets abroad of 28 individuals, groups and companies.

 

The measure also requires Iran to halt uranium enrichment and the processing of nuclear fuel within 60 days after passage or face the possibility of additional sanctions.

Tehran argues that its nuclear plans are for peaceful power generation purposes while the United States and others say the main object of the program is to build a nuclear bomb.

McCormack said he hoped the Iranian president would use his time at the United Nations to seek dialogue rather than confrontation with the West.

He urged Ahmadinejad to accept an offer by the permanent five members of the U.N. Security Council, as well as Germany, to give up uranium enrichment and start negotiations with them over its nuclear program.

"This could be an important moment to accept that offer," said McCormack.

Mon Mar 19, 2007 12:37PM EDT

+ نوشته شده در  Mon 19 Mar 2007ساعت 22:12  توسط علی شیروانی  | 

فرارهاى بزرگ درايران
• جزئيات فرار عباس قره باغى، مهدى بليغ، غلامرضا خوشرو (معروف به خفاش شب) و وحيد قديمى (كارلوس ايران) را در گزارش ويژه «ايران» بخوانيد
282366.jpg
+ نوشته شده در  Sun 18 Mar 2007ساعت 11:54  توسط علی شیروانی  | 

عطف به بيانيه رييس شوراي امنيت، مورخ 29 مارس 2006، و قطعنامه آن به شماره 1696 به تاريخ 31 جولاي 2006، و قطعنامه 1737 آن مورخ 23 دسامبر 2006، و تاكيد مجدد بر مفاد آنها و با تاكيد بر پايبندي خود به معاهده منع گسترش تسليحات هسته اي، و فراخوان حقوق كشورهاي عضو، و با تاييد بندهاي يك و دو از اين معاهده ، براي توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته اي براي مصارف صلح آميز بدون تبعيض، با اعلام نگراني شديد خود در مورد گزارشهاي دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي به گونه اي كه در قطعنامه هاي 1696 و 1737 نشان داداه شده و با تاكيد بر اهميت تلاشهاي سياسي و ديپلماتيك براي يافتن راه حلي كه از طريق مذاكره به دست آمده باشد و تضمين كند كه برنامه هسته اي ايران انحصارا براي اهداف صلح آميز است، و با اشاره به اينكه چنين راه حلي به جلوگيري از گسترش تسليحات هسته اي در ديگر نقاط كمك كند، و با استقبال از تعهد مداوم چين، فرانسه ، آلمان، فدراسيون روسيه ، انگليس و آمريكا، با حمايت نماينده ارشد اتحاديه اروپا براي يافتن يك راه حل بدست آمده از طريق مذاكره ، متعهد به عمل كردن به تصميمات خود با اتخاذ اقدامات مناسب براي متقاعد كردن ايران به عمل كردن به قطعنامه هاي 1696 و 1737  و همچنين متوقف كردن ايران از توسعه فن آوريهاي حساس در حمايت از برنامه هاي هسته اي و موشكي آن، تا زماني كه شوراي امنيت تشخيص دهد اهداف اين قطعنامه ها به نتيجه رسيده است، خخ فراخوان الزام كشورها به پيوستن به كمكهاي دوجانبه در اجراي تصميمات اتخاذ شده توسط شوراي امنيت، كه به خاطر خطر گسترش تسليحات هسته اي برنامه هسته اي ايران نگران است، و در اين زمينه بخاطر خودداري ايران از عمل كردن به الزامات شوراي حكام آژانس و عمل كردن به مفاد قطعنامه هاي 1696 و 1737، با در نظر گرفتن مسئوليت اصلي آن بر اساس منشور شوراي امنيت براي حفظ صلح و امنيت بين المللي ، ذیل بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد،

 1 .مجددا به اين مساله تاكيد مي كند كه ايران بايد بدون هيچ تاخير ديگري به اقدامات خواسته شده از آن توسط شوراي حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی در قطعنامه هاي ژحت 14/2006 /كه براي ايجاد اطمينان از صرفا صلح آميز بودن برنامه هسته اي آن و حل سئوالات باقي مانده ضروري است، و در اين چارچوب، به تصميمات خود مبني بر اينكه ايران بايد بدون هيچ تاخير ديگري به اقدامات خواسته شده در پاراگراف 2 قطعنامه 1737

2 .از همه كشورها مي خواهد در مورد ورود يا ترانزيت افرادي كه مستقيما در فعاليتهاي هسته اي حساس گسترش تسليحات هسته اي ايران يا طراحي سيستم هاي شليك تسليحات هسته اي ايران دست دارند يا از آن حمايت مي كنند جلوگيري كنند، و تصميم مي گيرد در اين زمينه كه همه كشورها از ورود يا ترانزيت افرادي كه فهرست آنها در پيوست قطعنامه 1737 يا فهرست اين قطعنامه ، و همچنين افراد ديگري كه توسط شوراي امنيت يا كميته تاسيس شده بر اساس پاراگراف 18 قطعنامه 1737تعيين شده اند و مستقيما در فعاليتهاي هسته اي حساس گسترش تسليحات هسته اي ايران يا طراحي سيستمهاي شليك تسليحات هسته اي ايران دست دارند يا از آن حمايت مي كنند، از جمله از طريق مشاركت در تدارك اجناس، كالاها، تجهيزات، مواد و فن آوري هاي ممنوعه اي كه بر اساس پاراگرافهاي 3 و 4 قطعنامه 1737 تعيين شده است، به جز مواردي كه چنين سفرهايي مستقيما مربوط به بندهاي موجود در زير پاراگراف  3 آن قطعنامه باشد

 3 .تاكيد مي كند كه هيچ كدام از موارد ذكر شده در پاراگراف فوق نيازمند آن نيست كه كشورها به شهروندان خود اجازه ورود به كشورشان را ندهند، و همه كشورها بايستي در اجراي پاراگراف فوق مسائل انسان دوستانه ، از جمله انجام فرايض ديني ، و همچنين لزوم اجراي اهداف اين قطعنامه و قطعنامه 1737 ، را در نظر بگيرند

 4 .تصميم مي گيرد كه اقدامات تشريح شده در پاراگرافهاي 14، 13، 12 و 15 قطعنامه 1737 بايستي در مورد افرادي كه نام آنها در فهرست اين قطعنامه مطرح شده است اجرا گردد

5 .تصميم مي گيرد كه ايران نبايد به صورت مستقيم يا غير مستقيم با استفاده از اراضي ، يا شهروندان يا با استفاده از كشتي ها يا هواپيماهاي خود هرگونه تسليحات يا مواد مربوطه را انتقال دهد و همه كشورها بايستي از انتقال چنين موادي از ايران توسط شهروندان، يا با استفاده از كشتي ها يا هواپيماها، و بدون توجه به اينكه منشائ اين مواد ايران است يا خير خود جلوگيري كنند.

 6 .از همه كشورها مي خواهد هوشيار باشند و از تامين، فروش يا انتقال مستقيم يا غير مستقيم هرگونه تانك جنگي ، خودروهاي جنگي زرهي ، سيستمهاي خمپاره اي با كاليبر بزرگ، هواپيماهاي جنگنده ، بالگردهاي تهاجمي ، ناوهاي جنگي ، موشكها يا موشك، سيستمها همانگونه كه در كنوانسيون تسليحات ايران سازمان ملل متحد تعريف شده است، و همسو با هرگونه كمكهاي فني يا آموزشي ، كمكهاي مالي ، سرمايه گذاري ، كارگزاري يا ديگر خدمات، و انتقال منابع مالي يا خدمات، مربوط به تامين، فروش، انتقال، توليد يا استفاده از اين موارد بمنظور جلوگيري از انبار بي ثباتكننده تسليحات، از اراضي يا توسط شهروندان يا توسط كشتي ها يا هواپيماهاي خود خودداري كنند
 7 .از همه كشورها و موسسات مالي بين المللي مي خواهد به جز در موارد انساندوستانه و عمراني
، با جمهوري اسلامي ايران هيچ گونه قرارداد كمكهاي بلاعوض، كمكهاي مالي و امتياز وام جديدي به امضائ نرسانند .

 8 .تصميم مي گيرد همه كشورها بايستي طي 60 روز از زمان به تصويب رسيدن اين قطعنامه گزارش عملكرد خود به موارد ذكر شده در پاراگرافهاي 5، 4، 2، 6 و 7 فوق را در اختيار كميته قرار دهند

 9 .اين مساله را ابراز مي نمايد كه تعليق تعيين شده در پاراگراف 2 قطعنامه 1737 و همچنين ذيل، پايبندي قابل تاييد ايران به الزامات تعيين شده توسط شوراي حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی به رسيدن به يك راه حل ديپلماتيك، و بوجود آمده از طريق مذاكره منجر گردد كه تضمين نمايد برنامه هسته اي ايران صرفا براي اهداف صلح آميز است، بر تمايل جامعه بين المللي به فعاليت مثبت براي رسيدن به چنين راه حلي تاكيد خواهد نمود، ايران را تشويق مي كند در پيروي از موارد فوق، بار ديگر با جامعه بين المللي و آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد تعامل گردد و تاكيد مي كند كه چنين تعاملي به نفع ايران خواهد بود

 10 .از تاكيد مداوم بر تعهد چين، فرانسه ، آلمان، فدراسيون روسيه ، انگليس و آمريكا، با حمايت نماينده ارشد اتحاديه اروپا براي يافتن يك راه حل بدست آمده از طريق مذاكره در مورد اين مساله استقبال مي كند و ايران را تشويق مي كند تا پيشنهاد ماه ژوئن 2006خود كه در قطعنامه 1696 مورد حمايت قرار گرفته است را براي رسيدن به يك توافق جامع بلند مدت كه اجازه خواهد داد روابط و همكاريها با ايران بر اساس احترام متقابل و ايجاد اطمينان بين المللي نسبت به كاملا صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران صورت گيرد، به كار گيرد

11 .بر تعهد خود به افزايش قدرت آژانس بین المللی انرژی اتمی مجددا تاكيد مي كند، شديدا از نقش شوراي حكام  حمايت مي كند، دبير كل آژانس بین المللی انرژی اتمی و كارمندان دفتري وي را بخاطر تخصص در حال پيشرفت و تلاشهاي بي طرفانه آنها براي حل مسائل باقي مانده با ايران مورد تمجيد و ستايش قرار مي دهد، بر لزوم ادامه فعاليتهاي آژانس بین المللی انرژی اتمی براي مشخص نمودن همه مسائل باقي مانده مرتبط با برنامه هسته اي ايران تاكيد مي كند

 12 .از دبير كل آژانس بین المللی انرژی اتمی مي خواهد طي 60 روز از طريق گزارشي اين مساله را به شوراي حكام و همچنين شوراي امنيت اعلام نمايد كه آيا ايران همه فعاليتهاي قيد شده در قطعنامه 1737 و اين قطعنامه را متوقف كرده است يا خير؟

 13 .تاكيد مي كند كه اقدامات ايران را بر اساس گزارشي كه در پاراگراف 12 به آن اشاره شده است و طي 60 روز ارائه خواهد شد ، مورد مطالعه قرار خواهد داد،
 الف )در صورتي كه ايران همه فعاليتهاي مرتبط با غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه ، را كه به تاييد آژانس بین المللی انرژی اتمی رسيده باشد به حالت تعليق درآورد، اجراي همه اقدامات عليه آن به حالت تعليق درخواهد آمد تا برگزاري مذاكره امكان پذير گردد
ب )به محض تشخيص اينكه ايران به صورت كامل به تعهدات خود تحت قطعنامه هاي مربوطه شوراي امنيت عمل كرده است و به الزامات شوراي حكام آژانس بین المللی انرژی اتمی كه توسط شواري حكام به تاييد خواهد رسيد عمل كند، همه اقدامات عنوان شده در پاراگرافهاي 7، 6، 5، 4، 3 و 12 قطعنامه 1737 و همچنين پاراگرافهاي 6، 5، 4، 2 و 7 لغو خواهد شد
ج )در صورتي كه گزارش مطرح شده بر اساس پاراگراف 12 فوق نشان دهد ايران به قطعنامه 1737 و اين قطعنامه عمل نكرده است، بايستي اقدامات بيشتر بعدي را بر اساس بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد اتخاذ نمايد تا ايران را متقاعد سازد كه به اين قطعنامه ها و الزامات آژانس بین المللی انرژی اتمی عمل كند، و تاكيد مي كند در صورت لزوم، تصميمات ديگري اتخاذ خواهد شد .

 14 .تصميم مي گيرد اين مساله را همچنان مورد پيگيري نگاه دارد

پيوستها

الف - طرفهاي دخيل در فعاليتهاي هسته اي و موشكي
1-گروه صنايع فلزكاري و مهماتسازي، اجا گروه صنايع مهماتسازي تثچا تثچا بر مركز هفتم تير كنترل دارد كه در قطعنامه 1737 به عنوان گروه دخيل در برنامه سانتريفيوژي ايران شناخته شده است .تثچا تحت مالكيت سازمان صنايع دفاع ايران و اين سازمان در قطعنامه 1737 مشخص شده است .
2- مركز تحقيقات و توليد سوخت هسته اي اصفهان و مركز فناوري هسته اي اصفهان كه بخشي از شركت تهيه و توليد سوخت هسته اي ثحپا است كه در فعاليتهاي مربوط به غني سازي دست دارد . 3-شركت كاوشيار كه شركت اصلي از شركت تهيه و توليد سوخت هسته اي است .اين شركت فيبرهاي شيشه اي، كوره هاي خلائ و تجهيزات آزمايشگاهي مربوط به برنامه هسته اي ايران را خريداري كرده است .
4-صنايع شيميايي پارچين كه شاخه اي است از سازمان صنايع دفاع و مهمات، مواد منفجره و همچنين سوخت جامد رانش راكتها و موشكها را توليد مي كند .
5-مركز تحقيقات هسته اي كرج كه شعبه تحقيقاتي شركت تهيه و توليد سوخت هسته اي ايران است.
 6- شركت نوين انرژي كه در درون شركت تهيه و توليد سوخت هسته اي ايران فعال بوده و از طرف اين شركت اصلي بودجه لازم را در اختيار طرفهاي دخيل در برنامه هسته اي ايران قرار مي دهد .
 7- گروه صنايع موشكهاي كروز، توليد و توسعه موشكهاي كروز را برعهده دارد . همچنين به گروه صنايع موشكهاي دريايي وزارت دفاع معروف بوده و مسئوليت توليد موشكهاي نيروي دريايي از جمله موشكهاي كروز را برعهده دارد .
 8- بانك سپه يا بانك بين المللي سپه كه از سازمان صنايع فضايي و نهادهاي تابعه آن حمايت مي كند نام هر دوي اين شركتها در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل ذكر و مشخص شده است
  9- گروه صنايع صنام، وابسته به سازمان صنايع فضايي است و از جانب اين سازمان تجهيزات در زمينه برنامه موشكي خريداري كرده است .
 10 -گروه صنايع يامهدي وابسته به سازمان صنايع فضايي است و در خريدهاي بين الملل مربوط به تجهيزات موشكي دخيل بوده است .

 

موارد مربوط به يگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:

1-صنايع هوانوردي قدس( توليدكننده ، ژاز چترنجات، پاراگلايدر، پاراموتورو غيره ).سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعلام كرده كه از اين محصولات به عنوان بخشي از دكترين جنگهاي نامتقارن خود استفاده مي كند .
2-شركت خدمات هواپيماسازي پارس( سازنده هواپيماهاي مختلف از جمله 171ثچ كه در نيروها هوايي سپاه مورد استفاده قرار مي گيرند .
3-شركت هواپيماسازي شعاع توليدكننده ميكرولايتها كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعلام كرده از اين محصول به عنوان بخشي از دكترين جنگهاي نامتقارن خود استفاده مي كند ).

ب -افرادي كه در فعاليتهاي هسته اي و موشكهاي بالستيك ايران دخالت دارند:

1-فريدون عباسي دواني ، دانشمند ارشد چتاپحچ كه مرتبط به موسسه فيزيك كاربردي است و همكاري نزديكي با فخريزاده دارد .
2-محسن فخريزاده مهابادي، دانشمند ارشد  و رئيس سابق مركز تحقيقات فيزيك بدثخ .آژانس بينالمللي انرژي اتمي درخواست مصاحبه با اين فرد درباره فعاليتهاي هسته اي مركز تحقيقات فيزيك در دوران تصدي وي دارد اما ايران اين درخواست را رد كرده است .
3-سيد عباس صفدري مدير تاسيسات غني سازي نطنز .
4-امير رحيمي مدير مركز توليد و تحقيقات سوخت اصفهان كه بخشي از شركت تهيه و توليد سوخت هسته اي ايران ثحپا است و در فعاليتهاي مربوط به غني سازي دخالت دارد .
5-محسن حجتي ، رئيس گروه صنعتي فجر .اين گروه صنعتي فجر در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل بخاطر نقش آن در برنامه موشكهاي بالستيك ذكر و مشخص شده است .
6-مهرداد اخلاقي كتابچي ، رئيس گروه صنعتي شهيد باقري اين گروه صنعتي در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل بخاطر نقش آن در برنامه موشكهاي بالستك ذكر و مشخص شده است .

7-ناصر ملكي ، رئيس گروه صنايع شهيد همت . نام اين گروه صنعتي در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل بخاطر نقش آن در برنامه موشكهاي بالستيك ذكر و مشخص شده است .ملكي همچنين از مقامات چتاپحچ بوده و بر فعاليتهاي برنامه موشكهاي بالستيك شهاب 3 نظارت داشته است .شهاب3 به عنوان موشك دوربرد ايران است كه هماكنون در اختيار اين كشور قرار دارد .
8-احمد درخشنده ، رئيس و مدير عامل بانك سپه ايران است .بانك سپه يا بانك بين المللي سپه كه از سازمان صنايع فضايي و نهادهاي تابعه آن حمايت مي كند .نام هر دوي اين شركتها در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل ذكر و مشخص شده است .

اشخاص و افراد مهم سپاه پاسدان انقلاب اسلامي

 1.سرتيپ مرتضي رضايي معاون فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
 2.دريادار دوم علي اكبر احمديان، رئيس ستاد مشترك سپاه
 3.سرتيپ محمد رضا زاهدي، فرمانده نيروي زميني سپاه
 4.دريا دار مرتضي صفري، فرمانده نيروي دريايي سپاه
 5-سرتيپ محمد حجازي، فرمانده نيروي مقاومت بسيج
 6-سرتيپ قاسم سليماني ، فرمانده يگانهاي قدس
 7-سرتيپ ذوالقدر يكي از اعضاي سپاه و معاون امنیتی وزير كشور.

+ نوشته شده در  Sun 18 Mar 2007ساعت 11:35  توسط علی شیروانی  | 

JAKARTA, INDONESIA — As a boy in Indonesia, Barack Obama crisscrossed the religious divide. At the local primary school, he prayed in thanks to a Catholic saint. In the neighborhood mosque, he bowed to Allah.

Having a personal background in both Christianity and Islam might seem useful for an aspiring U.S. president in an age when Islamic nations and radical groups are key national security and foreign policy issues. But a connection with Islam is untrod territory for presidential politics.

Obama's four years as a child in Indonesia underscore how dramatically his background differs from that of past presidential hopefuls, most of whom spent little, if any, time in other countries. No one knows how voters will react to a candidate with an early exposure to Islam, a religion that remains foreign to many Americans.

Obama's campaign aides have emphasized his strong Christian beliefs and downplayed any Islamic connection. The candidate was raised "in a secular household in Indonesia by his stepfather and mother," his chief spokesman, Robert Gibbs, said in a statement in January after false reports began circulating that Obama had attended a radical madrasa, or Koranic school, as a child.

"To be clear, Senator Obama has never been a Muslim, was not raised a Muslim, and is a committed Christian who attends the United Church of Christ in Chicago," Gibbs' Jan. 24 statement said. In a statement to The Times on Wednesday, the campaign offered slightly different wording, saying: "Obama has never been a practicing Muslim." The statement added that as a child, Obama had spent time in the neighborhood's Islamic center.

His former Roman Catholic and Muslim teachers, along with two people who were identified by Obama's grade-school teacher as childhood friends, say Obama was registered by his family as a Muslim at both of the schools he attended.

That registration meant that during the third and fourth grades, Obama learned about Islam for two hours each week in religion class.

The childhood friends say Obama sometimes went to Friday prayers at the local mosque. "We prayed but not really seriously, just following actions done by older people in the mosque. But as kids, we loved to meet our friends and went to the mosque together and played," said Zulfin Adi, who describes himself as among Obama's closest childhood friends.

The campaign's national press secretary, Bill Burton, said Wednesday that the friends were recalling events "that are 40 years old and subject to four decades of other information." Obama's younger sister, Maya Soetoro, said in a statement released by the campaign that the family attended the mosque only "for big communal events," not every Friday.

The sensitivity of Islam as a political issue was on display earlier this year with the false report that Obama had attended a radical madrasa here. The report, which appeared initially on a conservative-oriented online magazine and then on a Fox News program, attributed the news to opposition researchers for Sen. Hillary Rodham Clinton (D-N.Y.). Both campaigns denied the story and accused conservative media outlets of trying to use the rumor to smear two Democratic hopefuls simultaneously.

Indonesia, the world's most populous Islamic-majority country, has seen an upsurge of Islamic radicalism in the last few years. But during the 1960s, when Obama lived here, the country was known for a brand of Islam more open to the nonIslamic world than the austere versions preached in much of the Middle East. Even in the Mideast, political Islam was far less influential in the 1960s than it is today.

In his autobiography, "Dreams From My Father," Obama briefly mentions Koranic study and describes his public school, which accepted students of all religions, as "a Muslim school."

"In the Muslim school, the teacher wrote to tell my mother that I made faces during Koranic studies," Obama wrote. "My mother wasn't overly concerned. 'Be respectful,' she'd say. In the Catholic school, when it came time to pray, I would close my eyes, then peek around the room. Nothing happened. No angels descended. Just a parched old nun and 30 brown children, muttering words."

Obama was born in Honolulu. When he was 2, his father, Barack Hussein Obama Sr., a Kenyan, and his Kansas-born mother, Ann Dunham, separated and later divorced. Dunham later married Lolo Soetoro, who was a Muslim. In 1967, the family moved to Jakarta, where Obama lived from ages 6 to 10. People there knew him as Barry Soetoro.

Adi said he often visited the Soetoro family at their home, a small flat-roofed bungalow at 16 Haji Ramli St. Today, he runs an Internet cafe and purified water business from the same small Jakarta house where he grew up near Obama.

Theirs was a middle-class neighborhood, but Haji Ramli Street was a dirt lane where Obama used to wile away the hours kicking a soccer ball. In the long rainy season, it turned to thick, mucky soup; Obama and his friends wore plastic bags over their shoes to walk though it, said Adi, who at 46 is the same age as Obama.

Neighborhood Muslims worshiped in a nearby house, which has since been replaced by a larger mosque. Sometimes, when the muezzin sounded the call to prayer, Lolo and Barry would walk to the makeshift mosque together, Adi said.

"His mother often went to the church, but Barry was Muslim. He went to the mosque," Adi said. "I remember him wearing a sarong."

In her statement, Obama's sister, who was born after the family moved to Indonesia, said: "My father saw Islam as a way to connect with the community. He never went to prayer services except for big communal events. I am absolutely certain that my father did not go to services every Friday. He was not religious."

In 1968, Obama began first grade at St. Francis Assisi Foundation School, just around the corner from his home.
+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2007ساعت 18:23  توسط علی شیروانی  | 

It's completely typical of all terrorists throughout history

WASHINGTON - Khalid Shaikh Mohammed, the Kuwaiti national who is thought to be the highest-ranking Al Qaeda operative in U.S. custody, told a military tribunal in Guantanamo Bay, Cuba, last weekend that he was responsible for the Sept. 11 terrorist attacks, according to a transcript of the hearing. In a written statement read to a three-officer panel, Mohammed claimed he was Al Qaeda leader Osama bin Laden's 'operational leader' for the '9/11 operation,' responsible for the 'organizing, planning, follow-up and execution' of the plot. 'I was responsible for the 9/11 operation, from A to Z,' Mohammed said, according to the transcript, which was released by the Pentagon on Wednesday night. Mohammed was present at the hourlong, closed-door hearing Saturday, and he interjected frequently in slightly broken English. His admission was read to the tribunal by an Air Force lieutenant colonel who was serving as Mohammed's representative. Mohammed also gave a lengthy, apparently spontaneous speech in which he likened Al Qaeda operatives to American revolutionaries, described a war against a dominating U.S. presence and even expressed a measure of remorse. 'I'm not happy that 3,000 been killed in America,' he said, according to the transcript. 'I feel sorry, even. I don't like to kill children and the kids. Never Islam are give me green light to kill people. Killing, as in the Christianity, Jews and Islam, are prohibited.' In his 31-point statement, Mohammed claimed responsibility for a wide range of terrorist plots, including the 1993 attack on the World Trade Center; the 2002 bombings of nightclubs in Bali, Indonesia; and the so-called shoe-bomber plot to down U.S. airliners traveling across the Atlantic. He said he took part in plans to kill former Presidents Carter and Clinton, as well as the late Pope John Paul II. Mohammed has made similar claims in the past about his involvement in terrorist attacks. The Sept. 11 commission report, published three years ago, cited several interrogation reports compiled by U.S. intelligence agencies in which Mohammed described his role in the attacks in detail. In addition, the trial of alleged Al Qaeda conspirator Zacarias Moussaoui last year included statements by Mohammed that were read to jurors, in which he described his role in several terrorist plots. But Saturday's hearing was the first time Mohammed had faced a U.S. legal proceeding since he was captured in Pakistan in March 2003. And it was the first time he was allowed to freely discuss U.S. allegations without interrogators present. He used the opportunity to present charges that he had been tortured by his U.S. captors, and he attempted to portray himself as a soldier fighting a war of independence. 'What I wrote here is not I'm making myself hero when I said I was responsible for this or that,' Mohammed said, addressing the U.S. Navy captain who presided over the tribunal. 'You are military man. You know very well there are language for any war.' None of the military officers who participated were named, a common practice in the tribunals that is intended to prevent possible retribution. Mohammed was held by the CIA in a secret U.S. detention facility for more than three years. He was moved into military custody at Guantanamo Bay in September after the Supreme Court ruled that all Al Qaeda detainees were covered by the Geneva Convention, which prohibits inhumane treatment. Saturday's hearing, formally called a combatant status review tribunal, was intended to determine whether Mohammed will officially be classified as an 'enemy combatant' and held at Guantanamo Bay. Although Mohammed's tribunal is largely a formality, under military detention rules adopted after a series of Supreme Court rulings, all Guantanamo Bay detainees must be accorded such a hearing. A ruling is likely to take several weeks. The government's case against him is based at least in part on a computer hard drive that the Pentagon said was seized when Mohammed was captured and that contained code names, flight numbers and photos of the Sept. 11 hijackers. But the case also may include classified evidence that was not made public or provided to Mohammed. In addition to his claims of being involved in dozens of successful and foiled terrorist plots - including the so-called second wave of planned attacks on U.S. buildings, the Library Tower in Los Angeles among them - Mohammed asked that other detainees at Guantanamo Bay be treated humanely, arguing that many of them were not Al Qaeda or Taliban operatives. Mohammed appears to have exaggerated his role in some of the plots. The 1993 World Trade Center bombing, for instance, was masterminded by Ramzi Ahmed Yousef, who was convicted of coordinating the attack by a U.S. court in 1996. But Bruce Hoffman, a terrorism expert at Georgetown University, said most of the nearly three dozen attacks listed - many of which were foiled - appeared to have been masterminded or guided by Mohammed. 'It's almost every single Al Qaeda plot up until he was apprehended,' Hoffman said. 'This just shows that Bin Laden and [Al Qaeda No. 2 Ayman] Zawahiri can make threats, but Khalid Shaikh Mohammed was the go-to guy.' Mohammed's central role in so many Al Qaeda plots makes his capture an important milestone, but his statement also provides clues about terrorist groups that may still be at large. In a section that was partially redacted by the Pentagon, Mohammed discussed terrorist plots that occurred outside the Al Qaeda network, including the killing of Wall Street Journal reporter Daniel Pearl. Mohammed credited the slaying to a group of Pakistani militants. The 'Pakistani mujahadeen group' Mohammed mentioned appeared to refer to militants who got their start fighting in Indian-controlled Kashmir but have since gained more global and regional ambitions, Hoffman said. Mohammed spent most of his speech, which stretched over nearly four pages in the single-spaced transcript, attempting to explain his view that Al Qaeda attacks were a series of battles in a war for liberation. He said that U.S. labels such as 'terrorists' and 'enemy combatants' were deceptive, and that Al Qaeda operatives were merely soldiers. At one point, he compared Bin Laden to George Washington.

'If now we were living in the Revolutionary War and George Washington, he being arrested through Britain, for sure they would consider him enemy combatant,' he said. 'But American, they consider him as hero.' As he expressed regret for the children killed in the Sept. 11 attacks, he said they were the victims of a war and likened them to Iraqi civilians killed during the U.S. invasion. 'Because war, for sure, there will be victims,' Mohammed said. Hoffman said Mohammed's long speech was 'striking for how logical and rational' it was, but he said it was not uncommon for terrorist leaders to describe themselves as reluctant warriors, or to compare themselves favorably to American revolutionary leaders. 'It's completely typical of all terrorists throughout history,' Hoffman said. Mohammed appeared calm and composed, based on the transcript, and made an effort to understand the tribunal process and to cooperate with the panel. At one point, an officer asked him if he had any questions about the tribunal process. 'OK by me,' Mohammed answered. Mohammed is one of 14 so-called high-value detainees who were moved to Guantanamo Bay, and one of the first three to face a military tribunal. The Pentagon also released transcripts of the two other hearings, including that of accused Sept. 11 conspirator Ramzi Binalshibh, who was captured in Pakistan months before Mohammed. But neither of the other two agreed to attend their hearings, and the transcripts are largely devoid of much in the way of information beyond procedural matters. According to Binalshibh's hearing transcript, his personal representative tried four times in February and March to read him the unclassified version of evidence that was being used to detain him, but in all four instances he refused to leave his cell. The other detainee, Abu Faraj Libbi, another alleged Al Qaeda leader and an associate of Mohammed's, submitted a statement in which he said he was refusing to participate because he was not allowed to have a lawyer and was being denied a formal court hearing. In Mohammed's hearing, the Al Qaeda operative gave no details about his claims that he was tortured by U.S. agents. The charges of mistreatment were raised by the Navy captain overseeing the proceeding. The captain said the charges were in written statements that Mohammed gave the tribunal and would be part of the hearing record.

Mohammed accused the U.S. of arresting and abusing his children. He also charged U.S. officials of intentionally targeting and killing the children of Bin Laden and Zawahiri. In making the accusation, Mohammed claimed it was the U.S. that did not respect human rights, arguing that Al Qaeda always targeted legitimate facilities related to U.S. economic and military might. 'When we target in USA, we chose them military target, economical and political,' he said. 'Now American, they know [Bin Laden], he is in this house. They don't care about his kids they will just bombard it. They will kill all of them, and they did it.'

peter.spiegel@latimes.com Times staff writers Josh Meyer and Julian E. Barnes contributed to this report.

+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2007ساعت 15:50  توسط علی شیروانی  | 

رگردان آلمانی فلوریان هنکل فون دونرس مارک برای اولین فیلم خود به نام " زندگی دیگران" برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی 2007 شد.این کارگردان 33 ساله که با فیلم اولش موفق شد در جشنواره فیلم فجر امسال در تهران نیز سه جایزه، از جمله بهترین فیلم خارجی را کسب کند، در سال 1997 که هنوز دانشجوی دانشکده فیلم در مونیخ بود ، بطور تصادفی، زمانی که مشغول شنیدن قطعه موزیکی از بتهوون بود، به فکر داستان زندگی دیگران افتاد: زندگی یک افسر سازمان اطلاعاتی در آلمان شرقی، که با موسیقی متحول شده و انسان دوست می شود، داستان زندگی بسیاری از آدم ها که در رژیم های خودکامه به افرادی دنباله رو تبدیل می شوند. داستانی از یک طرف کمدی و از طرف دیگر احساسی.

وی می گوید : من بدیهه سرای خوبی نیستم. به همین خاطر هم بیشتر از یک سال در تنظیم فیلم نامه کار کرد.

بازیگران مشهور آلمانی، مانند سباستیان کخ، مارتینا گدک، ا.لریش موهه پس از مطالعه فیلم نامه ای که به دقت و با وسواس تنظیم شده بود، حاضر شدند با دستمزد کمتری برای این کارگردان نا شناس کار کنند، در غیر این صورت امکان نداشت که با بودجه اندک 7/1 میلیون یورویی این همه بازیگر معتبر را گرد آورد.

پنج سال طول کشید، تا این کار دقیق به سر انجام رسید.

یک بار او در کافه ای جمله ای خواند که از آن پیروی می کند :

" حتی جاده کمترین تلاش هم فقط اولش آسفالته است"

+ نوشته شده در  Thu 15 Mar 2007ساعت 15:46  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

دو تن از متهمان به ترور قاضي مقدس از سوي دادگاه انقلاب از مصاديق بارز افساد في‌الارض و محارب تشخيص داده شده و به مجازات اعدام محكوم شدند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دادگاه انقلاب اعلام كرد: دو تن از متهمان به نام‌هاي «مجيد كاووسي‌فر» فرزند محمدتقي و «حسين كاووسي‌فر» فرزند محسن در تاريخ 11/ 5/ 1384 در ساعت 51/ 15 وقتي كه حسن مقدس، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي ارشاد پس از پايان ساعت اداري با اتومبيل خود از دادسرا خارج و در خيابان بخارست (شهيد احمد قصير) نبش خيابان 12 در حركت بوده است كه مورد اصابت 2 عدد گلوله قرار مي‌دهند و پس از به شهادت رساندن از محل با موتور سيكلت فرار مي‌كنند. سپس متهم رديف اول از كشور خارج و به دوبي مي‌رود.

پس از واقعه‌ي ترور اخبار و اطلاعات واصله مورد ارزيابي و در دستور كار قرار مي‌گيرد و تحقيقات توسط اكيپي از كارآگاهان پليس آگاهي مركز و ماموران وزارت اطلاعات پيگيري مي‌شود و در نهايت با همكاري پليس بين‌الملل متهم به تهران منتقل و مورد بازجويي قرار مي‌گيرد.

متهم در بازجويي اظهار مي‌دارد كه قبل از اقدام به شهادت شهيد مقدس، ما در خانه‌اي در هاشم‌آباد تهران با چند تن از دوستان با يك خانم در خانه بوديم كه همان شب توسط ماموران دستگير شديم و به دادسراي ارشاد رفتيم و در آنجا به پرداخت جريمه محكوم شديم كه بعد تصميم به كشتن قاضي گرفتيم.

متهم عنوان مي‌دارد كه قاضي مقدس را در تاريخ 11/ 5/ 1384 با كلت كمري پايه بلندي كه از مامور بانك صادرات بالاي پيروزي هنگام سرقت مسلحانه بانك گرفته بودم ترور كردم.

متهم با تشكيل باندي به رهبري خودش و با عضويت برادرزاده‌اش و اشخاص ديگري به نام‌هاي «ن م»، «م ح» ، «ح ر» و «ج ز» اقدام به سرقت مسلحانه چهار بانك ملي و صادرات مي‌نمايند و در يك عمليات ديگر سرباز وظيفه نگهبان سفارت قرقيزستان را خلع سلاح و اسلحه را با سرقت مي‌برند.

در اولين سرقت حدود 4 ميليون تومان پول نقد و تراول چك از بانك صادرات با استفاده از يك قبضه كلت و يك قبضه اسلحه كلاشينكف به سرقت مي‌برند.

در دومين سرقت در اسفند ماه 1382 از بانك ملي ايران شعبه‌ي بلوار ابوذر با اسلحه كلاش و كلت طارق عزيز و رولور پايه‌بلند مبلغ 5/ 2 ميليون تومان وجه نقد سرقت مي‌نمايند.

در سومين سرقت به همراه آقايان «الف و م» از بانك ملي ايران حوالي شوش 20 ميليون تومان تراول چك و يك ميليون تومان وجه نقد سرقت كرده‌اند و بعد از آن براي نقد كردن تراول چك‌ها به بانك ملي چهار راه كوكاكولا به صورت مسلحانه وارد كه با مامور بانك و يك مامور ديگر درگير شده و با زخمي كردن هر دو مامور از محل گريخته‌اند.

در چهارمين سرقت با ورود مسلحانه به بانك ملي شعبه‌ي نيك‌نام پس از خلع سلاح مامور و درگير شدن و با شليك 3 گلوله مامور را به شهادت رسانيده و يك مشتري بانك را نيز زخمي كرده كه پس از 8 ماه نامبرده نيز به شهادت مي‌رسد.

در پنجمين سرقت در ارديبهشت 1384 به اتفاق آقايان «ا و ح» مسلحانه به بانك ملي شعبه‌ي خيابان امامت وارد و با شليك 4 گلوله به مامور محافظ بانك حدود 21 ميليون تومان تراول و 700 هزار تومان وجه نقد را سرقت مي‌نمايند و در سه عمليات جداگانه 3 دستگاه اتومبيل پژو 405، پژو پرشيا و پرايد را مسلحانه به سرقت برده‌اند.

به گزارش ايسنا، دادگاه انقلاب در ادامه آورده است: بعد از اتمام تحقيقات، ‌متهمان به اتهام:

1- مجيد كاووسي فرزند محمدتقي:

الف – مباشرت در 3 فقره قتل عمدي، مرحوم حاج حسن مقدس (معاون دادستان تهران) و گروهبان بشير سهامي (محافظ بانك) و هوشنگ تلاشي (ارباب رجوع بانك)

ب – مباشرت در چهار فقره ايراد جرح عمدي از طريق تيراندازي با سلاح گرم در جريان سرقت مسلحانه نسبت به آقايان مسعود صامتي (كارمند بانك ملي) سربازان وظيفه حسين رمضاني و عباس انصاري و ستوان يكم نيازي (هر سه جمعي ناجا)

ج – مشاركت در پنج فقره سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه‌ي آهنگ و بانك ملي شعبه‌ي امامت و بانك ملي شعبه‌ي نيكنام و بانك ملي شعبه‌ي حداد عادل و بانك صادرات شعبه‌ي صفاي شرقي

د – مشاركت در سرقت مسلحانه سه دستگاه اتومبيل شخصي (پژو 405 جي ال ايكس، پژو پرشيا و پرايد)

هـ - مشاركت در سرقت مسلحانه‌ي اسلحه‌ي سازماني سرباز نگهباني سفارت قرقيزستان (از نوع كلاشينكف)

و – مباشرت در سرقت سلاح كمري نگهبان صادرات صفاي شرقي و بانك ملي نيكنام

ز – حمل و نگهداري سه قبضه سلاح غيرمجاز و مهمات

ي – ايجاد رعب و وحشت و هراس و سلب آزادي و امنيت مردم

2- حسين كاووسي‌فر فرزند محسن

الف – معاونت در ترور حاج حسن مقدس از طريق تهيه وسيله‌ي فرار و تسهيل ترور

ب – معاونت در سرقت مسلحانه اسلحه‌ي كلاشينكف از نگهباني سفارت قرقيزستان

ج – مشاركت در سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه‌ي امامت

د- مشاركت در سرقت مسلحانه‌ي دو دستگاه اتومبيل (پرشيا و پرايد)

هـ - حمل و نگهداري سه قبضه اسلحه‌ي غير مجاز و مهمات مربوطه.

و – استعمال كراك (هروئين)

ز- ايجاد رعب و وحشت و هراس و سلب آزادي و امنيت مردم،

محاكمه و بنا به دلايل ذيل محكوم گرديده‌اند:

- اقرار و اعتراف صريح و مكرر متهمين به كليه‌ي جرايم ارتكابي در تمام مراحل تحقيقات و در جلسات دادگاه و تشريح نحوه‌ي ارتكاب ترور و سرقت‌هاي مسلحانه

- بازسازي صحنه‌ي ترور و اعلام محل‌هاي ترور، سرقت مسلحانه و ترسيم كروكي محل، نظريه‌ي كارشناسي اسلحه‌شناسي اداره‌ي تشخيص هويت و تطابق آثار باقيمانده در سرقت‌ها و ساير قتل‌ها با سلاح‌ها مكشوفه از متهمين، تحقيقات صورت گرفته از مطلعين حاضر در سرقت‌هاي مسلحانه‌ي ارتكابي توسط متهمين، كشف سلاح‌هاي مورد استفاده در جرايم ارتكابي توسط متهمين و كشف اسلحه‌ي مورد استفاده در ترور، شناسايي متهمين توسط مطلعين و مصدومين حاضر در صحنه‌هاي جرايم، نظريات پزشكي قانوني و دلايل ديگر...

لذا با عنايت به موارد مذكور، موارد اتهامي نامبردگان از مصاديق بارز افساد في‌الارض و محارب تشخيص داده شده و به استناد آيه‌ي شريفه انما جزاء الذين... (سوره‌ي مائده آيه‌ي 33) و ماده‌ي 183 و 185 و 189 و 190 و 191 قانون مجازات اسامي، مجيد كاووسي‌فر فرزند محمدتقي و حسين كاووسي‌فر فرزند محسن به اعدام محكوم گرديده‌اند و حسين كاووسي‌فر در مورد استعمال هروئين به استناد بند 2 ماده‌ي 19 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به پرداخت 10 ميليون ريال جزاي نقدي و تحمل 74 ضربه شلاق محكوم شده است. بنابراين متهمين مطابق قانون ظرف 20 روز مي‌توانند به راي صادره اعتراض نمايد.

+ نوشته شده در  Wed 14 Mar 2007ساعت 13:18  توسط علی شیروانی  | 

آخر ِ اين راه

ما به آخرِ اين راه رسيدهايم.

با صبر، با سكوت
با عقل، با جنون
با هيچ چيزِ ديگري نميتوانيم.

نه شهرياري مردهاي از لاي قصهها
نه اين فرشتههاي خوشكل، با بالهاي قلابي
نه پيامبري با كتابي كهنه زير بغل
نه فيلسوفي با نشانيِ سر راستِ دبليو دبليو دبليو دات كام
نه آوازي كه چون صاعقه، در جا، ميخكوبمان كند ...

پرندهها دزدانه از آسمان ميگذرند
ابرهاي خشكِ مشخره
براي كوههاي سوخته 	شكلك در ميآورند
ماه به ريشِ هر چه شاعري است ميخندد
و مرگ، با گيتاري حزنانگيز
در كوچهها ميگردد و آواز ميخوانَد 

بايست!
پايِ اين پنجرهي پيچك پوش
كنار اين پل قديميِ پا در هوا بايست!
عنقريب
همه با هم فرو خواهيم ريخت

ژنرال!
سربازها را بگو به پادگانها برگردند
ديگر كسي براي شكست خوردن، يا پيروز شدن
باقي نمانده است.
اینم ترجمش
+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:57  توسط علی شیروانی  | 

دوست داشت از زمان غیبت بدونه.

با هم روضه رفتیم.

بردمش امام زاده محسن .

وضوش مثل سنی ها بود.نماز خواندنش مثل شیعه ها.

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:53  توسط علی شیروانی  | 

آنگاه كه زبان بسته مى شود، دل از محبت خالى است.
فرند وتيك
+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:50  توسط علی شیروانی  | 

سال 85 برای من از بعد از کنکور ارشد(10 اسفند) شروع شد و امشب یعنی اخرین 4 شنبه ی سال شب وارد شدنم به 24 سالگی تمام شد.

مطمئنا یکی از مهمترین و تا ثیر گذار ترین سال های عمر من خواهد بود.

از طرفی مثل کلاس اولی ها یا ترم اولی ها سخت و دوست داشتنی و پر خاطره

از طرف دیگه میدانم سال های فشرده تر و متراکم تری در پیش خواهم داشت که هر وقت از بلندای انها به 85 نگاه کنم یاد بازی کودکی تو کوچه پس کوچه های زندگی می افتم.

بعد از امتحان ار شد خودم شخصا وارد اتاق جنگ در اعماق شدم و فرماندهی و اجرای امور به دست گرفتم.

حاصل ان:

1- وارد شدن به دنیای حقوق در دفتر مشاوره(به قولی محرری)

2–رایزنیهای فشرده و پی در پی جهت روشن شدن لایه های پوشیده سیاست های  کهنه ی ادم های بی سیاست و ضعیف و بدون قدرت در مصدر تصمیم گیری های مهم جهت اطلاع افکار عمومی .(در رابطه با مسائل زندگی مشترک).

3-رسیدگی به کل 22 واحد گرفته شده در داشگاههای قم –اصفهان و دفتر اقای یزدانیان(که طبق امار رسمی تمام کلاس ها بدون حضور بنده تشکیل شده و گویا قرار درس یک واحدی نگارش حقوقی را absent fail بشم و خلاصه جدا از به هدر رفتن زحمت درس خواندن برای ارشد .9 ترمه هم بشم).از سیاست بکار رفته در قبال اقای بهرامیان تا 4 واحد ادله اثبات و جزای اختصاصی قم و نداشتن جزوه برای امتحان و اینکه پایان ترم امتحانها پشت سر هم در قم و اصفهان بر گزار شد وجزوه های نداشته تو اتوبوس خوانده شده که بگذریم.

لحظه ی سال تحویل تو ترافیک کوچه های تکیه شهدا  با دوست عزیزم جواد  توی ماشین بودم و بعد از ان تا باز شدن راه به خوابیدن پرداختم.شاید به خاطر همینه که امسال کلی از وقتم توی اتوبوس برای رفتن به کلاس های ارشد و امتحان های ترم اخر و اول گذشت.

4- از اشتبا ه های برگه ی ثبت نام و نیامدن اسمم توی لیست قبولی هاو ثبت نام با تاخیر در دانشگاه و کلاس های فشرده المانی و  فارغ التحصیلی و پاس کردن 60-70 واحد المانی و اینکه امسال سال امتحان های پی در پی بوده بگذریم.

تلخ ترین خاطره برام ترک کتابخانه ی میرداماد به دلیل رفتار های نامناسب مسئولینش بوده که باعث شد 7 ماه هیچ تفریحی نداشته باشم.(جایی که از سال 79 یکی از بهترین یا شاید خود بهترین جای زندگیم بوده)

5-امسا ل از طرف دیگه برام پر بوده از موفقیت ها و پیروزی های بزرگ.بدون یک شکست و یا موضوع پیش بینی نشده.

6-از اینکه به خاطر گرفتن حق مردم قرار بوده تو گونی ببرنم یا تهدید به  کتک خوردن شدم و طرف هام  خواسته های مقرر را انجام دادند و خوار شدند هم بگذریم .

سال 85.

برام تمام شد.پر از خاطره .

این سال سال قرار گرفتن روی سکوی پرتاب به فضای ناشناخته بوده.سال افزودن به سرعت افزایش فاصله ها.

7- از بازی نقش های جدی احساسی خشن مظلوم و همه ی اینها که نتیجه اش اثبات موضوعات پشت پرده  و جدایی از هم کلاسم بوده بگذرم ولی خب لازم بوده تا باعث بشه حوادث (اتفاقی به زعم بعضی افراد) طبق میل و خواسته پیش بره و افراد نا خواسته .خواسته ی تو را با اراده ی خودشون انجام بدن.

برای همه دوستان و دشمنان و غیر دوستان ارزوی موفقیت و پیشرفت میکنم.

شکرا لله.

((ذلک بان الله مولی الذین امنو)).

+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 21:49  توسط علی شیروانی  | 

 

   ایشان تازه مسلمان شده.

بنیامین ریشتر.

زنگ زدن گفتن یه تازه مسلمان داریم بیا باش صحبت کن.

۴ کلمه حرف نزده بودم که فهمیدم المانیه .اهل برلین...................

+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 23:11  توسط علی شیروانی  | 

 

 

Wir sind ans Ende dieses Wegs gelangt

Mit Geduld, mit Ruhe
Mit Verstand, mit Wahnsinn,
Anders geht es nicht.

Weder ein verstorbener König aus den Märchen
Noch diese hübschen Engel mit
Falschen Flügeln
Noch ein Prophet mit einem alten Buch unter dem Arm
Noch ein Philosoph mit einer gültigen Adresse
We We We Punkt com
Noch ein Lied das uns wie ein Donnerschlag am Ort
Festnagelt …
Die Vögel fliegen verstohlen über unseren Himmel
Trockene Narrenwolken 
Schneiden den verbrannten Bergen
Grimassen
Der Mond lacht allem was sich Dichter nennt
Ins Gesicht
Und der Tod zieht mit einer traurigen Gitarre
Durch die Straßen und singt ein Lied

Es musste sein!
An diesem efeubewachsenen Fenster
Neben dieser alten sinnlosen Brücke
Musste es sein!
Demnächst
Werden wir alle miteinander zusammenbrechen

 
General!
Sag den Soldaten sie sollen in die Garnisonen
Zurückkehren
Niemand mehr ist übrig 
Um besiegt zu werden oder 
Um zu siegen
Hafis Mussawi
ترجمش باشه فردا
+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:59  توسط علی شیروانی  | 

 

Keinem habe ich mich angepasst
Nicht dem Baum
Nicht dem Vogel
Nicht dem Himmel

Weiter fort
In der Milchstraße ist ein Weg
Der mich zu sich ruft
Resâ Tschaitschi

در هيچ يك نگنجيدم

در هيچ يك نگنجيدم
نه درخت
نه پرنده
نه آسمان

فراتر 
در كهكشان راهي است
كه مرا به خود ميخواند
+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:54  توسط علی شیروانی  | 

 

Noch steigt der Rauch auf von den Dächern
Sie haben Efeu und Geländer umgeworfen in Schmutz und Schlamm
Die Nester der Spatzen liegen auf der dunklen Erde
Und die Bäume sind verbrannt
Sie warten auf das Fallen der Schüsse 
Und wälzen sich auf dem Boden
Zerfetzt und zerrissen die Kleider der Frauen
Und weiter fort im Nebel
Hängen zerbrochene Schatten von Männern
An den Bäumen 

Ich aber
Bin mit einem weißen Hemd
Hierher gekommen um ein Haus zu bauen.
+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:48  توسط علی شیروانی  | 

دود هنوز بر ميخيزد از بامها
پيچيدهاند پيچك و نردهها در گل ولاي
آشيانة گنجشكها به خاك سياه نشسته است
و درختان سوخته
در انتظار فرود ضربههاي تبر
و بر خاك ميغلتد
تكه پارة پيراهن زنان
و دورتر در مه
ساية شكستة مردان را
از درختان آويختهاند

من اما 
با پيراهني سپيد
براي ساختن خانهاي به اينجا آمدهام.
Resâ Tschaitschi
+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:46  توسط علی شیروانی  | 

هنگامى كه مؤمن را خاموش و بزرگ منش ديديد به او نزديك شويد كه حكمت مى آموزد.

پيامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم

+ نوشته شده در  Mon 12 Mar 2007ساعت 22:43  توسط علی شیروانی  | 

Ich kann lieben

Ich kann lieben,
ich habe nur vergessen,
auf See muß man manchmal auch lachen. 
Die Wellen wenden nicht den Blick von unserer Furcht,
vergaß ich etwa, daß man hier nicht trotzen darf, 
daß ich das Bild des größten Malers dieses Hafens 
im Widerstreit dieser Verliebtheit 
auf Händen tragen muß, 
worauf meine Tränen dich
daran erinnern,
daß in diesem Jahr
alle Frauen dieses Hafens
mit Beschwörungen, Zauber und Zeremonien
die Männer zurückhalten wollen.

Ich kann lieben,
wenn du deine Tränen jenseits des Hafens zurückhältst,
die Augen schließt und nie
die Leichen auf dem Wasser zählst,
die Leichen dieses Hafens, den ich auf Händen trage,
und der über mir einzustürzen droht. 
Den alten Zauberspruch habe ich verworfen,
damit die Frauen dieses Hafens
mir vielleicht einen anderen bringen,
mir dieses Bild abnehmen,
die Leichen mitnehmen,
damit ich das Wasser betrachten
und murmeln kann:
Kein Zauber ist heilig
kein Tod ist heilig
keine Leiche gleitet über Wasser
kein Hafen ist ohne Frauen
kein Tod ist heilig
kein Zauber ist heilig
nichts davon 
nichts
nichts
nichts

Ich kann lieben.
Mohammad Hossein Abedi 
ترجمه

بلدم چگونه عاشق باشم

بلدم چگونه عاشق باشم
تنها فراموش کرده ام 
که روی دریا گاهی هم باید خندید
امواج ، نگاه از دلهره ما بر نمی دارند  و
راستی مگر یادم رفته اینجا که جای اخم نبود
که تابلوی بزرگترین نقاش این بندر را 
وسط این گیر و دار عاشقی
بر سر دست نگه دارم و 
بعد، اشک هایم 
تو را یاد این بیندازد 
که امسال
همه زنان این بندر
با طلسم و زار و هوا
می خواهند که مردان را نگه دارند

بلدم چگونه عاشق باشم
اگر اشک هایت را آنسوی بندر نگه داری
چشم هایت را ببندی و هرگز
نخواهی این جنازه های روی آب را بشماری
جنازه های این بندری را که بر دست گرفته ام
و می ترسم که شاید بر سرم خراب شود
طلسم قدیم را دور انداخته ام
تا زنان این بندر 
شاید طلسمی دیگر بیاورند
این تابلو را از من بگیرند
این جنازه ها را ببرند
این آب را نگاه کنم و 
آرام نجوا کنم:
هیچ وردی مقدس نیست
هیچ مرگی مقدس نیست
هیچ جنازه ای بر آب نمی گذرد
هیچ بندری بدون زن نیست
هیچ جنازه ای بر آب نمی گذرد
هیچ مرگی مقدس نیست
هیچ وردی مقدس نیست
هیچ 
هیچ 
هیچ
هیچ

بلدم چگونه عاشق باشم.

+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 18:36  توسط علی شیروانی  | 

 




so wie ich bin

ich träume davon,
dass jemand mich annähme,
einfach so, wie ich bin,
mit meinen ungereimten wünschen,
unfertigem charakter
und alten ängsten.
ich träume davon, dass
jemand mich gelten lässt,
ohne mich zu erziehen, mit
mir übereinstimmt, ohne
sich anzustrengen.
ich träume davon,
dass ich mich nicht
verteidigen muss, nicht
erklären und kämpfen muss,
dass einer mich liebt.
.
(otti pfeiffer
+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 17:53  توسط علی شیروانی  | 

                                        با ابلاغ مصوبه هيات وزيران، وزارت دادگستري مسوول پيگيري كنوانسيون سازمان جهاني مالكيت معنوي و موافقتنامه‌هاي مادريد و پاريس شد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دبيرخانه شوراي اطلاع‌رساني دولت اعلام كرد: بر اساس مصوبه هيات وزيران كه با استناد به مصوبه سال ۱۳۸۲ دولت مبني بر واگذاري موضوع پيگيري مالكيت معنوي به وزارت دادگستري تصويب شده است، از اين پس همكاري‌هاي ايران با سازمان جهاني مالكيت معنوي، موافقتنامه و پروتكل مادريد درخصوص ثبت بين‌المللي علايم تجاري و اتحاديه عمومي بين‌المللي پاريس براي مالكيت معنوي، تجاري و كشاورزي صرفا توسط وزارت دادگستري پيگيري خواهد شد.

سهميه و حق عضويت دولت جهت همكاري با اين سه مركز نيز از محل اعتبار رديف ۱۰۷۰۰۴ قانون بودجه پرداخت خواهد شد.

بر اساس قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي و تصويب‌نامه هيات وزيران وزارت دادگستري مسوول هماهنگي دستگاه‌هاي اجرايي و قضايي كشور جهت همكاري با سازمان مالكيت معنوي بوده و تنها دستگاه مجاز به عضويت در اين سازمان است.
+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 16:50  توسط علی شیروانی  | 

بررسي بخش‌هاي درآمدي لايحه بودجه ۸
                                       
با تصويب مجلس، افراد معسر به تشخيص رييس شوراي حل اختلاف از پرداخت هزينه طرح پرونده در شوراي حل اختلاف معاف شدند.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه بررسي بخش‌هاي درآمدي لايحه بودجه ۸۶ و با تصويب بند «ج» تبصره ۱۸ به وزارت دادگستري اجازه داده شد وجوه بازگشتي از تسهيلات پرداخت شده به محكومين معسر را به حساب درآمد عمومي كشور نزد خزانه‌داري كل واريز كند.

همچنين براساس تصويب بند «د» اين تبصره، به سازمان زندان‌ها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور اجازه داده شد وجوه بازگشتي از تسهيلات پرداخت شده به زنديان را به حساب درآمد عمومي كشور نزد خزانه‌داري كل كشور واريز كند.

با تصويب بند «ه» اين تبصره، دادگستري جمهوري اسلامي ايران اجازه يافت به ازاي طرح هر پرونده در شوراي حل اختلاف مبلغ ۲۰ هزار ريال دريافت و به حساب درآمد عمومي كشور نزد خزانه‌داري كل واريز كند.

افراد معسر به تشخيص رييس شوراي حل اختلاف از پرداخت معاف هستند
+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 16:48  توسط علی شیروانی  | 

با تصويب مجلس، هزينه رسيدگي به پرونده‌هاي مطروحه در ديوان عدالت اداري از يك هزار تومان به ۵ هزار تومان افزايش يافت.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، براساس تصويب بند (ز) تبصره ۱۸ و در بخش درآمدي آن، سازمان ثبت احوال اجازه يافت به ازاي صدور هر كارت ملي المثني نوبت اول يكصد هزار ريال و المثني نوبت دوم كارت شناسايي ملي و شناسنامه ۲۰۰ هزار ريال دريافت و به حساب درآمدهاي عمومي كشور نزد خزانه‌داري كل واريز كند.

براساس اين مصوبه، هزينه رسيدگي به پرونده‌هاي مطروحه در ديوان عدالت اداري از ۱۰ هزار ريال به ۵۰ هزار ريال افزايش مي‌يابد و درآمد حاصله تا سقف ۴۰ ميليارد ريال به حساب درآمد عمومي واريز مي‌گردد؛ با درخواست رييس شعبه، افراد معسر معاف خواهند شد.

براساس بند ديگر اين مصوبه، ستاد مبارزه با مواد مخدر موظف است كليه درآمدهاي مربوط به فعاليتهاي مبارزه با مواد مخدر در سال ۸۶ را به حساب درآمدهاي عمومي كشور نزد خزانه‌داري كل واريز كند
+ نوشته شده در  Fri 9 Mar 2007ساعت 16:47  توسط علی شیروانی  | 

كشت كنيد و درخت بنشانيد، به خدا قسم آدميان كارى برتر و پاك تر از اين نكرده اند.
امام صادق علیه السلام
+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 23:51  توسط علی شیروانی  | 

انسان هاى بزرگ به خود سخت مى گيرند و انسان هاى كوچك به ديگران.
كنفسيوس
+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 23:45  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

رسول ملاقلي‌پور آذر ماه 83 بود كه نامه‌ي را با تيتر «خداحافظ سينما» در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گذاشت كه علاوه بر جملات بالا افزوده بود:«روزگاري نه چندان دور به گوشه‌اي از اين ديار عشق و ميراث تعرضي شده بود. جواناني بودند، مرداني بزرگ، زميني بودند و روحشان آسماني، دوربين عكاسي و سوپرهشت من شرمنده بود از معرفتشان. هر چند كوتاه ولي مردانه زيستن را ديدم و بي‌دليل نيست كه هر روز دورتر و تنهاتر شدم. جرم من ساختن «پرواز در شب» و دعوت «سفر به چزابه» براي ديدن «نجات‌يافتگان» و ملاقات با بانوي عشق خانم «هيوا» بود.

البته اين جرم كمي نبود همزمان با نمايش تحقيرشان كردند و درگوشي و علني نجوا كردند ، برو، فراموش كن، و اين زمانه را آنطور كه ما ميگوييم ببين. از نگاه مجنون، «نسل سوخته» را نبين. در همان خوابگردي بمان تا خوابگرد را نسازي، مگر نمي‌بيني با «مزرعه پدري» اين سرزمين پدريت چه مي‌كنيم؟ اگر راه پيروزي فرهنگي عده‌اي در گرو اين است كه من ديگر فيلم نسازم، به همه دوستداران و ارزش پيشگان و همراهان اين قافله مژده‌ مي‌دهم كه اين پيروزي گواراي‌تان باد. رسول ملاقلي‌پور ديگر فيلمي نخواهد ساخت تا ...

زهي خجسته زماني كه يار باز آيد بكام غمزدگان غمگسار بازآيد

به پيش خيالش كشيدم ابلق چشم بدان اميد كه آن شهسوار باز آيد

اين نامه را ملاقلي‌پور زماني نوشت كه پيش از آن به حذف دو صحنه از فيلم «مزرعه پدري» اعتراض كرده بود و نتوانسته بود «خوابگرد» را بسازد.

اما او در اواخر سال 85 فيلم «ميم‌مثل مادر» را ساخت و در ميزگردي كه چند ماه قبل همزمان با اكران ميم مثل مادر در ايسنا برگزار شد، گفته بود: «از نسل ما گذشته است كه نگاهي ديگر و متفاوت به جنگ ارائه کنيم که از جنس نگاه نسل امروز باشد. نسل ما قدرت ريسك و تواناي ريسك را از دست داده‌ است، ولي اگر يك فرد جوان يك سينماگر جوان با استعداد پيدا شود، مي‌تواند با خلاقيت‌هاي كه دارد از ادبيات جنگ به بهترين شكل استفاده كند.

من همان آدم گذشته هستم اما محتاط‌ تر شده‌ام. يك واقعيت اين است كه ملاقلي پور در سينما سركوب شد، نه از جانب مميزي ارشاد بلكه متاسفانه از جانب منتقدين بي‌سواد اين اتفاق افتاد. وقتي منتقدين بي‌سواد مواردي را به فيلم نسبت دادند طبيعتا مسوولين فرهنگي نسبت به كارهاي من حساسيت پيدا کردند.

هر چه ساختم و نوشتم آنها فكر كردند منظورم مساله ديگري است. مثلا در دوراني كه فيلمهاي "سفر به چزابه" ، "نسل سوخته" و.... را ساختم بسياري از اين فيلم‌هاي من را برخي منتقدين بي‌سواد به مسخره گرفتند. ولي الان نقد همان آدمها را در رابطه با "ميم مثل مادر" مي‌خوانم و مي‌بينم از آن فيلمهاي قبلي‌ام همچون "نسل سوخته" و "هيوا" به عنون آثاري زيبا و شاعرانه ياد مي‌کنند در حاليكه اين فيلم‌ها را در زمان اکران قبول نداشتند.»

ملاقلي پور قرار بود «عصر روز دهم» را در ادامه‌ي ساخته‌هاي قبلي‌اش را درباره‌ي جنگ ابتداي سال 86 كليد بزند و چندي قبل نيز براي بازبيني لوكيشن به همراه منوچهر محمدي عازم عراق شد.

قرار بود پيش توليد اين فيلم بزودي آغاز شود و حتي برخي عوامل مشخص شده‌ بودند اما ...

+ نوشته شده در  Tue 6 Mar 2007ساعت 23:43  توسط علی شیروانی  | 

هركس همچون گنجى است كه بايد آن را كشف و استخراج كرد.
آلتور ماير
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:31  توسط علی شیروانی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اذعان به كندي روند تحقق سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي و سند چشم‌انداز تاكيد كرد كه مهلت‌هاي لازم به دستگاهها داده شده و مجمع بايد كم‌كم براي نظارت بر اجراي اين سياست‌ها به صورت جدي‌تر وارد ميدان شود.

الزامات تاسيس مجمع

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني طي سخناني در نخستين نشست مطبوعاتي كه پس از معرفي تركيب دور جديد مجمع از سوي مقام معظم رهبري انجام شد، با اشاره به روند تاسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام يادآور شد: در ابتداي مجلس اول بين مجلس و شوراي نگهبان اختلافاتي در مسائل بروز مي‌كرد و مجلس هم عقب‌نشيني نمي‌كرد، اين‌ها انباشته شد تا جايي كه ديديم اگر اين طور باشد نمي‌توانيم مسايل مهم را به نتيجه برسانيم. من نامه‌اي به امام(ره) در تاريخ 5 مرداد 1360 نوشتم و از ايشان درباره‌ي اين موضوع كمك خواستم كه امام(ره) هم دو هفته بعد در جواب گفتند اگر اكثريت مجلس نظري درباره‌ي موضوعي خاص در شرايط ويژه‌اي داشت، آن نظر مي‌تواند مستقيما ابلاغ شود و نيازي به تصويب شوراي نگهبان نيست.

وي ادامه داد: امام(ره) با اين نامه دست مجلس را باز كردند ولي مجلس در تصويب مقررات افراط مي‌كرد. بعد از مدتي تعدادي از نمايندگان و عقلاي نظام در ادامه اين روش ترديد كردند و ما هم ديديم كه مراعات نمي‌شود. كم‌كم كار به جايي رسيد كه فكر كرديم بايد براي حل اين مساله كاري كرد. امام(ره) هم به فكر اين قضيه بودند. سران سه قوه، مهندس ميرحسين موسوي و حاج احمد آقا نامه‌اي به امام(ره) نوشتيم و به ايشان گفتيم اگر قرار است در اين زمينه تصميمي بگيرند، زودتر وارد عمل شوند. امام(ره) دو روز بعد يعني در تاريخ 17 بهمن 66 طي نامه‌اي، مجمع تشخيص مصلحت نظام را تاسيس كردند.

وي در ادامه درباره‌ي عملكرد مجمع تشخيص مصلحت نظام توضيح داد: از آن به بعد مجمع ديگر در موارد اختلافي كار مي‌كرد. حضرت امام(ره) هم دستوراتي در سال تاسيس به مجمع دادند. بعد از رحلت حضرت امام(ره) قرار شد، مجمع تشخيص مصلحت نظام كه تا آن زمان در قانون اساسي به آن اشاره‌اي نشده بود در متمم قانون اساسي آورده شود.

عملكرد مجمع تشخيص در دور سوم

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه درباره‌ي عملكرد دوره‌ي سوم مجمع گفت: در دوره‌ي سوم مجمع دو كار انجام داد؛ يكي حل اختلاف بين مجلس و شوراي نگهبان كه اين موارد تقريبا تمام شده است. چند مورد در دستور است كه آن‌ها را هم فكر مي‌كنم در يك جلسه به پايان برسانيم. در حوزه‌ي سياست‌هاي كلي هم مجمع سياست‌هاي كلي مي‌نويسد و اين سياست‌ها از طرف مقام معظم رهبري به مجمع ارائه مي‌شود و مجمع سياست‌هاي كلي را تدوين مي‌كند. در دوره‌ي سوم تعدادي از اين موارد تدوين و به رهبري ارائه شد كه از جمله‌ي آن‌ها سند چشم‌انداز و سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي است. ما در سياست‌هاي اصل 44 مشكل خصوصي‌سازي را حل كرديم؛ همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند از اين سياست‌ها انتظار انقلاب اقتصادي دارند.

مهلت‌ها داده شده؛ مجمع بايد براي نظارت جدي وارد شود

به گزارش ايسنا رييس ‌مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه درباره‌ي نظارت مجمع بر اجراي سياست‌هاي چشم‌انداز و اصل 44 و انطباق آن‌ها با برنامه‌ها و قوانين دولت گفت: بايد براي اين نظارت، آيين‌نامه مي‌نوشتيم. در عين حال در محتواي اين آيين‌نامه اختلافات زيادي بود و بحث‌هاي زيادي از طرف دولت، مجلس و مجمع مطرح شد تا اين‌كه اواخر دوره‌ي آقاي خاتمي، ما ديگر به توافق نرسيديم و مجمع كوتاه آمد و آيين‌نامه‌ي ضعيفي براي نظارت مجمع بر سياست‌هاي كلان تصويب شد كه بر اساس آن مجمع مي‌توانست بر برنامه‌ها نظارت كند تا خلاف سياست‌هاي كلي نباشد.

هاشمي رفسنجاني ادامه داد: هم‌چنين مقرراتي كه در دستگاه‌هاي اجرايي تصويب مي‌شد، بايد يك نسخه به مجمع مي‌آمد تا اگر مجمع مواردي را خلاف آن سياست‌ها ديد، اعلام كند، تا اصلاحات لازم به عمل آيد. هم‌چنين بر اساس آن آيين‌نامه، دستگاه‌هاي اجرايي بايد سالانه گزارشي از انطباق مصوبات و برنامه‌هاي خود با سياست‌هاي كلان را به مجمع بدهند. بعد از روي كار آمدن دولت جديد، طي ملاقاتي كه با مقام معظم رهبري داشتيم، متمم‌هاي بودجه به مجلس مي‌رفت، به نظر مي‌رسيد با برخي سياست‌هاي كلان سازگار نباشد. در نتيجه قرار شد مهلتي به دولت جديد داده شود تا فرصتي بيابد كه شعارهاي جديد خود را عملي كند. با توجه به اين‌كه برخي از تصميمات متعلق به دولت قبل بود، ما ملاحظه كرديم تا آن‌ها بتوانند تصميمات خود را عملي كنند. به نظر من مهلت لازم داده شده و مجمع بايد كم كم براي نظارت به صورت جدي‌تر وارد ميدان شود.

به ياد ندارم شوراي نگهبان اقدامي كرده باشد

وي درباره‌ي نظارت شوراي نگهبان بر قوانين براي بررسي انطباق آن‌ها با سياست‌هاي كلان نيز گفت: در شوراي نگهبان طبق آن‌چه مقام معظم رهبري فرموده بودند، قرار بود اين كار انجام شود، اما من به ياد ندارم كه شوراي نگهبان در اين زمينه اقدامي كرده باشد.

همه كم‌كاري كرده‌اند

هاشمي رفسنجاني هم‌چنين در پاسخ به پرسشي مبني بر چرايي ابراز نگراني از تشريفاتي شدن سند چشم‌انداز گفت: به نظر من از هر چهار طرف در اين زمينه انتقاد وجود دارد. ما در مجمع به صورت جدي بر اجراي سياست‌ها نظارت نكرديم. مجلس و دولت هم كار زيادي نكردند. نمايندگان گاهي طرح‌هايي مي‌دهند كه به نظر من بايد تعامل شود تا اين مسايل به صورت لايحه و با كارشناسي بيشتر از سوي دولت ارائه شود و قوه‌ي قضاييه هم بايد شرايط اجراي سياست‌هاي سند چشم‌انداز را مهيا كند. در دو سال بعد از ابلاغ سياست‌ها كار جدي نشده است. فلسفه‌ي اين سياست‌ها براي اين است كه كشور متكي به سياست‌هاي ثابت شود و با عوض شدن دولت‌ها اين سياست‌ها هم‌چنان ادامه پيدا كند و با تغيير دولت‌ها فترت در امور ايجاد نشود.

سياست‌هاي كلي درباره اداره صدا وسيما

وي در ادامه در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‌كه آيا در سياست‌هاي كلان نظام درباره‌ي رسانه‌هاي تصويري و صوتي تدبيري انديشيده شده است يا نه؟ گفت: اين مساله الان مطرح نيست. ما الان داريم سياست‌هاي مديريت نظام را مي‌نويسيم كه يكي از بندهاي آن درباره‌ي اداره‌ي صدا و سيماست. هم‌اكنون اداره‌ي صدا و سيما با دولت ( حكومت) است كه بايد بخش خصوصي در بخش‌هاي اجرايي وارد شود. برخي مي‌گويند هم‌اكنون هم چنين اتفاقي افتاده است، اما برخي ديگر مي‌گويند كه اين مقدار حضور بخش خصوصي كافي نيست. در اين مورد هنوز چيزي تصويب نكرده‌ايم.

اتكا به نفت بيشتر شده است

به گزارش خبرنگار ايسنا هاشمي رفسنجاني در ادامه در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري مبني بر اين‌كه آيا نظر برخي مبني بر انحراف دستگاه‌هاي اجرايي از سياست‌هاي اصل 44 را مي‌پذيريد يا نه؟ گفت: كساني كه انحراف از سند چشم‌انداز و اصل 44 را مطرح مي‌كنند، موارد مشخصي را مي‌آورند، مثلا در سند چشم‌انداز تصويب شده كه سالي ده درصد از اتكا به نفت كم شود تا در عرض ده سال كشور ديگر متكي به نفت نباشد، اما در اين دو سال برعكس شده است و اتكاي ما به نفت بيشتر شده، يا در واگذاري امور به مردم قرار بود ظرف پنج سال و هر سال 20 درصد، دولت تصدي‌هاي خود را به مردم واگذار كند كه اين هم نشده است.

رييس‌ مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در بودجه‌ي سالانه هم همين بحث مطرح است.

طبق مصلحت و كارشناسي كار مي‌كنيم

هاشمي رفسنجاني در ادامه درباره‌ي پخش مستقيم مذاكرات مجمع نيز گفت: اين بحث در مجمع مطرح شد اما از آن‌جا كه فضاي بحث در مجمع، كارشناسانه، آرام و بدون سياست‌بازي است، اشخاص راحت نظرات خود را مطرح مي‌كنند. كار ما كاملا مصلحت‌آميز و كارشناسانه است و كسي از ابراز نظر نگراني ندارد. ما اميدواريم در آينده بتوانيم متن مذاكرات را منتشر كنيم.

اهداف چشم‌انداز قابل تحقق است؛ اگر...

وي درباره‌ي اين‌كه آيا اهداف چشم‌انداز قابل دسترس است نيز اظهار داشت: ما با محاسبات عميق و با احتياط اين سند را نوشته‌ايم و فكر مي‌كنيم مي‌توان به اين اهداف رسيد. پايه‌ي علمي كشورمان به سرعت در حال رشد است و نيروهاي متخصص در حال زياد شدن هستند. بهره‌وري را نيز كه ضعف ماست، مي‌توانيم از طريق سياست‌هاي كلي در اصل 44 و خصوصي‌سازي حل كنيم. منابع ما خوب است و اگر خوب استفاده شود مي‌توان به رشد 8 درصدي رسيد. به نظر ما اين‌ها عملي است، اگر اتفاق خاصي نيفتد.

مي‌توانيم اقدام كنيم؛ اما ملاحظه مي‌كنيم

وي در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري مبني بر اين‌كه برخي مباحث مطرح در مجمع تشخيص اين شائبه را ايجاد مي‌كند كه مجمع سياسي رفتار مي‌كند، گفت: در سند چشم‌انداز هم دولت، هم مجلس، هم قوه‌ي قضاييه و هم مجمع تشخيص مصلحت نظام ضعيف عمل كرده‌ايم و بايد بيشتر مواظبت مي‌كرديم. ما خيلي چيزها را به خاطر اين‌كه چنين مباحثي مطرح نشود نمي‌گوييم و مسائل چالشي را مطرح نمي‌كنيم. همين چند جمله‌ها را هم كه مي‌گوييم آن‌قدر ديگران تكرار كرده‌اند كه ديگر ما فقط آن را تكرار مي‌كنيم. من هم بايد اين مسائل را بگويم و مردم بايد اين مسائل را از زبان من كه مسوول تدوين اين سياست‌ها بوده است بشنوند. بسياري از متمم‌هاي بودجه كه هم‌اكنون دولت به مجلس مي‌دهد با صريح اصول چشم‌انداز مخالف است و ما طبق قانون مي‌توانيم اقدام كنيم، اما وضعيت كشور و نياز دولت را مي‌بينيم و در اين زمينه ملاحظه مي‌كنيم.

نااميد نيستيم

به گزارش ايسنا رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه در پاسخ به پرسشي مبني بر ميزان اميدواري نسبت به افق پيش روي چشم‌انداز با توجه به موانع پيش رو گفت: ما مايوس نيستيم؛ چرا كه همه‌ي مسوولاني كه تلاش مي‌كنند، نيت خير دارند و براي كشور زحمت مي‌كشند. بحث‌هاي غيرعلني ما با هم خيلي بيشتر است، اما سعي مي‌كنيم آن را تنها در جلسات غيرعلني مطرح كنيم. به هر حال اميدوارم بتوانيم از اين مسائل عبور كنيم.

سياست‌ها در نوبت

هاشمي رفسنجاني ادامه داد: تدوين سياست‌هاي كلان در هر موردي بايد به اذن مقام معظم رهبري باشد. ما 130 مورد را براي تدوين سياست‌هاي كلان به ايشان پيشنهاد داده‌ايم كه يك به يك در نوبت قرار مي‌گيرند.

بنا به شرايط قانون تصويب مي‌كرديم

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: مجمع در دوره‌ي اول خود كه به رياست مقام معظم رهبري بود، گاهي بنا به شرايطي كه داشت قانون تصويب مي‌كرد؛ مثل قانون تعزيرات حكومتي كه مي‌دانستيم اگر مجلس آن را به شوراي نگهبان بدهد، شوراي نگهبان آن را نخواهد پذيرفت. به همين خاطر مجمع خود در اين مورد تصميم گرفت. يا درباره‌ي مجازات‌هاي سنگين مربوط به مواد مخدر مجمع خود قانون‌گذاري كرد؛ چون شوراي نگهبان آن‌ها را نمي‌پذيرد. اما در دوره‌هاي بعد چون ديگر آن شرايط را نداريم، نيازي به اين كار وجود ندارد و ما معضل آن‌چناني نداريم.

موارد سياسي‌شدن نظرات در مجمع بسيار كم است

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، تركيب مجمع را واجد سليقه‌هاي مختلف دانست و گفت: در مجمع برخورد آرا، دوستانه و كارشناسانه است. البته گاهي در برخي موارد - كه خيلي كم است - نظرات جناحي و سياسي مي‌شود.

جوسازي درباره واگذاري‌ها در دولت هاشمي

هاشمي رفسنجاني در ادامه درباره‌ي نظر برخي مبني بر واگذاري شركت‌هاي دولتي در گذشته به صورت نادرست و غيرشفاف گفت: اين جوسازي در آن زمان توسط افرادي از جناح راديكال چپ مطرح مي‌شد كه الان پشيمان شده‌اند. ما از آن‌ها يك مورد خواستيم كه بيان كنند. آقاي حبيبي مسوول واگذاري‌ها و فرد بسيار دقيقي بود و آيين‌نامه‌ي دقيقي هم در اين‌باره داشتند. آن‌ها نتوانستند يك مورد مشخص را بگويند. شما خبرنگاران هم اگر موردي ديديد به ما بگوييد. اين جوسازي‌ها باعث شد كه كار خصوصي‌سازي سست شود و در زمان آقاي خاتمي هم به سستي پيش رفت. به‌علاوه اين‌كه ما در آن زمان سياست‌هاي كلي اصل 44 را تصويب نكرده بوديم و بسياري از مواردي كه واگذار مي‌شد، محدود بود.

براي مذاكره با آمريكا افراد نيرومندي هستند؛ ما هم كمك مي‌كنيم

وي در ادامه درباره‌ي مذاكره با آمريكا و اين‌كه آيا حاضر است در صورت لزوم هم‌چنان كه با قرضاوي مناظره كرد، با مقامات كاخ سفيد مذاكره كند؟ نيز گفت: من قبلا هم با خبرنگاران بزرگ آمريكايي مصاحبه‌هاي طولاني كرده‌ام. با قرضاوي هم يك محاوره داشتم نه مناظره و مواردي را هم كه به عنوان اختلاف مطرح مي‌شد، براي پرهيز از اختلاف جواب نمي‌دادم. براي مذاكره با آمريكا هم هم‌اكنون افراد نيرومندي در كشور وجود دارند كه مي‌توان از آن‌ها استفاده كرد، ما هم كمك مي‌كنيم.

راه ما درست بود

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پايان درباره‌ي اين‌كه آيا برنامه‌هايي را كه در دوره‌ي رياست‌جمهوري خود اجرا كرده داراي نقص عمده مي‌بيند يا نه؟ گفت: عملا ثابت شد كه آن راه درست بود. شما چند روز پيش از زبان مقام معظم رهبري شنيديد كه توليد ثروت مشروع ارزش است اما آن زمان نسبت به ميدان دادن به غيردولتي‌ها براي فعاليت‌هاي اقتصادي انتقاد مي‌شد. در روزهاي اول جناح چپ كه اصلاح‌طلب است و بعدها جناح راست اين مباحث را مطرح مي‌كردند اما اين حرف‌ها ديگر حل شده و سند چشم‌انداز و سياست‌هاي كلي اصل 44 بحث‌ها را به جلو برده است. درباره‌ي اين‌كه آيا اشتباهي در آن دوره بوده است يا نه؟ به نظر من در آن زمان برخي مسايل را دير مطرح كردم كه به نتيجه نرسيد.

به گزارش ايسنا در حاشيه اين مصاحبه كپي نامه‌هايي كه رييس ‌مجمع تشخيص مصلحت نظام در ابتداي اين نشست به آن‌ها اشاره كرده بود ( نامه به امام (ره) و مقام معظم رهبري) در اختيار خبرنگاران قرار گرفت.

انتهاي پيام

کد خبر: 8512-08640
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:29  توسط علی شیروانی  | 

  
آيين‌نامه اجرايي بند الف ماده۱۳۱ قانون برنامه چهارم توسعه ‏اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (موضوع نحوه حفظ اسناد و اوراق پرونده هاي قضائي كه نگهداري سوابق آنها ضروري ميباشد ) به شماره۱۹۵۲۰/۸۵/۱ـ۲۹/۱۱/۱۳۸۵ ‏كه در تاريخ ۲۱/۹/۱۳۸۵ به تاييد و تصويب رياست قوه قضاييه رسيده،
                                       
ماده ۱۳۱ - به قوه قضائيه اجازه داده ميشود:
الف - براساس آئين نامه اي كه توسط وزير دادگستري با همكاري دادستاني كل كشور و سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران تهيه و به تاييد رئيس قوه قضائيه ميرسد ، اسناد و اوراق پرونده هاي قضائي كه نگهداري سوابق آنها ضروري ميباشد را با استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي روز ، به اسناد الكترونيكي تبديل و سپس نسبت به امحاي آنها اقدام نمايد مشروط بر آن كه حداقل سي سال از مدت بايگاني قطعي آنها گذشته باشد . اطلاعات و اسناد تبديلي در كليه مراجع قضائي و اداري سنديت داشته و قابل استناد خواهد بود .اصل پرونده هاي مهم و ملي كه جنبه سنديت تاريخي دارد ، توسط سازمان اسناد وكتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران حفظ و نگهداري خواهد شد .




آيين‌نامه اجرايي بند الف ماده ۱۳۱ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، ‏اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران

فصل اول:‏

« تعاريف»‏

ماده۱ـ پرونده قضايي: پرونده قضايي مذكور در ماده ۱۳۱ قانون برنامه چهارم ‏توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور كه در اين آيين‌نامه « قانون» ناميده مي‌شود ‏شامل كليه پرونده‌هاي مدني، جزايي و امور حسبي است كه در دادسراها و دادگاه‌هاي ‏عمومي و انقلاب، انتظامي قضات، نظامي، ويژه روحانيت، دادگاه تجديدنظر، محكمه عالي ‏انتظامي قضات، ديوان عالي كشور، ديوان عدالت اداري و سازمان تعزيرات حكومتي رسيدگي ‏و منتهي به اتخاذ تصميم نهايي و صدور راي گرديده و مختومه شده است.‏
تبصره ـ پرونده‌هاي شـوراهاي حل اخـتلاف نيز مشمول مقررات اين آيين‌نامه ‏خواهدبود.‏
ماده۲ـ اسناد و اوراق پرونده‌هاي قضايي كه نگهداري آنها ضروري مي‌باشد.‏
اسناد و اوراق مذكور در قانون شامل احكام، قرارها، تصميمات و دستورات قضايي، ‏تحقيقات و معاينات محلي و نيز هرگونه سند، مدرك و صورتجلسات، دفاتر، گزارش‌ها فرم ‏مشخصات پرونده، فرم مخصوص بايگاني راكد و مانند آنهاست كه مورد استناد طرفين پرونده ‏واقع گرديده يا در اتخاذ تصميم توسط مراجع قضايي موثر بوده و نگهداري سوابق آنها و ‏تبديل به اسناد الكترونيكي به تشخيص هيات مذكور در ماده۸، اين آيين‌نامه ضروري باشد.‏
تبصره ـ علاوه بر موارد فوق هيات مزبور مي‌تواند با توجه به نوع، اهميت دعوي يا ‏شكايت، خواسته، خواهان، عنوان جرم، طرفين پرونده، زمان و مكان رسيدگي، ارزش ‏قضايي و مانند آنها، نگهداري سوابق اوراق و اسناد پرونده قضايي و تبديل آن به سند ‏الكترونيكي را ضروري تشخيص دهد.‏
ماده۳ـ بايگاني قطعي: بايگاني قطعي موردنظر قانون همان بايگاني راكد پرونده‌هائي ‏است كه منتهي به صدور حكم يا قرار قطعي گرديده و حسب مورد مختومه شده است، ‏تاريخ مختومه شدن پرونده شروع بايگاني قطعي محسوب مي‌شود.‏
پرونده‌هاي قضايي در موارد زير مختومه تلقي و با دستور مقام قضايي صالح بايگاني ‏خواهندشد:‏
‏۱ـ پرونده‌هايي كه منتهي به اجراي كامل حكم شده است؛
‏۲ـ پرونده‌هايي كه موضوع آن مشمول مرور زمان گرديده و يا به هر علتي قرار موقوفي ‏اجراي حكم صادر شده است؛
‏۳ـ پرونده‌هايي كه منجر به حكم برائت، بي‌حقي، بطلان دعوي و مانند آن گرديده ‏است؛
‏۴ـ پرونده‌هايي كه منجر به صدور قرار نهايي و قطعي گرديده است؛
‏۵ ـ پرونده‌هايي كه موضوع آن تامين دليل يا دستور موقت است، پس از اتمام ‏اقدامات قانوني لازم؛
‏۶ ـ ساير پرونده‌ها به تشخيص هيات مذكور در ماده۸، اين آيين‌نامه.‏

فصل دوم

مقدمات

ماده۴ـ مدير دفتر مرجع قضايي يا جانشين وي موظف است مشخصات پرونده‌اي را ‏كه دستور بايگاني قطعي آن توسط قاضي صادر گرديده حداكثر ظرف يك هفته در « فرم ‏مشخصات پرونده» درج نموده همراه پرونده در مقابل اخذ رسيد به بايگاني راكد مربوط ‏تحويل دهد.‏
تبصره۱ـ در شعب دادسرا منشي شعبه يا جانشين وي وظايف مدير دفتر مرجع قضايي ‏را به عهده خواهدداشت.‏
تبصره۲ـ « فرم مشخصات پرونده» كه توسط اداره اسناد و بايگاني راكد قوه قضاييه ‏تهيه و در اختيار مراجع قضايي قرار خواهدگرفت، متضمن نكات زير مي‌باشد:‏
‏۱ـ مشخصات پرونده:‏
الف ـ مدني است يا كيفري يا امور حسبي؛
ب ـ موضوع پرونده؛
ج ـ كلاسه پرونده؛
د ـ تاريخ تشكيل پرونده؛
هـ ـ تاريخ مختومه شدن پرونده؛
و ـ تعداد اوراق پرونده.‏
‏۲ـ مشخصات طرفين پرونده: اعم از خواهان و خوانده يا شاكي و مشتكي‌عنه.‏
‏۳ـ مرجع يا مراجع رسيدگي‌كننده، نظير دادسرا، دادگاه بدوي حقوقي يا جزايي، ‏دادگاه تجديدنظر، ديوان عالي كشور و غيره.‏
‏۴ـ نتيجه رسيدگي:‏
الف ـ حكم يا قرار و غيره و موضوع آن؛
ب ـ شماره و تاريخ حكم يا قرار و غيره؛
ج ـ علت مختومه شدن اعم از اجراي كامل حكم، قطعيت حكم برائت يا قرار، مرور ‏زمان و غيره.‏
‏۵ ـ ذكر ضمائم پرونده و ساير مشخصات كه درج آن ضروري است.‏
‏۶ ـ مهم و ملي بودن يا نبودن پرونده مطابق مقررات قانون سازمان اسناد و كتابخانه ‏ملي جمهوري اسلامي ايران مصوب ۱۳۴۹ و مقررات اين آيين‌نامه و ساير اوضاع و احوال ‏پرونده.‏
‏۷ ـ تاريخ تحويل به بايگاني راكد.‏
‏۸ ـ مشخصات تنظيم كننده فرم مذكور و تاييدكننده آن.‏
فرم مشخصات پرونده بايد در سه نسخه به نحو كامل و دقيق و خوانا تنظيم گردد، ‏يك نسخه در دفتر شعبه دادسرا يا دادگاه يا ساير مراجع قضايي مربوط نگهداري خواهدشد ‏و دو نسخه ديگر به پيوست پرونده به بايگاني راكد ارسال شود.‏
تبصره۳ـ پرونده‌هايي كه منتهي به محكوميتهاي مشروط، معلق و مانند آن گرديده‌اند ‏تا پايان موعد تعيين شده در دادنامه، در دفتر مرجع قضايي نگهداري و سپس براي ارسال ‏آنها به بايگاني راكد اقدام خواهدشد.‏
ماده۵ ـ به دستور قاضي مربوط قبل از ارسال پرونده به بايگاني راكد كليه اسناد، ‏وثايق و دستورات قضايي به شرح زير بايد تعيين تكليف و رفع اثر شود.‏
‏۱ـ دستور احضار يا جلب؛
‏۲ـ قرار ممنوعيت خروج از كشور؛
‏۳ـ دستور ورود به منزل يا تفتيش آن؛
‏۴ـ وثايق و تامين خواسته؛
‏۵ ـ اسناد، قبوض يا وجوه نقدي؛‏
‏۶ ـ اموال يا اشياء مرتبط با پرونده؛‏
‏۷ـ دستور انسداد حساب بانكي؛
‏۸ ـ دستور ممنوعيت از معامله نقل و انتقال؛‏
‏۹ـ ساير موارد به تشخيص قاضي مربوط.‏
ماده۶ ـ مسوول بايگاني راكد موظف است از تحويل گرفتن پرونده‌هايي كه فاقد فرم ‏مشخصات پرونده مي‌باشند خودداري نمايد.‏
ماده۷ـ قاضي مربوط بايد نظارت كافي جهت اجراي صحيح مواد۴، ۵ و ۶ آيين‌نامه ‏و دستورالعمل مربوط داشته باشد.‏

فصل سوم

فرآيند تشخيص ضرورت نگهداري اسناد و اوراق پرونده‌هاي قضايي

ماده۸ ـ به منظور برنامه‌ريزي، سياست‌گذاري و نظارت بر اجراي كامل اين آيين‌نامه، ‏هياتي به عنوان « هيات تشخيص‌دهنده ضرورت نگهداري سوابق اسناد و اوراق پرونده‌هاي ‏قضايي و تبديل آنها به اسناد الكترونيكي و امحا» كه در اين آيين‌نامه « هيات تشخيص ‏مركزي» ناميده مي‌شود تشكيل خواهد شد.‏
تبصره ـ مصوبات اين هيات پس از تنفيذ رئيس قوه قضائيه لازم‌الاجرا خواهدبود.‏
ماده۹ـ اعضاي هيات تشخيص مركزي عبارتند از:‏
‏۱ـ رئيس ديوان عالي كشور؛ (رئيس هيات)‏
‏۲ـ دادستان كل كشور؛
‏۳ـ وزير دادگستري؛
‏۴ـ معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضاييه؛ (دبير هيات)‏
‏۵ ـ معاون اداري و مالي قوه قضاييه؛‏
‏۶ ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح؛‏
‏۷ـ رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.‏
تبصره ـ دعوت از ساير مسوولان و صاحبنظران جهت شركت در جلسه و مشاوره با ‏موافقت اكثر اعضاي هيات بلامانع است.‏
ماده۱۰ـ به منظور تسهيل و تسريع اجراي اين آيين‌نامه و اجراي وظايف مربوط ‏به هيات تشخيص مركزي و در استانها، هياتي با عنوان « هيات تشخيص استاني» با شركت ‏مقامات ذيل در مراكز استان تشكيل مي‌گردد:‏
‏۱ـ رئيس كل دادگستري استان؛ (رئيس هيات)‏
‏۲ـ دادستان شهرستان مركز استان؛
‏۳ـ نماينده سازمان اسناد و كتابخانه‌هاي جمهوري اسلامي؛
‏۴ـ رئيس اداره اسناد و بايگاني راكد دادگستري استان؛ (به عنوان دبير هيات)‏
‏۵ ـ رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح استان؛‏
‏۶ ـ مسوول حفاظت و اطلاعات دادگستري كل استان.‏
تبصره ـ دعوت از ساير مسوولان و صاحبنظران جهت شركت در جلسه و مشاوره ‏بلامانع است.‏
ماده۱۱ـ جلسات هيات تشخيص مركزي و استاني با حضور اكثر اعضاء رسمي و نظر ‏اكثريت حاضر معتبر خواهدبود.‏
ماده۱۲ـ مديران بايگاني راكد مراجع قضايي، حداقل يك ماه قبل از اتمام موعد سي ‏سال مقرر در قانون، به ترتيب تاريخ ورود، پرونده را به اتفاق كارشناسان اداره اسناد و ‏بايگاني راكد بررسي نموده مطابق مقررات اين آيين‌نامه و دستورالعملهاي هيات تشخيص ‏مركزي اوراق و اسنادي كه نگهداري آنها ضروري است مشخص نموده سپس مشخصات ‏اين اوراق و اسناد را در « فرم مخصوص بايگاني راكد» درج و پس از تاييد رئيس حوزه قضايي ‏يا مسوولان مراجع قضايي ديگر يا جانشين آنها به پيوست فرم مشخصات پرونده و در ‏صورت‌نياز و تشخيص مسوولان قضايي مذكور در بالا همراه اصل پرونده به هيات تشخيص ‏استان ارسال نمايند.‏
تبصره ـ فرم مخصوص بايگاني راكد كه بايد توسط اداره اسناد و بايگاني راكد ‏قوه قضاييه تهيه شود در چهار نسخه تنظيم خواهدشد كه يك نسخه آن در سوابق بايگاني ‏راكد حفظ و بقيه به هيات تشخيص استان ارسال مي‌شود.‏
ماده۱۳ـ فرم مخصوص بايگاني راكد بايد حاوي نكات زير باشد:‏
‏۱ـ شماره برگ اسناد و اوراق ضروري؛ (مطابق برگ شماري نهايي پرونده)‏
‏۲ـ عنوان اسناد و اوراق مذكور؛ (راي، صورتمجلس و غيره)‏
‏۳ـ كد بايگاني راكد پرونده؛
‏۴ـ مدتي كه از بايگاني قطعي شدن پرونده (مختومه شدن) مي‌گذرد؛
‏۵ ـ آدرس و محل بايگاني راكد؛‏
‏۶ ـ قيد مهم و ملي بودن يا نبودن پرونده مطابق مقررات اين آيين‌نامه و ‏دستورالعمل‌هاي هيات تشخيص مركزي و ساير شرايط با درج جهات آن؛‏
‏۷ـ ساير مشخصات ضروري و ملاحظات؛
فرم مذكور بايد به امضاي تنظيم كننده، مسوول بايگاني راكد و مسوول مرجع قضايي يا ‏جانشين وي برسد.‏
تبصره ـ بايگاني راكد به تدريج حداكثر هر شش ماه يك بار بايد فرم اسناد و اوراق ‏مزبور را تنظيم و به هيات تشخيص استان ارسال نمايد.‏
ماده۱۴ـ هيات تشخيص استان پس از وصول فرم مخصوص بايگاني راكد و ‏پيوست‌هاي آن (فرم مشخصات پرونده و در صورت نياز اصل پرونده يا تصوير اسناد و ‏اوراق مذكور) بايد با بررسي دقيق فرم مذكور و در صورت نياز محتويات پرونده و با رعايت ‏مقررات قانون و اين آيين‌نامه و دستورالعمل‌هاي هيات تشخيص مركزي ظرف شش ماه نظر ‏هيات را مبني بر ضرورت نگهداري اسناد و اوراق پرونده و تبديل آن به سند الكترونيكي و ‏امحاء اعلام نمايد. هيات مذكور مي‌تواند جهت تسهيل، تسريع و دقت در اجراي آيين‌نامه ‏در محل بايگاني راكد حاضر و اقدام به بررسي نمايد يا حداقل دو نفر از اعضاي هيات به ‏تشخيص اكثر اعضاء به منظور فوق به محل اعزام شوند.‏
تبصره۱ـ در صورت ترديد به ضرورت نگهداري سابقه اسناد و اوراق پرونده قضايي ‏يا عدم آن اصل بر ضرورت نگهداري سابقه و تبديل به اسناد الكترونيكي است.‏
تبصره۲ـ در صورت ابهام و بروز موارد استثنايي كه قابل تطبيق با مقررات قانون و ‏آيين‌نامه نباشد نظر هيات تشخيص مركزي استعلام خواهدشد.‏
ماده۱۵ـ تشخيص نهايي مهم، ملي و آرشيوي بودن پرونده‌هاي قضايي به عهده ‏هيات تشخيص مركزي و با هماهنگي سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ‏است. اين هيات ضوابط و معيارهاي تشخيص پرونده‌هاي مهم و ملي را طي دستورالعملي ‏مشخص، به مراجع قضايي اعلام خواهدنمود.‏
فرم مشخصات پرونده‌هاي مذكور در اين ماده پس از اعلام مسوول بايگاني راكد و ‏تاييد رئيس مرجع قضايي و با اطلاع هيات تشخيص استان جهت اقدامات بعدي به هيات ‏تشخيص مركزي ارسال خواهدشد.‏
تبصره ـ هزينه‌هاي تشخيص، حفظ، بايگاني، انتقال و الكترونيكي نمودن پرونده‌هاي ‏موضوع اين آيين‌نامه به عهده سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران است.‏

فصل چهارم

تبديل اسناد و اوراق پرونده‌هاي قضايي كه نگهداري آنها ضروري است‏ به اسناد الكترونيكي:‏

ماده۱۶ـ پس از تاييد فرم مخصوص بايگاني راكد، مبني بر ضرورت نگهداري اسناد ‏و اوراق پرونده قضايي، توسط هيات تشخيص استان يك نسخه از فرم تاييدشده در سابقه ‏هيات مذكور ضبط و نسخه ديگر جهت اطلاع به هيات تشخيص مركزي ارسال خواهدشد ‏و نسخه سوم به بايگاني ارسال كننده ليست اعاده مي‌شود.‏
ماده۱۷ـ كليه پرونده‌هاي واصله به بايگاني راكد، مي‌بايستي حداكثر ۳ ماه پس از ‏وصول فرم تاييدشده توسط هيات تشخيص برابر ضوابط اين دستورالعمل به اسناد ‏الكترونيكي تبديل شود.‏

فصل پنجم

امحاي پرونده‌ها:‏

ماده۱۸ـ پس از تبديل الكترونيكي اسناد و اوراق پرونده‌هاي قضايي كه نگهداري ‏سوابق آنها ضروري است به پيشنهاد رئيس حوزه قضايي و موافقت رئيس كل استان و ‏نسبت به ساير مراجع قضايي با پيشنهاد مدير يا مسوول بايگاني راكد و موافقت بالاترين ‏مقام آن مرجع قضايي، امحاي پرونده‌ها توسط مسوول بايگاني راكد مربوط و نظارت ‏نماينده رئيس حوزه قضايي، مسوول حفاظت و اطلاعات دادگستري استان و نماينده ‏تام‌الاختيار سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران انجام خواهدشد.‏
تبصره ـ علاوه بر پرونده‌هاي مهم و ملي در مورد ساير پرونده‌هاي آماده امحاء نيز ‏چنانچه سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي آمادگي خود را جهت تحويل و ‏انتقال به سازمان اعلام نمايد بايد پرونده‌هاي مورد درخواست به جاي امحاء تحويل آن ‏سازمان شود. مشروط بر اين كه حداقل يك روز قبل از زمان امحاء و سازمان مذكور ‏درخواست كتبي خود را به هيات تشخيص استان تحويل نمايند و موافقت هيات را اخذ ‏نمايد در صورت پذيرفته شدن درخواست سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ‏ايران، بايد ظرف دو ماه نسبت به انتقال پرونده‌ها به سازمان مزبور اقدام نمايد، در صورت ‏كوتاهي آن سازمان جهت تحويل پرونده‌هاي مذكور در موعد مقرر عمليات امحاء انجام ‏خواهدشد.‏
ماده۱۹ـ به منظور حفظ حقوق اشخاص و رعايت احتياط در مورد پرونده‌هايي كه ‏ضرورت نگهداري اسناد و اوراق آن احراز نگرديده بايستي حداقل از تصميمات قضايي و ‏حكم يا قرار نهايي و حسب مورد سابقه اجراي حكم و مانند آن سند الكترونيكي تهيه شود.‏
ماده۲۰ـ هيات تشخيص مركزي مي‌تواند پرونده‌هايي كه نگهداري سابقه اسناد و ‏اوراق آنها ضروري نباشد را قبل از سپري شدن مدت سي سال بايگاني قطعي آنها با ‏رعايت ماده۲۰ اين آيين‌نامه امحاء يا به سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ‏ايران انتقال دهد.‏
ماده۲۱ـ معاونت اداري و مالي قوه قضاييه موظف است اعتبار موردنياز براي اجراي ‏اين آيين‌نامه را در رديف بودجه قوه قضاييه تامين نمايد.‏
ماده۲۲ـ مسوليت حُسن اجراي اين دستورالعمل با هيات تشخيص مركزي و روساي ‏كل دادگستري استان‌ها مي‌باشد.‏
اين آيين‌نامه در ۲۲ و ۱۱ تبصره در تاريخ ۲۱/۱۱/۱۳۸۵ به تصويب رئيس قوه قضائيه ‏رسيد.‏

رئيس قوه قضائيه ـ سيدمحمود هاشمي‌شاهرودي
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:25  توسط علی شیروانی  | 

 
رييس قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران در ديدار با همتاي مالزيايي خود، تشكيل مجمع جهاني قضات كشورهاي اسلامي را پيشنهاد كرد.

''آيت‌الله سيد محمود شاهرودي'' روز دوشنبه با ''احمد فيروز'' در محل كاخ دادگستري پوتراجايا پايتخت ستادي-سياسي مالزي ديدار و پيرامون معاضدت‌هاي قضايي دو كشور بحث و گفت‌وگو كرد.

رييس قوه قضاييه ايران با اشاره به ميزان استقلال و اختيارات قوه قضاييه، نظام قضايي كشورمان را در ميان كشورهاي اسلامي و جهان كم نظير دانست.

وي در تشريح وضعيت موجود در تشكيلات قضايي ايران گفت: در حال حاضر حدود &#۸۲۳۴;۱۲&#۸۲۳۶;هزار شوراي حل اختلاف در ايران فعال مي‌باشد كه تاكنون بيش از پنج ميليون پرونده را مورد رسيدگي قرار داده و در &#۸۲۳۴; ۵۰&#۸۲۳۶;درصد موارد توانسته موجب حل و فصل اختلافات شده و مانع از ارجاع پرونده به دادگاه شود.

آيت‌الله شاهرودي قوه قضاييه ايران را الگوي خوبي براي استفاده در كشورهاي اسلامي دانست و تاكيد كرد كه اين الگو قادر است با توجه به اوضاع داخلي و ملي كشورهاي اسلامي براي تطبيق قوانين شرعي و مدني كاربرد داشته باشد.

وي همچنين ابراز اميدواري كرد با ايجاد روابط خوب قضايي ميان مالزي و ايران، دو كشور بتوانند با استفاده از تجربيات يكديگر، تشكيلات قضايي خود را كارآمدتر كنند.

آيت‌الله شاهرودي اظهار داشت: در برخورد با مسايل حقوق بين‌الملل و حقوق بشر كه مربوط به كل جهان اسلام است، از طريق روابط قضايي و معاضدت ميان كشورهاي اسلامي مي‌توان به نتايج مشترك و توافقات ارزشمندي دست يافت كه در نهايت منجر به بالا رفتن عزت و عظمت جهان اسلام شود.

رييس قوه قضاييه مالزي نيز در اين ديدار بااستقبال از پيشنهاد آيت‌الله شاهرودي ، از همتاي ايراني خود خواست اولين گامها را در جهت تشكيل اين مجمع بردارد.

هيات قضايي جمهوري اسلامي ايران پس از اين ديدار از بخش‌هاي مختلف كاخ دادگستري مالزي ديدن كردند.

آيت‌الله شاهرودي براي انجام يك ديدار رسمي سه روزه شامگاه روز يكشنبه به وقت محلي وارد فرودگاه كولالامپور شد و از سوي ''احمد فيروز'' رييس قوه قضاييه مالزي مورد استقبال قرار گرفت.

رييس قوه قضاييه را در اين سفر ، '' حسينعلي اميري '' معاون رييس قوه و رييس سازمان ثبت و املاك ، '' آيت‌الله مفيد'' رييس ديوان عالي كشور، '' سيد محمدعلي شهيدي محلاتي'' معاون كنسولي ، امور مجلس و ايرانيان وزير امور خارجه، '' غلامحسين الهام'' وزير دادگستري و شماري از مديران قوه قضاييه و حجت‌الاسلام ايزدپناه همراهي مي‌كنند.

آيت‌الله شاهرودي روز سه‌شنبه با حضور در دانشگاه اسلامي مالزي (&#۸۲۳۴;،(IIUM&#۸۲۳۶; در جمع دانشجويان اين دانشگاه سخنراني خواهد كرد.

هيات قضايي جمهوري اسلامي ايران صبح روز چهارشنبه مالزي را به مقصد اندونزي ترك خواهد كرد.
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:18  توسط علی شیروانی  | 

متوسط سن مجرمان در استان اصفهان زير ۳۰ سال است

رييس زندان اصفهان
                                       
رييس زندان اصفهان گفت: ميانگين سن مجرمان در دهه ۶۰ بالاي ۴۰ سال بود اما اكنون به زير ۳۰ سال رسيده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از كميته اطلاع‌رساني و تبليغات ستاد سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي كاهش استفاده از مجازات زندان، عليرضا بابايي در حاشيه گردهمايي روساي زندان‌هاي مركزي اظهارداشت: زندانيان جوان در واقع جز آينده‌سازان جامعه هستند، بنابراين اعمال و رفتارشان فقط به خودشان برنمي‌گردد بلكه بازتاب آن در اجتماع مشخص مي‌شود.

وي با تاكيد براينكه مسوولان ذيربط بايد به فكر تدوين قوانين جديدي پيرامون حبس زدايي باشند و از قوانين جرم‌زا اجتناب كنند،افزود: امروزه در قانون مجازات اسلامي حدود ۴۰۰ عنوان مجرمانه وجود دارد كه در راستاي سياست حبس‌زدايي بايد كاهش يابد.

بابايي با بيان اينكه متاسفانه برخي از مسوولان قضايي در كاربرد عنوان مجرمانه دقت لازم را انجام نمي‌دهند، افزود: اين در حالي است كه ۲۰ درصد زندانيان در كمتر از ۱۰ روز و حدود ۶۰ درصد آنان كمتر از يك ماه از زندان آزاد شدند.

رييس زندان اصفهان تصريح كرد: زنداني شدن هر فرد سابقه‌اي براي وي محسوب مي‌شود در حالي كه حضور درصد بسيار بالايي از آنان در زندانِ، نياز نيست.

وي گفت: در سال ۸۵ در حوزه قضايي استان اصفهان حدود ۸۰ درصد ورودي به زندان سابقه اول ( بدون سابقه) بودند كه حدود ۵۰ درصد آنان در كمتر از ۱۰ روز آزاد شدند.

بابايي با بيان اينكه حدود ۴۰ درصد از ورودي زندان‌ها را معتادان اعم از مصرف‌كننده و يا خريد و فروش تشكيل مي‌دهد،افزود: افراد را نبايد به هر جرم كوچكي روانه زندان كنيم و سه درصد از زندانيان در طول ۱۰ ماه سال جاري در كمتر از يك روز از زندان آزاد شدند.
+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:12  توسط علی شیروانی  | 

"America Has Taken a Great Step Forward"

Iraqi Foreign Minister Hoshyar Zebari discusses plans for an international conference on Iraq that will include representatives from both Tehran and Washington.

A place at the table: Iranian President Mahmoud Ahmadinejad (center) and his Syrian counterpart Bashar Assad
Zoom
REUTERS

A place at the table: Iranian President Mahmoud Ahmadinejad (center) and his Syrian counterpart Bashar Assad

SPIEGEL: Mr. Minister, of all the possible countries, it is beleaguered Iraq that has managed to bring the United States and Iran to the negotiating table. How did this come about?

Zebari: It wasn't easy. Merely keeping this plan a secret for months was difficult enough. We were able to take advantage of a custom that has been in place for more than three years now, namely Iraq's regular meetings with its neighboring countries. At our last meeting in Tehran, we decided to take the risk of holding the next conference in Baghdad and, in addition to our six neighbors, to invite Egypt, Bahrain, the Arab League, the Organization of Islamic States and the Americans. We wanted to secure a commitment from them and hold them to it.

SPIEGEL: And yet tensions between Washington and Tehran have been consistently on the rise since this meeting last fall. The US military detained Iranian citizens in Iraq and increased its presence the Gulf, and Iran threatened with "devastating consequences" in the event of an attack.

Zebari: Yes, but at the same time we had the Baker-Hamilton report on the situation in Iraq and throughout the Middle East, which expressly recommended that Washington enter into talks with Syria and Iran. This was very helpful to us, and it encouraged us to put forward the proposal to arrange a meeting at the ambassadorial and deputy ministerial level.

SPIEGEL: Did the idea find resonance?

Zebari: At first there was opposition from both sides. Iran and Syria were afraid that the whole thing could turn into nothing but a PR event. And the Americans didn't immediately accept the idea, either.

SPIEGEL: What caused them to change their minds?

Zebari: There were two things: our insistence that all that would be discussed at this conference would be the situation in Iraq and the multilateral framework -- the broad regional approach to the conference. Anyone following developments in the Gulf in recent years knows that it is a breakthrough that the conference has come about in the first place. We are really in a win-win situation now.

Iraqi Foreign Minister Hoshiyar Zebari: "We are really in a win-win situation now."
Zoom
REUTERS

Iraqi Foreign Minister Hoshiyar Zebari: "We are really in a win-win situation now."

SPIEGEL: Who was the most difficult to convince?

Zebari: The Iranians were the last ones to stand. But after a week even they found our arguments so convincing that they agreed to send their foreign minister.

SPIEGEL: But the meeting of foreign ministers is not expected to take place until April, likely in Istanbul.

Zebari: We haven't discussed this second meeting in detail yet. We can only invite people to attend that conference once the first meeting has been a success.

SPIEGEL: How do you envision this second conference? Do you see yourself acting as an intermediary between US Secretary of State Condoleezza Rice and her Iranian counterpart, Manouchehr Mottaki?

Zebari: I am already familiar with this type of situation. I sat at a table with the two former foreign ministers, Colin Powell and Kamal Kharrazi, in Sharm al-Sheikh, Egypt in 2004 -- also on the periphery of a conference on Iraq. We told a lot of jokes at the time.

SPIEGEL: Nevertheless, the situation remains serious in Iraq. What sort of commitment can the conference secure from Tehran to help Iraq move in the direction of stability and peace?

Zebari: Iran has many interests and a lot of influence in Iraq, and it has only intensified its relationships since Iraq's liberation. Our principal concern is that Tehran not support individual groups in Iraq but the Iraqi government -- a Shiite-led government that is friendly to Iran. Whatever we decide at this conference, it is important for the Iranians to know that it will not affect our good bilateral relations.

SPIEGEL: And what do you expect from America?

Zebari: I believe that America has already taken a great step forward by agreeing to participate in this conference. In doing so, it has demonstrated that it is not considering a war against Iran or regime change in Tehran. This makes us all very hopeful.

Interview conducted by Bernhard Zand.

+ نوشته شده در  Mon 5 Mar 2007ساعت 22:4  توسط علی شیروانی  | 


*فرار شهرام جزايري،مجتمع قضايي اموراقتصادي را لرزاند*‌
شاهرودي:رييس مجتمع،رييس زندان اوين وقضات پرونده بركنار شدند
آوايي:غفلت،بي‌توجهي ومسامحه شده اماتباني نه

در حالي كه هنوز از دستگيري شهرام جزايري خبري نيست، مجتمع قضايي امور اقتصادي به دليل فرار اين متهم دستخوش تغييراتي عمده شد.

ادامه خبر

+ نوشته شده در  Sat 3 Mar 2007ساعت 21:48  توسط علی شیروانی  | 

بهترين انسان ها همچون آب است . به همه چيزفايده مي رساند ولي با هيچ كدام از آنها رقابت نمي كند .
لائو تسه ( حكيم چيني )

تنهايي ترسناك است چون انسان ها بي پرده باخود مواجه مي شوند . ويلهلم وايشدل ( نويسنده آلماني )

آن كسي كه ايمان قوي دارد ، مي تواند كوهي را جابه جا كند . ولي اگر علاوه بر آن كور هم باشد ، بهترين چيزها را زير آن دفن مي كند . كارل هاينريش واگن ( نويسنده آلماني )

كساني كه بدون دليل معين به يكديگر اعتمادندارند ، به خويشتن خويش نيز بي اعتمادند . فردريش تئودور وشير ( نويسنده آلماني )

براي ما انسان ها چه خوب است كه بهانه اي داشته باشيم براي غمگين بودن . فردريش هلدرلين ( شاعر آلماني )

دوري كردن از انسان هايي كه دوست شان داريم ، بي فايده است . زمان به ما نشان خواهد داد كه جانشيني براي آنها نخواهيم يافت . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

بهتر است انسان ، پولي در جيب خود نداشته باشد تا اين كه دوستي در دنيا نداشته باشد . ضرب المثل آلماني

همه چيز در دنيا قابل تحمل است بجزروزهاي خوب پياپي . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

وقتي آخرين نقاب را از چهره برمي گيريم ، صورت خود را از دست مي دهيم . هانس كودزوس ( نويسنده آلماني )

او به درون خويشتن رفت و شگفت نيست اگرراه را گم كرده باشد . ديتر لايز گانگ ( نويسنده آلماني )
مي توان با همان سرعتي سقوط كرد كه مي خواستي پرواز كني . ماري فن بنر اشنباخ ( نويسنده آلماني )

گاهي انسان هاي بسياري لازم است تا يكي رافراموش كنيم . فريدل بيتل رك ( نويسنده آلماني )
سئوالي دارم ، چيست آنچه بر تو حكمت مي كند ؟ عقل تو يا قلب تو ؟ اگر هم عقل داري و هم قلب ، هر دو را آشكارنكن . اگر هردو را آشكار كني ، تو را نيست و نابودمي كنند . فردريش هلدرلين ( شاعر آلماني )

انسان ها يكديگر را بهتر مي شناختند اگر بعضي دائمٹ نمي خواستند به ديگران تشبه كنند . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

در دنيا آنچه مهم است ، شناختن مردم نيست ، بلكه اين است كه در يك لحظه ، زيرك تر از كسي باشيم كه برابر ما ايستاده است . همه بازارهاي ساليانه وتمام فريادهاي مردم بازاري گواه اين مساله است . يوهان ولفگانگ گوته ( شاعر آلماني )

گاهي فرق هاي بسيار كوچك ، زمينه تفاوت هاي بزرگ است . ماري فن بنر اشنباخ ( نويسنده آلماني )
+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2007ساعت 17:32  توسط علی شیروانی  | 

اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضاييه
                                        اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضاييه اعلام كرد: قبول ماترك از ناحيه وراث، موجب مسووليت ورثه در قبال مطالبات اشخاص مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از اداره كل امور حقوقي و اسناد قوه قضاييه سوال شده است: شخصي به موجب يك فقره چك از صادركننده آن مقداري به ميزان مندرج در چك طلبكار بوده كه شخص فوت مي‌كند و ورثه ماترك را قبول مي‌كنند، طلبكار جهت وصول طلب به يكي از وراث مراجعه و مبادرت به تقديم دادخواست عليه وي مي‌كند، تكليف دادگاه چيست در حاليكه ساير وراث در دعوا دخالت ندارند.

در پاسخ به اين سوال آمده است: چنانچه وراث ماترك را قبول كرده باشند چك بلامحل مي‌تواند به هريك از ورثه به نسبت سهم‌الارث خود از ماترك، مراجعه كند و در صورتي كه براي وصول تمام وجه چك تنها به يكي از ورثه مراجعه كند دادگاه مي‌تواند فقط به نسبت سهم‌الارث، وارث مذكور را محكوم كند.
+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2007ساعت 17:30  توسط علی شیروانی  | 

رئيس پژوهشكده پولي و بانكي بانك مركزي
                                        احمد مجتهد ايجاد ضمانت اجرايي قوي را براي استفاده از سفته و برات به جاي چك، كاهش هزينه‌هاي استفاده از سفته و برات و مورد استفاده قرار گرفتن چك در پرداخت هاي نقدي را پيشنهاد داد و گفت: قرار است قوه قضائيه با همكاري بانك مركزي قانون چك را اصلاح كنند كه اين اقدام نيازمند انجام يكسري تشريفات و تصويب اصلاحات آن در مجامع مختلف است.
رئيس پژوهشكده پولي و بانكي بانك مركزي در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص آخرين اقدامات براي اصلاح قانون چك گفت: قرار بود قوه قضائيه با همكاري بانك مركزي قانون چك را اصلاح كند ولايحه جديدي براي چك تدوين شود.

احمد مجتهد با اشاره به دو مشكلي كه در رابطه با استفاده از چك وجود دارد، اظهارداشت: با توجه به جنبه حقوقي استفاده از چك، در ابتدا از بخش اعظم چك‌هاي برگشتي جرم زدايي شد و پس از آن با يكسري مشكلات در رابطه با دريافت و پرداخت چك كه باعث عدم اعتماد مردم بود، مواجه شديم.

به گفته وي اين مشكلات باعث شد تا قوه قضائيه به فكر اصلاح قانون چك بيفتاد و با كمك بانك مركزي تجديد نظري در اين رابطه انجام دهد.

رئيس پژوهشكده پولي وبانكي بانك مركزي خاطر نشان كرد: از بحث ها و اقدامات نهايي در اين خصوص اطلاع دقيقي ندارم اما قرار است اين تجديد نظر در قانون چك انجام شود و اجراي اين لايحه نيازمند انجام يكسري تشريفات و تصويب اصلاحات آن در مجامع مختلف است.

وي بحث اعتبارچك را بسيار مهم ارزيابي كرد و گفت: به دليل گسترش استفاده و به كارگيري كارت هاي پرداخت يا ديويد كارت ها كه همان كارهاي چك را به نحو بهتر و مطمئن تري انجام مي دهد، امروزه اهميت چك در دنيا در حال كاهش است.

مجتهد به مشكلات استفاده از چك نظير برگشت خوردن و ايجاد مشكلات قضايي براي افراد اشاره كرد و افزود: زماني كه پرداختي در قالب كارت انجام مي شود، بلافاصله نسبت به پريا خالي بودن موجودي فرد پرداخت كننده اطلاع حاصل مي شود به علاوه بدون اين كه مشكلي از لحاظ پرداخت يا سوء استفاده ها صورت گيرد، پرداخت ها به صورت نقدي انجام مي شود.

وي يكي از مشكلات عمده استفاده از چك در ايران را مدت دار بودن آن ذكر كرد و ادامه داد: در ايران به جاي استفاده از سفته وبرات كه ابزار خاصي براي فعاليت هاي مدت دار هستند از چك كه ضمانت اجرايي قوي تري داشت، استفاده مي شد.

رئيس پژوهشكده پولي و بانكي بانك مركزي ايجاد چنين ضمانت اجرايي را براي سفته وبرات به جاي چك، كاهش هزينه هاي استفاده از سفته و برات ومورد استفاده قرار گرفتن چك تنها در پرداخت هاي نقدي راپيشنهاد داد و افزود: با اين روش ها مردم براي استفاده از سفته وبرات راغب مي شوند.

وي يكي از امتيازات چك نسبت به سفته و برات را در حال حاضر كمتر بودن هزينه هاي آن دانست و تصريح كرد: براي استفاده از چك و برات هزينه اي متناسب با مبلغ آن بايد هزينه شود، اما در استفاده از چك مي توانيم به صورت نامحدود هر مبلغي را بدون اين كه مبلغ خاصي غير ازرقم ناچيز برگه چك بپردازيم پرداخت كنيم.
+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2007ساعت 17:28  توسط علی شیروانی  | 

معاون اول قوه قضائيه
                                        خبرگزاري فارس: فردا و با حضور معاون اول قوه قضائيه، دادستان و شهردار تهران، دادسرا ي ويژه رسيدگي به جرائم شهرداري‌ها آغاز به كار مي‌كند
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، دادسرا‌ي ويژه رسيدگي به جرائم شهرداري‌ها به عنوان دادسراي ناحيه ۷ سيد‌خندان فردا به صورت رسمي آغاز به كار مي‌كند.
اين دادسرا ضمن رسيدگي به پروندهاي عمومي اهالي منطقه ۷ تهران‌، به صورت ويژه كار رسيدگي به شكايت شهروندان از شهرداري‌هاي مناطق تهران و همچنين شكايت شهرداري‌ها در رابطه با متخلفان را بر عهده خواهد داشت.
+ نوشته شده در  Fri 2 Mar 2007ساعت 17:26  توسط علی شیروانی  | 

"It's Iran's Turn to Make a Move"

Can the world community stop the spread of nuclear weapons? SPIEGEL spoke with UN Secretary-General Ban Ki-moon about the North Korean compromise, the Iranian threat, and where Germany fits in.

United Nations Secretary-General Ban Ki-moon is optimistic about North Korea. Less so about Iran.
Zoom
AFP

United Nations Secretary-General Ban Ki-moon is optimistic about North Korea. Less so about Iran.

SPIEGEL: Mr. Secretary-General, the dispute on the Iranian nuclear program is coming to a head. What can the United Nations do to prevent a military escalation of the conflict?

Ban: In December, the UN Security Council set serious conditions for Tehran and imposed initial sanctions. Now it's extremely important that the Iranian government fully meet the obligations formulated in the resolution. There is still political leeway for solving the conflict through negotiations. Therefore the talks must not lose momentum. The EU, led by Germany, plays an important role in this. And even if the dialogue has currently reached something of a dead end, I trust the Iranian leadership will use the leeway.

SPIEGEL: Last week, Iranian President Mahmoud Ahmadinejad surprisingly signalled he would like to discuss suspending uranium enrichment. Do you think the offer is a credible one?

Ban: He simultaneously linked the proposal to the condition that all Western nuclear nations also cease their enrichment programs. I don't know what he aims to achieve. For now, it is Iran's turn to make a move, instead of imposing its own new conditions.

SPIEGEL: You've been in office for eight weeks. You've already taken a clear stance on the nuclear conflict with North Korea, but you've held back on Iran. What is the difference between the two countries?

Ban: North Korea has seriously committed itself to negotiations, and its agreement in January with China, Japan, Russia, South Korea and the United States is a major step forward. We've left the stage of lofty declarations behind and agreed on binding practical steps. North Korea has clearly committed to eventually dismantling all nuclear facilities and programs. In return, economic support, especially energy and oil, was promised as well as security guarantees and the prospect of normalized diplomatic relations with the Unites States and Japan.

So far, things look very different in the case of Iran. And the consequences for peace, security and stability in the entire region are much more threatening.

SPIEGEL: In contrast to Iran, Washington showed a willingness to negotiate with North Korea.

Ban: It's important to maintain a dialogue with Iran. Now the European Union has to take the lead politically and move the negotiations forward. But it's not the case that the United States rejects or refuses talks. The Americans have practically always been present at the negotiating table.

SPIEGEL: At the Munich Security Conference, Iran's lead negotiator Ali Larijani introduced the notion of limiting enrichment to uranium not suitable for nuclear weapons. Can that be seen as a compromise?

Ban: The freedom of a country to use nuclear energy for peaceful purposes does not come without conditions. Among those conditions are a credible commitment to peaceful usage, compliance with international agreements and the verifiability of all technical details by the International Atomic Energy Agency (IAEA). Iran must first allow inspectors into the country and open all nuclear facilities and programs to inspection before the international community will be convinced of its peaceful intentions.

SPIEGEL: You're obviously optimistic about the chances for an agreement with North Korea, but not for one with Iran?

Ban: I'm not sure whether I can be truly optimistic, but there is a very encouraging development in North Korea. Now the agreements and commitments have to be implemented. The international community should actively support this process.

SPIEGEL: What do you expect from the German government?

Ban: I need the cooperation and support of all member countries. But Germany has to play a leading role in international conflicts and new challenges, not just as the UN's third most important financial contributor but especially because of its current EU presidency G8 presidency.

SPIEGEL: In 2005, when you were still South Korean Foreign Minister, you rejected Germany's wish for a permanent seat on the Security Council. Where do you stand now?

Ban: As UN Secretary General, I have to be objective and reserved. Above all it is important that the Security Council is expanded and reflects the dramatic changes in international power relations. The only question is when and how. I want to try to promote a reform of the Security Council as transparently and democratically as possible.

Interview conducted by Manfred Ertel and Gerhard Spörl


+ نوشته شده در  Tue 27 Feb 2007ساعت 0:39  توسط علی شیروانی  | 

Mit allen Tricks: Vor 75 Jahren wurde Adolf Hitler eingebürgert, der letzte Akt einer langwierigen Posse, in der der "Deutscheste aller Deutschen" vorübergehend staatenlos war.


Von Peter Kasza

ANZEIGE

Efeu mit weißen und rosafarbenen Chrysanthemen - es war ein prächtiger Kranz, den Adolf Hitler 1941 als letzten Gruß an das Grab des Mannes schickte, der ihn 1924 zu fünf Jahren Festungshaft verurteilt hatte: Dr. Georg Neithardt. Dass ein ehemaliger Häftling seinem Richter aus Dank Blumen schickt, ist eher ungewöhnlich, aber Hitler wusste, was er diesem Mann zu verdanken hatte: nichts weniger als den Fortgang seiner politischen Karriere nach dem gescheiterten Putsch von 1923.

Der erfüllte den Tatbestand des Hochverrats, und in diesem Fall sah das Reichsschutzgesetzes vor, dass gegen Ausländer "auf Ausweisung aus dem Reichsgebiet zu erkennen ist." Nun war Hitler nicht deutscher sondern österreichischer Staatsbürger und hätte in das Land seiner Geburt zurückgeschickt werden müssen - wenn eben Georg Neithardt nicht gewesen wäre.


adolf hitler

Adolf Hitler auf einem offiziellen Porträt von 1937.
Foto: AP

 

Der rechtslastige Richter verließ bei seiner Urteilsbegründung im Hitler-Prozess 1924 das juristische Terrain und wechselte flugs auf das national-emotionale, als er ausführte: Hitler sei gar kein Ausländer, er sei sozusagen ein gefühlter Deutscher. "Auf einen Mann, der so deutsch denkt und fühlt wie Hitler, der freiwillig viereinhalb Jahre lang im deutschen Heere Kriegsdienste geleistet, der sich durch hervorragende Tapferkeit vor dem Feind hohe Kriegsauszeichnungen erworben hat, kann nach Auffassung des Gerichts die Vorschrift des Republikschutzgesetzes keine Anwendung finden." Hitler betrachte sich selbst als Deutscher, deshalb sei er es auch.

Richter Neithardt hatte mit seinem Urteil genau das Schicksal abgewendet, vor dem Hitler panische Angst hatte. Eine Ausweisung hätte ihn seines politischen Agitationsfeldes und damit seiner Lebensgrundlage beraubt. Es war der erste Akt in der langjährigen Posse "Hitler und die Staatsbürgerschaft", der zweite folgte noch im selben Jahr.

"Juden wollen sie, mich nicht"

Dann versuchte die bayerische Verwaltung nämlich, Hitler aus meldepolizeilichen Gründen abzuschieben. Doch der österreichische Bundeskanzler Ignaz Seipel wollte den "Putschisten und Unruhestifter" nicht zurück und ließ frei nach der Argumentation von Richter Neithardt ausrichten: Hitlers österreichische Staatsangehörigkeit sein nicht zweifelsfrei erwiesen, weil er durch den Dienst im deutschen Heer automatisch Deutscher geworden sei - dem entgegen standen mehrere Dutzend vergleichbare Fälle, in denen genau andersherum entschieden worden war.


 
mehr zum Thema

Norman Mailers neuer Roman
Das Projekt Schlupflochweiter
 
Hitler als Gegenstand der Komödie
Lachnummer Adolfweiter
 
Charlie Chaplins Hitler-Parodie
Führer befiehl, wir lachen!weiter
 
Die NS-Zeit als Familienroman
Bruder Hitlerweiter
 
Harald Schmidt über Hitler
Der Begriff "Führer" ist ruiniert für alle Zeitenweiter
 

 

Um auf Nummer sicher zu gehen, beantragte Hitler seinerseits die Entlassung aus der Österreichischen Staatsbürgerschaft. Diese wurde ihm am 30. April 1925 gewährt. Nun war der "Deutscheste aller Deutschen" staatenlos, und weil es somit auch kein Land gab, in das man ihn hätte abschieben können, blieb er.

Hitler echauffierte er sich 1932 zwar darüber, dass er "als einziger Deutscher in einer Zeit, in der 200000 bis 300000 ostgalizische Juden und Schieber eingebürgert worden sind, ausgerechnet nicht eingebürgert wurde"; dennoch hat er die deutsche Staatsbürgerschaft nie selbst beantragt. In seiner Vermessenheit erwartete er, dass man sie ihm antrug. Daran dachte aber niemand, außer ein paar Parteigenossen, die es unerträglich fanden, dass ihr Führer kein Deutscher war.

So ergriff der spätere Innenminister Wilhelm Frick 1930 die Initiative. Deutscher wurde man entweder durch Ernennung, Heirat oder durch ein öffentliches Amt. Die ersten beiden Varianten schieden aus, blieb die letzte. So schanzte Frick Hitler ohne dessen Wissen einen Job als Gendarmeriekommissar im thüringischen Hildburghausen zu. Die Aufgabe sollte Hitler freilich nur auf dem Papier übernehmen, dadurch aber deutscher Staatsbürger werden. Aber das erbärmlich Vorhaben, den "Führer" als Chef einer Handvoll Dorfgendarmen voranzustellen, verlief im Sande. Hitler erschien das Prozedere zu würdelos.

Glückwunsch, Deutschland!

Erst 1932 siegte der politische Zwang schließlich über die "Würde". War es bis 1932 bei der Frage um Hitlers Einbürgerung eher um einen symbolischen Akt gegangen, wurde sie dann zu einer politischen Notwendigkeit. Hitler wollte für das einzige Amt im Staat kandidieren, bei dem er qua Verfassung deutscher Staatsbürger sein musste: das Amt des Reichspräsidenten. Wieder griff die NSDAP auf die gleiche List zurück: Hitler sollte ein öffentliches Amt und damit auch die Staatsbürgerschaft zugeschanzt werden. Dieses Mal waren es die Parteigenossen in Braunschweig, die den Auftrag erhielten, ihn einzubürgern.

Ein erster Versuch, Hitler als Professor für Pädagogik an der technischen Hochschule Braunschweig unterzubringen, scheiterte. Erst in einem zweiten Anlauf war der braunschweigsche Innen- und Volksbildungsminister Dietrich Klagges erfolgreich. Das Staatsministerium des Landes ernannte Hitler zum Regierungsrat im Landeskultur- und Vermessungsamt und beauftragte ihn "mit der Wahrnehmung der Geschäfte eines Sachbearbeiters bei der Braunschweigschen Gesandtschaft in Berlin".

Nun kannte sich Hitler weder mit Vermessungstechnik, noch mit den Interessen des Landes aus - aber es ging ja auch um Wichtigeres: Mit der Ernennungsurkunde am 25. Februar 1932 erhielt Hitler auch die deutsche Staatsbürgerschaft. Einem Gratulanten erwiderte er selbstlos: "Mir brauchen sie nicht zu gratulieren, aber Deutschland."


(SZ v. 24./25.2.2007)

+ نوشته شده در  Sat 24 Feb 2007ساعت 15:10  توسط علی شیروانی  | 

TEHRAN (Reuters) - President Mahmoud Ahmadinejad said on Friday Iran should stand up to the world and pursue its nuclear program, after Tehran ignored a U.N. deadline to stop nuclear work the West says will be used to make atom bombs.  Full Article  

 Photo

+ نوشته شده در  Sat 24 Feb 2007ساعت 15:5  توسط علی شیروانی  | 

Women Only on Iranian Holiday Island

What sounds like a male fantasy is intended for the pleasure of women: An island for females only. The unusual project is developed in Iran in order to boost tourism. A case of holiday paradise or sex segregation?

An Iranain man talks to women wearing special overalls as they prepare for a jet-ski ride at Kish island, Iran.
Zoom
AP

An Iranain man talks to women wearing special overalls as they prepare for a jet-ski ride at Kish island, Iran.

Those who can't afford a vacation in Dubai should perhaps think about heading to Kish in Iran instead. The island city in the Persian Gulf has everything that a holiday-maker's heart could desire: tax-free shopping, luxury hotels, coral reefs and even a Dolphin Park. The beaches are sandy, white -- and segregated by gender. Women go to women's beaches, men go to men's.

But the women's only beach may soon expand. The country plans to dedicate a whole island in northwestern Iran to exclusively-female holiday-making, reports the Tehran-e Emrouz newspaper.

"There will be no men on the Arezou island. Public transport, restaurants and other facilities will be staffed only by women," Agai, a municipality official told the paper.

Arezou is a female name which can be translated as "wish." The island will be on the Orumiyeh lake in Western Azerbaijan province and is intended to promote the area to tourists. Officials say that the segregation from men protects women's rights rather than restricts them.

Modesty laws in the Islamic Republic require women and men to remain covered in front of each other even when swimming. At females-only beaches, women can remove their headscarves and don swimming costumes instead. Whether visitors to Arezou island will be exempt from Islamic dress code due to the unisex environment, is unclear.

mkp/dpa/rts

+ نوشته شده در  Sat 24 Feb 2007ساعت 14:34  توسط علی شیروانی  | 

Meeting for a summit on Airbus Friday, German Chancellor Merkel and French President Jacques Chirac stressed that any restructuring program has to share the pain across the German-French border.

Chirac and Merkel agree.
Zoom
DDP

Chirac and Merkel agree.

Airbus may still be in trouble, but at least the politicians finally seem to be on the same page. Meeting for a tete-a-tete near Berlin on Friday, German Chancellor Angela Merkel and French President Jacques Chirac emphasized that any restructuring plan at the multi-national airplane manufacturer should reflect a fair division of both burden and opportunity.

In a joint statement, the two said they "stand behind Airbus" as the company hammers out a plan to save billions of euros in the coming years. "At the same time, they assume that the effects on jobs, technology and the balance of capabilities in the affected states will be taken into account," the statement continued.

The meeting, originally scheduled as a preparation for the March European Union summit, had quickly grown in importance as the bickering between French and German managers at Airbus intensified throughout the week. The beleaguered jet manufacturer had planned to unveil its cost-saving program "Power 8" on Tuesday, but fears on the German side that a disproportionate number of cuts were going to be made in Germany torpedoed the original timetable.

February 23, 2007

+ نوشته شده در  Sat 24 Feb 2007ساعت 14:28  توسط علی شیروانی  | 

By Bob Drogin, Times Staff Writer
February 23, 2007

VIENNA — Iran has accelerated its program to enrich uranium and defied a United Nations Security Council deadline to suspend nuclear activities, the U.N. nuclear watchdog agency said here Thursday.

The report by Mohamed ElBaradei, head of the International Atomic Energy Agency, confirmed that Iran recently began installing the first of 3,000 gas centrifuges in a heavily fortified, underground chamber at its Natanz plant and that it planned to "bring them gradually into operation by May 2007."

A facility that large, if it functions properly, could produce enough highly enriched uranium in a year to build a nuclear warhead. A senior U.N. diplomat here cautioned that the Iranian schedule was "fairly optimistic" and said that the highly sensitive linked centrifuges, called cascades, may not be operational before the fall.

The six-page report is almost certain to trigger a push by the Bush administration and its European allies for stiffer U.N. sanctions against the Islamic Republic. The intensifying confrontation now moves to London, where major powers will meet Monday to consider a range of actions against Iran.

U.S. Secretary of State Condoleezza Rice, in Berlin, said the United States was determined to "use all available channels and the Security Council" to draft a new resolution aimed at halting Tehran's nuclear activity.

The report "shows that Iran has not changed its behavior, has not changed its views and is continuing on the path of defiance," State Department spokesman Tom Casey said in Washington.

But Russia's U.N. ambassador, Vitaly Churkin, told reporters at the United Nations that sanctions were not a solution. "We should not lose sight of the goal, and the goal is not to have a resolution or to impose sanctions," he said. "The goal is to accomplish a political outcome of this problem."

The Security Council voted unanimously Dec. 23 to give Iran 60 days to close an aboveground test facility at Natanz, where it had begun small-scale uranium enrichment in August. The resolution also required Iran to suspend work at an underground facility at Natanz, halt construction of a nuclear reactor at Arak and freeze other nuclear activities deemed to be worrisome.

ElBaradei's report indicated that the Iranians instead pushed the program into higher gear. The senior U.N. diplomat who discussed the report described it as showing "no progress" in resolving the IAEA's major outstanding concerns.

"There is limited cooperation," he said. "In my view, it's fairly limited."

Iran contends that it will produce uranium enriched only to the lower levels suitable for use in civilian reactors, but the international community fears an industrial-sized enrichment effort could be converted to produce weapons-grade material.

Iran's president, Mahmoud Ahmadinejad, showed no signs of compromise. Iran "will not withdraw from its nuclear stances even for one single step," he said in the provincial town of Talesh on the Caspian Sea, according to the semiofficial Fars news agency.

Iranian officials have told the IAEA that they ultimately hope to install 54,000 centrifuges, a facility potentially large enough to provide fissile material for 20 bombs a year. Other stages still would be necessary to cast the uranium and pack it into a successful explosive device.

IAEA inspection teams have visited Iran regularly since early 2003, returning every two weeks on average, and have installed cameras in a few locations at Natanz.

But Iranian officials have rebuffed agency requests to install more sophisticated cameras inside the subterranean centrifuge hall that can stream nonstop pictures back to Vienna, to ensure that no nuclear material is diverted. As an alternative, the IAEA seeks to launch unannounced inspections at any time at the facility, which Iran does not permit.

Officials in Tehran also failed to fully explain the source of particles of highly enriched uranium that had been detected on equipment at Natanz and at a separate physics research center, the report said. Iranian officials also refused to let IAEA representatives interview the former head of the research center.

Agency inspectors visited Iran this week and plan to return March 3.

Iran has steadily pushed forward with its nuclear program since the 20-year secret effort was publicly revealed in August 2002. But the recent work to install 3,000 centrifuges at Natanz has stoked concerns that Iran may near a "break-out" point for building a nuclear weapon in a matter of months.

During an IAEA team's visit to the underground site Feb. 17, Iranian officials informed the group that they had installed two cascades of 164 centrifuges each and that another two cascades were in the "final stages of installation." The Iranians said they would begin introducing uranium hexafluoride gas into the system to start enrichment by the end of the month.

Officials at IAEA headquarters in Vienna said that Iranian scientists had mastered centrifuge technology in recent months. One agency official described as "wishful thinking" reports that the centrifuges tested at Natanz were prone to breakage. He said the Iranians had run engineering tests "to the breaking point" to measure the weakness in the system. "They know how to enrich," he added. "They know how to spin centrifuges."



Single page
 
  1   2   >>
+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 12:33  توسط علی شیروانی  | 

Top Story

This article is viewable on Topix.netWhy US is now turning to diplomacy

21 hrs ago | Christian Science Monitor on Topix.net

A UN report expected to be issued Thursday, finding Iran undeterred in its pursuit of uranium enrichment, represents the kind of collective international action the Bush administration once scoffed at.

+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 12:24  توسط علی شیروانی  | 

پاپ بنديكت شانزدهم رهبر مذهبى كاتوليك هاى جهان «دوست داشتن دشمنان را هسته مركزى انقلاب مسيحيت» خواند.پاپ افزود: «به عقيده انجيل، نبود خشونت به معنى پاسخگويى به شر با نيكى است.» پاپ گفت: « آنهايى كه به حرف هاى مسيح گوش مى كنند، با اين كه خشن نيستند، امامسلح براى انقلاب هستند.آنها در برابر منطق قدرت اقتصادى، سياسى و رسانه اى مى ايستند، اما در برابر شر تسليم نمى شوند و با آن با سلاح عشق و حقيقت مقابله مى كنند.» پاپ به نقل از مسيح آيه اى از انجيل را يادآور شد كه در آن آمده است: دشمنان خود را دوست بداريد. پاپ افزود: دوست داشتن دشمن، هسته مركزى انقلاب مسيحيت است، انقلابى كه بر پايه راهبردهاى قدرت اقتصادى، سياسى و رسانه اى استوار نيست.
+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 11:36  توسط علی شیروانی  | 

به اميد خروج بوش از عراق نمانيم
278772.jpg
اينديپندنت ـ برگردان: پوراندخت مجلسى

كسانى كه حمله به عراق را طرح ريزى كردند، به طور بى سابقه اى هدف انتقاد هاى شديد قرار گرفته اند. تحليلگران آگاه مى توانستند درك كنند كه اين اقدام خطرهاى زيادى براى منافع آمريكا در بردارد، ولى آن را ابراز نكردند. مخالفت ها با جنگ عراق در سراسر جهان بسيار شديد و قاطع بوده و هزينه سنگين آن براى آمريكا كاملاً آشكار است. فاجعه اى كه بر اثر اين تهاجم ايجاد شده وراى بدترين انتظار ها بوده است، ديدن رفتارهاى نادرست جدى ترين حاميان جنگ كه سعى دارند چيز هايى را كه به روشنى گفته بودند، انكار كنند، بسيار جالب و سرگرم كننده است.
در مورد انگيزه باقى ماندن ايالات متحده در عراق مى توان گفت آنچه را كه پيش از اين سال ها و بار ها گفته ام تكرار كنم. يك عراق مستقل با يك دموكراسى - هرچند نيم بند- مى تواند براى طراحان آمريكايى آن ناكامى و فاجعه به بار آورد: با وجود در اكثريت بودن شيعيان به احتمال زياد مناسبات خود را با ايران و ديگر شيعيان گسترش خواهند داد؛ در سراسر مرز عربستان سعودى يك جمعيت شيعى حضور دارند كه بشدت به وسيله اين حكومت مورد حمايت آمريكا سركوب مى شوند و هر گامى كه به طرف استقلال عراق برداشته شود، به آنها براى فعاليت هاى حقوق بشرى و كسب درجه اى از آزادى، جرأت مى بخشد و دست برقضا اين امر درست در جايى پيش مى آيد كه ميدان نفتى عربستان آنجا قرار دارد.
از اين ها مهم تر، حاكميت و استقلال عراق ممكن است به يك اتحاد و همبستگى براى كنترل بيشترين منابع نفت جهان بينجامد، بدون وابستگى به آمريكا و مستقل از آن. اين امر در صورت تحقق به تضعيف دستيابى آمريكا - كه از جنگ دوم جهانى به اين طرف، يك قدرت جهانى شده است- در رسيدن به هدف هاى اصلى اش منجر مى شود و باز هم از اين ها بد تر، اين كه اگرچه آمريكا مى تواند اروپاييان را دچار ترس كند و آنها را به وحشت بيندازد، ولى نمى تواند چين را بترساند كه بى دغدغه و با خيال آسوده به راه خودش مى رود، حتى در عربستان سعودى. همين امر دليلى است بر اين كه چرا چين يك تهديد بزرگ به شمار مى رود. احتمال اين كه بلوك مستقل انرژى در منطقه خليج(فارس) به شبكه امنيت انرژى آسيايى Asian Energy Security Grid ، كه پايه گذار آن چين است، وShanghai Corporation Council كه روسيه، با منابع عظيم انرژى اش جزء لاينفك آن است، بپيوندد زياد است. دولت هاى آسياى مركزى هم ـ كه پيش از اين عضو آن بوده اند ـ و شايد هند، اين همكارى را تكميل كنند. ايران هم كه از قبل با آنها همكارى داشته است. همچنين احتمال تشكيل بلوك يا جبهه اى از دولت هاى عربى كه شيعيان در آنها دست بالا را دارند نيز وجود دارد. همه اين ها كابوسى خواهد بود براى طراحان سياست آمريكا و متحدان غربى شان. بنا بر اين، دلايلى بسيار قوى وجود دارد كه چرا آمريكا و بريتانيا همه روش هاى ممكن را براى كنترل مؤثر عراق مى آزمايند.
آمريكا در حال ساختن كاخى عظيم براى سفارتخانه خود در بغداد است كه تاكنون بزرگ ترين مركز ديپلماتيك در جهان است و در آينده شهرى جداگانه در داخل بغداد خواهد شد. آمريكا پول زيادى را براى ساختن پايگاه هاى نظامى خود در عراق هزينه كرده است. اين ها را درست نكرده براى اين كه تحويل عراقى ها بدهد و برود. همه اين ها جدا از انتظاراتى است مبنى بر اين كه اوضاع آينده به شكلى ترتيب داده شود كه شركت هاى بزرگ آمريكايى بتوانند از منابع عراق سود ببرند. اين مطالب و احتمال ها كه در برنامه ريزى هاى سياستگذاران آمريكايى اهميت زيادى دارد،البته موضوع بحث ما نيست، چون نمى توان در باره آنها اظهار نظر قاطعى كرد. اين ها فقط چيز هايى است كه وجود داردو يا ممكن است اتفاق بيفتد.
اما اين واقعيت هاى اين دكترين اساسى را نقض مى كند كه قدرت دولت، هدف هاى شريفى دارد و هرگاه اشتباهات فاحشى مرتكب شود، اين اشتباهات داراى انگيزه هاى ناجور و خشن نيست و زير تأثير منافع قدرت هاى خصوصى داخلى قرار نمى گيرد. هر پرسشى در مورد اين واقعيت هاى بزرگ يا ناديده گرفته شده و يا به باد انتقاد گرفته مى شود. همچنين به دلايلى منطقى، صدور اجازه بحث درباره آنها ممكن است موجب تضعيف قدرت و امتيازات آن شود. دستورات رياست جمهورى، معمولاً حاوى عبارتى است در مورد معيار هاى آزادى كه همواره بايد همراه با هر عمل باشد، ولى افراد اهل منطق اين عبارت را ناديده گرفته اند و رعايت آن را به عنوان موضوعى بى معنى، قابل طرح ندانسته اند.
موضوع ديگرى هم هست: حتى متعهد ترين محققانى كه از «ترويج دموكراسى» حمايت مى كنند تشخيص مى دهند كه «خط مستمر» نيرومندى در كوشش هاى آمريكا وجود دارد براى اين كه دموكراسى تا جايى تنزل يابد كه هدف هاى آن فقط وقتى مورد حمايت قرار گيرد كه با هدف هاى استراتژيك و اقتصادى آنها انطباق يابد. براى نمونه پشتيبانى از مجازات وحشيانه مردمى را مى توان نام برد كه مرتكب اين جنايت شده اند كه در يك انتخابات آزاد «در جهتى اشتباه» رأى داده اند: آنها مردم فلسطين را هدف مجازات ها ى وحشيانه خود قرار داده اند، با عذر و بهانه هايى كه در جوامع آزاد واقعاً تمسخرانگيز است.
در آمريكا نظر برگزيدگان قدرت در مورد دموكراسى معمولاً اين بوده است كه آن را يك تهديد خطرناك به حساب آورده اند كه بايد در برابر آن مقاومت كرد. ولى بعضى از عراقى ها قبول كرده اند كه مأموريت بوش آوردن دموكراسى به جهان است. يك در صد عراقى ها در نظر سنجى چنين نظرى را ابراز داشته اند كه در واشنگتن آن را نظرى بزرگ منشانه دانستند.
در مورد پيشنهاد بيرون بردن نيرو هاى آمريكايى از عراق، نسبت به گفته مسئولان طراز اول بايد محتاط بود. بعضى ها ممكن است آن قدر زير تأثير القائات قرار گرفته باشند كه به خودشان اجازه ندهند در باره دلايل تهاجم يا اصرار در حفظ و تداوم اشغال - به هر شكل ممكن- بينديشند. بعضى هم ممكن است تكنيك هاى مؤثرى براى كنترل اوضاع در نظر داشته باشند : آرايش تازه نيرو ها ى آمريكايى در پايگاه هاى عراق و در منطقه شكل مى گيردتانسبت به سازمان دهى پشتيبانى نظامى از كشور هاى وابسته اطمينان يابند تا تجربه ويتنام تكرار نشود.
در مورد پى آمد هاى عقب نشينى نيرو هاى آمريكايى حق داريم به شيوه خود قضاوت كنيم، ولى اين ها به هيچ وجه اهميت ندارند. آنچه مهم است اين كه، عراقى ها چگونه فكر مى كنند. بى شك ما در مورد شخصيت و سطح اخلاقى كه بر فرهنگ روشنفكرى مان حكمفرماست، چيز هاى زيادى را فهميده ايم.
گزارش بيكر- هاميلتون، پيشنهاد تجزيه عراق را نپذيرفته است، حتى خودمختارى در سطح بالا و در درون يك ساختار فدرال راقبول نكرده است. اگر چه اين امر واقعاً به ما مربوط نيست و حق ما نيست كه در باره آن تصميم بگيريم، ولى شك گرايى و ناباورى آنها موجه است. كشور هاى همسايه عراق نسبت به يك كردستان مستقل مخالفت شديدى خواهند كرد. حتى ممكن است تركيه در چنين صورتى به كردستان حمله ور شود و اين استقلال مى تواند تهديدى هم باشد براى اتحاد مهم و حياتى و ديرپاى آمريكا-اسرائيل- تركيه. كرد ها بشدت طرفدار استقلال خود هستند، ولى به نظر مى رسد كه آن را امكان پذير نمى دانند دست كم در حال حاضر.
به نظر مى آيد فدرالى شدن عراق به نظر منطقى است، ولى اين طرح در چشم انداز آينده اى نزديك در عراق واقع گرايانه به نظر نمى آيد.
سياست آمريكا در مورد ارتش خود، پس از عقب نشينى بايد همانى باشد كه در مورد ديگر مهاجمان به كار مى رود: ۱- پرداخت غرامت جنگى به عراق ۲- توجه به خواست قربانيان ۳- واداشتن همه گروه هاى مقصر به پاسخ گويى، با اصول دادگاه نورمبرگ ( دادگاهى كه پس از جنگ جهانى دوم در نورمبرگ آلمان و براى محاكمه جنايتكاران جنگ تشكيل شد-م ) و اساسنامه سازمان ملل و ديگر اسناد بين المللى.
يك پيشنهاد عملى تر اين است كه سعى كنيم در جامعه داخلى و فرهنگ مان آن قدر تغييرات ايجاد كنيم كه براى آنچه قرار است مورد تأمل وبازنگرى قرار گيرد، كافى باشد. اين وظيفه بزرگى است و نه تنها در باره اين موضوع، بلكه درباره همه مسائلى صدق مى كند كه با زندگى مردم مرتبط است، اگرچه فكر مى كنم مخالفت برگزيدگان با چنين پيشنهادى خيلى شديد تر از مردم عادى باشد.
+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 11:28  توسط علی شیروانی  | 

                                        ماده ۱ـ از تاريخ لازم‌الاجرا شدن ماده ۱۸ اصلاحي قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب حوزه نظارت قضايي ويژه و اداره كل نظارت و پيگيري ـ دادستاني كل كشور ـ رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح و روساي كل دادگستري‌هاي استان سراسر كشور به شرح مواد آتي بايستي عمل و اقدام نمايند.

ماده ۲ـ نمايندگان حوزه نظارت قضائي ويژه در دادگستري استانهاي سراسر كشور و سازمان قضائي نيروهاي مسلح زيرنظر روساي دادگستري استانها كماكان به انجام وظايف قانوني مربوط به اجراي اين قانون در محدوده اختيارات و صلاحيتهاي تعيين شده در اين آئين‌نامه ادامه مي‌دهند.

ماده ۳ـ دادستان كل كشور يكي از معاونين دادستاني را براي تصدي اجراي اين قانون در محدوده اين آئين‌نامه معرفي مي‌نمايد تا ابلاغ لازم براي او صادر شود همچنين دبيرخانه تعداد لازم پرسنل قضائي و اداري براي انجام اين كار را پيشنهاد مي‌كند تا پس از تصويب و صدور ابلاغ‌هاي قضائي لازم شروع به كار كند.

ماده ۴ـ دادگستريهاي استانهاي سراسر كشور نيز دبيرخانه‌اي با تعداد لازم پرسنل قضائي و اداري براي اجراي اين قانون پيشنهاد مي‌كنند تا پس از تصويب و صدور ابلاغ‌هاي لازم شروع به كار كند و چنانچه قبل از اجراي اين قانون نمايندگان حوزه نظارت قضائي در هر استان براي اجراي ماده ۲ دبيرخانه‌اي داشته‌اند همان دبيرخانه اين وظايف را انجام خواهد داد.

ماده ۵ ـ متقاضيان درخواست خلاف بين شرع احكام قطعي با توجه و در نظر گرفتن تبصره پنج اين قانون از جهت مدت و با ارائه مدارك و مستندات لازم بايستي به شرح زير اقدام نمايند:

الف ـ متقاضيان و معترضين به احكام قطعيت يافته مرحله بدوي و تجديدنظر هر استان بعنوان خلاف بين شرع بايستي به دادگستري همان استان مراجعه نمايند.

ب ـ متقاضيان و معترضين به احكام قطعيت‌يافته در ديوان عالي كشور و شعب تشخيص بعنوان خلاف بين شرع بايستي براي تسليم درخواست و مدارك خودشان به دادستاني كل كشور مراجعه نمايند.

ج ـ متقاضيان و معترضين به احكام قطعيت يافته در سازمان قضائي نيروهاي مسلح بعنوان خلاف بين شرع بايستي براي تسليم درخواست و مدارك خودشان به نمايندگان حوزه نظارت قضائي ويژه در سازمان قضائي نيروهاي مسلح همان استان يا به رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح در تهران مراجعه نمايند.

تبصره ـ چنانچه مراجعان بند الف به دادستاني كل كشور و يا مراجعان بند « ب» به دادگستريهاي استان مراجعه نمايند دبيرخانه يا مسئول هر دو مرجع به منظور حفظ حقوق معترضين از جهت تسليم مستندات و مدارك در موعد تعيين‌شده مكلفند درخواست معترضين را پذيرفته و پس از ثبت براي انجام مراحل بعدي به مرجع مربوطه ارسال نمايند و متقاضي معترض را نيز از اين اقدام مطلع سازند تا براي پيگيري به آن مرجع مراجعه نمايد.

ماده ۶ ـ دادگستريهاي استانها بايستي پس از وصول درخواست و مستندات و ثبت آن و بررسي از جهت موعد در صورتي كه درخواست در موعد تعيين شده در تبصره۵ باشد وسيله رئيس دادگستري يا نماينده حوزه نظارت قضائي ويژه در استان به يك نفر از قضاتي كه براي انجام اين كار تعيين گرديده جهت بررسي ارجاع شود، قاضي مذكور مكلف است پرونده را دقيقاً مطالعه نموده با تهيه گزارش اظهارنظر نمايد. اين پرونده پس از اظهارنظر در جلسه‌اي متشكل از رئيس دادگستري استان و نماينده حوزه نظارت قضائي ويژه استان و قاضي بررسي‌كننده مطرح چنانچه حكم قطعي صادره خلاف بين شرع تشخيص داده شد با تنظيم صورت جلسه پرونده را به حوزه نظارت قضائي ارسال مي‌دارند تا با كسب نظر يكي از مشاورين حوزه نظارت قضائي ويژه بنظر رياست قوه قضائيه برسد و چنانچه ادعاي خلاف بين شرع را نپذيرفتند با تنظيم صورت مجلس پرونده را بايگاني و نتيجه را با نامه جهت درج در سوابق به حوزه نظارت قضائي اعلام مي‌نمايند.

ماده ۷ـ درخواست و مستندات تسليم شده به دبيرخانه دادستاني كل در صورتي كه در موعد مقرر در تبصره‌ي ۵ باشد به وسيله معاون دادستاني كل كشور جهت بررسي و تهيه گزارش به يك نفر از دادياران دادسراي ديوانعالي كشور ارجاع مي‌شود تا با مطالعه پرونده و تهيه گزارش اظهارنظر نمايد. سپس اين پرونده در جلسه‌اي متشكل از دادستان كل كشور و معاون مربوطه و داديار بررسي‌كننده مطرح و چنانچه حكم صادره را خلاف بين شرع تشخيص دادند با تنظيم صورتمجلس به حوزه نظارت قضائي ويژه ارسال مي‌دارند تا پس از ثبت و عندالاقتضاء اخذ نظر يكي از مشاوران حسب دستور رئيس قوه قضائيه پرونده به نظر رئيس قوه قضائيه برسد و چنانچه ادعاي معترض را از جهت خلاف بين شرع نپذيرفتند با تنظيم صورت مجلس پرونده را بايگاني و نتيجه را از طريق حوزه نظارت قضائي ويژه به رئيس قوه قضائيه اعلام مي‌نمايند.

ماده ۸ ـ سازمان قضائي نيروهاي مسلح در هر استان نيز به همين ترتيب عمل نموده و در هر پرونده با اخذ نظر سه نفر از قضات آن سازمان در صورتي كه خلاف بين شرع تشخيص داده شد پرونده را با اظهارنظر به حوزه نظارت قضائي ارسال مي‌نمايند تا پس از اخذ نظر يك نفر مشاور يا بازرس قضائي به نظر رئيس قوه قضائيه برسد و چنانچه خلاف بين شرع تشخيص داده نشد با تنظيم صورت مجلس بايگاني و نتيجه را به حوزه نظارت قضائي اعلام مي‌نمايند.

ماده ۹ـ چون به استناد ماده ۱۸ اصلاحي به رئيس قوه قضائيه اختيار داده شده پس از تشخيص خلاف بين شرع بودن حكم تصميم به تجويز اعاده دادرسي گرفته و پس از اتخاذ اين تصميم در صورت ضرورت و لزوم با توجه به مقررات مربوط به اعاده دادرسي و راي وحدت رويه شماره ۵۳۸ ـ ۱/۸/۱۳۶۹ هيئت عمومي ديوانعالي كشور اجراي حكم را متوقف و پرونده را جهت رسيدگي مجدد با عنايت به اين تصميم به مرجع صالح ارسال دارد لذا اقتضاء دارد هر سه مرجع بررسي‌كننده در پيشنهادات ارسالي درخصوص توقف اجراي حكم و چگونگي جريان امر نيز اعلا‌م‌نظر نمايند تا در موقع تصميم‌گيري مشكلي پيش نيايد.

ماده ۱۰ـ هر متقاضي بيش از يك بار نمي‌تواند اين درخواست را تسليم نمايد و بديهي است پس از اتخاذ تصميم درخواست مجدد قابل پذيرش نيست. دفاتر ثبت درخواستها در استانها و دادستاني كل و سازمان قضائي و حوزه نظارت رياست قوه لازم است با مجهز شدن به سيستم رايانه‌اي كليه درخواستها را در رايانه ثبت و از پذيرش مكرر آنها جلوگيري بعمل آورد.

ماده ۱۱ـ روساي كل دادگستري استانها و دادستان كل كشور و رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح چنانچه راساً پس از صدور حكم و قطعيت آن با ملاحظه پرونده يا به طريق ديگر از خلاف بين شرع بودن حكمي مطلع‌شده يا در جريان آن قرار گيرند مكلفند با در نظر گرفتن موعد مقرر در تبصره۵ قانون طبق تكليف مندرج در مواد قبل اقدام نموده و پرونده را با اظهارنظر از طريق حوزه نظارت قضائي ويژه به رئيس قوه قضائيه ارسال و اعلام نمايند.

ماده ۱۲ـ چنانچه روساي دادگستري و دادستان شهرستانها و روساي دادگاههاي بخش مستقل ضمن ملاحظه پرونده يا بررسي به احكام قطعي برخورد نمايند كه آن را خلاف بين شرع مي‌دانند بايستي سريعاً پرونده را با گزارش براي رئيس كل دادگستري استان بفرستند تا رئيس كل دادگستري استان طبق مواد قبلي اين آئين‌نامه عمل نمايد.

ماده ۱۳ـ چون در اين قانون مرجع تشخيص خلاف بين شرع رئيس قوه قضائيه بوده و تجويز اعاده دادرسي نيز با مشاراليه مي‌باشد لذا با توجه به عدم ذكر هزينه دادرسي در اين قانون و اينكه دريافت هر وجهي از اشخاص مستلزم ذكر صراحت قانوني مي‌باشد لذا از متقاضيان معترض به احكام قطعي صادره نبايستي وجهي بعنوان هزينه دادرسي اخذ شود، ليكن لازم است هر متقاضي درخواست خويش را با لايحه‌اي كه بوسيله وكيل يا مشاور حقوقي رسمي تنظيم شده باشد و به امضاء و مهر او ممهور شده باشد تسليم كند. وكلاء و مشاوران حقوقي مكلفند درصورت عدم مخالفت بين حكم با مسلمات فقهي متقاضي را ارشاد نموده از درخواست خود صرف‌نظر كند.

ماده ۱۴ـ با توجه به مفاد لايحه اصلاحي ماده ۱۸ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب ضروري است براي تعيين مغايرت آراء صادره با مسلمات فقه از همكاري قضات با سابقه و با تجربه و آشنا به مسائل فقهي استفاده شود و همچنين در پرونده‌هاي پيچيده و مشكل و مهم به منظور اطمينان بيشتر در مرحله مقدماتي در هر سه مرجع دو يا سه نفر قاضي شركت نموده و اظهارنظر نمايند.

ماده ۱۵ـ بعد از لازم‌الاجراشدن اين قانون چنانچه از اشخاص درخواستي مبني بر اعتراض به حكم به حوزه نظارت قضائي ويژه يا اداره كل نظارت و پيگيري و يا دفتر رئيس قوه قضائيه واصل گردد بايستي ثبت و براي اقدامات بعدي به دادگستري استانها يا سازمان قضائي نيروهاي مسلح يا دادستاني كل كشور ارسال شود تا طبق مواد قبلي آن مراجع اقدام نمايند.

ماده ۱۶ـ رئيس حوزه نظارت قضائي بايستي پس از دريافت پرونده و گزارش و اخذ نظر يك نفر مشاور نتيجه را عيناً به نظر رياست قوه قضائيه برساند و طبق نظر ايشان عمل نمايد بديهي است چنانچه رئيس قوه قضائيه اخذ نظر مشاور يا بازرس قضائي ديگري را لازم بداند دستور مقتضي صادر خواهدنمود.

ماده ۱۷ـ چون منظور از تشكيل نمايندگي در دادگستريهاي سراسر كشور عدم مراجعه متقاضيان به تهران و سهولت و سرعت در پاسخگويي به آنها مي‌باشد لذا مقتضي است روساي كل و نمايندگان حوزه نظارت قضائي در استانهاي كشور پس از دريافت شكايت و اعتراض، دستور لازم صادر و نسبت به راهنمايي و هدايت آنها و رفع مشكلاتشان اقدام مقتضي و قانوني بعمل آورند و در نهايت چنانچه آراء قطعي را خلاف بين شرع تشخيص دادند مراتب را طبق مواد قبل اعلام نمايند.

ماده ۱۸ـ رسيدگي و بررسي شكايات و پرونده‌هاي موضوع اعمال ماده واحده لايحه اصلاحي ماده ۱۸ قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب بايستي بصورت فوق‌العاده و بدون نوبت و معطلي انجام شود مگر اينكه تعداد آنها از امكانات نيروي انساني و ظرفيت پذيرش اين‌گونه درخواستها بيشتر باشد در اينصورت با تنظيم دفتر اوقات و با رعايت اولويت‌ها اقدام گردد.

ماده ۱۹ـ نسبت به درخواستهاي اعمال ماده ۲ كه قبل از لازم‌الاجراشدن اين قانون در نمايندگي حوزه نظارت قضائي ويژه در استانها و سازمان قضائي نيروهاي مسلح و اداره كل نظارت و پيگيري و حوزه نظارت قضائي ويژه در مرحله بررسي و رسيدگي مي‌باشد هر چهار مرجع مكلفند حداكثر ظرف سه ماه از اجراي اين قانون آنها را بررسي نموده و با اظهارنظر طبق مواد قبل يا رويه سابق پرونده‌ها و سوابق جهت اقدامات بعدي بنظر رياست قوه قضائيه برسد.

ماده ۲۰ـ احكامي كه قبل از اجراي اين قانون بررسي شده و خلاف بين شرع آنها باستناد ماده ۲ مورد پذيرش رئيس قوه قضائيه قرار نگرفته و درخواست متقاضيان رد شده است قابل بررسي مجدد به اعتبار اين قانون نيست.

ماده ۲۱ـ چون در تبصره سه اين قانون مقرر گرديده آراء خلاف بين شرع شعب تشخيص در يكي از شعب ديوان بايستي رسيدگي شود لذا پس از تجويز اعاده دادرسي از طرف رئيس قوه قضائيه براي رسيدگي مجدد شعب ديوان بايستي مطابق مقررات زمان و ورود به شعبه تشخيص نسبت به اين پرونده‌ها رسيدگي مجدد نمايند.

ماده ۲۲ـ نسبت به مواد ۱۸ و ۴۰ قانون ديوان عدالت اداري مصوب بهمن ماه ۱۳۸۵ به شرح زير بايستي عمل و اقدام گردد:

نسبت به ماده ۱۸ متقاضيان خلاف بين قانون و شرع آراء ديوان عدالت اداري بايستي به رئيس ديوان عدالت اداري مراجعه و درخواست خودشان را به آن مرجع تسليم نمايند تا رئيس ديوان به تكليف مقرر در ماده ۱۸ عمل نمايد و چنانچه در اين مورد به رئيس قوه قضائيه يا حوزه نظارت قضائي ويژه يا دفتر نظارت و پيگيري مراجعه شود درخواست آنها جهت بررسي و تهيه گزارش توام با اظهارنظر به ديوان عدالت اداري ارجاع مي‌گردد و ديوان عدالت اداري بايستي پس از بررسي و تنظيم گزارش نتيجه را همراه گزارش از طريق حوزه نظارت قضائي ويژه براي رئيس قوه‌قضائيه ارسال نمايد. در صورتي كه رئيس قوه قضائيه راي ديوان عدالت اداري را خلاف بين شرع يا قانون تشخيص داد از طريق رئيس ديوان به شعبه تشخيص ديوان بفرستد.

نسبت به ماده ۴۰ در صورتي كه رئيس قوه قضائيه به هر نحو از مغايرت يك مصوبه با شرع يا قانون و يا خروج آن از اختيارات مقام تصويب‌كننده مطلع شود پس از بررسي موضوع و اخذ نظر كارشناسي به وسيله مشاوران از طريق حوزه نظارت قضائي ويژه موضوع را به هيئت عمومي ديوان عدالت ارسال و ابطال مصوبه را درخواست مي‌نمايد.

ماده ۲۳ـ به منظور استمرار و حُسن نظارت قضائي بر امر دادرسي و بموجب دستور رئيس قوه قضائيه و با ابلاغ صادره از ناحيه رئيس حوزه نظارت قضائي ويژه بازرسان قضائي اداره كل نظارت و پيگيري نسبت به روند دادرسي‌ها در پرونده‌هاي قضائي در حال رسيدگي يا در حال اجرا با عزيمت به محل بازرسي نموده و گزارش امر را جهت استحضار رياست قوه قضائيه ارائه مي‌نمايد.

اين آئين‌نامه در ۲۳ ماده و يك تبصره در تاريخ ۲۵/۱۱/۱۳۸۵ به تصويب رئيس قوه قضائيه رسيد.
+ نوشته شده در  Fri 23 Feb 2007ساعت 1:10  توسط علی شیروانی  | 

امیر مقامی نمرده و به کوری مخالفان حقوق بشر سرزنده و سالم(شکر) اندازه ی ۲الی..... تا  فعال حقوق بشر انرژی داره و کار میکنه.

البته هم چنان تجرد( عامیانه)  دارد. (برای اطلا عات بیشتر ر.ک م.خاقانی پایان نامه.۱۱.۸۵ ).

 

+ نوشته شده در  Thu 22 Feb 2007ساعت 14:24  توسط علی شیروانی  | 

 
 
انتشار خبر دعوت دكتر ظریف از یك مقام امریكایی در سازمان ملل به صرف «كباب ایرانی» ما را بیشتر به یاد «حاجی واشنگتن» مرحوم حاتمی می‌انداخت تا حقیقت یك مذاكره سیاسی! آنجا كه «حاجی» در خاطراتش از مهمانی سرزده رییس جمهور ایالات متحده در خانه‌اش سخن میگوید، از این كه پرزیدنت از «پسته» خوشش آمد، كباب خورد و آواز «شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد...» را شنید كه حاجی برایش خواند! اینك كه «حاجی نیویورك» (آقای ظریف حتما ظرافت طنزآلود این عبارت را درنظر میگیرند و گلایه‌ای نخواهند داشت) در پایان دوره كاری خود در سازمان ملل به سر میبرد، وزیر خارجه امریكا بیخ گوش ما در عراق از تغییر 180 درجه‌ای سیاست امریكا نسبت به ایران سخن گفت و نشان داد باسوادتر از آقاصمد است كه میخواهد تیمش را «360 درجه» تغییر دهد! او اعتراف كرد كه سیاستهای امریكا درقبال ایران اشتباه بوده است! باید با ایران وارد مذاكره شد، آن هم در كنار اعضای دائم شورای امنیت و اتحادیه اروپا. معاونش نیز همزمان گفت: تعلیق، پیش‌شرط مذاكره نیست؛ پیش‌نهاد (پیشنهاد!) است و آماده‌ایم با ایران مذاكره كنیم. این سخنان میتوانست در حكم همان «چسب» باشد كه «كاغذپاره» را ترمیم كند اما واكنش سخنگوی وزارت خارجه ایران تكراری‌تر از همیشه بود: امریكاییها باید حسن‌نیتشان را در عمل ثابت كنند. یعنی با این حرفها هم ایران حاضر به مذاكره با امریكا در مورد حقوق هسته‌ای خود نیست. پیش از این، هاشمی رفسنجانی هم گفته بود اگر امریكا حسن نیت نشان دهد ایران آماده مذاكره است و لاریجانی هم گفت «ما نگفته‌ایم با هیچ كشوری مذاكره نمیكنیم» اما در این میان یك پرسش اساسی وجود دارد: این حسن نیت چیست؟ مصداقش چیست؟ و مبادا مصداقش خود نوعی «پیش‌شرط» از طرف ایران باشد؟! سوال مهمتر: در رابطه نسبتا خصمانه ایران و امریكا جایگاه «حسن نیت» كجاست؟! گمان میكنم حسن نیت را میتوان از دو زاویه بررسی كرد. از نظر حقوقی، اصل و قاعده كه باید مورد احترام باشد اینست كه رفتار و تعهدات كشورها مطابق اصل حسن نیت انجام شود و هدف از آن ضرر زدن به دیگری نباشد. اما از نظر سیاسی حسن نیت چیست؟ آیا به معنای تسلیم شدن بی قید و شرط است؟! كه هرگز روی نمیدهد! من گمان میكنم حسن نیت، در دنیای سیاست نوعی آمادگی برای معامله است و البته هركس سعی میكند كفه خود را در ترازوی معادله سنگین‌تر كند اما این الزاما به معنای عدم حسن نیت نیست! به نظر من گام اول در ابراز حسن نیت میتواند همین سخنان رایس باشد، البته حسن نیت در همین معنای كثیف سیاسی كه عرض كردم! گام دوم را ایران باید بردارد و حداقل با كلماتی مبهم اما با واژگانی مثبت از مذاكره «استقبال» كند. در حالی كه امریكا تلاش دارد از ایران یك كشور متخلف و منزوی در جهان بسازد یا چنین تصویری از ایران ارائه كند، یقینا پاسخ منفی ایران به هر نوع پیشنهاد مذاكره، یك پوئن مثبت برای امریكاست! همه به یاد داریم كه بارها توافقات ایران و اروپا با كارشكنی امریكا ناكام ماند؛ و از همان زمان این موضوع مطرح شد كه در قضیه هسته‌ای (از این ادبیات خوشم نمی‌آید كه بگویم قضیه هسته‌ای، بحث هسته‌ای، چاره چیست؟!) ایران با امریكا طرف است و مستقیما باید «سنگها را وابكند»! اما امریكا هنوز در به رسمیت شناختن توان هسته‌ای ایران یا دولت ایران تردید داشت، كه همزمان بیشتر و بیشتر از تقویت گروههای معاند نظام سخن میگفت و در این وضعیت نمیتوانست مذاكره‌ای را ترتیب دهد كه به معنای به رسمیت شناختن دولت در ایران (به معنای سیاسی و نه حقوقی چون از نظر حقوقی دولت ایران را به رسمیت میشناسد) باشد. حتی پیشنهاد مذاكره درباره عراق نیز با اكراه از سوی یك سفیر امریكایی اعلام شد كه مقامات ایرانی با اكراه به خواست مقامات دوست عراقی آن را پذیرفتند! و با این رفتار خود نشان دادند هیچ علاقه‌ای به واكندن سنگهایشان ندارند! و آن مذاكرات هم كه ظاهرا هرگز برگزار نشد و هر دو طرف نفس راحتی كشیدند!
اما اینك فرصتی پدیدآمده‌است كه باید قدر دانست و از ظرافتهایش آگاه بود. شاید میانجیگری شخص محترم ثالثی مانند دولت سوییس (صرفنظر از آن كه حافظ منافع امریكا در ایرانست) یا البرادعی لازم باشد تا یك مذاكره همه‌گیر درباره برنامه هسته‌ای ایران آغاز شود و الزاما ایالات متحده یكی از طرفین این مذاكره باشد. حتی میتوان مذاكره غیرمستقیم از طریق سوییس (نماینده امریكا) و پاكستان (نماینده ایران) را مطرح نمود؛ گرچه ایران ترجیح میدهد در چنین شرایطی هم احتمالا ونزوئلا یا سوریه را نماینده خود بداند! پیشنهاد رایس پیوستن امریكا در كنار روسیه و چین به مثلث اروپایی (آلمان، انگلیس، فرانسه) است. چیزی شبیه مدل مذاكرات اتمی كره‌شمالی. این میتواند آغاز خوبی باشد تا ایران موضوعات موردخواست خود یعنی تضمین امنیت و تامین انرژی را پیش‌بكشد، گرچه مدل مطلوب‌تر برای ایران آنست كه همراهی یك كشور «دوست» یا «غیرمتعهد» را كنار خود داشته‌باشد؛ اما راهبرد «نگاه به شرق» در دولت نهم هنوز این اطمینان را در این كشورها ایجاد نكرده‌است كه در چنین مواقعی خطر كنند و وارد فراینده پیچیده سیاسی روابط ایران و غرب شوند.
ایران و امریكا به یك مذاكره «جامع» درباره همه اختلافات خود نیاز دارند. انرژی هسته‌ای به منزله «كباب» این مذاكرات خواهد بود اما یقینا اختلافات سیاسی، حقوقی و اقتصادی دیگری نیز وجود دارد كه به منزله مخلفات (دوغ، نان، ریحان!) محسوب میشوند. ایران و امریكا دو راه بیش در پیش ندارند: رودررویی یا واكندن سنگها! این قانون طبیعت است!
از یاد نبریم، مذاكره حتی اگر مذاكره نباشد و بی نتیجه بماند یا یكی از طرفین میز را برهم بزند، حداقل امتیازی كه خواهد داشت برقرار شدن یك گفتگو بوده است. شاید مانند نمازی باطل باشد! گمان نمیكنم اگر آن نماز باطل باشد، اجری برای ذكر خداوند در نظر گرفته نشود! گرچه نماز باید دوباره بجا آورده شود! ارزش گفتگو نیز ارزشی فرازمانیست. حداقل موجب آشنایی طرفین با دیدگاههای یكدیگر میشود و نهایتا میتوان امید به تعدیل نظرات آنها در آینده داشت. اگر بعضی گره‌های ایران به دست امریكا گشوده خواهد شد، بعضی گره‌های امریكا نیز الزاما به دست ایران گشوده خواهد شد یا حداقل ایران این اختیار را دارد كه آن گره‌ها را سفت‌تر یا شل‌تر كند! حتی اگر هیچ برگ برنده‌ای در دست ما نباشد، باز هم باید از مذاكره استقبال كرد و خود را فراری از گفتگو نشان نداد. این، حداقل حداقلهاست. بنابراین از دولتی كه از بی‌پاسخ ماندن نامه‌اش برای بوش گلایه‌مند است یا در بدترین شرایط بحران مذهبی میان مسلمانان و پاپ برای پاپ نامه ارسال میكند؛ انتظار میرود فرصتها را دریابد! كاغذپاره را میشود چسباند، همانطور كه گاهی برای وانرفتن كباب لازم است از «نخ» استفاده كنیم! «استقبال از گفتگو و مذاكره»، الزاما به معنای طبخ كباب خوش طعم نیست، اما حداقل همان «نخ» است، مذاكره نباید «وا» برود! منوچهر متكی به درستی، اظهارات رایس را مثبت ارزیابی كرد. مهم این نیست كه حقیقتا این سخنان «مثبت» باشند؛ مهم اینست كه ما ارزیابی مثبت خود را اعلام نماییم. این وسط باز هم ماند حسرت سخنگویی كه عجولانه گفت: حرف كافی نیست! این همان چیزی بود كه رایس میخواست و به خبرنگار العربیه گفت: حالا از ایران بپرسید چرا مذاكره نمیكند؟!
امیر مقامی
 
 
+ نوشته شده در  Thu 22 Feb 2007ساعت 13:53  توسط علی شیروانی  |